
خواستگاری
مقدمهی ازدواج، خواستگاری است. در زبان عربی و نیز قرآن به خواستگاری، خِطبه اطلاق میکنند و ریشهی خِطبه از خَطب به معنی تکلم و صحبت کردن بین دو نفر میباشد که در آن مراجعه کلام است و خطب المرأة خِطبة زمانی گفته میشود که در امر تزویج با آنها صحبت شود. (طباطبایی، 1972م: ج2، ص243) و به خواستگار خاطب میگویند.
خواستگاری مرد از زن امری است که طبق مقتضای طبیعت مرد میباشد و این امر از همان ابتدای خلقت بوده است: صاحب «من لایحضره الفقیه» حدیثی در مورد خلقت آدم و حوا نقل میفرماید که در قسمتی از آن اینچنین آمده است: خداوند حوا را خلق کرد و دید که حضرت آدم نسبت به وی انس پیدا کرده و تمایل دارد که با او باشد، فلذا از آدم سؤال کرد: آیا میخواهی با او انس پیدا کنی و با تو انس داشته باشد و محبوب تو باقی بماند؟ حضرت آدم جواب داد: آری! خداوند فرمود: «فاخطبها الی فانها امتی» «او را از من خواستگاری کن؛ او کنیز من است.» (صدوق، 1401ق: ج3، ص229؛ حسینی بحرانی، 1334: ج1، ص339)؛ بنابراین مسأله خواستگاری مرد از زن، از همان ابتدای خلقت انسان بوده است و در اولین ازدواج انسان، خواستگاری مرد از زن بوده است؛ بنابراین، این ادعا که خواستگاری مرد از زن بر اساس فطرت است، ادعای گزافی نیست. با وجود اینکه اصل این است که مرد به خواستگاری زن برود، اما این مانع نمیشود که خواستگاری صورت دیگری نیز داشته باشد و پیشنهاد ازدواج از طرف زن و بستگان او باشد؛ همچنانکه حضرت شعیب پیشنهاد ازدواج یکی از دختران خود را به حضرت موسی (ع) داد و این از جهت صفات ویژه او، یعنی امین بودن و قوی بودن وی بود.
ـ «قالت إحداهما یا أبت أستأجره اِنَّ خیر من أستأجرت القویُّ الامین قال انّی اریدُ ان انکحک احدی ابنتیَّ هاتین علی ان تأجرنی ثمانی حجج فان أتممت عشراً فمن عندک و ما ارید ان أَشقَّ علیک ستجدنی ان شاءالله من الصالحین» (قصص، 27-26)
از این آیه استفاده میشود، آنچه امروز مطرح است که پیشنهاد پدر و اقوام دختر را در امر ازدواج با پسر عیب میدانند، درست نیست و هیچ مانعی ندارد پدر یا اقوام دختر شخصی را که لایق همسری با دختر خود میدانند، پیدا کنند و به او پیشنهاد ازدواج دهند؛ همانگونـه کـه حضرت شـعیب چنیـن کـرد. (طباطبایی، 1972م: ج16، ص69) پیشنهاد ازدواج از طرف شعیب(ع) همراه با صراحت و سادگی، بدون هیچگونه تردید و کنایه و البته همراه با حفظ وقار، عظمت و احترام بود.
مورد دیگر، ازدواج پیامبر (ص) بـا حضرت خدیجه (س) اسـت. بنابر نقلهایی کـه بـه صورت متواتر رسـیده اسـت، در ابتدا حضرت خدیجه(س) مسأله ازدواج را به پیامبر(ص) پیشنهاد کرد؛ گرچه پیامبر(ص) پس از آن به صورت رسمی، از حضرت خدیجه(س) خواستگاری کرد. (عاملی، 1400ق: ج1، ص113)
خواستگاریهای مجاز و غیرمجاز
قرآن ازدواج با محارم نسبی، سببی و رضائی را حرام کرده است؛ از این رو خواستگاری از اینگونه زنان مجاز نیست؛ به طور کلی خواستگاری از زنانی مجاز است که خالی از موانع نکاح باشند. از مفهوم آیهی: «و لاجناح علیکم فیما عرَّضتم به من خطبة النّساءِ اَؤ أکننتم فی انفسکم علم الله اَنَّکم ستذکرونهنَّ ولکن لاتواعدوهنَّ سِرّاً، الاّ ان تقولوا قولاً معروفاً و لاتعزموا عقدة النِّکاح حتی یبلغ الکتاب اجله...» (بقره، 235) حرمت تصریح به خواستگاری (در عده وفات) از زنانی که شوهر آنها وفات یافته، استفاده میشود؛ پس به طریق اولی خواستگاری از کسی که شوهر دارد یا زنانی که در عده رجعی به سر میبرند، حرام است؛ زیرا آنان از آن جهت که از همدیگر ارث میبرند و بر مرد واجب است، مسکن و نفقه زن را تضمین و تأمین کند، زن و شوهر محسوب میشوند. خداوند متعال میفرماید: «و بعولتهن احق بردهن» پس خواستگاری از آنها، حداقل خواستگاری صریح، مجاز نخواهد بود.
اما زنانی که در حال عدهی وفات یا طلاق خلع و بائن هستند، خواستگاری نسبت به آنها به صورت کنایه جایز است. (نجفی، بیتا: ج30، ص120) آیهی مبارکه «و لاجناح علیکم فیما عرضتم به من خطبه النساء او أکنتم فی انفسکم» گرچه پس از بیان عدهی وفات زنان است، اما این حکم اختصاص به آنها ندارد (همان) و شامل دیگر زنان که در این جهت شباهت دارند، نیز میشود. طلاق بائن و خلع به منزلهی شوهر نداشتن به حساب میآید، به دلیل اینکه اگر شوهران آنها بخواهند دوباره با آنها زندگی زناشویی داشته باشند، میبایست با عقد جدید صورت گیرد و در این جهت با دیگر زنان فرقی ندارند.
نگاه به زن هنگام خواستگاری
قرآن با آنکه در ابتدا نگاه به زن نامحرم را مجاز ندانسته و آن را حرام به حساب آورده است: «قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم...» (نور، 30) اما در مورد مردی که میخواهد با زنی ازدواج کند، نگاه وی را مجاز دانسته است که البته همراه با شرایط و محدودیتهایی میباشد.
برخی از مفسران، جملهی «ولو اعجبک حسنهن» در آیهی «و لایحل لک النساء من بعد و لا انتبدل بهن من ازواج» (احزاب، 52) را دلیل بر جواز نگاه مرد به زن هنگام خواستگاری گرفتهاند (مکارم شیرازی، 1369: ج17، ص494 ؛ قرطبی، 1967م: ج14، ص220)؛ زیرا لازمهی «اعجبک حسنهن» این است که وی را ببیند و متوجه زیبایی او بشود. فلسفه این حکم آن است که انسان با بصیرت کامل همسر خود را انتخاب کند و در نهایت از ندامت و پشیمانیهای آینده که پیمان زناشویی را به خطر میافکند، جلوگیری شـود؛ چنان کـه در حدیثی از پیـامبر (ص) آمـده اسـت کـه بـه یکی از یاران خود که میخواست با زنی ازدواج کند فرمود: «انظر الیها اجدر ان یدوم بینکما» «به او نگاه کن؛ هر آینه این امر به دوام زندگی شما کمک خواهد کرد.» (همان)
در حدیثی دیگر از امام صادق (ع) آمده است که در پاسخ به این سؤال که آیا مرد میتواند هنگامی که تصمیم به ازدواج گرفته است، فرد مورد نظر را به دقت بنگرد و به صورت و پشت سر او نگاه کند، فرمود: «بله، اشکال ندارد مرد به صورت و پشت سر همسر آینده خود نگاه کند.» (حرعاملی، 1409ق: کتاب النکاح، باب36، مقدمات النکاح، ح3)
موضوعات مرتبط:
ازدواج شناسی
برچسبها:
ازدواج شناسی