|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
اسامی منطق منطق را همگان به خصوص عالمان و حاکمان باید فرا بگیرند تا بتوانند با هر گروهی از مردم طبق آنچه لایق آنان است از «حکمت و موعظه نیکو و جدال احسن»مواجه شوند چنانچه حق تعالی می فرماید: «ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ۚ »(1) 1- نحل:125. ( علم منطق - منطق صوری - منطق قدیم - منطق ارسطویی - علم میزان - علم استدلال - معیار العلم - منطق نظری - میراث اسکندر - منطق عمومی -میزان فلسفه - مقدمه فلسفه - ترازوی تفکر –قانون فکر - روش اندیشه - ارگانون - دانش ترازو - میراث ذوالقرنین - قسطاس المستقیم). قرآن کریم می فرماید:«وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ ۚ »(1) علم منطق را به سبب اهمیت آن به نام های متعددی خوانده اند مانند : گفته اند که خود ارسطو نامی برای این فن و قسمت های مربوطه اش انتخاب نکرده اما پس از وی شارحان ارسطو نام «آرگانون» Organon یا ارغنون را بر آن نهادند که به معنی ساز و آلت است و بدین سبب آن را ارگانون نامیدند چون منطق آلت و ابزار و وسیله ای است برای درست فکر کردن . بعضی هم گفته اند ارسطو این علم را «آنالوتیکا یا آنالوطیقا»نامیده اما بعید است زیرا این واژه را ارسطو برای تحلیلات عقلیه به کار برده است نه برای کل منطق. منطق به نام های دیگری نیز خوانده شده مثلا فارابی آن را «رئیس العلوم»نامیده، ابوعلی سینا منطق را «خادم العلوم»گفته و غزالی به آن معیار العلوم»نام نهاده است. مخالفین منطق صوری 1- اشاره منطق با آن که وسیله درست فکر کردن و درست تعریف کردن و درست استدلال کردن می باشد اما در عین حال مورد قبول همگان نبوده 1- اسراء : 35 و دستجات و گروه های مختلفی با آن مخالفت کرده اند. مخالفین اکثرا مخالف فلسفه و بحث های استدلالی و روش قیاسی هستند که به بعضی از آنها اشاره می کنیم : الف - عرفا، که به طور کلی پای استدلالیون را چوبین می دانند. در این مورد داستان ابوسعید ابی الخیر و ابو علی سینا معروف است. ب - اهل حدیث و حنابله مانند ابن تیمیه و ابن قیم جوزیه و محمدبن عبد الوهاب و پیروان آنها که به تحریم منطق حکم کردند و تدریس و تحصیل آن را نشانه زندقه (1)دانستند و گفتند : «من تمنطق فقد تزندق»کسی که اهل منطق باشد زندیق است. این سخن آنان برای نفی تعقل و تفکر و اندیشه بود. ج- علمای اخباری که می گفتند ما اهل تعبدیم نه اهل تعقل. د- برخی از متکلمان اسلامی نظیر ابن تیمیه و سیوطی و پیروان آنان. که معروفترین کتاب در رد و نفی منطق کتاب «الرد علی المنطقیین»اثر ابن تیمیه و کتاب «صون المنطق و الکلام عن نفی المنطق و الکلام»اثر جلال الدین سیوطی است. همان گونه که قبلا نیز اشاره شد ابن تیمیه حنبلی و ابن قیم شاگرد و پیرو ابن تیمیه و ابن صلاح و شرف الدین نوری بر بی حاصلی و حرمت ف منطق پافشاری می کردند و به امام محمد غزالی که مدافع منطق بود شدید اعتراض می کردند. 1- زندیق یعنی غیر مسلمان و غیر مؤمن و غیر موحد. (به پیروان کتاب زند نیز زندیق گفته می شود.). ه- از فلاسفه قرون اخیر اروپا نیز کسانی چون بیکن و دکارت و جاناستوارت میل، با طرح ایرادهایی بر صحت شکل اول قیاس اقترانی سخت بر منطق ارسطویی تاخته اند. و -از سرسخت ترین مخالفان منطق قدیم ماتریالیست ها هستند که به کلی منطق را پوچ و بی اساس می دانند و می گویند چون همه چیز در حال تغییر و دگرگونی است لذا هیچ قانون ثابتی هم وجود ندارد و چون منطق نظری دارای قوانین ثابت و مدعی هو هویت است بنابراین پوچ و باطل است. ز- برخی مخالفین منطق از جمله لایب نیتز که می گویند: منطق مجموعه قوانین و قواعدی است که دانستن و نداستن آنها تأثیری در جریان استدلال ها ندارد زیرا این قوانین همان اصول عقل سلیم هستند و عقل سلیم خود به خود استدلال صحیح را از غیر صحیح تشخیص می دهد و دیگر نیازی به منطق نیست. ح - فرانسیس بیکن که می گوید: منطق در حقیقت وسیله کسب علم نیست زیرا مجهولات به برهان قیاس که جزء اصلی منطق است معلوم و مکشوف نمی گردد زیرا کشف حقیقت تنها به تعقل و قیاس و استخراج جزئیات از کلیات میسر نیست. ط - دکارت که می گوید : قوانین منطق هیچ مجهولی را معلوم نمی کند و فایده آن فقط دانستن اصطلاحات ودارا شدن قوه تفهیم و بیان است. زیرا در برهان منطقی نتیجه در مقدمات وجود دارد که از آن استخراج می گردد و هرگاه مقدمات در دست باشد نتیجه خود به خود حاصل می شود. ی - متَی بن یونس و ابوسعید ابوالخیر با ابن سینا در همین مورد مناظره کردند. از جمله معروف است که ابوسعید بوالخیر گفته است بازگشت تمام قیاس ها در منطق به شکل اول است و شکل اول قیاس منطقی خود مصادره به مطلوب و در واقع دور است که باطل می باشد پس علم منطق باطل و بیهوده است. البته باید گفت که از سوی موافقین منطق به این گونه ایرادهای مخالفین پاسخ داده شده است. 2- نظر ابوحامد محمد غزالی در مورد منطق غزالی طوسی که از بزرگان اهل سنت و اشعری مسلک است که هم با منطق و هم با اصول فقه که در حقیقت منطق اجتهاد است کاملا موافق و مدافع بوده به طوری که یکی از کتب منطقی خود را معیار العلم» و دیگری را که در بیان حجت ها و براهین دینی است «القسطاس المستقیم نامیده است. ولی چون محدثان و فقیهان و متکلمان و مفسران زمان او ( با آن که در مناظرات و مباحثات خود به روش منطق استدلال می کردند) از منطق و فلسفه انتقاد می کنند او نیز از بدگویی و طرد منطق خودداری نکرده و می گوید: من تمنطق فقد تزندق، اما از طرفی هم تعلیم و تربیت بدون منطق صورت پذیر نیست، لذا او ضمن مخالفت با فلسفه و فلاسفه، اساس و قواعد منطق را با اصطلاح و نام های خاصی رواج می داد چنانکه گاهی منطق را علم میزان و گاهی معیار العلم و زمانی قسطاس المستقیم نامیده و قیاسات منطقی را موازین خواند به این ترتیب که قیاس اقترانی شکل اول را میزان تعادل اکبر، شکل دوم را تعادل اوسط و شکل سوم راتعادل اصغر و قیاس استثنائی اتصالی را میزان تلازم و استثنائی انفصالی را میزان تعاند نام نهاد و گفت معقولات و منقولات را باید با این موازین پنجگانه سنجید تا از خطا محفوظ بوده و به دیگری نیازمند نباشیم. 3- مهمترین علل مخالفت با منطق 1. غلبه و رواج علوم حسی و تجربی در اروپا و سیطره یافتن کمیت گرایی و اندیشه پوزیتویسم در غرب از مهمترین علل مخالفت با منطق صوری به شمار می رود. 2. در جهان اسلام در میان اهل سنت، اهل حدیث و حنابله و اندکی هم اشاعره و در جهان شیعه، اخباریون و به طور کلی اخباری گری که میراث کهن ملا امین استر آبادی است و نقطه مقابل اجتهاد اصولی می باشد با منطق و علوم عقلی و فلسفی به نام پیروی از ظواهرکتاب و سنت مخالفت کرده اند. 3. گروههای فکری و عقیدتی همچون صوفیه، بھائیه و به خصوص شیخیه که اساس بهائیت است و حجتیه که به عنوان ضدیت با بهائیت خود را مطرح کرده است و صرفا بر پایه اخبار و حدیث و علوم نقلی و ذوقیات و امور عاطفی و احساسی و با سوء استفاده از مردم ساده با ایمان ادعاهای خود را رواج می دهند با علوم عقلی و برهانی و منطق مخالف هستند. 4.همه اشخاص و گروه هایی که به هر شکل از برهان و استدلال و علوم عقلی گریزان هستند با منطق و علوم عقلی مخالف می باشند. 5. همه کسانی که از حربه های واهی همچون خواب دیدن، خواب نماشدن و شهود کردن و چشم برزخی داشتن و سایر جعلیات و خرافات و اکاذیب و موهومات بهره می برند و از ضعف مفرط آگاهی و تعقل و بینش منطقی و برهان و استدلال و مدرک و سند در دعاوی خود بی بهره هستند و از مطالعات تعقلی و خردورزانه به دوراند به ناچار از در مخالفت با منطق و حکمت و فلسفه وارد می شوند.(1) 1- برای تکمیل این بحث به کتاب ده گفتار استاد مطهری، مقاله اجتهاد در اسلام و کتاب جاذبه و دافعه علی استاد مطهری صفحات 172 تا 180 و جلد پنجم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم مقدمه کتاب از استاد مطهری رجوع کنید. مخالفان منطق بر این عقیده هستند که منطق مجموعه ای از قوانین است که کاربرد علمی ندارد و دانستن یا ندانستن آن تأثیری در استدلالات ندارد و همان عقل سلیم می تواند خوب را از بد تشخیص دهد بدون اینکه نیازی به دانستن علم منطق باشد. عقل سلیم که در نهاد آدمی قرار گرفته است همان منطق است ولی منطق فطری که خوب را از بد باز می شناساند و بدون اینکه در این مورد علمی آموخته باشد به طور طبیعی کارهای روزمره خویش را بدون اشتباه انجام می دهد. بعضی از مخالفان اصلا منطق را امری تصنعی و نوعی لفاظی دانسته اند که هیچ مجهولی را معلوم نمی کند. البته درست است که می توان از روی فطرت و عقل سلیم، منطق را به کار برد ولی اگر از علم منطق اطلاع کافی داشته باشیم بهتر می توانیم به نتیجه صحیح و مطلوب برسیم. منطق با روشهایی که می آموزد ما را یاری می دهد که به رمز اشتباه کاری مغلطه کاران پی ببریم و حق را از باطل تشخیص دهیم. منطق طریق ادامه استدلال و رسیدن به نتایج را از استدلالات پی در پی و طولانی نشان می دهد. منطق و تمرین در آن، نوعی ورزش فکری است که موجب تقویت تعقل و تفکر می شود. و همان طور که می دانیم منطق مفتاح فلسفه است و بدون آن تحصیل فلسفه قدیم و حکمت اسلامی میسر نیست زیرا که اصطلاحات و مطالب آن پیوسته در حکمت به کار می رود و مورد استفاده می باشد. موضوعات مرتبط: منطق شناسی برچسبها: منطق شناسی [ سه شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۱ ] [ 9:5 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||