نبوغ شرک (قسمت اول)
منطق شرک در عین حال بیشتر از دین و کمتر از دین است: دین شامل حداقل معنایی جامعهشناختی است که ماشینیترین رفتارهای ما، شخصیترین و عادیترین مناسک ما، روزمرهترین زندگی ما و خردمندانهترین مکاشفات درونی ما را دربرمیگیرد.
نبوغ شرک (قسمت اول)
مردمشناسی در برابر نظام باورها
چکیده:
منطق شرک در عین حال بیشتر از دین و کمتر از دین است: دین شامل حداقل معنایی جامعهشناختی است که ماشینیترین رفتارهای ما، شخصیترین و عادیترین مناسک ما، روزمرهترین زندگی ما و خردمندانهترین مکاشفات درونی ما را دربرمیگیرد. انسانها بیشتر به مناسک نیاز دارند تا به خدایان، بیشتر به زندگی خود علاقه نشان میدهند تا مرگ خود، بیشتر به رخدادهای زندگی توجه دارند تا به سرنوشت.
.jpg)
نویسنده: ژان کوپانس
برگردان: حسین میرزایی
امر اجتماعی و امر فرهنگی را به صورت مکمل در مقابل هم قرار دادن کار آسانی خواهد بود، زیرا دو تعریف بزرگ نخستین از انسانشناسی با همین عبارات ارائه شدهاند. از مدتها پیش جدال قلمی در این مورد به خاموشی گراییده است و در فرانسه، این طرز نگاه به مردمشناسی (خواه اجتماعی، خواه فرهنگی) پیوسته به عنوان کار عجیب و غریب آنگلوساکسونی قلمداد شده است. به خصوص که کلود لوی -استروس در حرکتی پژوهشی و بازترکیبی قدرتمندانه، با انسانشناسی ساختاری خود، زمینه تعریف را نه دیگر به سمت موضوع بلکه به سوی مفهوم سوق داده است. با وجود این، زمینههای متعددی وجود دارند که به نظر نمیآیند به سازمان اجتماعی به معنای خاص آن، مربوط باشند: امر فرهنگی، امر نمادین، امر مناسکی و زبان، هم دانشها هستند و هم تصاویر ذهنی، هم کُدها هستند و هم فعالیتهای فکری. مردمشناس با دیدن این که علوم اجتماعی را ایجاد کند، به خود میگوید که در این جا تحت تأثیر برخی خلأهای عینی در سنت ملی رشته خود و حتی تمام علوم اجتماعی قرار دارد.
موضوعات مرتبط:
شرک شناسی
برچسبها:
شرک شناسی
ادامه مطلب