|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
رفتار و رفتارشناسی چیست معمولا در مورد رفتارهای مختلف اسب و معنای ان گفته می شود اما رفتار چیست ؟و چگونه رفتار حیوانات را بررسی می کنند؟اگر اسب را یک گونه جانوری در نظر بگیریم و نه فقط موجودی برای ورزش و تفریح انوقت همه ان چیزهایی که در مورد رفتار جانوران می گوییم در مورد اسب هم صدق می کند و مهم می شود.در این متن گفته می شود که رفتار چیست و در مورد رفتارهای غریزی و اکتسابی صحبت می شود و سیر تکامل روشهای مطالعه روانشناسانه رفتار جانوران بررسی می شود. کارکرد حیوان می تواند از فعالیت شدید تا بی عملی کامل تغییر کند اما همه انها را به یک اندازه می توان رفتار محسوب نمود.حتی اگر مقدار حرکات یک گونه جانور چندان زیاد نباشد باز هم ممکن است بسیاری از همان حرکات مختصر را به خاطر ان که بیش از حد ساده هستند از مطالعه کنار گذاشت.اما این سوال مطرح است که یک عمل تا چه حد می تواند ساده باشد و در عین حال رفتار محسوب شود؟ کمتر کسی ممکن است تکان پا را که در اثر ضربه زدن به رباط های زیر زانو ایجاد می شود رفتار محسوب کند اما در مورد پلک زدن به هنگام نزدیک شدن جسمی به چشم یا گذاشتن پای برهنه بر روی جسم نوک تیز چطور؟ رفتار حیوان چگونه با محیط طبیعیش چنین سازگار شده است؟؟برای این کار دو راه وجود دارد.ممکن است حیوان با واکنش درستی که در ساختار سیستم عصبیش به عنوان بخشی از نهاد توارثی جای گرفته به دنیا امده باشد.مثلا زنبور عسل استعداد به وجود اوردن بال و ماهیچه های بال و تمایل پرواز به سوی گلها و جستجوی شهد و گرده را در توارث خویش دارد.این گونه واکنشها به واکنش های غریزی معروف شده اند.رفتارهای غریزی نیز همچون خصوصیات بدنی حیوانات تکامل تدریجی دارند و انتخاب طبیعی موجب سازگاری انها با محیط به بهترین وجه می شود .این رفتارها به عنوان نوعی حافظه گونه ای از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود. از سوی دیگر ممکن است حیوان با واکنش های ارثی معدودی به دنیا بیاید اما در عوض از این استعداد بر خوردار باشد که همراه با رشد و نمو رفتارهای خویش را نیز در پرتو تجاربش تغییر دهد.حیوان یاد میگیرد که چه واکنشی بهترین نتیجه را به بار می اورد و لذا رفتار خویش را به همان ترتیب تطبیق می دهد. لذا غریزه و یادگیری هر دو رفتار سازشی راتضمین میکنند.منتها غریزه از طریق نوعی انتخاب است که در طی تاریخ تکامل گونه عمل کرده و یادگیری در طی عمر یک فرد حاصل شده است.وقتی مثالهای واقعی را مورد بررسی قرار می دهیم می بینیم که این گونه تقسیم به دو بخش مشخص و روشن تا حدودی غیر واقعبینانه است. غریزه می تواند حیوان را به یک سری واکنشها مجهز کند که در اولین موارد بروز خود اماده و مهیا باشند.واضح است که این به نفع حیوانی است که عمر کوتاه دارد و از مراقبت والدین محروم است یا چندان بهره ای از ان نمی برد. همه حیوانات عالی تر از سطح کرمهای حلقوی هر دو نوع رفتار غریزی و یادگیری را از خود بروز می دهند و هر نوع رفتار امتیازات خاص خودش رادارد. بعد از جنگ جهانی دوم دو مکتب اصلی رفتارشناسی در غرب وجودداشت.یکی که بیشتر از روانشناسان تجربی امریکایی تشکیل شده بود از جی.بی.واتسون و کتاب او به نام رفتارگرایی سرچشمه می گرفت که در 1924 منتشر شد.مکتب دوم که عمدتا اروپایی بود را کنراد لورنز در سال 1930 پایه گذاری کرد و نیکو تینبرگن نیز در سالهای اول به او ملحق شد.بسیاری دیگر از پژوهشگران نیز که معمولا جانورشناس بودند شیوه کار انها را برگزیدند.اینان خود را اتولوژیست می نامند و تعریف ساده اتولوژی همان مطالعه علمی رفتار است.اتولوژیستها طیف وسیعی از حیوانات مختلف را تحت شرایط نزدیک به طبیعی در صحرا و با پنهان شدن در مخفیگاه مورد مطالعه قرار می دادند.انها کار خویش را بر الگوهای غنی و متنوع رفتارهای سازشی حشرات ماهی ها و پرندگان متمرکز کرده بودند و شدیدا تحت تاثیر انها قرار می گرفتند.شیوه اصلی مطالعات اتولوژیکی را تینبرگن در کتاب خود به نام -مطالعه غریزه-تدوین نموده است که عبارت است از روشن ساختن تجربی محرکی که رفتار غریزی را برمی انگیزد و انگیزشی که موجب کنترل ان می شود .و همراه با ان مطالعه ارزش بقا و تکامل این رفتارها نیز مورد توجه قرار می گیرد از طریق مقایسه رفتار گونه های خویشاوند نزدیک و استنتاج تکامل یک الگوی رفتاری .درست به همان شیوه متخصصان تشریح مقایسه ای. جای تعجب نیست که چرا طیف حیوانات مورد استفاده روانشناسان تجربی محدودتر از اتولوژیستها بوده است.بهترین حیوانات برای این گونه ازمایشات یادگیری پستانداران بودند که تقریبا به طور انحصاری از انها استفاده می شد .در اکثر موارد رات البینو یعنی موش صحرایی زال به عنوان حیوان ازمایشگاهی مورد استفاده قرار می گرفت. در ابتدا دو مکتب توجه چندانی به یکدیگر نداشتند اما پس از چند سال حملات از هز دو طرف شروع شد.و هر کدام موضعی بسیار افراطی گرفت.از جمله اتهاماتی که روانشناسان تجربی بر علیه اتولوژیستها مطرح می کردند این بود که انها نقش محیط را در تکوین و رشد رفتارها دست کم می گیرند و برچسب غریزه را به خودی خود یک توصیف کافی میدانند و بدون هیچ مدرک کافی از ان استفاده می کنند.و اتولوژیستها شکایت می کردند که اغلب روانشناسان تجربی رفتارهای همه حیوانات را نا دیده می گیرند به جز رات سفید.اتولوژیستها عنوان می کردند که هر کس بتواند خود را از جعبه اسکینر بیرون بکشد و به یک کلنی زنبور عسل بنگرد رفتار غریزی برای او اشکار خواهد گردید. هر دو طرف نکته های خوبی را مطرح نمودند و از درگیری خویش در مراحل بعد متقابلا سود بردند. رفتار و رفتارشناسی چیست معمولا در مورد رفتارهای مختلف اسب و معنای ان گفته می شود اما رفتار چیست ؟و چگونه رفتار حیوانات را بررسی می کنند؟اگر اسب را یک گونه جانوری در نظر بگیریم و نه فقط موجودی برای ورزش و تفریح انوقت همه ان چیزهایی که در مورد رفتار جانوران می گوییم در مورد اسب هم صدق می کند و مهم می شود.در این متن گفته می شود که رفتار چیست و در مورد رفتارهای غریزی و اکتسابی صحبت می شود و سیر تکامل روشهای مطالعه روانشناسانه رفتار جانوران بررسی می شود. کارکرد حیوان می تواند از فعالیت شدید تا بی عملی کامل تغییر کند اما همه انها را به یک اندازه می توان رفتار محسوب نمود.حتی اگر مقدار حرکات یک گونه جانور چندان زیاد نباشد باز هم ممکن است بسیاری از همان حرکات مختصر را به خاطر ان که بیش از حد ساده هستند از مطالعه کنار گذاشت.اما این سوال مطرح است که یک عمل تا چه حد می تواند ساده باشد و در عین حال رفتار محسوب شود؟ کمتر کسی ممکن است تکان پا را که در اثر ضربه زدن به رباط های زیر زانو ایجاد می شود رفتار محسوب کند اما در مورد پلک زدن به هنگام نزدیک شدن جسمی به چشم یا گذاشتن پای برهنه بر روی جسم نوک تیز چطور؟ رفتار حیوان چگونه با محیط طبیعیش چنین سازگار شده است؟؟برای این کار دو راه وجود دارد.ممکن است حیوان با واکنش درستی که در ساختار سیستم عصبیش به عنوان بخشی از نهاد توارثی جای گرفته به دنیا امده باشد.مثلا زنبور عسل استعداد به وجود اوردن بال و ماهیچه های بال و تمایل پرواز به سوی گلها و جستجوی شهد و گرده را در توارث خویش دارد.این گونه واکنشها به واکنش های غریزی معروف شده اند.رفتارهای غریزی نیز همچون خصوصیات بدنی حیوانات تکامل تدریجی دارند و انتخاب طبیعی موجب سازگاری انها با محیط به بهترین وجه می شود .این رفتارها به عنوان نوعی حافظه گونه ای از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود. از سوی دیگر ممکن است حیوان با واکنش های ارثی معدودی به دنیا بیاید اما در عوض از این استعداد بر خوردار باشد که همراه با رشد و نمو رفتارهای خویش را نیز در پرتو تجاربش تغییر دهد.حیوان یاد میگیرد که چه واکنشی بهترین نتیجه را به بار می اورد و لذا رفتار خویش را به همان ترتیب تطبیق می دهد. لذا غریزه و یادگیری هر دو رفتار سازشی راتضمین میکنند.منتها غریزه از طریق نوعی انتخاب است که در طی تاریخ تکامل گونه عمل کرده و یادگیری در طی عمر یک فرد حاصل شده است.وقتی مثالهای واقعی را مورد بررسی قرار می دهیم می بینیم که این گونه تقسیم به دو بخش مشخص و روشن تا حدودی غیر واقعبینانه است. غریزه می تواند حیوان را به یک سری واکنشها مجهز کند که در اولین موارد بروز خود اماده و مهیا باشند.واضح است که این به نفع حیوانی است که عمر کوتاه دارد و از مراقبت والدین محروم است یا چندان بهره ای از ان نمی برد. همه حیوانات عالی تر از سطح کرمهای حلقوی هر دو نوع رفتار غریزی و یادگیری را از خود بروز می دهند و هر نوع رفتار امتیازات خاص خودش رادارد. بعد از جنگ جهانی دوم دو مکتب اصلی رفتارشناسی در غرب وجودداشت.یکی که بیشتر از روانشناسان تجربی امریکایی تشکیل شده بود از جی.بی.واتسون و کتاب او به نام رفتارگرایی سرچشمه می گرفت که در 1924 منتشر شد.مکتب دوم که عمدتا اروپایی بود را کنراد لورنز در سال 1930 پایه گذاری کرد و نیکو تینبرگن نیز در سالهای اول به او ملحق شد.بسیاری دیگر از پژوهشگران نیز که معمولا جانورشناس بودند شیوه کار انها را برگزیدند.اینان خود را اتولوژیست می نامند و تعریف ساده اتولوژی همان مطالعه علمی رفتار است.اتولوژیستها طیف وسیعی از حیوانات مختلف را تحت شرایط نزدیک به طبیعی در صحرا و با پنهان شدن در مخفیگاه مورد مطالعه قرار می دادند.انها کار خویش را بر الگوهای غنی و متنوع رفتارهای سازشی حشرات ماهی ها و پرندگان متمرکز کرده بودند و شدیدا تحت تاثیر انها قرار می گرفتند.شیوه اصلی مطالعات اتولوژیکی را تینبرگن در کتاب خود به نام -مطالعه غریزه-تدوین نموده است که عبارت است از روشن ساختن تجربی محرکی که رفتار غریزی را برمی انگیزد و انگیزشی که موجب کنترل ان می شود .و همراه با ان مطالعه ارزش بقا و تکامل این رفتارها نیز مورد توجه قرار می گیرد از طریق مقایسه رفتار گونه های خویشاوند نزدیک و استنتاج تکامل یک الگوی رفتاری .درست به همان شیوه متخصصان تشریح مقایسه ای. جای تعجب نیست که چرا طیف حیوانات مورد استفاده روانشناسان تجربی محدودتر از اتولوژیستها بوده است.بهترین حیوانات برای این گونه ازمایشات یادگیری پستانداران بودند که تقریبا به طور انحصاری از انها استفاده می شد .در اکثر موارد رات البینو یعنی موش صحرایی زال به عنوان حیوان ازمایشگاهی مورد استفاده قرار می گرفت. در ابتدا دو مکتب توجه چندانی به یکدیگر نداشتند اما پس از چند سال حملات از هز دو طرف شروع شد.و هر کدام موضعی بسیار افراطی گرفت.از جمله اتهاماتی که روانشناسان تجربی بر علیه اتولوژیستها مطرح می کردند این بود که انها نقش محیط را در تکوین و رشد رفتارها دست کم می گیرند و برچسب غریزه را به خودی خود یک توصیف کافی میدانند و بدون هیچ مدرک کافی از ان استفاده می کنند.و اتولوژیستها شکایت می کردند که اغلب روانشناسان تجربی رفتارهای همه حیوانات را نا دیده می گیرند به جز رات سفید.اتولوژیستها عنوان می کردند که هر کس بتواند خود را از جعبه اسکینر بیرون بکشد و به یک کلنی زنبور عسل بنگرد رفتار غریزی برای او اشکار خواهد گردید. هر دو طرف نکته های خوبی را مطرح نمودند و از درگیری خویش در مراحل بعد متقابلا سود بردند.
موضوعات مرتبط: رفتار شناسی برچسبها: رفتار شناسی [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:38 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||