ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

رابطه عدالت و مصلحت چیست؟/ اجرای عدالت اولی است یا رعایت مصلحت؟

محرومیّت ها و ابتلاها و رعایت تساوی میان انسان ها

روشن است که شأن دو فردی که از هر جهت مساوی اند، آن است که به صورت مساوی، از کمال ها بهره مند شوند؛ به همین جهت در روایات فراوانی آمده است :

إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَیْتِ قَسَّمَ بِالسَّوِیَّهِ وَ عَدَلَ فِی الرَّعِیَّه.(1)

آن گاه که قائم اهل بیت (علیهم السلام) قیام کند [اموال عمومی را] به صورت مساوی [بین مردم ]تقسیم میکند و عدالت را در بین مردم برقرار میسازد.

در روایتی که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل میکند، از رعایت تساوی با غنی و فقیر در خانه قبر سخن به میان آمده و این تساوی عدل شمرده شده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید :

أَوَّلُ عَدْلِ الآْخِرَهِ الْقُبُورُ لَا یُعْرَفُ فِیهَا غَنِیٌّ مِنْ فَقِیرٍ. (2)

اوّلین عدل آخرت قبرها هستند که در آنها غنی و فقیر از هم شناخته نمیشوند.


1- . غیبت نعمانی / 237؛ بحارالانوار 52 / 350.

2- . مستدرک الوسایل 2 / 476؛ بحارالانوار 81 / 283.

خداوند متعال در احکام وضع میّت در قبر فرقی بین اشخاص قرار نداده است وهمه آنگاه که در قبر گذاشته میشوند، از آنچه در دنیا داشتهاند، جز کفن چیزی به همراه ندارند و در این امر همه مساویاند. در روایت فوق از این امر به عدل تعبیر شده است.

البتّه روشن است که روایت به ایمان و کفر و درجات اموات نظر ندارد؛ چرا که به یقین، میدانیم که وضعیت مؤمن و کافر در قبر هرگز یکسان نیست و بر اساس روایات فراوانی، قبر برای مؤمن باغی از باغهای بهشت و برای کافر گودالی از گودالهای جهنّم است. بنابراین، مراد این روایت یکسانی وضعیّت همگان از نظر ظاهری و عاری بودن همگان از تعلّقات مادّی و دنیوی است.

در درس نخست، اشاره شد که مراد از تساوی هرگز ارزشگذاری یکسان برای اشیا نیست؛ بلکه عدل آن است که با توجّه به اختلافات اشیا به آنها بها داده شود و شأن و جایگاه هر چیزی ملاحظه گردد. در درس دوم هم روشن شد که سنّتهای مختلف الهی در اعطای نعمتها و کمالات به اشخاص مؤثّر است. بر این اساس حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید :

وَ قَدَّرَ الْأَرْزَاقَ فَکَثَّرَهَا وَ قَلَّلَهَا وَ قَسَّمَهَا عَلَی الضِّیقِ وَ السَّعَهِ فَعَدَلَ فِیهَا لِیَبْتَلِیَ مَنْ أَرَادَ بِمَیْسُورِهَا وَ مَعْسُورِهَا وَ لِیَخْتَبِرَ بِذَلِکَ الشُّکْرَ وَ الصَّبْرَ مِنْ غَنِیِّهَا وَ فَقِیرِهَا. (1)


1- . نهج البلاغه، خطبه 91؛ بحارالانوار 5 / 148.

و روزی را تقدیر کرده، پس آن را فراوان و اندک گردانیده و به صورت محدود و گسترده تقسیم کرده و در آن عدالت ورزیده است تا کسانی را که میخواهد، با تنگی و گشایش امتحان کند و به این وسیله میزان شکر گزاری اغنیا و صبر فقیران را بسنجد.

مرحوم میرزا حبیب الله هاشمی خوئی در شرح این عبارت مینویسد :

... (فکثّرها و قلّلها) أی کثرها فی حق طائفه و قلّلها فی حق طائفه اخری علی ما یقتضیه الحکمه، أو کثّرها و قلّلها بالنسبه إلی شخص واحد بحسب اختلاف الأزمان والحالات.

(و قسّمها علی الضیق و السّعه) لمّا کان المتبادر من القسمه البسط علی التساوی بیّن ما أراده بذکر الضیق و السّعه، و لمّا کان ذلک موهماً للجور أردفه بذکر العدل و قال: (فعدل فیها) أی فی تلک القسمه.

ثمّ أشار إلی نکته العدل و حکمته بقوله (لیبتلی من أراد بمیسورها و معسورها و لیختبر بذلک الشکر و الصبر من غنیّها و فقیرها)... و محصل المراد أنّه سبحانه یبسط الرزق لمن یشاء من عباده و یقدّر له و یجعل بعضهم غنیّا و بعضهم فقیراً و یختبر بذلک الشکر من الاغنیاء و الصبر من الفقراء... (1)

«روزی را فراوان و اندک گردانیده» یعنی به اقتضای حکمت خود در حق گروهی فراوان و در حق گروهی دیگر اندک کرده است؛ یا نسبت به یک شخص در زمانها و حالات مختلف روزی را فراوان و اندک کرده است. «و در روزی او تنگی و گشایش داده است» چون از واژه «قسمت» روزی دادن به صورت مساوی متبادر میشود، پس امیرالمؤمنین (علیه السلام) مراد خود را با ذکر تنگی و گشایش بیان کرده و از آنجا که تنگ گرفتن روزی نسبت به بعضی و گشایش دادن به بعضی دیگر ظلم است، بلا فاصله به عدل اشاره کرده و فرموده: در این تقسیم عدل ورزیده است.

سپس به عدل و حکمت آن اشاره کرده و فرموده است: «تا کسانی را که میخواهد با تنگی و گشایش امتحان کند. و به این وسیله میزان شکرگزاری اغنیاء و صبر فقیران را بسنجد»... حاصل کلام آن است که خداوند متعال روزی برخی از بندگانش را تنگ گرفته و برخی دیگر را گشایش داده است. و برخی را ثروتمند و برخی دیگر را فقیر گردانیده و به این وسیله میزان شکرگزاری ثروتمندان و صبر فقیران را میسنجد.


1- . منهاج البراعه 7 / 43.

در این حدیث شریف، امیرالمؤمنین (علیه السلام) عدل الهی را در غنا و فقر و تنگی و گشایش روزی بندگان یادآور شده و بیان کرده است که توسعه و تضییق الهی با برقراری تساوی و رعایت عدل تنافی ندارد؛ زیرا تنها هنگامی میتوان توسعه و تضییق را با تساوی و عدل در تضاد دانست که جز این توسعه و تضییق امر دیگری در کار نباشد و همه زندگی بندگان با آن خاتمه پیدا کند و هیچ جای دیگری برای جبران این عدم تساوی در کار نباشد؛ امّا روشن است که حیات بندگان به همین دنیای محدود ختم نمیشود و انسان پیش از این دنیا نیز عوالمی را گذرانده و در آنها امتحانهایی را پشت سر گذاشته است و بعد از این دنیا نیز حیات دیگری خواهد داشت، پس در صورتی میتوان توسعه و تضییق را با عدل الهی در تضاد شمرد که با احاطه کامل به همه مقاطع حیات بندگان، عطایای الهی را نسبت به آنها مورد محاسبه قرار داد و در نهایت، اگر عدم تساوی بین آنها مشاهده شد، آنگاه میتوان حکم به عدم رعایت عدل کرد. امّا چه کسی میتواند چنین احاطهای به عوالم وجودی انسانها داشته باشد؟ پس باید توجه داشت که مراد از رعایت تساوی بین اشخاص و به یک چشم نگاه کردن به بندگان، بدان معنا نیست که برای همه اشخاص _ با وجود اختلاف و درجاتی که میان آنها وجود دارد _ یکسان حکم شود؛ بلکه مراد از رعایت تساوی در حق آنان رعایت شأن و جایگاه و مراتب آنان است این یعنی قرار دادن هر شیء در جایگاه خودش.


برچسب‌ها: عدل شناسی
[ چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 7:46 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب