ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

ازدواج کنید حتی اگر از مشکلات مالی می ترسید

آثار و فواید ازدواج
آثار و فواید فردی و اجتماعی بر ازدواج مترتب است که در پرتو این آثار هم فرد و هم جامعه سعادتمند می‌شود؛ از این رو جهت روشن شدن ارزش و منزلت ازدواج، اشاره‌ای گذرا به فواید و آثار مستقیم ازدواج می‌شود:
الف ـ حفظ از تباهی و فساد
همان‌طور که پیش از این بیان شد، یکی از غرایز انسان، غریزه‌ی شهوت است که از قوی‌ترین غرایز به حساب می‌آید. به این غریزه و ندای فطرت می‌بایست پاسخ مناسب داده شود و پاسخ مناسب به این غریزه این است که ارضای آن در یک چارچوب و محدوده‌ی خاصی صورت گیرد و این محدوده، همان ازدواج است که موجب حفظ از گناه و فساد می‌شود. اینک به برخی از مستندات این مطلب در آیات قرآن کریم اشاره می‌شود:
1ـ در داستان قوم لوط آمده است: وقتی‌که فرستادگان الهی وارد خانه حضرت لوط شدند، قوم وی اطراف خانه‌ی او جمع شدند و از حضرت لوط درخواست کردند که آن فرستادگان را تحویل دهد تا به مقصود خود برسند.[1] حضرت لوط در پاسخ آن‌ها فرمود: «… یا قوم هؤلاء بناتی هنّ اطهرلکم فاتقوا الله و لاتُخزون فی ضیفی...» (هود،78)
با توجه به سابقه‌ی این قوم، آن‌چه که لوط پیامبر به آن‌ها پیشنهاد کرد، مسأله ازدواج دختران خود به آن‌ها بود و این‌که غریزه‌ی جنسی آن‌ها در یک ضابطه و محدوده‌ی خاص تأمین گردد؛ نه این‌که دختران خویش را بدون عقد نکاح در اختیار آن‌ها قرار بدهد؛ زیرا اولاً، وقتی که فرمود: «هؤلاء بناتی هن اطهر لکم»، این‌ها دختران من برای شما باشند و موجب طهارت شما هستند و در آن‌ها طهارت، پاکی و عفاف است، این هرگز سازگاری ندارد به این‌که گفته شود دختران خود را بدون ازدواج و نکاح در اختیار آن‌ها قرار دهد؛ زیرا این دیگر سفاح و زنا به حساب می‌آید و در زنا و سفاح هرگز طهارت و پاکی نیست. «و لاتقربوا الزّنا انه کان فاحشةً و ساء سبیلاً» (اسراء،32) ثانیاً، مقصود حضرت لوط از این گفتار، نشان دادن راه علاج فساد و تباهی است که به آن مبتلا گشته‌اند و این از مقام پیامبران به دور است که علاج فساد را به فساد دیگر و راه باطل را به باطلی دیگر نشان دهد و راه علاج لواط را با زنا بیان کند. (طباطبایی، 1972م: ج10، ص339) ثالثاً، ممکن نیست که مقصود حضرت لوط از جمله‌ی «هؤلاء بناتی هنّ اطهر لکم»، ازدواج دختران خود نباشد؛ زیرا لازم می‌آید پیامبری که معصوم است، امر و تشویق به منکر و فحشا کرده باشد و این با عصمت انبیا سازگار نیست. رابعاً، اگر مراد از «هؤلاء بناتی هنّ اطهرلکم» ازدواج آن‌ها نباشد، دیگر دنباله آیه که می‌فرماید: «فاتقوالله» معنی ندارد؛ زیرا در زنا، تقوای الهی تحقق ندارد و اگر برای دفع رسوایی و ننگ از خود باشد، همان جمله «و لاتخزونی فی ضیفی» کافی بود و دیگر نیازی به فاتقوالله نبود.
بنابراین، آن‌چه که از مجموع این بیان‌ها در رابطه با آیه استفاده می‌شود، این است که ازدواج موجب پاکی و طهارت و دوری از فساد ، گناه، پلیدی و ناپاکی است.
2ـ آیه‌ی دیگر در مورد زنان مطلقه است که می‌فرماید: اگر خواستند با همسر مورد علاقه خود ازدواج کنند، مانع ازدواج آن‌ها نشوید؛ زیرا موجب پاکی و رشد شما است.
«و اذا طلّقتم النّساء فبلغن اجلهن فلا تعضلوهنّ ان ینکحن ازواجهنّ إذا تَراضَوا بینهم بالمعروف ذلک یوعظ به من کان منکم یؤمن بالله و الیوم الآخر ذلکم ازکی لکم و اطهر والله یعلم و انتم لاتعلمون» (بقره،232) آیه‌ی مبارکه نهی می‌کند کسانی را که مانع ازدواج زنان مطلقه پس از اتمام عدّه می‌شوند و سپس در انتهای آیه می‌فرماید: این عدم منع از ازدواج، موجب پاکی و رشد برای شما است.
«از آیه‌ی فوق این نکته به دست می‌آید که ازدواج عامل تقویت توحیدخواهی بر مبنای فطرت می‌شود و بر اساس آن همه‌ی فضایل رشد می‌کند و هم‌چنین ملکه عفت و حیا به وجود می‌آید؛ رشد می‌کند و موجب پاکدامنی و طهارت می‌شود و از این‌که توجه به اجانب بشود، حفظ می‌کند.» (رک. طباطبایی، 1972م: ج2، ص239) اگرچه آیه درخصوص زنان است و بر همین اساس «ازکی لکم و اطهر» فرموده است، اما همین بیان در مورد مردان نیز می‌آید؛ زیرا این دو از هم جدا نیستند؛ پس اگر ازدواج موجب پاکدامنی زن و عدم توجه وی به اجانب می‌شود، همین‌طور در مرد هم موجب عفت و پاکی و عدم توجه به اجنبیه می‌شود. پس قرآن مرد و زن را وابسته به یکدیگر می‌داند: «احلَّ لکم لیلة الصّیام الرَّفث الی نسائکم هنّ لباس لکم و انتم لباس لَهُنَّ...» (بقره،187) با آن‌که به جمله‌ی «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» نیازی نبوده و در مقام بیان آن نبوده است، اما طرح آن، حقیقت و واقعیتی را بیان می‌کند و آن این است که اصل نیاز این دو جنس به همدیگر، امری مسلم و حقیقتی انکارناپذیر است. هم‌چنین، بیانگر این مطلب است که زن و مرد هر یک در محدوده‌ی ازدواج موجب ممانعت دیگری از متابعت فجور و اشاعه‌ی آن بین افراد نوع انسانی می‌شود و در واقع هر یک برای دیگری پوشش و لباسی است که عیوب و زشتی‌های دیگری را می‌پوشاند. (طباطبایی، 1972م: ج2، ص44)
امام صادق (ع) در این زمینه روایتی را از پیامبر (ص) نقل می‌کند: «اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه والا تفعلوه تکن فتنه فی ‌الارض و فساد کبیر» این روایت، حکایت از این مطلب دارد که اگر ازدواج تحقق پیدا نکند و در میان مردم گرایش به ازدواج کم شود، موجبات فساد و تباهی و فتنه فراهم می‌آید. (رک. حر عاملی، 1409ق: کتاب النکاح، باب28)
ب ـ بقای نسل و نوع انسان
تولید نسل مطابق با طبیعت انسان و مراد خداوند متعال است.
ـ «والله جعل لکم من انفسکم ازواجاً و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده و رزقکم من الطیبات أفبالباطل یؤمنون و بنعمةالله هم یکفرون.» (نحل،72)
خداوند زن و مرد را از یک جنس قرار داد و از آن‌ها فرزندان و نوه‌ها قرار داد و این خود یکی از بالاترین نعمت‌های خداوند متعال است؛ زیرا به طور فطری و تکوینی، اساس و بنیه‌ی جامعه‌ی بشری بر آن بنا گذاشته می‌شود و از آن است که تعاون، همیاری و هم‌زیستی بر می‌خیزد و اگر انسان این رشته و ارتباط تکوینی بین زن و مرد را از هم جدا کند و از آن دوری کند، هر آینه جامعه بشری از میان رفته و از هم گسسته خواهد شد و در واقع به هلاکت و نابودی انسان منجر خواهد شد. (طباطبایی، 1972م: ج2، ص214)
ـ «نسائکم حرث لکم فأتوا حرثکم انّی شئتم و قدّموا لانفسکم...» (بقره،223)
خداوند از زنان به عنوان کشتزار و از مردان به عنوان کسی که بذر در اختیار دارد و آن را می‌کارد، یاد کرده است که ثمره‌ی آن فرزند خواهد بود که جمله «وقدموا لانفسکم» بیانگر آن است. از آن‌جا که هدف از خلقت انسان، عبادت باری تعالی است: «و ماخلقت الجنَّ والانس الاّ لیعبدون» (ذاریات،56)، بقای نسل صالح منجر به ابقای ذکر خداوند و یاد پروردگار می‌شود. «... و نکتب ماقدّموا وآثارهم» (یس،12) و ثواب و خیر پدر و مادر هم به فرزندان صالح و هم به آباء آن‌ها می‌رسد. (رک. طباطبایی، 1972م: ج2، ص214)
دعای عباد برای داشتن فرزند صالح و نیکو: «... ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرّیاتنا قرّة اعین واجعلنا للمتّقین اماما» (فرقان،74) و دعای حضرت زکریا در دو آیه‌ی ذیل، بیانگر نیاز فطری انسان به فرزند و البته فرزند صالح و نیکو است: «هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لی من لدنک ذرّیة طیبه انک سمیع الدعا» (آل عمران، 38)؛ «... فهب لی من لّدنک ولیّاً یرثنی و یرث من آل یعقوب و اجعله ربّ رضیّاً» (مریم، 6-5)
بنابراین، در آیاتی که بعضی از انبیا مثل حضرت زکریا (ع) و حضرت ابراهیم (ع) درخواست فرزند از خداوند کرده‌اند، همه این‌ها علاوه بر آن میل فطری و طبیعی، بر این دلالت دارد که داشتن فرزند صالح نیز شرط است.
ج ـ تأمین آرامش و آسایش
فطرت و طبیعت انسان، احساس نیاز به آسایش، آرامش جسمی و روحی و انس و مودت دارد و آن را فقط در کانون گرم و صمیمی خانواده جستجو می‌کند و به واسطه‌ی ازدواج است که غریزه‌ی سرکش شهوت آرام می‌گیرد و آسایش جسم و روح تحقق پیدا می‌کند. «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّةً و رحمة انّ فی ذلک لایات لقوم یتفکرون» (روم، 21) لذا اگر در سایه‌ی ازدواج، زن و مرد احساس آرامش و آسایش فکر و جسم کنند و بین آن‌ها انس و مودت برقرار شود، این ازدواج با ثبات خواهد بود و هرگز متزلزل نخواهد شد.
«امام صادق (ع) فرمود: پنج صفت است که هر کس یکی از آن‌ها را نداشته باشد، همواره زندگی او با نقص و عقل او با کمی و فکر او مشغول خواهد بود. اول، سلامتی؛ دوم، امنیت؛ سوم، روزی فراوان؛ چهارم، مونس و هم فکر؛ از امام سؤال کردم مونس و هم‌فکر کیست؟ حضرت فرمود: همسر شایسته...» (حرعاملی، 1409ق: کتاب النکاح، باب14، مقدمات النکاح، ح7)
د ـ سعادتمندی جامعه
هریک از افراد بشر، وقتی‌که به حد رشد و بلوغ رسید، در خود میل غریزی و فطری نسبت به جنس مخالف احساس می‌کند و می‌بایست این تمایل طرفینی که همان غریزه‌ی جنسی است، به شکل مطلوب و قابل قبولی ارضا شود؛ این‌جا است که نیاز انسان به تشکل اجتماع که همان خانواده است، احساس می‌شود؛ از این رو، جامعه‌ای سعادتمند می‌شود که رابطه جنسی و توالد و تناسل در آن منظم و بر پایه‌ی صحیح استوار باشد. جامعه‌ای که روابط جنسی در آن آزاد و بی‌قید و شرط باشد و بی‌بندوباری در آن حاکم باشد، همیشه با فساد وتباهی دست به گریبان خواهد بود. هسته مرکزی جامعه، خانواده است؛ جامعه‌ای که افراد آن از تشکیل خانواده و قبول مسئولیت‌های آن شانه خالی کنند، روی خوشبختی و ترقی را نخواهد دید. فرزندان ناشی از نکاح و تربیت شده در خانواده هستند که می‌توانند در گرداندن چرخ‌های اجتماع و بهسازی اجتماعی و اقتصادی بدان‌ها امید بست. فرزندان ناشی از روابط نامشروع و آزاد، اغلب از تربیت صحیح محروم و عناصر بزهکار و سربار جامعه‌اند (رک. صفایی، 1370: ص27) و از آن‌جا که هرگز طعم محبت گرم خانواده را نچشیده‌اند، همیشه همراه با عقده و کینه زندگی خواهند کرد. همین امور باعث تزلزل جامعه و نهایتاً انحراف و سقوط آن خواهد شد.
«و لا تقربوا الزّنا انه کان فاحشة وساء سبیلا» (اسراء، 32) اگر به جای ازدواج، سفاح و زنا میان جوامع حاکم شود، امراض گوناگون جسمی و روحی در جامعه رایج می‌شود و عفت، پاکی و صداقت رخت برمی‌بندد و به هرج و مرج، نابودی جامعه و سعادت بشری خواهد انجامید.
ه‍ـ توسعه اقتصادی
وضعیت معیشتی و رفاه اقتصادی، در زندگی خانوادگی، دارای نقش مهمی است. تأمین مقدمات ازدواج و فراهم کردن وسائل زندگی زناشویی از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن و برخی مسائل تشریفاتی که نقش اساسی در تشکیل خانواده ندارد، موجب شده است که عده‌ای زیر بار مسئولیت زندگی زناشویی در سنین جوانی نروند.
اسلام و قرآن این نگرش را صحیح نمی‌داند؛ بلکه توسعه‌ی معیشتی را پس از ازدواج به واسطه تلاش و برکت همراه آن، تضمین کرده است. «وانکحوا الایامی منکم والصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم.» (نور، 32) بر طبق آیه‌ی مبارکه، فقر و بی‌چیزی مانعی در جهت تشکیل خانواده نمی‌باشد؛ زیرا، خداوند در پرتو ازدواج برکت و بی‌نیازی عطا می‌کند. معمولاً فردی که خانواده تشکیل می‌دهد، به زندگی و فعالیت‌های اقتصادی علاقه بیشتری نشان می‌دهد؛ بیشتر کار می‌کند و درپی درآمد بیشتری است تا بتواند رفاه خانواده‌ی خود را به نحو احسن تأمین کند و این در توسعه معیشتی اقتصادی خانواده و کشور مؤثر خواهد بود. (صفایی، 1370: ص9) البته قابل ذکر است، آن‌چه که قرآن بیان می‌کند، بی‌نیاز شدن زن و مرد است و این با توجه به معنی غنا به دست می‌آید. ازدواجی که همراه با ایمان و تقوی باشد، خداوند به آن برکت، تلاش و روزی پرثمر می‌دهد: «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب...» (طلاق، 3)
در این رابطه به بعضی روایات اشاره می‌شود:
ـ «عن ابی‌عبدالله (ع) قال جاء رجل الی النبی (ص) فشکا الیه الحاجه فقال، تزوج فتزوج فوسع علیه»، «امام صادق (ص) فرمود: مردی نزد پیامبر (ص) آمد و از تهی‌دستی شکایت کرد: پیامبر (ص) فرمود: ازدواج کن. آن مرد ازدواج کرد و گشایشی در زندگی او پدید آمد.» (کلینی، 1401ق: ج5، ص330)
ـ از مردم یمامه شخصی به نام جوبیر مسلمان شد. مردی کوتاه قامت، بدقیافه و زشت‌منظر بود؛ پیامبر(ص) روزی نگاه مهربان و دلسوزانه‌ای به وی کرد و فرمود: «لو تزوجت امرأة فعففت بها فرجک و اعانتک علی دنیاک و آخرتک»، «اگر همسر اختیار می‌کردی، سبب گشایش و حفظ تو می‌شد و کمکی برای دنیا و آخرت تو بود.» (حرعاملی، 1409ق: کتاب النکاح، باب25، ح1) عبارت «اعانتک علی دنیاک و آخرتک» کمک به زن و مرد در توسعه اقتصادی خانواده و دیگر امور مربوط به زندگی خانوادگی را اشاره می‌کند.
ـ «عن ابی‌عبدالله (ع) قال: الرزق مع النساء و العیال» (همان: باب11، ح4)
ـ «قال رسول الله (ص): اتخذوا الأهل فانه ارزق لکم» (همان)


موضوعات مرتبط: ازدواج شناسی
برچسب‌ها: ازدواج شناسی
[ دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:48 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب