ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

https://ahlolbait.com/files/u1001/22/ag11_0.jpg

جزء هشتم ازآیه 111 تا انتهای سوره انعام و 87 آیه از ابتدای سوره اعراف را در برمی گیرد.
گناه هرکس برگردن خود اوست نه دیگران
قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ {165}
فولادوند: ﺑﮕﻮ ﺁﻳﺎ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻯ ﺑﺠﻮﻳﻢ ﺑﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺟﺰ ﺑﺮ ﺯﻳﺎﻥ ﺧﻮﺩ [ﮔﻨﺎﻫﻰ] ﺍﻧﺠﺎم ﻧﻤﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ «ﻫﻴﭻ ﺑﺎﺭﺑﺮﺩﺍﺭﻯ ﺑﺎﺭ [ﮔﻨﺎﻩ] ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺭﺍ ﺑﺮﻧﻤﻰ ﺩﺍﺭد»ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﭘﺲ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺧﺘﻠﺎﻑ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻳﺪ ﺁﮔﺎﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ.
تفسیر المیزان: "ﻫﻴﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﺪ، ﻳﻌﻨﻰ ﻧﻔﺲ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻫﻰ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻛﺮﺩﻩ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ، ﻭ ﻗﻬﺮﺍ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻫﻰ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻛﺮﺩﻩ ﻋﻘﻮﺑﺖ ﻭ ﻣﻮﺍﺧﺬﻩ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ." این مفهوم بقدری مهم است که جمله "وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى" پنج بار در قران تکرار شده است.
عدالت مقیاس دین است نه برعکس.
آیه 28 سوره اعراف از جمله آیاتی است که نشان میدهد چیزی به نام فحشا و منکرات و فساد منهای دستور خدا وجود دارد و خداوند به آنها دستور نمیدهد.
وَإِذافَعَلُوافاحِشَةًقالُواوَجَدْناعَلَيْهاآباءَناوَاللَّهُ أَمَرَنابِهاقُلْ إِنَّ اللَّهَ لايَأْمُرُبِالْفَحْشاءِأَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مالاتَعْلَمُون
هر کار زشتی میخواهند انجام میدهند و بعد وقتی به آنان گفته میشود این کار را نکنید دو جواب میدهند. اول میگویند این جزء فرهنگ ماست و نیاکان ما این کار را میکردند اما جواب دوم این است که: خدا به ما دستور داده است.
"مسئله حسن و قبح بسیار به کار می آید. هر روز یک دستوری، فرمانی، خط مشی ای یا سیاستگذاری ای مطرح میشود و توقع میرود که اطاعت کنیم. در این جا کسی که به حسن و قبح ذاتی اعتقاد دارد عقل خود را فعال میکند و اگر عقل به این نتیجه رسید فرمانی بر خلاف عدالت دارد یا مطابق زشتی است زیر بار زور احدی نمی رود! میگویند که خدا گفته! جوابش آن است که «إِنَّ اللَّهَ لايَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ.منطق این آیه این است که در مقابل دستور منتسب به دین، عدالت را نباید قربانی کرد. سرمایه عقل فطری را نباید از دست داد؛ ظلم ظلم است و با دستور هیچ کس و هیچ مقامی عدل نمیشود. ما عدلیه پذیرفتیم با دستور خدا هم ظلم، عدل نمیشود! چه برسد به دستور پیغمبر و جانشین پیغمبر و پایین و پایین تر! عدالت یک حقیقت است و بر سر این حقیقت باید ایستاد و به بهانه هیچ چیزی نباید عدالت را قربانی کرد."
حجت اسلام سروش محلاتی
"روايتى كه مى گويد فحشایی كه مى گفتند خدا به آن امر كرده است ، ادعاى لزوم اطاعت از زمامداران جائر است
در كتاب بصائر الدرجات از احمد بن محمد از حسين بن سعيد از محمد بن منصور روايت شده كه گفت : از امام (عليه السلام ) معناى آيه (( و اذا فعلوا فاحشه قالوا وجدنا عليها ابائنا و الله امرنابها...(( را پرسيدم فرمود: آيا كسى را سراغ دارى كه خيال كند خداوند انسان را امر به زنا و نوشيدن شراب و ساير محرمات كرده باشد؟ عرض كردم : نه . فرمود پس فكر مى كنى . اين فاحشه اى كه مردم جاهليت مى گفتند: خدا ما را به آن امر كرده چيست ؟ عرض كردم خدا و رسول بهتر مى دانند. فرمود: اين آيه راجع به زمامداران و زعماى جور است كه مردم ادعا مى كنند خدا ايشان را امر به اقتداء به آنان نموده با اينكه خداوند چنين دستورى نداده است ، و خداوند در اين آيه ادعاى آنان را رد نموده ، به ما خبر مى دهد كه آنان دروغ مى گفته اند، و اين دروغشان را (( فاحشه )) ناميده است .
مؤلف : نمى توان گفت كه اين روايت شان نزول آيه را بيان مى كند، و ليكن اين هم هست كه بعد از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هيچ عمل زشت و شنيعى كه مردم آن را جايز دانسته و به خداوند نسبتش دهند جز مساءله امامت غاصبانه ائمه جور عمل ديگرى نيست كه مصداق اين آيه بوده باشد، و مسأله مزبور با آيه شريفه كاملا منطبق است ، زيرا بعد از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) قرن ها بر مسلمين گذشت كه امثال زياد بن ابيه و فرزند نامشروعش عبيدالله زياد و حجاج بن يوسف و طاغيانى امثال آنان بر ايشان حكومت مى كردند." تفسیر المیزان
از زینت ها و روزی پاک استفاده کنید اما اسراف نکنید
يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿۳۱﴾
انصاریان: ای فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدی، آرایش و زینتِ [مادی و معنوی خود را متناسب با آن عمل و مکان] همراه خود برگیرید، و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ زیرا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ... ﴿۳۲﴾
انصاریان: بگو: زینت های خدا و روزی های پاکیزه ای را که برای بندگانش پدید آورد، چه کسی حرام کرده؟! .. ﴿۳۲﴾

همانطور كه گفته شد سوره انعام سوره مبارزه با شرك است و اكثر آيات آن مربوط به انحرافات مشركين است. خداوند مي فرمايد:
1) مشركين آنقدر لجوجند كه خدا به پيامبر (ص) در آيه 111 مي فرمايد اگر فرشتگان را بسويشان نازل كنيم و مردگان هم با ايشان سخن بگويند باز هم ايمان نمي آورند.
2) خداوند بعد از ذكر حقانيت خود در آيه 116 مي فرمايد با اين وجود اگر از كساني كه در روي زمين هستند پيروي كني , تو را از راه خدا گمراه مي كنند ,آنها تنها از گمان خود پيروي مي كنند.
3) بعضي از سران مشركين كه قرآن از آنها با نام " اكابر مجرميها" نام مي برد ادعاهاي مضحكي داشتند, از جمله اينكه اگر قرار است به پيامبر وحي شود ,بايد به ما هم وحي شود والـّا ما ايمان نمي آوريم. و خداوند در پاسخ آنها فرمود:"خدا بهتر مي داند رسالت خود را در كجا قرار دهد."( آيه 124)
4) خداوند در آيه 125 در ادامه بيان اراده حق و مشيت پروردگار مي فرمايد:" هر كس را كه خدا بخواهد هدايتش كند, دلش را براي پذيرفتن اسلام مي گشايد ]به او شرح صدر مي دهد[ و هر كس را كه خدا بخواهد گمراهش كند, دلش را سخت تنگ مي گرداند, گويا از قبول حق به آسمان مي گريزد".
در توضيح شرح صدر:
الف- خداوند اين نعمت بزرگ را بر پيامبرش منت مي گذارد:" الم نشرح لك صدرك".
ب‌- هنگاميكه خداوند موسي(ع) را مأمور به هدايت فرعون مي كند, اولين درخواستش از خداوند شرح صدر است و عرض مي كند كه:" رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقدة من لساني يفقهوا قولي".
ج‌- پيامبر(ص) مي فرمايد شرح صدر نوري است كه خدا در دل هر كس كه بخواهد مي افكند و در پرتو آن, روح او وسيع و گشاده مي شود و از پيامبر سؤال شد آيا شرح صدر نشانه اي هم دارد؟ حضرت فرمودند آري, نشانه اش توجه به سراي جاويدان و دل كندن از دنيا و آماده شدن براي مرگ است.
د‌- خداوند در آيه 22 سوره زمر , شرح صدر را مقابل قساوت قلب مي داند و مي فرمايد واي بر آنها كه قلب هاي سخت و نفوذ ناپذيري دارند و ذكر خدا در آنها اثر نمي كند.
ه‌- از مواردي كه در رسيدن به شرح صدر مؤثر هستند مي توان از همنشيني با صالحان, خودسازي, تهذيب نفس, پرهيز از گناه, پرهيز از خوردن غذاي حرام و ياد كردن خدا را مي توان نام برد و جهل و گناه و لجاجت و جدال با خداوند وهمنشيني با بدان و گناهكاران و دنيا پرستان نيز باعث تنگي روح و قساوت قلب مي شوند.
و‌- حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) مي فرمايد: " اشكها خشك نمي شود مگر به خاطر سختي دلها و دلها سخت و سنگين نمي شود مگر به خاطر فراواني گناه.
ز‌- خداي تعالي به حضرت موسي(ع) مي فرمايد اي موسي آرزوهايت را در دنيا دراز مكن كه قلبت سخت و انعطاف ناپذير مي شود. سنگدلان از من دورند.
5) در آيات سوره انعام قساوت قلب مشركين بدين صورت بيان مي شود كه آنها:
الف- حلال خدا را حرام كردند,از جمله گوشت بعضي حيوانات.
ب‌- فرزندان خود را به پاي بت ها قرباني كردند تا آنجا كه كشتن بچه هاي خود را يكنوع افتخار مي دانستند.( آيه 137)
ج‌- گناه شرك خود را به خداوند نسبت مي دهند و مي گويند اگر خدا نمي خواست , ما و پدرانمان مشرك نمي شديم.( آيه 148)
6) خداوند در آيات 151 تا 153 سوره انعام فرمانهاي دهگانه و اثرات آن بر جامعه مسلمين را بيان مي كند:
1. هيچ چيز را شريك خدا قرار ندهيد.
2. به پدر و مادر نيكي كنيد.
3. فرزندان خود را به خاطر فقر نكشيد.
4. به اعمال زشت نزديك نشويد خواه آشكار باشد خواه پنهان.
5 . قتل نفس نكنيد.
6. نزديك مال ايتام نشويد(جز به قصد صلاح).
7. كم فروشي نكنيد و حق پيمانه را با عدالت ادا كنيد.
8. به هنگام داوري كردن و يا شهادت دادن ,حق رابگوئيد هرچند در مورد خويشاوندان شما باشد.
9. به عهد خود وفا كنيد.
10. راه مستقيم را بپيمائيد و در راههاي انحرافي گام برنداريد.
درصفحه 35 جلد ششم تفسير نمونه با ذكر داستان جالبي آمده كه اين چند آيه چهره مدينه را تغيير داد.
سوره اعراف
در سوره مباركه اعراف خداوند درباره عهدي كه از آدميان گرفته تا او را بپرستند و چيزي را شريك او قرار ندهند صحبت كرده و سير تاريخي اين عهد را بيان مي كند. اكثر امتهاي گذشته اين عهد را شكسته و از ياد مي بردند و در نتيجه وقتي پيامبري در بين آنها مبعوث مي گشت و آيات و معجزاتي مي آورد كه آنانرا به ياد عهد خود مي انداخت ,تكذيب مي كردند و تنها عدّۀ قلـيـلي متذكر مي شدند.
1) دسته بندي انسانها به جمعي كه بر اصل فطرت باقي مانده و عهد و پيمان الهي را حفظ مي كنند و مشمول لطف خدا قرار مي گيرند و جمعي كه غرق در شهوات دنيايي شده و به عذابهاي ناگهاني گرفتار مي شوند.
2) ابتدا زندگي حضرت آدم در بهشت, ماجراي سركشي و عصيان ابليس, وسوسه هاي ابليس در لباسي دلنشين و اخطار خداوند به فرزندان آدم در رابطه با خطرات شيطان را بيان مي كند. سپس زندگي فرزندان‌ آدم ,حضرت نوح, حضرت هود, حضرت صالح, حضرت لوط, حضرت شعيب و قوم موسي را بيان مي كند.
3) درآيات 11 تا 28 سوره اعراف داستان خلقت حضرت آدم و فرمان خدا به سجده بر آدم و نافرماني شيطان و هبوط او از مقامي كه داشت و مهلت خواستن او از خداوند تا روز قيامت و تصميم او بر فريب انسانها بيان شده است.
مطالبي در مورد شيطان:
الف- شيطان به معني موجود سركش و طغيانگر و موذي است, به همين دليل در قرآن به انسانهاي پست و خبيث و طغيانگر نيز لقب شيطان اطلاق شده است.
ب‌- ابليس اسم خاص شيطاني است كه در برابر حضرت آدم قرار گرفت و در حقيقت رئيس همۀ شياطين است.

ج‌- شيطان از رده جنيان است, خلقت او از آتش و خلقت انسان از خاك است.(كان من الجن)

د- جن هم مانند همۀ طوايف, داراي ذريه و فرزند است و به تعبير قرآن او و قبيله اش ما را مي بينند ولي ما آنها را نمي بينيم و اصلا لغت جن به معني ناپيداست.

ه‌- عمر شيطان به اندازه عمر همۀ انسانهاست و از خداوند مهلت خواست اما نه براي جبران گناه خود, بلكه براي اغواي فرزندان آدم.

و‌- به تعبير آيه 16 و 17 سوره اعراف, شيطان براي گمراه كردن فرزندان آدم بر سر راه راست قرار مي گيرد تا آنان را ناسپاس گرداند.

ز‌- هنرشيطان آنست كه كار زشت را زيبا جلوه دهد و براي حضرت آدم شجرۀ ممنوعه را شجرۀ خلد معرفي كند تا او را فريب دهد, مانند شياطين بزرگ كه تحت عنوان دفاع از حقوق بشر, حق بشر را ضايع مي كنند.

ح‌- شيطان از آنجا كه ملعون و از رحمت حق دور شده است, قصد دارد لباس كرامت و بندگي را از تن انسان بيرون آورد و انسانها را نيزمانند خود ملعون گرداند.

ط‌- خداوند در آيه 27 سوره اعراف به فرزندان آدم هشدار مي دهد كه مواظب باشيد شيطان شما را در فتنه نيفكند آنچنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد.

ي‌- در آيه 62 سوره اسراء از زبان شيطان آمده كه چون انسان را بر من مقدّم داشتي, بجز اندكي ,تمامي آنها را گمراه خواهم ساخت و به گردن همه ريسمان وسوسه خواهم افكند.

ك‌- از آيه 62 سوره اسراء فهميده مي شود كه نفوذ شيطان از چهار طريق است:

1. با صداي خويش انسان را وسوسه مي كند. 2. با لشكريان سواره و پياده حمله مي كند. 3. در اموال و فرزندان انسان مشاركت مي كند. 4. با وعده هاي دروغ فريب مي دهد.

4) رد پاي شيطان در داستان قوم نوح و پيمان شكني اين قوم ديده مي شود كه چگونه با 950 سال تبليغ شبانه روزي حضرت نوح(ع) ,تعداد اندكي به او ايمان آوردند و همچنين سخنان قوم عاد به حضرت هود(ع) كه او را دروغگو و سفيه مي خواندند و داستان قوم لوط و انحرافاتشان و داستان حضرت شعيب(ع) و نافرماني قومش در مسائل ادي و گرانفروشي و كم فروشي از ديگر موارد مطرح شده در اين سوره است.

5) در آيات 46 تا 49 سوره اعراف بحثي در مورد اهل اعراف مطرح شده كه مرحوم علامه طباطبائي(ره) مي فرمايد آنان جمعي از بندگان مخلص هستند كه مقام آنها از سايرين بالاتر است. اينها هر دو طايفۀ بهشتي و جهنمي را مي شناسند. در تكلم به حق مجازند ,مي توانند شهادت دهند, شفاعت كنند , حكم كنند و....(صفحه 173 جلد پنجم الميزان)


موضوعات مرتبط: معارف شناسی
برچسب‌ها: معارف شناسی
[ یکشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۱ ] [ 9:31 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب