ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

لطیفه

نقش روابط مفهومی در لطیفه

چکیده:

امروزه لطیفه جهت برآورده ساختن نیاز شادی ما به بخش جدا نشدنی از زندگی تبدیل شده است.شاید به لطف فن آوری به ندرت بتوان کسی را یافت که روزانه چند لطیفه دریافت یا ارسال نکند.جست و جو در باب اینکه لطیفه ها چگونه بوجود می آیند و چگونه باعث خنده میشوند نشان میدهد که لطیفه یک بازی زبانی است .بازی ای که از تمام ظرفیت های زبان برای خلق موقعیتهای خنده دار استفاده میکند.بازی با واژگان که به عنوان پایه اولیه و اصلی نظام معنایی شناخته میشوند منجر به ایجاد موقعیت های ناآشنا برای گیرنده پیام میگردد که همین امر به خودی خود شادی آور است.از این رو بررسی روابط مفهومی موجود بین واژگان در برخی از لطیفه ها میتواند به ما در دانستن چگونگی ایجاد لطیفه و دست یافتن به قواعدی برای لطیفه سازی سوق دهد.در این مقاله تلاش شده است با بررسی تصادفی برخی لطیفه ها که در آنها روابط مفهومی بین واژگان چاشنی اصلی است به نقش آنها پی ببریم.

مقدمه:

روابط مفهومی(semantic relations) : رابطه بین واژگان زبان با استفاده از نظامهای آوایی،صرفی ،نحوی ودستوری به دنبال هدفی اصلی به نام معنی است.تمام تلاش ما در سخن گفتن رساندن منظور و معنی است .

کتز و فودور از نخستین زبانشناسانی بودند که فرضیه روابط معنایی را مطرح کردند.به اعتقاد آنها یک نظریه معنایی باید بتواند توانایی تعبیر و تفسیر اهل زبان را توصیف کنند.آنها در نظریه خود به شکل نظری دو فرد الف و ب را در نظر میگیرند که هر دو اهل زبانند و سخن میگویند و مینویسند اما تنها تفاوتشان در این است که فرد ب قواعد معنایی زبان را نمیداند و در چنین شرایطی آنچه فرد الف درک میکند و فرد ب از درک آن عاجز است به قواعد معنایی زبان مربوط است.به همین ترتیب فرد ب در تفسیر و تعبیر برخی کلمات و جملات به دلیل نداشتن قواعد معنایی دچار مشکل هستند.از آنجا که واژگان عموما میتوانند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشند دارای روابط مفهومی گوناگونی با یکدیگر هستند.روابط مفهومی واژگانی که بین واژه ها رخ میدهد را میتوان به صورت زیر دسته بندی کرد: شمول معنایی ،هم معنایی،چند معنایی،هم نامی و تضاد معنایی .

در اینجا تلاش میکنیم که به شرح مختصری از روابط مفهومی ذکر شده در بالا و نقش آنها در لطیفه بپردازیم.

الف)شمول معنایی(hyponymy)

شمول معنایی رابطه ای است که معمولا بین عناصر واژگانی خاص و عام برقرار میشود به صورتی که یک واژه چندین مفهوم خاص تحت شمول یک واژه عام قرار میگیرند به این معنی که گستره مفهوم یک واژه ،گستره مفهوم واژه دیگر را در بر بگیرد.جزءواژگی،واحد واژگی و عضوواژگی انواع مختلف شمول معنایی هستند.مثلا مفهوم واژه "گل" مفهوم واژه هایی همچون رز ،کاکتوس یا آفتابگردان را دربرمیگیرد.در لطیفه ها هم شمول معنایی به وفور به چشم میخورد.به عنوان نمونه به لطیفه زیر توجه کنید:

" پدری در آخرین لحظات عمر فرزندانش را جمع کرد تا آنها را نصیحت کند.به آنها گفت: فرزندانم با هم متحد باشید که یک دست صدا ندارد .در این هنگام یکی از فرزندان یکی از دستانش را بالا آورد و با انگشتانش شروع به بشکن زدن کرد و اینگونه بود که پدر ضایع شد و از دنیا برفت."

در لطیفه بالا به خوبی مشخص است که واژه عام "دست"به عنوان یک شامل میتواند زیر شمولهایی همچون انگشت ، مچ، آرنج و مانند این را که اجزای دست هستند دربربگیرد که در اینجا با نقض یک ضرب المثل مورد استفاده قرار گرفته اند و همین نقض موجبات خنده دار شدن را فراهم آورده است.

ب)هم معنایی(synonymy):

هم معنایی یا ترادف را میتوان یک رابطه تقریبی دانست چرا که هم معنی مطلق در هیچ زبانی وجود ندارد یعنی هیچ دو واژه ای را نمیتوان یافت که در تمامی جملات زبان بتوانند به جای یکدیگر به کار روند و تغییری در معنی جمله ایجاد نکنند.مثلا دو واژه سیاه و تیره در دو عبارت شب سیاه و شب تیره میتوانند هم معنی طلقی شوند اما در دو عبارت گربه سیاه و گربه تیره اینگونه نیست.

هم معنایی را میتوان بیشتر در لطیفه هایی یافت که دو واژه هم معنی بدون هیچ منظور خاصی در تایید یکدیگر می آیند و همچنین در لطیفه های موسوم به "زین پس" که در مقاومت در برابر معادلسازیهای فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای جایگزینی با واژه های بیگانه بوجود آمده اند یافت میشوند.همچون نمونه های زیر:

"زین پس به جای واژه غریب و نامانوس شیشه بگویید آنورش پیدا"

"زین پس به جای واژه غریب و نامانوس آینه بگویید من درش پیدا "

هر چند شاید در نمونه های بالا مترادف ها کمی ناآشنا باشند اما نکته اصلی خنده دار شدن همین ناآشنایی آنهاست.

ج)چند معنایی (polysemy):

در بیشتر زبانها واژه هایی وجود دارند که بیش از یک معنی را القا میکنند و رابطه چند معنایی بین یک واژه و چند واژه دیگر بوجود می آورند.به لطیفه زیر توجه کنید:

"مادر: پسرم سحر صدات کنم؟ پسر: نه مامان همون غضنفر صدام کن"

در اینجا به خوبی مشاهده می شود که سحر در دو معنی اسم یک شخص و همچنین به معنی یک محدوده زمانی بین نیمه شب و اوایل صبح اطلاق میشود.رخداد چنین رابطه ای در لطیفه ها گاه با کمک بافت جمله موقعیتهای خنده داری را به وجود میآورند.

د) هم نامی (تشابه):

به رابطه بین واژه هایی که دارای شکل یکسان اما معانی مختلف هستند همنامی یا تشابه گفته میشود.مثلا کلمه"شیر" میتواند مصداق شیر جنگل ، شیر خوراکی و یا شیر آب باشد.هم نامی و چند معنایی بسیار به هم شبیه هستند تا جایی که گاهی تشخیص این دو از یکدیگر بسیار دشوار است.در همنامی اگر فقط صورت تلفظ واژه ها یکسان باشند آنها را هم آوا گویند مانند "خوار و خار" یا "ثواب و صواب" و اگر فقط صورت نوشتاریشان یکسان باشد آنها را هم نویسی مینامند مانند: "شور و شور" دور و دور"

به لطف تمایل به کوتاه شدگی زبان فارسی و ذوق فراوان فارسی گویان در لطیفه هایی معروف به لطیفه های جمله سازی از رابطه هم نامی بسیار استفاده میشود.به لطیفه زیر توجه کنید:

" به یه نفر میگن با بالش جمله بساز میگه رفتم شکار یه پرنده دیدم زدم توبالش"

که در اینجا بالش به عنوان ابزاری برای استراحت با مفهوم بال یک پرنده که ضمیر متصل "ش "باعث همنامی گردیده و موقعیتی عجیب و خنده آور ایجاد کرده است.

ه) تضاد معنایی(antonyms):

بسیاری از واژگان به این دلیل که مفهوم یکی از آنها در نقطه مقابل مفهوم دیگری قرار میگیرند در تضاد یا تقابل معنایی با یکدیگر قرار میگیرند.تضادها را میتوان به سه دسته تقسیم بندی کرد :

1-تضاد دو عضوی به این معنی که مفهوم یکی از واژه ها میتواند مفهوم دیگری را نفی کند. مانند: زنده/مرده مونث/مذکر

2- تضاد معکوس که در آن تضاد بین دو واژه است که متقابلا میتوانند در موقعیت عکس یکدیگر نیز قرار گیرند.مانند: کوچک/بزرگ عمو/برادرزاده

3-تضاد مدرج که دو واژه دارای مفاهیمی متقابل با قابلیت درجه بندی نسبت به یکدیگر هستند .مانند: کوتاهتر/بلندتر بزرگترین/کوچکترین

در لطیفه های موسوم به "پ ن پ" از تضاد معنایی به وفور استفاده میشود.به نمونه زیر توجه فرمایید:

"دارم چایی میخورم از بس داغه دهنم میسوزه بالا و پایین میپرم. مامانم میگه :داغ بود؟ میگم: پ ن پ سرد بود منم دارم ورزش میکنم گرم شم"

در لطیفه بالا تقابل بین دو صفت داغ و سرد که از نوع تضاد مدرج هستند به خوبی مشاهده میشود و ترکیب آن با چاشنی تحقیر باعث ایجاد خنده میگردند.

نتیجه گیری:

در این مقاله تلاش شد تا نقش روابط مفهومی واژگانی به عنوان نظامی برای دانستن مفهوم و معنی واژگان به عنوان رکن اصلی زبان در لطیفه که روزانه تعداد متنابهی از آنها ساخته و این خود مهر تاییدی بر زایایی زبان است،بررسی کنیم.با استفاده از روابط مفهومی بین هزاران واژه ای که می شناسیم و خلق موقعیتی ناآشنا ،موضوعات خنده داری پدید میآوریم کما اینکه در زندگی روزمره به صورت ناخودآگاه بسیار از آنها استفاده و به آنها میخندیم.

منابع:

· پرتال جامع علوم انسانی

· روش تدریس زبان فارسی در دوره دبستان (دکتر زرندی انتشارات سمت)

· درآمدی بر معنی شناسی (کوروش صفوی)

· لطیفه ها و ناخودآگاه (Glenn Wilson)

· هجو و لطیفه (مجله آموزش زبان و ادب فارسی شماره 56)

· گفتاری در باب نقش رسانه ای لطیفه در انتقال پیام(رضا ساکی)

· لطیفه ها از کجا می آیند(احمد اخوت)

· نقش تخطی از اصول گرایس در ایجاد نسل جدید لطیفه های ایرانی(رضا خیرآبادی)

· معنی شناسی(تقی وحیدیان کامکار)

· آواشناسی(مهدی مشکوه الدینی)

· لطیفه های ارسالی در گروههای برنامک ارتباط جمعی وایبر(Viber)

· Edi-linguistics.ir

· Linguistics88.ir

· Lsi.ir

· Yule 1996(pragmatics)


موضوعات مرتبط: لطیفه شناسی
برچسب‌ها: لطیفه شناسی
[ دوشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۱ ] [ 7:55 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب