|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
دانکرک (Dunkirk 2017) و سقوط سینمای نولانبعضی وقتها با خود فکر میکنم ایکاش نولان میتوانست، مثل فیلمهایش زمان را بهعقب برگرداند و فیلم Dunkirk 2017 را نسازد. بالاخره رسیدیم به بدترین فیلم کارنامهی هنری کریستوفر نولان! اگر شما یک نمودار از موفقیت فیلمهای نولان را تصور کنید، گاهی این نمودار بهشدت رو به صعود بوده و گاهی کمی افت کرده است، اما به یک دفعه پس از ساخت فیلم دانکرک (Dunkirk 2017) به پایینترین حالت سقوط میکند. فیلم قبلی یعنی «میان ستارهای» شاید فیلم قابل قبولی نبود، اما بهاندازهی نقطهضعفهایش، نقطهی قوت داشت. اما دانکرک نزدیک به یک فاجعه است. نولان به ما وعده داده بود که میخواهم متفاوتترین فیلم خودم را به نمایش بگذارم. چه خوب! ما هم استقبال میکنیم. اما متفاوتترین فیلم نولان، بدترین فیلم اوست. قبلاً هم گفتم نولان یکی از بهترین کارگردانهایی است که میتوانید برای فیلم اکشن و یا جنگی پیدا کنید و در اینجا هم با این قدرت مواجه هستیم، ولی مشکل آنجاست که فیلمنامه آنقدر مشکلات ریزودرشت دارد که ما نمیتوانیم بگوییم حتی یک فیلم اکشن خوب دیدهایم. نقد و بررسی فیلم Dunkirk 2017برایم عجیب است که برخی از منتقدان سرشناس سینما از فیلم دانکرک حمایت میکنند و میگویند نیمهی پر لیوان را ببنید. نگاه کنید که یک کارگردان برتر فیلمهای مدرن، حالا آمده سراغ جنگ جهانی، این تشویق ندارد؟ نه!!! حقیقتاً وقتی فیلم نتواند حتی به یک فیلم خوب و نه شاهکار تبدیل شود، این جسارت کریستوفر نولان جای هیچ تشویق و تحسینی ندارد.. من از طرفداران سینمای نولان هستم ولی هیچ جایی برای نگاه مثبت در مورد فیلم دانکرک ندارم. در نقد فیلم دانکرک (Dunkirk 2017) باید گفت، معمولاً کارگردان یک هدف مشخص دارد که لزوماً مخاطبان آن را متوجه نمیشوند و یا حتماً دنبال آن هدف نیستند. اما من مطمئنم که نولان حتی به همان هدف واحدی که باعث شد فیلم ساخته شود ابداًنمیرسد. شنا کردن خلاف جریان آب شهامتی میطلبد که کریستوفر نولان دارد و آن را تحسین میکنم. از کلیشهها فرار کردن خوب است ولی پر طاووس را به این راحتی نمیتوان بهدست آورد. نولان با خودش گفته چرا باید مخاطب همیشه از پیروزی لذت ببرد؟ چرا نباید فرار یا یک عقبنشینی افتخارآمیز، هیجانانگیز باشد؟ این دیدگاه شایستهی تحسین است بهشرطی که ماحصل این تفکر قابلقبول باشد و دانکرک این ویژگی را ندارد.نکتهی دیگری که در نقد فیلم Dunkirk 2017 باید به آن اشاره کرد، ویژگی مثبتی است که هیچوقت در فیلمهای نولان تغییر نمیکند و آن شکوهی است که مدیون موسیقی متنهای محشرش است. مشکلات دانکرک اینقدر زیاد است که نمیدانم از کجا شروع کنم. نولان همیشه به داستانگویی موازی باشخصیت اصلی اعتقاد راسخ داشت، یعنی همیشه فیلمنامه را موازی با نقش اصلی یا گروهی که بهعنوان شخصیتهای اصلی هستند جلو میبرد، اما در اینجا برای اینکه خودش را تکرار نکند، از پرداخت شفاف به نقش پرهیز میکند. در اولین سکانسهای فیلم شاهد سربازی هستیم که سراسیمه در حال فرار است و به ساحل ناکجا آباد دانکرک میرسد و بهشدت گیج میشود که حالا باید چه کند؟ حسی که مخاطب از این فیلم دریافت میکند، دقیقاً به حس این سرباز شباهت دارد. کریستوفر نولان سعی کرده در ساخت فیلم دانکرک از خودش فرار کند و داستانی را بسازد که از شیوههای کارگردانی او تبعیت نکند، اما مگر میشود کسی خودش را فراموش کند. نولان برای فرار از خودش به فیلمنامه دانکرک پناه برده که یک فیلمنامهی کاملاً خطی است و پتانسیل لازم برای ویژگیهای بارز سینمای نولان ندارد. اما نتیجهی این انتخاب، یک فیلمنامهی خطی با شیوهی داستانگوییغیرخطی است که مثل سرطانی میشود که فیلم را زمین میزند. در نقد فیلم دانکرک Dunkirk 2017 باید گفت، نولان سراغ داستان غیر نولانی رفته اما فیلم را به سبک و سیاق همیشگی خودش کارگردانی کرده است.
وقتی شما بخواهید یک شبانهروز چند شخصیت که ابداً در فیلم دانکرک به هیچکدامشان درست پرداخت نمیشود را به یک صبح تا عصر بچسبانید، چیزی که دستگیرتان میشود این است که همیشه شک دارید که الآن کجایید؟ مخاطب با چند قایقران، چند خلبان، چند فرمانده، چند سرباز طرف است که هیچوقت نمیداند که وظیفه اینها دقیقاً در فیلم چیست. هیچوقت اطمینان ندارید که الآن در خط زمان اصلی هستید یا هنوز نرسیدهاید. هر مخاطبی یک جاهایی مسیر شخصیتها را گم میکند و نمیفهمد این شخصیت الآن کجاست یا چطور به میدان نبرد رسیده است!؟ از دیگر ایراداتی که به فیلم دانکرک وارد است، این که در پرداخت به برخی از شخصیتها کمکاری شده است. مثلاً فرمانده جنگ که شخصیت بسیار مهمی است و پیام فیلم در همین فرمانده خلاصه میشود. ولی همین فرمانده بسیار کم دیده میشود و به خاطر حضور همین فرمانده برخی از گرههای فیلم باز میشود که بهطور صریح برای ما حرف میزند. همین مسئله یعنی صحبت کردن شفاف و صریح این کاراکتر هم از دیگر ویژگیهایی است که نشان میدهد نولان میخواسته از خود همیشگیاش فاصله بگیرد و نمیتوان گفت که این کار درست است یا نه، اما باعث شده بیشتر شعاری شود. حتی ایکاش بیشتر شعار میداد ولی فیلم واضحتری تولید میشد. نقد فیلم دانکرک به کارگردانی کریستوفر نولان
برسیم به یکی از مهمترین نکاتی که در نقد فیلم دانکرک باید به آن پرداخت. دانکرک داستان پیروزی نیست، داستان عقبنشینی است و چالش اصلی همین است. نولان میخواهد به مخاطب القا کند که شخصیتها در چه گودالی افتادهاند. کل هدفشان فرار است و حتی اگر فرار هم کنند بازهم پیروز نیستند و جلوی مردمشان شرمنده میشوند. کریستوفر نولان میخواهد فیلمی بسازد که مخاطبان برای عقبنشینی یا همان فرار سربازان، هورا بکشند! در ابتدا باید بگویم این هدف قابلاحترامی است و میتواند خیلی جذاب باشد. اما من در حالت خیلی ابتدایی میگویم که اصلاً حس نکردم که سربازان اکراهی در هدفشان که عقبنشینی باشد دارند. این اکراه در چندین دیالوگ خلاصه میشود . همین. حتی بااینکه میدانیم اینها در حال عقبنشینی هستند ولی نمیفهمیم این با جنگیدن و یا پیشروی نظامی چه فرقی دارد؟ پس مهمترین هدف کارگردان به سرانجام نرسید و ما با یک فاجعهای روبهرو میشویم. حالا که همهی اینها را شنیدید، آیا فکر میکنید از کریستوفر نولان ناامید شدم؟ نه اتفاقاً بهشدت به او امیدوارم. این ضربه که نولان در این فیلم خورده، میتواند یک تلنگر بسیار مهم برایش باشد تا سعی نکند از خودش فاصله بگیرد و اتفاقاً روی ویژگیهای مثبت خودش تأکید بیشتری کند تنت (Tenet 2020) آخرین ساختهی کریستوفر نولان
خب حالا میرسیم به آخرین ساختهی کریستوفر نولان، که همین امسال منتشرشده است. اجازه بدهید در همین ابتدا بگویم که قرار نیست بهنقد فیلم Tenet 2020 بنشینم. تازگی این فیلم، باعث شده نظرات متفاوتی از سوی منتقدان بخوانیم و بشنویم. به عقیدهی من بهتر است بگذاریم کمی این هیجانات ایجادشده بخوابد و از طرفی فیلم کمی برایمان تهنشین شود، تا بتوانیم نگاه دقیقتر و تخصصیتر و بهدوراز هیجان و شتابزدگی ارائه دهی.اما در مجموع خیلیها با دیدن این فیلم گفتهاند که نولان به سینمای خودش بازگشته است. در ادامه مطلب کاملی در نقد فیلم تنت از همین وبسایت منتشر خوااهد شد. کلام آخر
در مورد اینکه کریستوفر نولان توانسته فیلمهای قابلتحسینی بسازد و خطاهایی هم داشته، صحبت کردیم. همانطور که در ابتدا گفتم بهواسطهی همین تحسینهایی که از کریستوفر نولان شده است، یک حساسیتی در موردش شکلگرفته که اتفاقاً با شنیدن نامش بر روی فیلمی موضع منفی میگیرند. شاید کلیشه باشد که بگوییم همیشه بهترین جواب میانهروی است. ولی این دفعه واقعاً جواب را میان اینکه از کریستوفر نولان خدا بسازید یا اینکه سینمای جعلی دارد، باید پیدا کنید. نولان فیلمی دارد به نام تلقین که ترکیب تمام آن چیزهایی است که یک فیلم خوب لازم دارد ولی از آنطرف فیلمی دارد به نام میان ستارهای که ویژگیهای منفی کم ندارد و یک جاهایی به مستند علمی شبیه است و یا دانکرک که عمیقاً فیلم خیلی بدی است. نولان سهگانه بتمن را دارد که شاهکار همهچیزتمامی است که نوآوری بینظیری در حوزه سینمای ابرقهرمانی بود. استانداردهای فوقالعادهای در حوزه اکشن دارد، اینها همه ویژگیهای یک فیلمساز بسیار ارزشمند برای حوزه سینما است. ولی از آنطرف همیشه نقدی بر نولان بوده که چقدر حقههای او ماندگار خواهد ماند؟ نمیدانم. شاید بعضی وقتها باید در فیلمهایش دنبال ویژگیهایی باشیم که جدا حقههایش باشد یا لحظاتی که حس خوبی را برانگیخت کرده است. اینکه نهایتاً کریستوفر نولان تا چه اندازه کارگردان موفقی است را نمیدانم! ولی همینکه نمیدانم، یعنی نولان جزو آن دسته از فیلمسازانی نبوده که بتوانی اصطلاحاً با فیلمهایش زندگی کنی. برای جمله آخر میخواهم حرف یکی از بزرگترین منتقدان سینمایی ایران را تکرار کنم. سینمای نولان مسحور کننده و جعلی است. البته من میگویم بااینکه فیلمهایش مسحور کننده است موافقم، ولی جعلی نه.
موضوعات مرتبط: فیلم شناسی برچسبها: فیلم شناسی [ شنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۱ ] [ 9:3 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||