
توحید و شرک در افعال
توحید افعالی این است که انسان تنها قدرت و تأثیر در عالم وجود را از جانب خداوند بداند یگانه امید او برای نجات و رسیدن به خواسته های آخرتی و دنیایی خود خداوند باشد و بداند که در جمیع ملک و ملکوت، مالک و مدبر و متصرف تنها خداست و یقین بداند که برای خدا شریک و انبازی نیست و دیگران را بالاصاله مؤثر در چیزی نداند و بالاصاله چیزی را از آنان نخواهد و خدا را خالق آسمان ها بشناسد. «الله الذی خلق سبع سماوات و من الارض مثلهن یتنزّل الامر بینهنَّ لتعلموا أنَّ الله علی کل شی قدیر و ان الله قد احاط بکل شی علما»(31) خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آن ها را؛ فرمان (تدبیر) او در میان آن ها پیوسته فرود می آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و این که علم خدا به همه چیز احاطه دارد. آری خداوند، برای انجام امور و نظام عالم وجود اسباب و کار پردازی هایی قرار داده است؛ گرچه نیازی به آنان ندارد و این قدرت را دارد که بدون واسطه امور عالم را مرتب نماید، ولی عظمت و جلال و کبریایی او اقتضا می کند که برای خود اعوان و کار پردازانی داشته باشد. از این رو نباید، انسان بپندارد که واسطه ها بالاصاله قدرت چیزی را دارند، بلکه باید بداند که مؤثر واقعی ذات مقدس پروردگار است. باید برای نجات از خطرها و مشکلات به خداوند توجه نمود و از او درخواست حاجت و نیاز کرد و به غیر از او امیدوار نبود. به یقین بداند هرچه در جهان آفرینش لباس هستی پوشیده و هر خاصیتی از هر آفریده آشکار شده بلکه هر حالتی و عارضه ای در آن ها پیدا شود همه از خداوند است مثلاً گیاهی که سر از زمین در می آورد، خدا او را نمودار کرده، شکل و زیبایی اش از خداوند است، بوی خوشش از خداست، خاصیت سیری یا شفا که از خوردن آن در بدن حیوان و انسان پیدا می شود از خواست و تا جایی که افعال اختیاریه یعنی کارهایی که بشر به اختیار و اراده خودش انجام می دهد مانند راه رفتن، نشستن، سخن گفتن، خواندن، نوشتن و ... و سایر کارهای ارادی همه ی آن ها وابسته به ادامه قدرت و اراده و مشیت خداوند است و خلاصه هرکاری را که بشر بخواهد انجام بدهد وابستگی دارد به اینکه خداوند ادامه ی حیات و توانایی به او بدهد و آن کار مطابق مشیت و خواست خدا باشد و گرنه آن کار شدنی نخواهد بود و خلاصه خالق جمیع کائنات و عوارض و حالات خداوند است، چنانچه رازق و روزی دهنده ی همه خداست و نیز حیات و ممات همه از خداست و در کوچک ترین تصرفی در جهان هستی برای او شریکی نیست و همگی به اذن و مشیت و اراده و قضا قدر اوست.(32) پس اگر ما کسی یا چیزی را مستقل در تأثیر بدانیم و از قدرت خداوند غافل شویم مشرک خواهیم بود و این را شرک در افعال گویند. از شرک های متداول بین اهل توحید شرک در استعانت به اسباب است یعنی اسباب را مستقل در تأثیر بداند.
توضیح مطلب آن که آفریدگار جهان، عالم وجود را بر پایه اسباب بنا نهاده یعنی پیدایش هرچیزی را به چیز دیگر مقدر فرموده مثلاً پیدایش فرزند را به جمع شدن زن و مرد و شرایط دیگر مقدر فرموده است، پیدایش ثروت را در کار کردن و شفا یافتن را در مداوا کردن، آن گاه بشر برای رسیدن به منفعتی یا نجات از ضروری به اسباب آن پناهنده می شود چون به مقصد رسید آن را از همان سبب می داند در حالی که واقعاً نفع رساننده و نجات دهنده خداوند است.
در حدیثی از امام صادق(صلوات الله علیه) آمده که فرمودند: من اطاع رجلاً فی معصیته فقد عبده(33) هرکس مردی را در نافرمانی خدا فرمان برد محققاً او را پرستیده است.
شبهه ای که در اینجا وارد کرده اند این است که آیا توسل به پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) شرک است؟ با اندکی دقت متوجه می شویم که گردش امور هستی بر اساس اسباب و وسایل و به تعبیری دیگر توسل است. آب و مواد غذایی از طریق ریشه، تنه و شاخه ی درخت به برگ آن می رسد و ریشه درخت از طریق برگ، نور و هوا را دریافت می کند. در حدیثی از امام صادق(صلوات الله علیه) می خوانیم: که خداوند از این که کارها بدون سبب و علت جریان پیدا کند، ابا دارد.(34) هرچند خداوند کارها را تدبیر می کند «یدبر الامور»(35) اما فرشتگان واسطه ی تدابیر او هستند «فالمدبرات امرا»(36) در مورد توسل قرآن مجید می فرماید: «وابتغوا الیه الوسیله»(37) وسیله برای نزدیکی به خدا جستجو نمایید. حال آن وسیله چیست؟ خداوند در این آیه وسیله را برای ما مشخص نکرده و به صورت مطلق فرموده است. لذا وسیله، شامل هرچیزی که ما را به خدا نزدیک کند می شود و همین طور توسل حضرت آدم (علیه السلام) پس از آن که از بهشت اخراج گردید، سالیانی را با توبه و انابه گذارند، سپس کلماتی را از طرف پروردگارش دریافت کرد و به آن کلمات متوسل شد. قرآن می فرماید: «فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه»(38) پس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت (و با آن ها توبه کرد) و خداوند توبه ی او را پذیرفت.
فخر رازی و بسیاری از مفسران اهل سنت گفته اند که مراد از کلمات که حضرت آدم به آن ها متوسل گردید، نام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیتش (صلوات الله علیهم) بوده است.(39) پس نمی توان توسل را شرک نماید بلکه عین توحید است.
در کتاب بحار از حضرت صادق (صلوات الله علیه) روایت شده که در تفسیر آیه شریفه «و ما یومن اکثر هم بالله و هم مشرکون»(40) فرمود: اگر کسی بگوید: لولا فلان لهلکت و لو لا فلان لما اصبت کذا و کذا و لو لا فلان لضاع عیالی ... یعنی اگر فلانی نبود، من هلاک شده بودم و به فلان بهره و درآمد نمی رسیدم و زن و بچه ی من ضايع می شدند ... چنین کسی مشرک خواهد بود؛ چرا که برای خدا در عالم ملک شریک قرار داده است.
آری اگر بگوید اگر خداوند فلان وسیله را برای من فراهم نکرده بود و یا فلان کس را واسطه کار من قرار نداده بود من هلاک شده بودم، مشرک نخواهد بود.(41)
توحید و شرک در اطاعت
توحید در اطاعت این است که انسان اساساً باید از خداوند اطاعت و فرمانبرداری کند و اگر از انبیاء و پیامبران و امامان (علیهم السلام) و یا علما اطاعت می کند بدان جهت است که اطاعت از آنان در طول اطاعت خداوند است همانطور که در قرآن کریم می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ...»(42) ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و پیشوایان معصوم خود را.
یکی از نکات ادبی که در این آیه به کار برده شده این است که بین رسول و امامان امر به وسیله «واو» عطف شده کأنه یکی محسوب می شوند که خود دلیل بر تأکید و فرمانبرداری از این بزرگواران می باشد.
راوی می فرماید: که شنیدم از امام صادق(صلوات الله علیه) که می فرمودند: امر الناس بمعرفتنا و الرد الینا و التسلیم لنا، ثم قال: و ان صامو و صلوا و شهدوا ان لا اله الا الله و جعلوا فی انفسهم ان لا یرد و الینا کانوا بذلک مشرکین.(43) مردم مأمورند ما را بشناسند و به ما مراجعه کنند و تسلیم ما باشند.پس فرمود: اگرچه روزه دارند و نماز گزارند و شهادت دهند که جز خدا معبود شایسته ای نیست و در دل گیرند که به ما مراجعه نکنند، بدین سبب مشرک باشند.
بنابراین اطاعت و تعظیم از اولیای خدا و احترام به پدر و مادر و امثال آن ها نیز به امر خداوند است و انسان آنان را مستقلاً و بالذات اطاعت نمی کند، بلکه چون خداوند امر به اطاعت آنان نموده از آنان اطاعت می نماید. پس اگر از کسی که نباید از او اطاعت کند، مانند شیطان و طاغوت ها و یا از هر مخلوق دیگری که اطاعت از او در مسیر اطاعت از خداوند نباشد، مانند اینکه اگر بر خلاف حکم خدا از زن و فرزند و رفیق و ... اطاعت نماید مشرک در اطاعت خواهد بود چرا که او شیطان و امثال او را در اطاعت و فرمانبرداری شریک خدا نموده است.(44) همانگونه که قرآن کریم می فرماید: «قل ان کان اباؤکم و ابناؤکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقتر فتموها و تجاره تخشون کسادها و مساکن ترضونها احب الیکم من الیه و رسوله و جهاد فی سبیله فتربصوا حتی یاتی الله بامره ...»(45) بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه ی شما و اموالی که به دست آورده اید و تجارتی که از کساد شدنش می ترسید، و خانه هایی که به آن علاقه دارید در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه خدا، محبوب تر است، در انتظار این باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند.
تردیدی نیست که در مسأله اطاعت باید کمال دقت شود و انسان در باطن نیز همانند ظاهر، مطیع بی چون و چرای خداوند باشد و هیچ نگرانی و نارضایتی نسبت به دستورات خدا و رسولش و رهبران منصوب از ناحیه ی او نداشته باشد.
شبهه ای دیگر که مطرح می کنند این است که می گویند: شما در هنگام نماز سر بر مهر می گذارید، بنابراین شما بت پرست و مشرک می باشید؟ آیا هرکس پیشانیش را روی هرجا گذاشت، یعنی آن را می پرستد؟ اگر کسی سر بر مهر گذاشت، خاک پرست می شود، پس شما هم مشرک هستید و شرک شما بیشتر است، چون سر بر هر چیزی می گذارید. بنابراین شما هم موکت پرست هستید و هم فرش پرست و ... در حالی که چنین نیست بلکه سجده تنها برای خداوند است(46) نه به این معنا که مهر پرستیده می شود.
موضوعات مرتبط:
شرک شناسی
برچسبها:
شرک شناسی