
معنای تفسیر در لغت و اصطلاح
واژه «تفسیر» در لغت عرب یا از «فسر» گرفته شده و یا به اشتقاق و قلب از «سفر». بیشتر لغویان معناى آنرا با «ابانه، تبیین، کشف و تفصیل» مترادف دانستهاند.[9] بنابر این، تفسیر در لغت به معناى روشنى و روشنگرى، پرده برداشتن، کشف کردن، توضیح دادن و آشکار کردن است.
تفسیر در علوم عقلى و تجربى و همچنین علوم نقلى داراى معناى خاص است؛ در علوم عقلى و تجربى به معناى شرح و گزارش کتابهاى علمى و فلسفى، شرح کتابهاى یونانى، گزارش ترجمههاى عربى کتابهاى ارسطو و دیگر فلاسفه و نیز شرح کتابهاى طبى آمده است؛ و در میان علوم نقلى منحصراً در شرح و کشف معانى قرآن، و گزارش لغات و تعابیر آن استفاده میشود.[10]
اینکه آیا میتوان تفسیر قرآن کریم را تعریف کرد و یا نه، نظریات مختلفى وجود دارد،[11] عدهاى بر این باورند که نمیتوان تعریف دقیق علمى و حتى غیر دقیق از تفسیر ارائه نمود؛ زیرا قواعد و چهار چوب علمى تخصصى بر قرآن کریم سارى و جارى نیست، بنابراین، فقط میتوان گفت: تفسیر، بیان سخن خدا و روشن کردن مفهوم آن است. و گروهى دیگر بر این عقیدهاند که تفسیر، مانند دیگر علوم قابل تعریف است و هر کس بنا بر قرائنى که از تفسیر داشته به تعریف آن پرداخته است.[12]
بیشتر اندیشمندان اسلامى و پژوهشگران علوم قرآنى تفسیر قرآن کریم را تعریف نمودهاند. براى نمونه به بعضى از آنها اشاره مىکنیم:
زرکشى میگوید: «تفسیر، علمى است که به وسیله آن کتاب خداوند که بر پیامبرش(ص) نازل شده است، فهمیده میشود و معانى قرآن را بیان مینماید و حکمتهاى آنرا استنباط میکند. تفسیر براى رسیدن به مطلوبش از علم لغت، نحو، صرف، بیان، اصول فقه و علم قرائت کمک میگیرد و به شناخت علل و اسباب نزول و ناسخ و منسوخ نیاز دارد».[13]
تعریف زرقانی از تفسیر چنین است: «علم یبحث فیه عن القرآن من حیث دلالته على مراد اللّه تعالى بقدر الطّاقة البشریة»؛ تفسیر، علمی است که در آن به قدر توان بشرى از احوال قرآن از آن جهت که بر مراد خداوند متعال دلالت دارد، بحث مىشود.[14]
آیت اللّه خویى مینویسد: «تفسیر، روشن ساختن مفهوم آیات قرآن مجید و واضح کردن منظور پروردگار از آن آیات است».[15]
تعریف علامه طباطبایى –صاحب تفسیر المیزان – چنین است: «تفسیر، عبارت است از روشن کردن معانى آیات قرآن و کشف مراد و مدلول آنها».[16]
آیت اللّه جوادى آملى: «تفسیر، عبارت است از روشن کردن و پرده بردارى از چهره قرآن کریم که بر اساس قانون محاوره و فرهنگ مفاهمه ایراد شده است».[17]
سید مصطفى خمینى: «تفسیر، عبارت از آگاهى یافتن از مراد و منظور خداوند متعال است که در آیه پنهان میباشد، به اندازه توان بشر؛ و احاطه به تمام معانى و منظور خداوند به طور مطلق براى هیچکس امکان پذیر نیست، حتى کسى که قرآن بر او نازل شده است».[18]
از مطالب بیان شده چنین استفاده میشود که تعاریف مختلف به عمل آمده از تفسیر، در مطالب زیر با یکدیگر اشتراک دارند:
1. تفسیر به مجموعه آگاهیهایى اطلاق میشود که مربوط به مفهوم و معناى آیات قرآن کریم، و توضیح و تشریح و کشف معانى مفردات و جملههاى قرآنى است.
2. تمام مطالبى که در تفسیر قرآن کریم مورد توجّه قرار گرفتهاند به این مهم اشاره دارند که تفسیر باید از سنخ مدلولهاى لفظى باشد و اختلاف در تفسیر، صرفا به چگونگى کشف و بیان مدلول و مفاهیم لفظى آیات بر مىگردد.
3. تطابق و توافق بین لفظ و معنا باید همیشه محفوظ باقى بماند چه در غیر این صورت، نسبت دادن هر چیز به قرآن کریم ممکن مینماید.
4. هیچکس نمیتواند مدعى تفسیرى شود که در بر دارنده تمام معانى آیات قرآنى است، بلکه هر کس به اندازه توان خویش قادر است پردههایى از چهره قرآن کریم بردارد.
5. بعضى از مفسران در محدوده شرح لفظ و بیان معانى لغوى آیات قرآن و سورههاى آن به تفسیر پرداختهاند، و گروهى دیگر بیان معانى الفاظ را مقدمه توضیح و روشنگرى آموزشهاى قرآنى قرار داده و به بیان اهداف هدایتى قرآن کریم پرداختهاند.[19]
ناگفته نماند که معصومین(ع) چون با حقیقت قرآن کریم در ارتباط بودهاند، تفسیر آنها تفسیر حقیقى قرآن کریم میباشد، حضرت امام على(ع) در اینباره فرموده است: «آن - کتاب خداست- قرآن، از آن بخواهید تا سخن گوید، و هرگز سخن نگوید. اما من شما را از آن خبر میدهم. بدانید که در قرآن علم آینده است و حدیث گذشته. درد شما را درمان است، و راه سامان دادن کارتان در آن است».[20]
موضوعات مرتبط:
تفسیر شناسی
برچسبها:
تفسیر شناسی