|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
چکیده:شرک از جمله گناهان کبیره است و در قرآن کریم از آن به عنوان «ظلم عظیم» یاد شده است. اوّلین کسی که مرتکب این خطیئه بزرگ گردید، ابلیس بود که حاضر به پذیرش ربوییّت تشریعی خداوند نگردید و در مقابل امر او ایستادگی کرد و در نهایت به همین سبب از درگاه الهی رانده شد. ملاحظه آنچه بر ابلیس گذشت و عبرتآموزی از سرنوشت وی میتواند بازدارندۀ انسان از ابتلا به این گناه بزرگ باشد. خداوند در قرآن کریم ضمن هوشدار نسبت به پدیده شرک و پیامدهای سوء آن، عواملی را برشمرده است که ممارست در جهت پیاده کردن آنها در وجود خود، انسان را از وسوسههای شیطان و ابتلا به شرک باز میدارد. این تحقیق ضمن مفهومشناسی واژه شرک و بیان اقسام شرک، نحوۀ ارتباط گمراهی ابلیس و پدیدۀ شرک را بررسی کرده و عوامل بازدارندۀ شرک که در قرآن بیان گردیده را تشریح کرده است. مقدمهخداوند در قرآن کریم شرک را گناهی نابخشودنی و از اکبر کبائر معرفی کرده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا».[1] (خداوند [هرگز] شرک را نمی بخشد وکمتر از آن را برای هر کسی که بخواهد میبخشد و آن کس که برای خدا شریکی قرار دهد مرتکب بزرگترین گناه شده است). قرآن کریم مرجع همه اوصاف رذیله را شرک و مبدأ همه اوصاف فاضله را ایمان به خدا و توحید خالص میداند به این معنا که منشأ و سرچشمه بسیاری گناهانی که در قرآن و روایات به آنها اشاره شده است از جلمه غرور، ریا، عجب و تکبر به هواپرستی منتهی می شود و هواپرستی در حقیقت شرک ربوبی است. به راستی ظلمی از این بالاتر نمیشود که انسان جماد بیارزش و یا انسانی را همتایی وجود نامحدودی قرار دهد که جهان هستی حکومت میکند. این کار از سه جهت ظلم محسوب می شود؛ ظلم نسبت به پروردگار از آنجهت که شریکی بر او قائل شده و ظلم بر خویشتن از آن روی که شخصیت و ارزش وجود خود را تا سرحد پرستش یک قطعه سنگ و چوب پائین آورده و ظلم به اجتماع که بر اثر شرک گرفتار تفرقه و پراکندگی و دور شدن از روح وحدت و یگانگی شده است.[2] از طرفی اولین لغزش انسان از زمانی آغاز شد که ابلیس آدم ابوالبشر و همسرش حوا از فریفت و باعث شد تا ایشان از بهشت رانده شدند. ابلیس پیش از این خود به گمراهی خویش اذعان کرده و در درگاه الهی قسم یاد کرده بود تا انسان را نیز به سرنوشت خویش دچار کند. از اینرو بررسی سرگذشت ابلیس یکی از بهترین مصادیق برای پرداختن به پدیده شرک و ریشهیابی این عمل شوم میباشد؛ چرا که شیطان (ابلیس) علاوه بر اینکه خود جزء مشرکین بوده و از پذیرش امر الهی سرباز زده است، قویترین دشمن انسان نیز به شمار میرود و همواره برای گمراه کردن انسان ها در کمین نشسته است. مفهوم شناسی «شرک»شرک«شرک» در لغت اسم و از مادّۀ «شَرِکَ» به معنای شریک قائل شدن میباشد[3] و بنا بر آنچه صاحب مقاییس اللغه بیان کرده، دارای دو معناست؛ یکی دلالت میکند بر مقارنت دو شیء و دیگری به معنای امتداد و مستقیم بودن یک شیئ است. «شرک» در معنای اوّل که بر مقارنت دلالت میکند به این معناست که یک چیز بین دو شیئ مشترک باشد و مخصوص یکی از آنها نباشد؛ مثل مشارکت دو نفر در یک شیئ.[4] راغب اصفهانی نیز با پذیرش معنای فوق در مورد معنای «شرک» مینویسد: «شرکت» و «مشارکت» به در هم آمیختن دو ملک و سهم گفته شده است. به عبارت دیگر «شرکت» عبارت است از این که چیزی برای دو نفر یا بیشتر باشد. در آیهي (أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ)[5] نیز «شرک» در معنای لغوی خود استعمال شده و به معنای نصیب و بهره میباشد. امّا در اصطلاح قرآنی «شرک» به معنای شریک و همتا قائل شدن برای خداوند است؛[6] و «مشرک» اسم فاعل آن است و به معنای « برای خدا شریک قائل است» میباشد[7] یعنی انسان برای خداوند در ربوبیّتش شریک قرار دهد.[8] در قرآن کریم آمده است که لقمان به پسرش خطاب کرد (يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ)[9] یعنی ای پسرم! به خدا شرک نورز که همانا شرک، ظلم بزرگی است. در این آیه شرک در معنای اصطلاحیاش به کار رفته است.[10] همچنین در مورد مشرک می فرماید: (الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آَخَرَ)[11] همان کسی که معبود دیگری با ـ خدا قرار داد. بنابراین مشرک کسی است که برای غیر خداوند، نقش مستقل در عالم وجود قائل باشد، البته مشرک به موجب آن که توحید و یگانگی خدا را در برخی از شئون خداوندی انکار کره است، کافر نیز نامیده شده است؛ چنان که در قرآن کریم، شرک به خداوند را کفر به پروردگار معرفی کرده است؛ (إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَنْدَادًا)[12] «هنگامی که ما دستور دادیم که به خداوند کافر نشویم و همتایی برای او قرار دهیم.» ب) بت:«بت» معادل واژۀ «صنم» در عربی است. در کتاب معجم الوسیط «صنم» را این چنین معنا میکند: «مجسمهای از جنس سنگ یا چوب یا فلز است که آنها (بت پرستان) گمان می کردند پرستش و عبادت آن، آنها را به خدا نزدیک می کند.»[13] در فرهنگ قرآنی «بت» معنایی گسترده از آنچه گذشت دارد و میتوان گفت از دید قرآن کریم هر چیزی که انسان را از یاد خدا غافل کند و به خود مشغول دارد «بت» است، اعم از آنکه ساخته دست انسان باشاد یا نباشد، حتی انسانی هم می تواند برای انسان دیگر به صورت بت شود و او را از یاد خدا و توجه به خدا غافل گرداند، و حتی نفس انسان را هم میتوان بت باشد کمااینکه در قرآن کریم آمده است: « أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَـٰهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا»[14] (دیدی حال آن کس را که (از غرور) هوای نفسش را خدای خود ساخته؟ آیا تو حافظ و نگهبان او (از هلاکت) توانی شد؟) تاریخچۀ شرک و بتپرستی:تاریخ بتپرستی در ادوار زندگی بشر را میتوان در پرستش و کرنش در برابر مظاهر طبیعی جستجو کرد. یکی از باورهای رایج در میان انسانهای نخستین تقدیس و ستایش برخی از حیوانات و گیاهان بوده است که «توتم» نام دارد و به این نوع پرستش، توتم پرستی اطلاق میشود. علاوه بر تقدیس حیوانات و گیاهان، در این دوره حتّی پارهای اشیای بی جان هم قداست داشتهاند که به آنها «فتیش» گفته میشد. پس از پایان اعصار نخستین، تاریخ آدمیان به تدریج شاهد ظهور تمدن های بزرگی در گوشه و کنار زمین گردید و بتپرستی از شکل نخستین آن یعنی پرستش مظاهر طبیعی به سوی پرستش امور فراطبیعی یا ارواح و خدایان نامرئی تکامل یافت. در این راستا میتوان به دو نمونه از این دست اشاره کرد: الف) در روم، مردم به ارواح متعددی اعتقاد داشتند؛ ارواحی که فاقد صورت مشخص و شخصیت مستقل بودند.[15] رومیان قدیم حدود سه هزار خدا به نام ارباب انواع داشتند زیرا هر کاری نزد آنان، خدای مخصوص داشت.[16] مثل خدای باران و غیره. ب) در ایران پیش از زردتشت، آیین مغان غالب بود که دو گانه پرستی و اعتقاد به خدای خیر و خدای شر را تبلیغ می کرد. اما زردتشت با ظهور خود، آیین پیشین را اصلاح کرد و شرک ایرانیان را به سوی یکتاپرستی سوق داد.[17] و از اصلاحات او، این بود که پرستش دیوان را ممنوع کرد و تنها به پرستش اهورا مزدا دعوت میکرد و دیوان را پلید و ملعون و غیر قابل پرستش میدانست. اما عقاید آریائیها پس از زردتشت رو به پستی و انحطاط گذاشت و به اعتقاد بسیاری از محققان جنبهي عالی تعلیمات زردتشت تبدیل به افکاری سخیفی شد که در دوران ساسانیان به کیش زردتشت بستند.[18] موضوعات مرتبط: شرک شناسی برچسبها: شرک شناسی [ یکشنبه یکم آبان ۱۴۰۱ ] [ 8:14 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||