ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

اقسام کلی عدل الهی

تقدّم و عمومیّت عدل الهی بر فضل و احسان الهی

اشاره

از دانشجو انتظار می رود که پس از مطالعه این درس، با توجّه به تقابل معنای عدل و ظلم، رابطه میان عدل و فضل را در مقابل ظلم تبیین کند و با توجّه به عمومیّت عدل، حکمت و رحمت خداوند جریان این امور را در افعال خداوند نشان دهد و در نهایت، بتواند تعارض ظاهری میان دو دسته روایاتی را که درباره رابطه عدل و فضل وارد شده، رفع و بین آن ها جمع کند.

عدل الهی و تقدّم و عمومیّت آن بر فضل و احسان

گفتیم عدل هم از نظر لغت و هم در کاربردهای قرآنی و حدیثی، به معنای قرار دادن هر چیزی در جایگاهش است و معلوم شد که برقرار کردن تساوی بین دو شیء یا اعطای هر حقّی به صاحبش _ که در معنای عدل گفته شده _ نه تنها با قرار دادن هر چیزی در جایگاهش منافات ندارد، بلکه در حقیقت، تعبیر دیگری از آن است. نیز معلوم شد که خداوند متعال در فضل و احسان خویش به بندگان، عدل را مراعات کرده و نعمت هایش را با توجّه به جایگاهی که هر کدام ا ز خلایق دارند، به تساوی، میان آن ها تقسیم کرده است. در روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز ضمن تأکید به این امر، به عمومیّت عدل الهی در تمام امور تصریح شده است. در دعای بعد از سلام نماز امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روز جمعه آمده است :

وأشهد أنّ... عطاءک عدل.(1)

و گواهی می دهم که... عطای تو عین عدل است.

این حدیث شریف دلالت دارد که عطای الهی عین عدل است؛ یعنی هر نعمت و کمالی به هر کسی بدهد، عین عدل است و در آن هیچ ظلم و ستمی نیست و هرگز حقّی زایل نشده و نقصانی در جایگاه هیچ خلقی پدید نیامده است؛ بلکه هر چیزی جایگاه خاص و شایسته خود را دارد. حتّی بر اساس روایتی که از امام صادق (علیه السلام) نقل شد، روییدن مو در صورت مردان یا عدم آن به سبب کردارهای پیشین آن هاست؛ یعنی هر نعمت و عطایی که به موجودات می رسد، حکیمانه و با توجّه به جایگاه و شأن آن ها و رعایت مصلحت آن هاست و چنانچه نعمتی با جایگاه شخصی مناسب نباشد، خدای تعالی آن نعمت خاص را از او دریغ می کند و خود این امر عین جریان عدل الهی در حقّ اوست. در دعایی آمده است :

یَا کَرِیمَ الْعَفْوِ وَ الْعَدْلِ أَنْتَ الَّذِی مَلَأَ کُلَّ شَیْءٍ عَدْلُه.(2)

ای آن که عفو و عدالتت کریمانه است. تو کسی هستی که عدلش همه اشیا را پر کرده است.

در دعای دیگری آمده است :

لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْکَرِیمُ الْعَفُوُّ وَ الْعَدْلُ الَّذِی مَلَأَ کُلَّ شَیْءٍ عَدْلُهُ.(3)


1- . مصباح المتهجد / 300 و بحارالانوار 91 / 180.

2- . مصباح / 604؛ بحارالانوار 95 / 98.

3- . بحارالانوار 94/ 222.

خدایی جز الله نیست؛ کریم و عفوکننده است و دادگستری است که عدل و دادش همه اشیا را پر کرده است.

در دعایی دیگر در کنار عدل، فضل هم ذکر شده است:

أنت الّذی ملأ کلّ شیء عدله وفضله.(1)

تویی که عدل و فضلت همه چیز را پر کرده است.

پس هیچ چیزی را نمی توان یافت که از دایره عدل الهی بیرون باشد و عدل و داد خداوند در تمام ذرات وجودی اشیا داخل شده و به طور کلّی، حیات و بقای همه اشیا به عدل الهی است. البتّه باید توجّه داشت که شمول عدل الهی به معنای نفی فضل و احسان الهی نیست. امام سجاد (علیه السلام) در دعای روز عرفه عرض می کند :

یَا مَنْ خَلَقَ الْخَلْقَ وَ دَبَّرَ الْأُمُورَ فَلَا یُقَایِسُ شَیْئاً بِشَیْءٍ مِنْ خَلْقِهِ لَمْ یَسْتَعِنْ عَلَی خَلْقِهِ بِغَیْرِهِ ثُمَّ أَمْضَی الْأُمُورَ عَلَی قَضَائِهِ وَ أَجَّلَهَا إِلَی أَجَلٍ مُسَمًّی قَضَی فِیهَا بِعَدْلِهِ وَ عَدَلَ فِیهَا بِفَضْلِه.(2)

ای آن که خلق را آفریده و امور را تدبیر می کند و هیچ چیزی از خلقش را به چیزی دیگر قیاس نمی کند و برای آفرینش از دیگری یاری نمی گیرد پس همه امور خلایق پیرو حکم او جریان می یابد و برای آن ها زمانی مشخّص قرار می دهد. در همه خلق، به عدل حکم می کند و به فضل خویش در آن ها دادگری می کند.

امام سجاد (علیه السلام) در این دعا به جریان عدل و داد الهی در همه خلق اشاره و بیان می کند که همه امور خلق به عدل و داد الهی در جریان است. عدل الهی نیز با فضل و احسان خداوند متعال در هم آمیخته و از آن تفکیک نمی شود و هر جا عدل الهی برقرار باشد، فضل و احسان الهی هم در آن جا وجود دارد و نیز هر جا فضل واحسان الهی باشد، عدل و داد هم در آن جا وجود دارد. یعنی هر نعمتی که به هر مخلوقی می رسد، فضل و احسان خداست و آن نیز به عدل میان آن ها تقسیم می شود.


1- . جمال الاسبوع / 353؛ بحارالانوار 87/ 58.

2- . الاقبال / 358؛ بحارالانوار 95 / 228.

آن حضرت در دعایی دیگر می گوید :

قَسَمَ مَعَایِشَ عِبَادِهِ بِالْعَدْلِ ، وَ أَخَذَ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِهِ بِالْفَضْل.(1)

روزی بندگانش را با عدل و داد تقسیم کرده و با همه خلق خویش به فضل و احسان معامله می کند.

پس با این که تقسیم روزی خلایق و نعمت های الهی بر آن ها به عدل و داد است، امّا اصل نعمت ها و روزی دادن بر اساس فضل و احسان الهی صورت می گیرد. با توجه به این روایات روشن می شود که احسان الهی هم بر اساس عدل صورت می گیرد و عادلانه بودن عطا و احسان آن را از احسان بودن خارج نمی کند. امام صادق (علیه السلام) می فرماید :

إنَّ اللهَ بِعَدْلِهِ وَقِسْطِهِ جَعَلَ الرَّوحَ وَالرّاحَهَ فی الیَقِینِ والرِّضا وَ جَعَلَ الهَمَّ وَالحُزْنَ فی الشَّکِ والسَّخَطِ.(2)

همانا خداوند به عدل و داد خویش، راحتی و آسایش را در یقین و رضا، و اندوه و حزن را در شکّ و خشم قرار داده است.

راحتی و آرامش نعمتی الهی و فضل و احسانی از سوی اوست که بر اساس عدل و داد، به دنبال یقین و خشنودی، به بندگان الهی عطا می شود و اندوه و غم از ابتلائات خداوند سبحانه است که به دنبال شک و خشم، بر بندگان عارض می گردد. این تقسیم بر اساس عدل الهی و با شناخت کامل و دقیق جایگاه و شئون اشیا صورت می گیرد. در بخشی از دعایی که جبرئیل برای پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده، آمده است :

سُبْحانَهُ مِنْ مُتَعَطِّفٍ ما أعْدَلَهُ وَسُبْحانَهُ مِنْ عادلٍ ما أتْقَنَهَ.(3)


1- . صحیفه سجّادیّه / 158.

2- . کافی 2 / 57؛ وسایل الشیعه 15 / 202؛ بحارالانوار 67 / 143.

3- . مهج الدعوات/ 82؛ بحارالانوار 92/ 367.

پاک و منزّه است خدای عطوفی که دادگری او شگفت است، و پاک و منزّه است خدای دادگری که محکم کاری او شگرف است.

در این کلام شریف، به پیوند عطوفت و عدالت و حکمت الهی اشاره و توجّه داده شده و این بدان معناست که کارهای خدای تعالی با بندگانش متفاوت است. خدای تعالی در عین عطوفت و مهربانی، هیچ گاه از عدل و داد بیرون نمی رود و در عین عدل و دادگری در امور خلایق، حکمت و اتقان امور آن ها را فراموش نمی کند و در همه افعالش حکمت و عدل و مهربانی حاکم است و هرگز نمی توان این امور را از کارهای او سلب کرد. به بیان دیگر، خدای تعالی در عین دادگری، مهربان است و در عین مهربانی، کارهایش حکیمانه و غیر قابل اشکال و خدشه است. امام سجاد (علیه السلام) در ضمن دعایی دیگر با توجّه به عدل الهی، بسته شدن درب های رحمت خدا را به روی معتقدان و امیدواران به محبّت او محال می داند و عرض می کند:

مُحَالٌ فِی عَدْلِ أَقْضِیَتِکَ أَنْ تَسُدَّ أَسْبَابَ رَحْمَتِکَ عَنْ مُعْتَقِدِی مَحَبَّتِک.(1)

بنابر احکام عادلانه ات، محال است که اسباب رحمت خویش را از محبّانت دریغ کنی.

و امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض می کند :

یَا مَنْ هُوَ عَدْلٌ لَا یَجُورُ.(2)


1- . بحارالانوار 91/ 169.

2- . کافی 4/ 432؛ تهذیب الاحکام 5 / 143؛ العدد القویّه/ 212.

ای آن که دادگری هستی که در حقّ کسی هیچ ستمی نمی کند.

در این دعای شریف، امام سجاد (علیه السلام) رحمت خدا را به عدل و دادگری و ستم نکردن او پیوند زده و در حقیقت، می گوید چون عادلی، پس در حقّ من رحم کن؛ یعنی رحمت تو هم بر اساس عدل توست. به همین جهت است که در روایتی، عفو و فضل و بخشش در مقابل ظلم قرار گرفته است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید :

وَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَعْفُوَ وَ یَتَفَضَّلَ وَ لَیْسَ لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَظْلِم.(1)

و از برای خداست که عفو و تفضّل کند و شأن او نیست که ظلم و ستم کند.

روشن است که ستم و ظلم در مقابل عدل به کار می رود؛ درحالی که در این حدیث، در مقابل عفو و تفضّل قرار داده شده است. این امر گویای آن است که کارهای خداوند متعال همه بر اساس عدل و عفو و بخشش و احسان است و عفو و بخشش و احسان های او عین عدل و داد است.

تا این جا با معنای عدل و فضل و ارتباط میان آن دو تا حدودی آشنا شدیم؛ امّا در خور توجّه است که بر اساس ظاهر برخی روایات، رابطه عدل و فضل با آنچه بیان شد منافات دارد. در ادامه، به تحلیل و بررسی این دسته از روایات می پردازیم. امام سجاد (علیه السلام) به خدای تعالی عرض می کند :

إلهَنا وَ سَیِّدَنَا إنْ غَفَرْتَ لَنَا فَبِفَضْلِکَ وَ إنْ عَذَّبْتَ فَبِعَدْلِکَ فَیَا مَنْ لاَ یُرْجَی إلّا فَضْلُهُ وَ لاَیُخْشَی إلّا عَدْلُهُ امْنُنْ عَلَیْنَا بِفَضْلِکَ وَ أجِرْنَا مِنْ عَذَابِکَ.(2)

معبود ما و آقای ما، اگر ما را بیامرزی، به ما فضل و احسان کردی و اگر عذابمان کنی، به عدالت با ما رفتار کردی. ای کسی که تنها به فضلش امید می رود و فقط از عدلش ترسیده می شود، به فضل خود بر ما منّت گذار و از عذاب خویش رهایمان کن.

در دعای بعد از زیارت حضرت امام رضا (علیه السلام) می خوانیم :


1- . توحید صدوق / 406؛ بحارالانوار 10 / 226.

2- . اقبال الاعمال / 247؛ صحیفه سجّادیّه جامعه/ 306 و 457.

فَامْنُنْ عَلَیَّ بِمَا أَوْجَبَهُ فَضْلُکَ وَ لَا تَخْذُلْنِی بِمَا یَحْکُمُ بِهِ عَدْلُک.(1)

به سبب آنچه فضلت ایجاب می کند، بر من منّت گذار و به آنچه عدلت بدان حکم می کند، مرا وامگذار.

در این دو حدیث و احادیثی دیگر به این مضمون، بخشش، گذشت، رحم، عطا و جود، مقتضای فضل الهی، و عقاب، ابتلا، گرفتاری ومحرومیّت ها مقتضای عدل الهی شمرده شده است. این در حالی است که در روایات پیشین، افاضه تمام نعمت های الهی به بندگان عین عدل پروردگار معرّفی شده بود؛ یعنی در عین این که اعطای نعمت ها فضل و احسان الهی اند، عدل الهی هم بر آن حاکم است؛ درصورتی که بنابر این دو حدیث حکم بر اساس عدل الهی، آن جایی است که انسان به مقتضای اعمال خویش کیفر شود.

ممکن است برای رفع تعارض، گفته شود که در این گروه از احادیث، از نعمت ها به فضل و از ابتلاها و گرفتاری ها به عدل تعبیر شده است؛ امّا این موضوع وجودِ فضل و عدل در هر دو مورد را نفی نمی کند؛ یعنی با این که کیفر به عدل صورت می گیرد، امّا فضل و احسان الهی را در آن مورد نفی نمی کند. نیز نعمت و ثواب با این که فضل و لطف الهی است، امّا وجود عدل را در آن مورد نفی نمی کند. شاهد این مطلب حدیثی در باب توصیف خدای تعالی است. احمدبن سلیمان می گوید : مردی از امام رضا (علیه السلام) _ که در حال طواف بود _ پرسید :

أَخْبِرْنِی عَنِ الْجَوَادِ. فَقَالَ: إِنَّ لِکَلَامِکَ وَجْهَیْنِ فَإِنْ کُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ الَْمخْلُوقِ فَإِنَّ الْجَوَادَ الَّذِی یُوَدِّی مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ إِنْ کُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ الْخَالِقِ فَهُوَ الْجَوَادُ إِنْ أَعْطَی وَ هُوَ الْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ لِأَنَّهُ إِنْ أَعْطَاکَ أَعْطَاکَ مَا لَیْسَ لَکَ وَ إِنْ مَنَعَکَ مَنَعَکَ مَا لَیْسَ لَکَ.(2)


1- . بحارالانوار 99 / 55.

2- . کافی 4 / 29؛ توحید صدوق / 373؛ خصال / 43؛ عیون الاخبار 2 / 129؛ معانی الاخبار / 257؛بحارالانوار 4 / 172.

جواد به چه معناست؟

حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: سخن تو دو وجه دارد: اگر منظورت در بین آفریدگان است، جواد کسی است که آنچه را خدا بر او فرض کرده، ادا کند و اگر منظورت آفریدگار است، او در هر دو صورتِ عطا و منع جواد است؛ زیرا آنچه خدا به تو می دهد و آنچه از تو منع می کند، هیچ یک حقّ تو نیست.

مرحوم سیّد علی خان مدنی در شرح این حدیث می گوید :

وهذا معنا قول أمیرالمؤمنین صلوات الله وسلامه علیه فی خطبه له: وَکُلُّ مانِعٍ مَذْمُومٌ مَاخَلاَهُ.(1)

این روایت معنای سخن امیرالمؤمنین _ صلوات الله وسلامه علیه _ است که در خطبه ای می فرماید: هر کس عطا نکند، نکوهش می شود؛ جز خداوند متعال.

این حدیث دلالت دارد که خدای تعالی حتّی در صورت خودداری از فضل و احسان هم جواد و محسن است؛ چون حتّی موقعی که خداوند چیزی را از کسی دریغ می کند، با توجّه به صلاح او این کار را می کند.(2)

البته این امر تنها در عالمی که انسان ها در آن، اراده و اختیار و تکلیف دارند صحیح است و آن هم در صورتی است که محروم کردن شخص به صلاح او بوده باشد؛ امّا اگر محروم کردن یا اعطا موجب تشدید عصیان و تباهی او گردد، نمی توان آن را صلاح او دانست و جواد بودن خدا در این صورت توجیه پذیر نیست.

امّا اگر مقصود صلاح نوع و به طور کلی باشد، نه صلاح شخص، در این صورت، می توان منع و محرومیّت انسان ها را در بیشتر موارد مصلحت نوع شمرد؛ ولی ظاهر


1- . ریاض السالکین 6 / 114.

2- . ر.ک: بحارالانوار 4 / 173 و ج 54 / 117.

حدیث با این معنا سازگاری ندارد؛ بلکه حدیث در صدق احسان و فضل برای شخص محروم ظهور دارد. و تحلیلی که در ذیل حدیث آمده نیز با این بیان همخوانی ندارد؛ زیرا حدیث توجیه صدقِ جود و فضل در صورت منع را به این صورت تحلیل می کند که جواد بودن خدا در هر دو صورتِ منع و عطا، به سبب آن است که عطای خدا بدون استحقاق است و منع او هم با استحقاق است؛ یعنی او مثل ما انسان ها نیست که هیچ چیزی از خود نداریم و تمام دارایی هایمان از آنِ خداست و هر چه به دیگری بدهیم، از ملک خدا می دهیم و خدا ما را به آن ترغیب کرده است؛ و اگر منع کنیم، از آنچه خدادر اختیار ما گذاشته دیگری را محروم کرده ایم؛ درحالی که خدا ما را از آن تحذیر کرده است. از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد :

مَا حَدُّ السَّخَاءِ؟ فَقَالَ: تُخْرِجُ مِنْ مَالِکَ الْحَقَّ الَّذِی أَوْجَبَهُ اللَّهُ عَلَیْکَ فَتَضَعُهُ فِی مَوْضِعِهِ.(1)


برچسب‌ها: عدل شناسی
[ چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:5 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب