ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

ازدواج

ملاک‌های انتخاب همسر
با توجه به اهمیتی که همسرگزینی در زندگی دارد و آثاری که بر آن مترتب است، می‌بایست برای اتخاذ همسر، ملاک‌هایی باشد تا بر آن مبنا، انتخاب صورت گیرد. ملاک‌های موردنظر قرآن و سنت به عبارت ذیل است:
الف ـ ایمان و اعتقاد دینی
برخوردار بودن از ایمان دینی، یکی از مهم‌ترین شرایط انتخاب همسر است. زن و مرد می‌بایست در بعد دینی، هم‌فکر و هم‌عقیده باشند و اگر یکی از آن‌ها مشرک باشد، عقدِ ازدواج آن‌ها باطل خواهد بود. قرآن صراحتاً این مطلب را بیان می‌کند: «ولاتنکحوا المشرکات حتی یؤمنَّ و الاَمة مؤمنة خیر من مشرکة و لواعجبتکم و لا تنکحوا المشرکین حتی یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرک و لو اعجبکم اولئک یدعون الَی النّار والله یدعوا الی الجنَّة و المغفرة بإذنه و یبیّن آیاته للنّاس لعلّهم یتذکّرون.» (بقره، 221)
از آن‌جا که ازدواج بهترین، بالاترین و قوی‌ترین رابطه بین دو انسان و بین دو جنس مخالف است، (قطب، 1400ق: ج1، ص238) بر همین اساس، این دو نفر می‌بایست از جهت قلبی و روحی یکی باشند و این امر امکان‌پذیر نیست، مگر این‌که به لحاظ فکری و عقیدتی یکی باشند؛ زیرا مذهب، عقیده و فکر، مؤثرترین عامل در نفوس، افکار، قلوب و اعمال افراد است.
خداوند متعال، در آیه‌ی فوق حکمت حرمت ازدواج با مشرکان را چنین بیان می‌کند: «اولئک یدعون الی النار» مسیر مشرک مسیری انحرافی است که به ظلمت، تباهی و جهنم ختم می‌شود. در مقابل، مسیر افراد مؤمن، بهشت، رحمت، مودت و غفران است: «والله یدعوا الی الجنة والمغفرة باذنه» در این‌جا دعوت و مسیر خداوند، همان دعوت و مسیر افراد مؤمن است؛ به جهت این‌که تمام شئون زندگی مؤمنین در مسیر خداوند متعال است. (طباطبایی، 1972م: ج2، ص205) از آن‌جا که مسیر افراد مؤمن با مسیر افراد مشرک، تفاوتی اساسی و فاحش دارد، این اختلاف عقیده و مذهب هرگز با یگانگی و وحدتی که در ازدواج مطرح است، جمع نخواهد شد.
آیه‌ی «لاتنکحوا المشرکات حتی یؤمن... »، به طور صریح حرمت ازدواج با مشرک را می‌رساند. در این‌که مرد مسلمان یا زن مسلمان حق ندارد با مشرک ازدواج کند، بحث و اختلافی نیست؛ اما مسأله‌ی مورد اختلاف، این است که آیا «مشرک» شامل اهل کتاب نیز می‌شود یا خیر؟
از ظاهر برخی آیات، این مطلب به دست می‌آید که مشرک غیر کافر است و شامل اهل کتاب نمی‌شود که بر چندین مورد می‌توان استتناد کرد:
1ـ در چندین آیه مشرکین و اهل کتاب در کنار هم ذکر شده‌اند و عطف بر یکدیگر شده‌اند و این خود نشانه دوگانگی آن‌ها است.
ـ «مایودّ الّذین کفروا من اهل الکتاب و لا المشرکین...» (بقره، 105)
ـ «لم‌یکن‌الّذین کفروا من اهل الکتاب والمشرکین منفکّین حتی تأتیهم البینه» (بینه، 1)
ـ «لتجدنَّ اشدَّ النّاسِ عداوةً لِلَّذین آمنوا الیهود والّذین اشرکوا» (مائده، 82)
ـ «انّ الّذین کفروا من اهل الکتاب والمشرکین فی نار جهنم» (بینه، 6)
ـ «انّ الذین امنوا والّذین هادوا والصّابئین والنّصاری والمجوس والّذین اشرکوا...» (حج،17)
2ـ از آیات قرآن استفاده می‌شود که اهل کتاب برای خداوند شریک قائل نبودند و به اصل نبوت و معاد اعتقاد داشتند و آن‌ها را می‌پذیرفتند. «قل یا اهل الکتاب تعالوا اِلی کلمة سواء بیننا و بینکم الاّ نعبدَ الاّ الله و لانشرک به شیئا...» (آل عمران، 64) ؛ «وقالوا لن یدخل الجنة الاّ من کان هوداً او نصاری...» (بقره، 111)؛ «فلمّا أحَسَّ عیسی منهم الکفر قال من انصاری الی الله قال الحواریّون نحن انصارالله امنّا بالله و اشهد بانّا مسلمون ربّنا آمنّا بما أنزلت و اتَّبعنا الرَّسولَ فاکتبنا مع الشاهدین» (آل عمران، 53-52)
3ـ در رابطه با جنگ و جهاد، نسبت احکام مشرکین با اهل کتاب متنوع و مختلف است؛ قرآن کریم درباره جنگ با مشرکین می‌فرماید: «فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم و خذوهم واحصروهم...» (توبه، 5)؛ اما نسبت به اهل کتاب می‌فرماید: «قاتلوا الذین لایؤمنون بالله و لا بالیومِ الاخر و لایحرّمون ماحرّم‌الله و رسوله و لایدینون دین الحقّ من الّذین اوتوا الکتاب حتّی یعطوا الجزیة عن ید وهم صاغرون»، (توبه، 29)
این‌گونه آیات، تفاوت مشرکین با اهل کتاب را می‌رسانند و این‌که مشرک شامل اهل کتاب نمی‌شود؛[2] گرچه همگی در کفر شریک هستند؛ به دلیل این‌که کفر دارای مراتب است؛ مرتبه‌ی بالا و صورت عملی آن، همان شرک به خداست و مرحله‌ی نازل آن، یهودیان و مسیحیان هستند و مرحله نازل‌تر آن کسی است که منکر ضروری از اسلام یا تارک آن باشد؛ مثل تارک حج که به آن کفر اطلاق شده است. «ولِلّهِ عَلَی النّاس حجُّ البیتِ من استطاع إلیه سبیلاً و من کفر فانَّ اللهَ غنیٌ عن العالمین» (آل عمران، 97) این‌جا مراد این نیست که تارک حج کافر است؛ بلکه مراد فاسق بودن اوست؛ یعنی کافر به حج است.
آیه‌ای که جواز نکاح مردان مسلمان را با زنان اهل کتاب می‌رساند، بدین قرار است: «الیوم احلَّ لکم الطَّیِّبات و طعام الّذین اوتوا الکتاب... والمحصنات من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم إذا آتیتموهنَّ اجورهنَّ ... و من یکفر بالایمان فقد حبط عمله و هو فی الاخرة من الخاسرین» (مائده، 5) جمله‌ی «والمحصنات من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم» عطف بر «الیوم احل لکم» است و این جواز نکاح با زنان اهل کتاب که پاکدامن و عفیف هستند را می‌رساند. به این آیه اشکال شده است که این آیه به آیه «ولاتنکحوا المشرکات حتی یؤمن» نسخ شده است. بنابراین، حکم آیه‌ی سوره مائده که جواز ازدواج با زنان اهل کتاب می‌باشد، نسخ شده و حکم حرمت باقی می‌ماند و یکسری از روایات نیز، همین بیان را در حرمت ازدواج با زنان اهل کتاب تأیید می‌کند.
در جواب می‌توان گفت که اولاً، آیه سوره مائده که می‌فرماید: «الیوم احل لکم... والمحصنات من الذین اوتواالکتاب من قبلکم»، سیاق آیه و آیات قبل از آن، سیاق امتنان و تخفیف است و در مقام بیان این امر است و این را می‌توان از تفکر در آیات به دست آورد؛ بنابراین در این مقام، دیگر با نسخ سازگار نخواهد بود. ثانیاً، با توجه به مطالبی که در مورد عدم شمول شرک به اهل کتاب بیان شد، اصولاً آیه‌ی «ولاتنکحوا المشرکات...» و آیه‌ی «والمحصنات من الذین اوتوا الکتاب»، در ارتباط با یکدیگر نیستند تا این‌که ناسخ و منسوخی باشد؛ زیرا ثابت شد که مشرک شامل اهل کتاب نمی‌شود و ناظر به یکدیگر نیستند تا نسخی بشود. ثالثاً، طبق روایاتی که سند آن‌ها نیز صحیح است، سوره‌ی مائده آخرین سوره‌ای بوده است که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد؛ در حالی که سوره بقره در مدینه بعد از هجرت نازل شد و بنابراین نمی‌تواند اول ناسخ باشد، سپس منسوخ بیاید. (طباطبایی، 1972م: ج2، ص204-202) برای نمونه به چند روایت که دلالت دارد بر این‌که سوره‌ی مائده، آخرین سوره‌ای بوده است که بر پیامبر(ص) نازل شد و در آن منسوخی نیست، اشاره می‌شود:
ـ «عن امیرالمؤمنین (ع) قال کان القرآن ینسخ بعضه بعضاً و انما یؤخذ من رسول‌‌الله (ص) بآخره و کان آخر مانزل علیه سورة المائده نسخت ما قبلها و لم‌ینسخها شئ» (مجلسی، 1403ق: ج92، ص274)
ـ «قال رسول‌الله (ص) ان سورة المائده آخر القرآن نزولاً فاحلوا حلالها و حرموا حرامها» (سیوطی، 1403ق: ج2، ص252)
ـ «عن علی(ع) ... انما نزلت المائده قبل ان یقبض رسول‌الله بشهرین او ثلاثه» (حرعاملی، 1409ق: کتاب الطهاره، ح1)
اشکال مطرح شده‌ی دیگر این است که آیه‌ی مذکور در سوره‌ی مائده با آیه 10 سوره ممتحنه که می‌فرماید: «ولاتمسکوا بعصم الکوافر» تنافی دارد؛ زیرا این آیه ناسخ آیه سوره‌ی مائده است؛ بنابراین، نمی‌توان حکم به جواز ازدواج با اهل کتاب کرد.
در جواب می‌توان گفت که اولاً، تنافی بین دو آیه نیست و آیه سوره‌ی ممتحنه نمی‌تواند ناسخ باشد؛ زیرا در سوره ممتحنه صحبت از زنان و مردانی است که کافر بودند و سپس مرد مسلمان می‌شود و با توجه به شرایط خاص زمان، پیامبر(ص) دستور می‌دهد که یا باید از زنان خود جدا شوند یا زنان آنان نیز مسلمان شوند و جهت ابتدایی در کار بوده است. ثانیاً، آیه‌ی سوره مائده همان‌گونه که توضیح داده شد، در مقام امتنان و تخفیف است و این با نسخ سازگار نیست؛ زیرا سیاق این آیات حکم تخفیف بر مسلمین را می‌رساند و این با نسخ شدن صحیح نمی‌باشد. ثالثاً، سوره‌ی ممتحنه در مدینه و قبل از فتح مکه نازل شد، اما سوره مائده آخرین سوره‌ای بود که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد (معرفت، 1366: ج2، ص340) و بنابراین نمی‌تواند این مطلب صحیح باشد؛ چرا که لازمه‌ی آن این است که اول ناسخ باشد و سپس منسوخ بیاید و این محال است.
در مجموع به این نکات اشاره می‌شود:
1ـ در آیه سوره مائده که خداوند متعال می‌فرماید: «الیوم احل لکم... والمحصنات من الذین اوتوا الکتاب...»، فقط ازدواج مردان مسلمان با زنان اهل کتاب را بیان می‌کند و جواز آن را فقط در این صورت می‌رساند؛ نه ازدواج زنان مسلمان با مردان اهل کتاب را؛ زیرا به طور قطع آیه این صورت را بیان نمی‌کند و حرمت این قسم از ازدواج با اهل کتاب مسلم است.
2ـ‌روایاتی که در زمینه ازدواج با زنان اهل کتاب وارد شده است، صرف‌نظر از بحث سندی آن‌ها دلالت قاطع بر حرمت ازدواج با آن‌ها را ندارد؛ زیرا روایات وارده در این زمینه به چند دسته تقسیم می‌شوند: (نک. حرعاملی، 1409ق: کتاب النکاح)
ـ دسته‌ای از روایات بیانگر این مطلبند، آیه‌ای که جواز را می‌رساند: «والمحصنات من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم» با توجه به آیه‌ی «ولاتنکحوا المشرکات» یا آیه «ولاتمسکوا بعصم الکوافر» نسخ شده است؛ اما با بیانی که در زمینه نسخ مطرح شد، وضع این دسته از روایات معلوم است.
ـ دسته‌ای دیگر از روایات شامل کلماتی نظیر مااحب و امثال آن است که از آن‌ها کراهت استنباط می‌شود و به وسیله این روایات مشکل است که حکم به حرمت کرد.
3ـ نکته دیگر آن است که تفاوتی میان نکاح دائم و موقت نیست؛ زیرا آیه‌ی «والمحصنات...»، هر دو را شامل می‌شود؛ زیرا ظهور آیه این است که ازدواج با زنان اهل کتاب جایز و حلال می‌باشد؛ خواه به طور دائم یا موقت باشد؛ البته مشهور حکم به جواز فقط در موقت داده‌‌اند؛ لکن اصل جواز نکاح شامل هر دو صورت می‌شود. گروهی از علما فتوا به جواز در دائم نیز داده‌اند؛ مثل: صاحب جواهر، سید اصفهانی، امام خمینی و آیت‌الله خویی (نک. نجفی، بی‌تا: ج3، ص39 ؛ موسوی اصفهانی، 1364ق: ص334 ؛ امام خمینی، 1981م: ج2، ص285؛ خویی، 1404ق: ج2، ص289) البته رعایت احتیاط را در ترک آن دانسته‌اند.
ب ـ کفویت
«الخبیثات للخبیثین والخبیثون للخبیثات والطیبات للطیبین والطیبون للطیبات اولئک مبرَّئون ممّا یقولون لهم مغفرة و رزق کریم» (نور، 26)
«الخبیثات للخبیثین» اشاره به زنان و مردان آلوده‌دامن و ناپاک دارد و این دو گروه زن و مرد اختصاص به همدیگر دارند و «الطیبات للطیبین» مراد زنان و مردان پاکدامن است که به همدیگر اختصاص دارند؛ با این اصل که «لام» به جهت اختصاص باشد. (آلوسی بغدادی، بی‌تا: ج18، ص131) این‌که مراد از زنان و مردان در این آیه چه در ناحیه پاکدامنی یا آلودگی باشد، بهترین معنی برای آیه به حساب می‌آید؛ به دلیل این‌که دنباله آیه «اولئک مبرئون مما یقولون» است و اولئک اشاره به افراد است. بنابراین، مراد افراد از آن طیب و خبیث است و این تمایل دو دسته به همدیگر، به جهت مجانست، هم‌سنخ و هم‌جنس بودن است (طباطبایی، 1972م: ج25، ص96)؛ زیرا افراد هر گروه و دسته، به گروه و دسته‌ی خـود جذب می‌شونـد و ایـن بـه سبب قـانون سنخیت است: «السنخیة علة الانضمام».
مراد اولیه از خبیث بودن، عدم برخورداری از عفت و پاکدامنی است. این معنی اولی آیه است؛ اما از نظر ملاک و علت، معنای وسیعی دارد که منحصر به آلودگی و پاکی جنسی نیست؛ بلکه هرگونه ناپاکی فکری، عملی و زبانی را شامل می‌شود. (مکارم شیرازی، 1369: ج14، ص423) «قل لایستوی الخبیث و الطیب...» (مائده، 100) زیرا به شراب هم خبیث اطلاق شده است؛ در مورد اعمال قوم لوط نیز، اطلاق خبیث شده است: «ونجیناه من القریة الّتی کانت تعمل الخبائث...» (انبیاء، 74)
برطبق آیه «الخبثیات للخبیثین و الطیبات للطیبین» استفاده می‌شود که زنان هرزه و آلوده برای مردانی‌اند که همان‌گونه هستند؛ هم‌چنین زنان عفیفه و پاکدامن نیز برای مردانی‌اند که همان‌گونه هستند و احتمالاً از همین باب، روایات وارده در نهی از تزویج شارب‌الخمر و ازدواج با زنان ناپاک و آلوده‌دامن مطرح شده است:
ـ «قال رسول الله (ص) شارب الخمر لایتزوج اذا خطب» (حرعاملی، 1409ق: کتاب النکاح، باب29، مقدمات نکاح، ح2)
ـ «عن محمد بن مسلم عن ابی جعفر (ع) قال سألته عن الخبیثه أتزوجها قال: لا» (همان: باب14، مایحرم بالمصاهره و نحوها، ح3)
ج ـ لغو ملاک‌های جاهلی و ارزش‌های طبقاتی
اسلام و قرآن هرگز موقعیت اجتماعی و ارزش‌های طبقاتی را در هیچ امری ملاک قرار نداده است. ازدواج هم یکی از اموری است که می‌بایست زن و مرد در آن منزلت اجتماعی و موقعیت طبقاتی یکدیگر را در نظر نداشته باشند.
یکی از تلاش‌های پیامبر گرامی اسلام(ص) این بود که عقاید خرافی و مقررات خشک زمان جاهلیت و امتیازات طبقاتی که در مورد ازدواج حاکم بوده است، همه لغو و ریشه‌کن شوند.
زینب بنت جحش از قبیله‌ی قریش و دارای منزلت و موقعیت اجتماعی بالا و از زنان اولیه مهاجر و دخترعمه پیامبر (ص) بود. پیامبر(ص) از وی برای زید بن حارثه که یک برده‌ی آزاد شده بود و از بازار عکاظ خریداری شده بود، (اگرچه به واسطه اسلام و پیامبر (ص) موقعیت خوبی پیدا کرده بود) خواستگاری کرد. زینب راضی به این ازدواج نبود و به پیامبر(ص) گفت: «تزوج بنت عمتک مولاتک؟!» (طبرسی، 1403ق: ج4، ص309) و نیز گفت: «انا خیر منه حسباً» (طباطبایی، 1972م: ج16، ص326، به نقل از تفسیر درالمنثور) اما پس از نزول آیه‌ی مبارکه «و ماکان لمؤمنٍ و لا مؤمنةٍ إذا قضی الله و رسوله أمراً ان یکون لهم الخیرةُ من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضلًّ ضلالاً مبیناً» (احزاب، 36)، وی راضی به این ازدواج شد. (نک. ابن اثیر، 1377ق: ج3، ص244؛ ج5، ص463) اغلب مفسرین این شأن نزول را با اندک تفاوتی در ذیل آیه بیان کرده‌اند.
د ـ نسبیت ملاک ثروت و زیبایی
برحسب آیات و روایات، زیبایی و ثروت هرگز نباید به تنهایی، ملاک همسرگزینی قرار گیرد. گاه در نظر گرفتن فقط زیبایی یا دارایی، موجب بطلان عقد می‌شود؛ مثل در نظر نگرفتن اسلام و گاه سبب بروز مشکلات و گرفتاری‌هایی می‌شود؛ مثل در نظر نگرفتن عفت و اخلاق همسر.
در قرآن کریم دو آیه وجود دارد که به مطلب فوق اشاره دارد و از آن عدم مطلق بودن ملاک زیبایی و ثروت در همسرگزینی استنباط می‌شود:
1ـ آیه‌ی مبارکه «... ولأمةً مؤمنةُ خیر من مشرکة و لواعجبتکم... و لعبد مؤمن خیر من مشرک و لو اعجبکم...»، (بقره، 221) اشاره دارد که زنان هرچند هم که زیبا و دارای مال و ثروت باشند، اما اگر ایمان نداشته و مشرک باشند، شخص مسلمان نمی‌تواند تن به این ازدواج دهد. آن‌چه که ملاک است، ایمان است؛ نه جمال و زیبایی یا مال و ثروت؛ لذا بردگان و کنیزان مؤمن (که اغلب آن‌ها از مال و ثروت، زیبایی و جمال بی‌بهره‌اند)، از زنان و مردان مشرک برترند؛ اگرچه دارای مال و جمال باشند. جمله «لو اعجبتکم.. و لواعجبکم» مطلق است و شامل اعجاب در مال، جاه و زیبایی می‌شود و اساساً آیه دلالت بر کراهت قصد جمال و مال در ازدواج دارد. (سیوری، 1369: ج2، ص201)
2ـ آیه‌ی دوم در مورد پیامبر (ص) است: «لایحل لک النساء من بعد و لا ان تبدیل بهن من ازواج و لواعجبک حسنهن»، (احزاب، 72) گرچه این آیه درخصوص پیامبر (ص) است، اما صحیح هست که دایره‌ی شمولش گسترده‌تر شود و از آن این نکته به دست آید که می‌بایست حکم خدا را در نظر داشت و از زیبایی و غیر آن صرف نظر کرد.
طبق شواهدی که از تاریخ استفاده می‌شود، پیامبر اسلام (ص) از ناحیه افراد و قبایل مختلف، تحت فشار بود که از آن‌ها همسر بگیرد و افتخار می‌کردند که پیامبر (ص) از آن‌ها همسر اختیار کند؛ حتی بعضی از زنان حاضر می‌شدند خود را هبه کنند و بدون مهر خود را در اختیار پیامبر بگذارند: «وامراة مؤمنه ان وهبت نفسها للنبی» (احزاب،50) در این میان، شاید افرادی بودند که برای رسیدن به مقصود خود به این بهانه متوسل می‌شدند که همسران تو غالباً بیوه هستند و در میان آن‌ها زنانی یافت می‌شوند که هیچ بهره‌ای از جمال ندارند؛ از این رو، شایسته است با زنی صاحب جمال ازدواج کنی؛ قرآن به ویژه روی این مسأله نیز تأکید می‌کند که حتی اگر زنان صاحب جمال نیز باشند، حق ازدواج با آن‌ها را نخواهی داشت. (مکارم شیرازی، 1369: ج17، ص392)
در این رابطه، به یک روایت نیز اشاره می‌شود: «عن ابی عبدالله (ع) اذا تزوج الرجل المرأة لجمالها او لمالها و کل الی ذلک و اذا تزوج لدینها رزقه الله المال و الجمال»؛ «امام صادق (ع) فرمود: اگر مردی با زنی به خاطر زیبایی یا ثروت او ازدواج کند، خدا او را با آن‌ها واگذار خواهد کرد؛ اما اگر به خاطر تدین او ازدواج کرد، خداوند ثروت و جمال را روزی او خواهد کرد.» (حرعاملی، 1409ق: کتاب النکاح، باب14، مقدمات النکاح، ح1)


موضوعات مرتبط: ازدواج شناسی
برچسب‌ها: ازدواج شناسی
[ دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:52 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب