|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
حدیث و عقاید قرآن، با طرّاحی و شکل دهی عقاید مسلمانان و برقراری ستون ها و اصول آن، مانند توحید و عدل، نگاه انسان را به هستی دگرگون کرد و او را با رمز و راز و سایه و نیم سایۀ آفرینش، آشنا نمود. در کنار قرآن، پیشوایان دین، به رازگشایی از اشاره های قرآن، همّت گماشتند و در تحکیم عقاید قرآنی کوشیدند. امام علی علیه السلام شگفتی های آفرینش را در زیباترین پرنده، طاووس و یکی از کوچک ترین جنبندگان، مورچه، بهُرخ می کشد و با خطبه های بلند و عمیق خود که در آغاز نهج البلاغه آمده است، در حدّ فهم برخی از مخاطبان خویش، تصویری از بخش پنهان هستی ارائه می دهد. امام سجّاد علیه السلام نیز در جامۀ دعا، پوشش رحمت و شفقت خدای رحمان را در پیش دید ما می نهد و امام صادق علیه السلام و امام رضا علیه السلام ، در گفتگوها و مناظرات خود با زندیقان، مسیحیان و یهودیان و دیگر دگراندیشان، حقّانیت اصول اعتقادی و باورهای عقیدتی مسلمانان را مستدل ساخته اند. معصومان علیهم السلام گاه نیز دست انسان را گرفته، با خود به عوالم نارفتۀ بشر می برند و از قبر و عالم برزخ و وقایع روز محشر و چگونگی حساب و عِقاب، آگاهمان می سازند و هشدارهای خود را همچون تازیانۀ سلوک، بر هوا و هوس ما می نوازند تا باریکی و تاریکی راه را در نظر آوریم و با توسّل به فانوس هدایت و شفاعت، بتوانیم از صراط باریک تر از مو و تیزتر از شمشیر، امّا مستقیم و راست، به سلامت بگذریم و به بهشتی که برایمان توصیف کرده اند، برسیم. مجموعۀ سخنان معصومان علیهم السلام در عرصۀ عقاید و شناخت هستی، چنان فراوان است که آبشخور علم گسترده کلام گشته و این علم را چنان تناور ساخته که پهلو به پهلوی فلسفه می زند. خوش بختانه، بسیاری از احادیث اعتقادی در کتاب دانش نامۀ عقاید اسلامی،(1) گِرد آمده و تدوین شده است. حدیث و فقه بسیاری از احکام شریعت، بر اساس تعبّد و برای پرورش روح تسلیم و فرمان بُرداری در برابر خدای هستی، وضع شده است. خدای آفرینندۀ ما که نیازها، بایسته ها و شایسته های زندگی ما را می داند، بخشی از این احکام را در قرآن، بیان کرده و بیان بخش عمده تری را به عهدۀ پیامبر و جانشینان بر حقّ او نهاده است. چگونگی عملکرد انسان با خود، خدای خود و همنوعان، به وسیلۀ گفتار و کردار پیشوایان دین، تعیین، مرزبندی و مشخّص شده است. چه چیزهایی ضرور و لازم اند و چه چیزهایی مناسب اند، هر چند ضرور نیستند؟ چه چیزهایی همیشه لازم است و چه چیزهایی به وضعیت و موقعیت انسان، بستگی دارد؟ و هر یک از اینها، به چه شکل و تا چه اندازه باید به انجام برسند، و کمتر و بیشتر از آن، برای انسان چه زیان هایی دارد؟ اینها همه و همه، در حدیث، آمده است و فقیهان، برای یافتن حکم این امور، در کنار قرآن، به گنجینۀ بی نظیر حدیث، مراجعه می کنند. اگر حدیث نبود، فقیهان، ناگزیر بودند که به رأی و حدس خود، عمل کنند و در این صورت، پیروی و تقلید از آنان، لازم نبود و اساساً معلوم نبود که ما را به کجا می بردند و به کدام مقصد می رساندند. حدیث اما، پاسخ های پیشوایان را به پرسش هایی گزارش کرده که بسیار شبیه پرسش های اکنون ما است، چگونگی و شروط وضو و نماز و روزه و حجّ و جهاد و خمس و زکات و امر به معروف و نهی از منکر و هزاران حکم جزئی و کلّیِ دیگر خود را در واقع از حدیث، بر می گیریم و با خیالی آسوده و دلی مطمئن به حکم برخاسته از درون دین، به ره نمودهای پیشوایان معصوم علیهم السلام عمل می کنیم و در واقع، زندگی خود را بر اساس این آموزه های فقهی، بنا می نهیم. 1- . این کتاب همۀ آیات و روایات مرتبط با اعتقادات را گردآوری و به ترتیب موضوعات کلامی: «سرچشمه های معرفت، توحید و صفات خدا، عدل، نبوّت و...» دسته بندی کرده و دار الحدیث آن را در بیش از ده جلد منتشر نموده است. این کتاب تألیف آیت الله ری شهری و ترجمۀ چند تن از همکاران ایشان است. حدیث و فقه، چنان به هم پیوسته و در هم تنیده اند که بیشتر جوامع روایی، یعنی کتاب های حدیثی بزرگ و دائرة المعارف گونه، مانند تهذیب الأحکام و من لا یحضره الفقیه به وسیلۀ فقیهان و برای رفع نیاز شریعت، نوشته شده است. نمونۀ بزرگ این گونه کتاب ها، وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، با بیش از سی و پنج هزار متن حدیثی است که خود، برآمده از حدود هشتاد کتاب کوچک و بزرگ حدیثی است. یک مثال جالب توجّه، احادیثی است که چگونگی وضوی پیامبر را شرح می دهند. اینک ترجمۀ یکی از این روایات را می آوریم: زُرارة می گوید: امام باقر علیه السلام چگونگی وضوی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را به صورت عملی و این گونه به ما آموخت امام علیه السلام کاسۀ آبی خواست، یک مشت آب از آن گرفت و بر صورتش ریخت و هر دو سوی صورتش را دست کشید؛ سپس دست چپش را داخل ظرف آب کرد و یک مشت آب بر دست راستش ریخت و کناره های آن را دست کشید و سپس دست راستش را به درون ظرف بُرد و بر دست چپش ریخت و مانند دست راست بر کناره های آن دست کشید. آنگاه با آب باقیمانده در دستش و بدون آن که هیچ یک از دستانش را در ظرف آب فرو ببرد، سر و پاهایش را مسح کرد.(1) حدیث و اخلاق برای نشان دادن تأثیر حدیث، یعنی گفتار و کردار پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام بر اخلاق مسلمانان، از روش جعفر بن ابی طالب، کمک می گیریم.وقتی فرستادگان قریش و مسلمانان مهاجرت کننده به حبشه، به مجلس نجاشی، پادشاه حبشه، وارد شدند، نمایندۀ مهاجران، جعفر بن ابیطالب، برای تبیین تعالیم اسلام، وضعیت مسلمانان را با جامعۀ پیش از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله مقایسه و آنچه را قرآن و سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به آن فرمان داده و به سوی آن دعوت نموده بودند، برای نجاشی مجسّم کرد. بیشتر آنچه او بدان ها اشاره کرد، آموزه های اخلاقی مقبول همگان و تغییر دادن زشتی و بدی به زیبایی و نیکی بود. نتیجۀ این مقایسه نشان می دهد که اخلاق عملی مسلمانان، به طور مستقیم و کاملاً روشن، از قرآن و سپس، سخنان و عملکرد پیامبر اکرم و پس از ایشان، از سیرۀ ائمّۀ اطهار و دیگر پیشوایان دینی، سرچشمه می گیرد. 1- . وسائل الشیعة، ج ١، ص ٣٩٠، ح ١٠٢٥. مسلمانان می دیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله با همۀ فضائل وجودی و بلند مرتبگی اش، در کنار آنها می نشیند و زیر گرمای آفتاب مدینه، با حوصله، به درد دل های پیرزنی گوش می سپارد؛ پا به پای آنان، برای ساختن مسجد، سنگ می آورد و توهین ها و درشتناکی های بسیاری از اعراب جاهلی را تاب می آورد و جز به نرمی و لطافت، سخن نمی گوید و تنها به مدارا و دوستی، فرمان می دهد و با این همه، به گاه دفاع از مدینه و زنان و کودکان و دارایی مسلمانان، زودتر از همه، بر مَرکب خویش، سوار می شود و در میدان رزم، جلوتر از همگان، با دشمنان خونخوار و جسور می جنگد، آن گونه که براء بن عازب می گوید: هنگامی که جنگ شدّت می گرفت، به [پشت سر] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پناه می بردیم و رزمندۀ شجاع، کسی بود که همگام پیامبر باشد و دوشادوش ایشان، مبارزه کند.(1) پندها و ره نمودها، درکنار دستگیری ها و یاری های پیامبر صلی الله علیه و آله و عمل به آنچه می فرمود، صداقت گفتارش را به مسلمانان، نشان می داد و مسلمانان، به روشنی، معنای (خُلُقٍ عَظِیمٍ)(2) را می فهمیدند و به آسانی و با اطمینان کامل قلبی، فرمان قرآن را در اُسوه قرار دادن او می پذیرفتند و به تدریج، همان خُلق و خو را در خود پدید می آوردند و سپس، نشر می دادند. این راه تابناک، با دوازده خورشید دیگر، همچنان روشن مانْد و بخش قابل توجّهی از سخنان امامان و رفتار معصومان علیهم السلام ، به صورت آموزه های اخلاقی و دستورهای کلّی و عمومی اخلاق درآمد، مانند قاعدۀ طلایی: 1- . میزان الحکمة، عنوان نبوّت خاصّة، باب ٣٨٣٦ «شجاع». 2- . سورۀ قلم، آیۀ ٤. اِجعَل نَفسَکَ میزاناً فیما بَینَکَ و بَینَ غَیرِکَ، فأَحِبَّ لِغَیرِکَ ما تُحبُّ لِنَفسِکَ وَ اکرَه لَهُ ما تَکرَهُ لَها؛(1) نفس خود را میزان رفتارت با دیگران قرار بده، آنچه برای خود دوست داری برای دیگران هم دوست بدار و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. خوش بختانه، بسیاری از آموزه های اخلاقی معصومان، به صورت احادیث مستند، و بخشی هم بدون سند، حکایت شده و به کتاب های کوچک و بزرگ حدیثی، راه یافته است. اکنون، بخش بزرگی از کتاب های حدیثی مانند الکافی، کتاب من لایحضره الفقیه، بحار الأنوار و میزان الحکمة، شامل احادیث اخلاقی است و کتاب های حدیثی کهن و معتبری مانند الخصال صدوق، المحاسن برقی، و مکارم الأخلاق طبرسی، تقریباً ویژۀ اخلاق است. به یقین، می توان گفت: موعظه ها و نصیحت های واعظان سده های نخست اسلام، بر آیات و احادیث، استوار بوده است و تا آن گاه که اخلاق حکیمان یونان، از طریق ترجمه، به عرصۀ جامعۀ اسلامی پا نهاد، تنها منبع اصلی درس های اخلاق و منبرهای پند و اندرز، قرآن و سنّت بوده است و پس از ورود آرای حکیمان اخلاقی یونان نیز، حدیث، همچنان در کنار قرآن، نقش پُررنگی در تدوین رساله های اخلاقی و تشکیل جلسات اخلاقی داشته است و کتاب های حدیث، یکی از اصلی ترین منابع مورد مراجعۀ عالمان اخلاق بوده است. امروزه نیز درس های اخلاق در کتاب های مرتبط، عموماً آکنده از حدیث است و اگر حدیث را از آن ها کنار بگذاریم، جز چند جملۀ مشهور و اشعار زیبا، چیزی نمی ماَند و جالب توجّه این که بسیاری از این اشعار و جمله های مشهور اخلاقی، یا ترجمۀ حدیث هستند و یا الهام گرفته از آن، که در گفتار «حدیث و ادب فارسی»، به آن پرداخته شده است. 1- . نهج البلاغه، نامۀ ٣١. موضوعات مرتبط: حدیث شناسی برچسبها: حدیث شناسی [ جمعه هجدهم شهریور ۱۴۰۱ ] [ 8:42 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||