|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
اعطای حق به صاحبان آن در برخی روایات، عدل را به معنای «إعطاء کلّ ذی حقّ حقّه» دانستهاند که این معنا نیز مصداق قرار دادن هر چیزی در جایگاه خود است؛ زیرا حق هر چیزی همان است که در شأن و منزلت او بوده باشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ضمن خطبهای، حقوق رعیّت بر امام و حقوق امام بر رعیّت را برمیشمارد و آن گاه میفرماید : فَإِذَا أَدَّتِ الرَّعِیَّهُ إِلَی الْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّی إِلَیْهَا الْوَالِی کَذَلِکَ عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ فَقَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّینِ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْل. (1) پس اگر رعیّت حقّ والی و والی حقّ رعیّت را ادا کند، حق در بین ایشان عزّت مییابد و راههای دین استوار میگردد و پرچمهای عدل راست میشود. امام موسیبنجعفر (علیه السلام) در ضمن روایت بلند و والایی پس از بیان احکام و مسائل خمس و انفال میفرماید : إِنَّ اللَّهَ لَمْ یَتْرُکْ شَیْئاً مِنْ صُنُوفِ الْأَمْوَالِ إِلَّا وَ قَدْ قَسَّمَهُ وَ أَعْطَی کُلَّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ: الْخَاصَّهَ وَ الْعَامَّهَ وَ الْفُقَرَاءَ وَ الْمَسَاکِینَ وَ کُلَّ صِنْفٍ مِنْ صُنُوفِ النَّاسِ. فَقَالَ: لَوْ عُدِلَ فِی النَّاسِ لَاسْتَغْنَوْا. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الْعَدْلَ أَحْلَی مِنَ الْعَسَل. (2) همانا خداوند هیچ گروهی از اموال را وانگذارده، مگر آنکه تقسیمش کرده و حق هر صاحب حقّی را _ اعم از خاصّه، عامّه، فقرا، مساکین و همه گروههای مردم _ به ایشان ارزانی داشته است. و فرمود: اگر عدالت در بین مردم رعایت شود، قطعاً بینیاز میشوند. سپس فرمود: به درستی که عدل شیرینتر از عسل است. بر اساس برخی روایات، خداوند سبحانه برای بندگان خود حقوقی قرار داده است. حضرت امام صادق (علیه السلام) میفرماید : أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی آدَم... أَمَّا الَّتِی لِی فَتَعْبُدُنِی لَا تُشْرِکُ بِی شَیْئاً وَ أَمَّا الَّتِی لَکَ فَأَجْزِیکَ بِعَمَلِک. (3) 1- . کافی 8 / 352؛ نهج البلاغه، ص333، خ216؛ بحارالانوار 27 / 251. 2- . کافی 1 / 541؛ التهذیب 4 / 130. 3- . کافی 2 / 146؛ خصال 1 / 43؛ الزهد / 23؛ بحارالانوار 11 / 115. خداوند عزّوجلّ به آدم (علیه السلام) وحی کرد... حق من آن است که مرا عبادت کنی و چیزی را شریک من نسازی و اما حق تو آن است که به اندازه عملت جزایت دهم. در توحید مفضّل آمده است : الْحَمْدُ لِلَّه... مُعِیدِ الْأَکْوَار... لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَساوُا بِما عَمِلُوا وَ یَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَی عَدْلًا مِنْه... لا یَظْلِمُ النّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ النّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ. یَشْهَدُ بِذَلِکَ قَوْلُهُ جَلَّ قُدْسُهُ: (فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَه). (1) حمد خدا را...[که] روزگار را میگرداند... تا از باب عدل خویش به آنان که کار بد کردهاند و نیز به کسانی که کار نیک انجام دادهاند، جزا دهد... به مردم هیچ ستمی روا نمیدارد ولیکن مردم خود به خویشتن ستم میکنند. شاهد این سخن آیه شریفه است: «هر کس به قدر ذرّهای کار نیک کند، آن را خواهد دید و هر کس به قدر ذرّهای کار بد کند، آن را خواهد دید». بر همین اساس در روایتی آمده است : قَالَ إِبْلِیسُ: یَا رَبِّ، وَ کَیْفَ وَ أَنْتَ الْعَدْلُ الَّذِی لَا تَجُورُ وَ لَا تَظْلِمُ فَثَوَابُ عَمَلِی بَطَلَ؟ قَالَ: لَا، وَ لَکِنْ سَلْنِی مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا مَا شِئْتَ ثَوَاباً لِعَمَلِکَ فَأُعْطِیَک. (2) 1- . توحید مفضّل / 92؛ بحارالانوار 3 / 90. 2- . تفسیر قمی 1/ 42؛ بحارالانوار 60 / 273. ابلیس گفت: خداوندگارا چگونه است؟ آیا پاداش عمل من از بین رفت درحالی که تو عادلی هستی که ظلم و ستم نمیکنی؟ خدای تعالی فرمود : خیر ولکن برای پاداش عملت هر آنچه از امر دنیا میخواهی، درخواست کن تا به تو بدهم. پس خداوند برای اعمال بندگان اجری قرار داده و اعطای این اجر حق بندگان است؛ هر چند آن بنده، شیطان باشد. این روایات دلالت دارد که عدل الهی آن است که حق بندگان را به ایشان عطا کند. همچنین اگر خداوند متعال به بندگان خود وعدهای داده باشد، به حکم خرد انسانی، بندگان استحقاق امر موعود را پیدا میکنند و عدل خداوند ایجاب میکند که حق بنده خود را عطا فرماید؛ حقّی که به وعده الهی برای بندگان ایجاد شده است. در روایتی آمده است : إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ نَادَتِ الْجَنَّهُ رَبَّهَا فَقَالَتْ: یَا رَبِّ، أَنْتَ الْعَدْلُ قَدْ مَلَأْتَ النَّارَ مِنْ أَهْلِهَا کَمَا وَعَدْتَهَا وَ لَمْ تَمْلَأْنِی کَمَا وَعَدْتَنِی. قَالَ: فَیَخْلُقُ اللَّهُ خَلْقاً لَمْ یَرَوُا الدُّنْیَا فَیَمْلَأُ بِهِمُ الْجَنَّهَ طُوبَی لَهُمْ. (1) آنگاه که قیامت فرا رسد، بهشت خداوندش را ندا میکند و عرضه میدارد: خداوندا، تو عادلی، جهنّم را از اهلش پر کردی، همانگونه که به او وعده داده بودی اما چنان که به من وعده داده بودی، مرا پُر نکردی؟ پس خداوند خلقی را میآفریند _ که دنیا را ندیدهاند _ و بهشت را با ایشان پر میسازد. خوشا به حال ایشان! این بدان جهت است که نه تنها خلف وعده به معنای نادیده گرفتن حقوق وعدهدادهشدگان است، بلکه حتّی حقّ و شأن وعده هم در این صورت نادیده گرفته میشود. این هم ستم به وعدهدادهشدگان است و هم ستم در حق خود وعده محسوب میشود. حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در قسمتی از اوّلین خطبه نماز جمعه خود در مدینه فرمودند: وَ الَّذِی صَدَقَ قَوْلُهُ وَ نَجَزَ وَعْدُهُ لَا خُلْفَ لِذَلِکَ فَإِنَّهُ یَقُولُ ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ وَ ما أَنَا بِظَلّامٍ لِلْعَبِیدِ. (2) 1- . زهد / 99؛ بحارالانوار 8 / 198. 2- . مستدرک الوسایل 6 / 33؛ بحارالانوار 89 / 232. و خداوند کسی است که قولش را تصدیق و به وعدهاش وفا میکند و تخلّفی برای آن نیست؛ چرا که میفرماید: نزد من، سخن (وعده) دگرگون نمیشود و من نسبت به بندگان ستمکار نیستم. در این حدیث شریف، خلف وعده و عدم صداقت در گفتار نسبت به بندگان ظلم و ستم شمرده شده است و روشن است که ظلم و ستم در صورتی تحقّق پیدا میکند که برای آنان در این خصوص حقّی پیدا شود و با خلف وعده و عدم تحقّقش، آن حق پایمال گردیده و نادیده گرفته شود. خلاصه بحث Ë در روایات اهل بیت (علیهم السلام) «عدل» به هر دو صورت اثباتی و سلبی دربارهخدای تعالی به کار رفته است. Ë امّامان معصوم (علیهم السلام) معنای لغوی عدل را تأیید فرموده اند. Ë بر اساس احادیث ائمه (علیهم السلام) عدم رعایت شئون خداوندگاریِ خدا منافیِ عدل است. Ë اقتضای عدل خداوند آن است که بندگان را به آنچه خارج از حدّ توان آن هاست، تکلیف نکند و بدون بیان و اتمام حجّت معاقَبشان نسازد. Ë در اعطای کمال به اشخاص لازم است که شأن هر یک از این دو امر _ یعنی کمال و شخص _ رعایت شود. Ë عدم تساوی در ارزاق خلایق باعدل الهی منافات ندارد و عوامل متعدّدی در این عدم تساوی نقش دارند. Ë خداوند متعال برای بندگان خود حقوقی قرار داده و خود را به رعایت این حقوق ملزم ساخته است. Ë عدل خداوندایجاب می کند که او به وعده خویش عمل کند. خودآزمایی 1. روایت شریفه «.. والعدل أن لاتتّهمه» را شرح دهید. 2. ظلم بودنِ نسبت افعال قبیح به خدا، قول به جبر و متّهم ساختن خدا را تبیین کنید. 3. ظلم بودنِ تکلیف بما لایطاق و عقاب بلا بیان از چه بابی است؟ توضیح دهید. 4. اعطای حکمت به جاهل از چه روی ظلم شمرده می شود؟ توضیح دهید. 5. آیا مساوی نبودن ارزاق خلایق با همدیگر خلاف عدل است؟ توضیح دهید. 6. آیا بندگان بر خداوند حقّی دارند؟ توضیح دهید. 7. روایت «أوّل عدل الآخره القبور لا یعرف فیها غنیّ من فقیر» را شرح دهید. برچسبها: عدل شناسی [ چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 7:51 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||