
پاسخ رسول اکرم(ص) به بت پرستان
پیامبر اکرم(ص) در پاسخ بت پرستان در آغاز از آنها سؤال کرد که چرا بتها را مىپرستید؟ آنها در جواب گفتند: ما از راه پرستش بتها به خدا تقرب پیدا مىکنیم. پیامبر از آنها پرسید، آیا بتان شنونده و مطیع پروردگارشان و پرستنده او هستند تا از طریق تعظیم آنها به خدا نزدیک شوید؟ بت پرستان گفتند: نه. پیامبر فرمود: چون شما این بتها را مىتراشید، اگر شایسته بود که پرستش شود شما که سازنده بتها هستید شایستهترید براى عبادت، زیرا تعظیم شما در برابر بتها تعظیم موجوداتى نیست که به مصالح شما آشنا، از عواقب کار شما آگاه و در آن چه که شما را به آن تکلیف مىکنند دانا باشند و به عبارت دیگر: وقتى بنا باشد در برابر موجوداتى خضوع و خشوع داشته باشید که آنها معرفت و آگاهى به مصالح شما ندارند، پس چه بهتر که سازنده بتها را عبادت کنید.
هنگامى که پیامبر اکرم(ص) این مطلب را فرمودند، بت پرستان دچار اختلاف شدند و هر گروهى چیزى گفتند:
گروهى در توجیه بت پرستى خرافاتى را مطرح کرده و گفتند: در حقیقت ما این چوب و سنگ دست تراش خود را نمىپرستیم، بلکه خداى سبحان را مىپرستیم. زیرا خداى سبحان در مظاهرى از بزرگان بشر حلول کرده و آن موجودات محل حلول خداى سبحان شدهاند، ما در حقیقت آن حلول کننده و روح بتها را مىپرستیم نه محلّ را.
عدهاى دیگر گفتند: بزرگانى از میان ما رفتند که از قرب الهى برخوردار بودند و چون تقرب به آنها سودمند است. براى گرامى داشت آنها پیکرهیشان را به صورت مجسمه درآورده و در برابر آن که یاد آور قداست ایشان است خضوع و خشوع داریم.
دسته سوم گفتند: وقتى خداى سبحان آدم(ع) را آفرید به فرشتگان دستور سجده داده ما که فرزندان آدم هستیم براى سجده کردن در برابر آدم، از فرشتگان سزاوارتریم، چون در آن صحنه نبودیم تا در برابر آدم سجده کنیم، پیکر و مجسمهاى از وى ساخته، در برابر آن سجده مىکنیم، تا در حقیقت در برابر آدم اول سجده کرده باشیم و از این طریق به خدا تقرّب پیدا کنیم، همانطور که شما در برابر کعبه سجده مىکنید ما هم در برابر بتها سجده مىکنیم و همانطور که شما در شهرهاى دیگر، در مساجد عبادت مىکنید و براى هر مسجد، محرابى مىسازید که متوجه کعبه است و در محراب به سمت کعبه مىایستید یا به سمت محراب عبادت مىکنید، ما نیز در برابر بتها مىایستیم.
بت پرستان امروز نیز همچون بت پرستان دیروز مثل بودایىها و بت پرستان هند و... مىگویند آن چه ما مىپرستیم پیکرهاى افراد منزه و مقدّس است.
پیامبر اکرم(ص) پس از شنیدن سخنان بت پرستان به آنها فرمود: شما بیراهه مىروید، زیرا که شما مىگویید: خدا در انسانهایى که با این صورت بودهاند حلول کرده است، باید بدانید که ممکن نیست خداى سبحان در موجودى مادى حلول کند، زیرا شرط حلول شىء در شىء دیگر، مادى بودن هر دو شىء است یعنى حالّ و محلّ هر دو باید مادى باشند. مثلاً رنگ و مزه و بو و مانند آن که در میوه حلول مىکند یا در ظاهر وروى محل است یا در مجموع ظاهر و باطن و درون آن، و موجود ازلى و قدیم هرگز در موجد مادى حادث حلول نمىکند. زیرا معقول نیست یک موجودى که حادث است و موجودى که ازلى است در یکدیگر حلول کنند و اگر بر فرض حلولى باشد حتماً یا هر دو حادثند یا هر دو ازلى.
این استدلال، ناظر به جمع بین نقیضین است. زیرا او ازلى است و موجود ازلى در حادث حلول نمىکند.
چنان که حرکت و سکون، تغییر، زوال و امثال آن براى موجودات طبیعى ممکن است اما براى موجود ازلى محال است، معلوم مىشود که حلول خدا در بتها محال است.
رسول اکرم(ص) خطاب به بت پرستانى که سرّ بت پرستى خود را تجلیل از مردان مقدّس و مقرّب مىدانستند، فرمود: اگر شما در برابر این بتها خضوع مىکنید و شریفترین عضو یعنى چهره و پیشانى خود را در برابر آنها بر خاک مالیدید، دیگر براى خداى سبحان چه عظمت و جلالى قایل خواهید بود، و چه کسى به شما دستور داده که در برابر بتها چنین کرنش و خضوع کنید؟ حضرت خطاب به گروه سوّم که بت پرستى خود را سجده در پیشگاه آدم(ع) دانسته و قضاى فاتت به حساب مىآورند، فرمود: انسان اگر بخواهد خدا را اطاعت کند، باید به دستور خداى سبحان باشد و اگر دستورى نرسد، خود انسان حق تشریع و ابداع دستور عبادى را ندارد، زیرا این کار هواپرستى است نه خداپرستى اصل پرستش خدا را عقل و وحى تأیید مىکند ولى چگونگى پرستش باید از خداى سبحان برسد، همه ما بنده حقیم، خدا به ما دستور داده که «حیث ما کنتم فولّوا وجوهکم شطره»(42) هر جا هستید چهره خود را به سمت خدا نمایید. بنابراین کعبه، معبد، قبله، و مسجود الیه تمام بندگان خداست، سجده ما براى خداست نه براى کعبه. بنابراین سجده براى آدم به دستور خداى سبحان بود، اما شما براى بت پرستى از سوى خداى سبحان دستورى ندارید و ثانیاً ما خدا را سجده مىکنیم نه کعبه را، کعبه معبود ما نیست، اما بتها معبود شماست و چون نمىتوانند براى توجیه بت پرستى برهان عقلى یا دلیل نقلى عرضه کنند که خداى سبحان به آنها اجازه بت پرستى داده است، در حقیقت آنها مجاب شدند، کسى که از صفاى باطن و ضمیر برخوردار باشد، وقتى برهان بر او اقامه شود، آن را مىپذیرد.
پس از استدلالهاى پیامبر اکرم(ص) در مقابل پیروان ادیان و مذاهب گوناگون. آنهم با تفکر و اندیشه. پس از گذشت سه روز خدمت پیامبر آمده و به آن حضرت ایمان آوردند آنها بیست و پنج نفر بودند که از هر فرقهاى پنج نفر و در نهایت گفتند: «ما رأینا مثل حجّتک یا محمّد لنشهد انّک رسول اللّه(ص)»(43) ما تاکنون با استدلالى به قوت و استدلال شما روبرو نشده بودیم و اکنون به رسالت تو شهادت مىدهیم و مسلمان مىشویم.
با توجه به استدلال پیامبر اکرم(ص) و برهان محکم آن حضرت در برابر پیروان ادیان گوناگون و سرانجام تسلیم شدن آنان، استفاده مىشود که ما مسلمانها در هر زمانى باید با استفاده از سیره آن حضرت در برابر پیروان مذاهب و ادیان با استفاده از برهان و استدلال قویم و موعظه حسنه و جدال احسن برخورد کرده و دلهاى آنان را متأثر کرده، و به سمت حق یعنى اسلام، سوق دهیم.
پىنوشتها: -
1. سوره احزاب، آیه 45 - 46.
2. سوره نحل، آیه 125.
3. سوره انعام، آیه 149.
4. سوره یوسف، آیه 108.
5. همان،آیه 24.
6. سوره قصص، آیه 32.
7. سوره نمل، آیه 64.
8. سوره طور، آیه 35 - 36.
9. سوره انبیاء ، آیه 22.
10. سوره ملک، آیه 3-4.
11. مفردات، ذیل کلمه موعظه.
12. المیزان،ج 12،ص .
13 سوره آل عمران، آیه 64.
14 دعوت به فرمانهاى توحیدى و الهى.
15 سوره انعام، آیات 151 - 153.
16 بحارالانوار، ج 19، ص 8 و 9 و 10.
17 سوره انعام، آیه 121.
18 تفسیر برهان، ج 3، ص 253.
19 سوره عنکبوت، آیه 46.
20 تفسیر برهان، ج 3، ص 253.
21 سوره شورى، آیه 11.
22 سوره فاطر،آیه 15.
23 سوره نساء،آیه 125.
24 سوره فاطر،آیه 15.
25. سوره علق ،آیات 7 - 8.
26. سوره انبیاء ، آیه 68.
27. سوره مریم،آیه 93.
28. سوره انعام، آیه 76.
29. سوره قصص، آیه 88.
30. سوره انعام، آیه 79.
31. سوره اسراء، آیه 111.
32. سوره اسراء، آیه 51.
33. سوره انبیاء،آیه 30.
34. سوره بقره، آیه 55.
35. همان، آیه 3.
36. سوره یوسف، آیه 39.
37. سوره یس، آیه 40.
38. سوره آل عمران، آیه 191.
39. سوره مؤمنون، آیه 91.
40. سوره انبیاء، آیه 22.
41. سوره قصص، آیه 70.
42. سوره بقره، آیه 144.
43. بحارالانوار، ج 9، ص 266
موضوعات مرتبط:
سیره شناسی
برچسبها:
سیره شناسی