ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

عدل الهی

عدل الهی در قرآن

اشاره :

از دانشجو انتظار می رود پس از مطالعه این درس با استفاده از آیات قرآن کریم عدل الهی را متوجّه شود و با توجه به روایات اهل بیت (علیهم السلام) این آیات را تفسیر کند و دلیل انتساب ظلم به بندگان را دریابد و ارتباط عقاب بندگان را با عدل الهی تبیین کند.

نفی ظلم و ستم از خدا در قرآن کریم

در درس پیش، روشن شد که عدل از نظر لغوی به معنای تسویه و قرار دادن هر چیزی در جایگاه شایسته آن است. ظلم نیز نقیض عدل و به معنای قرار دادن اشیا در غیر موضع آن هاست. همچنین اشاره شد که عادل از اسماء الهی است و عادل بودن خدای تعالی بدان معناست که او در حکم و کارهای خود جور و ظلم روا نمی دارد و به حق حکم می کند. در این درس، بحث عدل الهی را به کمک آیات قرآن، پی خواهیم گرفت.

در قرآن کریم، واژه «عدل» به عنوان صفتی از اوصاف ثبوتی در مورد خداوند متعال به کار نرفته است، امّا مقابل عدل، یعنی «ظلم» از خداوند متعال نفی شده است. بنابراین، محتوا و مضمون عدل در مورد خدای تعالی به روشنی، از آیات قرآن استفاده می شود. خداوند متعال می فرماید :

مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَما رَبُّکَ بِظَ_لّامٍ لِلْعَبِیدِ.(1)

هر کس کار نیک انجام دهد به نفع خوداوست و هر که بد کند به ضرر اوست و خداوندگارت به بندگان ستم نمی کند.

محرومیّت به جهت کوتاهی در اعمال

در این آیه، ابتدا از عمل نیک و بد بندگان سخن به میان آمده است و چون اعمال بندگان به قدرت و اختیار از آن ها سرمی زند، تصریح شده که نتیجه و آثار آن دو به عهده خود آن هاست. روشن است که عمل صالح، ثواب و خشنودی خدای مهربان را به دنبال دارد و عمل بد موجب ناخشنودی و غضب الهی می گردد و خداوند متناسب با اعمال بندگان جزایی در خور به آنان اعطا می کند. پس اگر بنده ای به سبب گناه و کردار ناشایست اقبال الهی را از دست بدهد و از برخی نعمت های دنیوی و اخروی محروم شود، خدای تعالی در حقّ او ستمی روا نداشته است. همین طور عدم محرومیّت بنده مطیع نیز به سبب اطاعت و کردار نیک اوست. پس هر نعمتی که به بنده ای می رسد یا از بنده ای دیگر سلب می شود، همه، بر اساس عدل الهی است که هر چیزی را در جای مناسب خود قرار می دهد.

به عبارت دیگر، چنانچه بنده ای پروردگارش را اطاعت کند، شأن او دریافت ثواب است و اگر بنده ای از عبادت معبودش سر باز زند، شأنش گرفتاری به عذاب و عقاب الهی و محرومیّت است. روشن است که ثواب یا عقاب به تناسب درجه اطاعت و عصیان است و منحصر به آخرت نیست، بلکه بسیاری از محرومیّت ها و نعمت ها که در همین دنیا به بندگان می رسد، نتیجه اطاعت و عصیان سابق ایشان است.


1- . فصلت (41) / 46.

مفضّل می گوید به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم :

یَا مَوْلَایَ فَقَدْ رَأَیْتُ مَنْ یَبْقَی عَلَی حَالَتِهِ وَ لَا یَنْبُتُ الشَّعْرُ فِی وَجْهِهِ وَ إِنْ بَلَغَ حَالَ الْکِبَرِ! فَقَالَ: ذَلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَ أَنَّ اللهَ لَیْسَ بِظَلّامٍ لِلْعَبِیدِ.(1)


1- . توحید مفضّل/ 50؛ بحارالانوار 57 / 379.

مولای من کسانی را می بینم که هرچه بزرگ می شوند، در صورتشان مو نمی روید و بر همان حالت سابق خود باقی می مانند. امام فرمود: این امر به سبب عملکرد گذشته آن هاست و خداوند به بندگانش ظلم نمی کند.

روشن است که داشتن موی خوب در صورت، برای مردان نعمتی الهی است و در مقابل، محرومیّت از آن سبب کوتاهی برخی از آنان است. این کوتاهی بر اساس لغت عرب ظلم شمرده می شود و از سوی دیگر، داشتن محاسن خوب یا محرومیّت از آن به دست خدای متعال است. امّا حضرت صادق (علیه السلام) محرومیّت ها و دارایی ها را به کردار خود انسان ها پیوند زده و می فرماید: چنین نیست که خداوند متعال آنان را بدون هیچ گونه کوتاهی از سوی آن ها، از این نعمت محروم کرده باشد.

محرومیّت به جهت ابتلاء و امتحان

باید توجه داشت که وضعیّت انسان ها در این دنیا همواره تابع عملکرد ایشان در گذشته نیست؛ بلکه خداوند سنّت های مختلفی دارد و ممکن است بنده مؤمنی را به جهت امتحان و ارتقا به مقام بالاتر به سختی و گرفتاری مبتلا سازد و از نعمتهایش محروم کند یا کافری را به جهت استدراج، نعمت بخشد خداوند در همه این موارد، عادل است و در ازای محرومیّت ها و گرفتاری های بندگان مؤمن به ایشان عِوض می دهد. امام باقر (علیه السلام) درباره ابتلای حضرت ایوب (علیه السلام) فرمودند :

وَ قَدْ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله و سلم): أَعْظَمُ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِیَاءُ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ إِنَّمَا ابْتَلَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبَلَاءِ الْعَظِیمِ الَّذِی یَهُونُ مَعَهُ عَلَی جَمِیعِ النَّاسِ لِئَلَّا

یَدَّعُوا لَهُ الرُّبُوبِیَّهَ إِذَا شَاهَدُوا مَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یُوصِلَهُ إِلَیْهِ مِنْ عَظَائِمِ نِعَمِهِ تَعَالَی مَتَی شَاهَدُوهُ، وَ لِیَسْتَدِلُّوا بِذَلِکَ عَلَی أَنَّ الثَّوَابَ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ عَلَی ضَرْبَیْنِ: اسْتِحْقَاقٍ وَ اخْتِصَاصٍ. وَ لِئَلَّا یَحْتَقِرُوا ضَعِیفاً لِضَعْفِهِ وَ لَا فَقِیراً لِفَقْرِهِ وَ لَا مَرِیضاً لِمَرَضِهِ. وَ لِیَعْلَمُوا أنَّهُ یُسْقِمُ مَنْ یَشَاءُ وَ یَشْفِی مَنْ یَشَاءُ مَتَی شَاءَ کَیْفَ شَاءَ بِأَیِّ سَبَبٍ شَاءَ وَ یَجْعَلُ ذَلِکَ عِبْرَهً لِمَنْ شَاءَ وَ شَقَاوَهً لِمَنْ شَاءَ وَ سَعَادَهً لِمَنْ شَاءَ؛ وَ هُوَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی جَمِیعِ ذَلِکَ عَدْلٌ فِی قَضَائِهِ وَ حَکِیمٌ فِی أَفْعَالِهِ لَا یَفْعَلُ بِعِبَادِهِ إِلَّا الْأَصْلَحَ لَهُمْ وَ لَا قُوَّهَ لَهُمْ إِلَّا بِهِ.(1)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: بیشترین بلا در میان مردم به پیامبران می رسد؛ سپس به افرادی نظیر ایشان و همین طور نظایر آن ها. خدای _ عزّوجلّ _ حضرت ایّوب (علیه السلام) را به بلای بزرگ مبتلا کرد تا به واسطه آن عظمت او نزد مردم کم شود تا مبادا درمورد وی ادّعای ربوبیّت کنند؛ آن گاه که با دیدار وی اراده خدا را در اعطای نعمت های بزرگ به او دیدند. و به واسطه آن استدلال کنند که ثواب از ناحیه خدای تعالی دو صورت دارد: استحقاق و اختصاص. تا مبادا ضعیفی را به سبب ضعفش تحقیر کنند، یا فقیری را به سبب فقر یا مریضی را به سبب بیماری اش کوچک شمارند و بدانند که خداوند هر که را خواهد بیمار کند و هر که را خواهد شفا بخشد، هر زمان و به هر صورت و به هر وسیله ای که بخواهد. و آن را برای هر که خواهد، عبرت و برای هر که اراده کند، مایه شقاوت و برای هرکه خواهد، مایه سعادت قرار دهد و او در همه این امور در قضای خود عادل و در افعالش حکیم است و جز بهترین حالت را برای بندگانش درنظر نگیرد و برای بندگان قوّتی نیست، مگر به او.

این حدیث شریف یکی از نشانه های ربوبیّت کامل الهی نسبت به بندگانش را یادآوری می کند تا مبادا برخی گمان کنند که همه محرومیّت ها نشانه کوتاهی و عصیان و گناه انسان هاست و به جای توجه به خداوند متعال و عدالت او بندگان


1- . خصال 2 / 399؛ بحارالانوار 12 / 348 _ 349 و 44 / 276.

خدا را حقیر و پست بشمارند. امام باقر (علیه السلام) یادآوری می کنند که گمان نکنید همه دارایی ها و نعمت ها از روی لطف و کرامت به بندگان می رسد و چنان مپندارید که همه محرومیّت ها و ناداری ها و ابتلائات به جهت خذلان است، بلکه ممکن است نعمت ها برای استدراج و محرومیّت ها به جهت امتحان و ارتقای درجه مؤمنان باشد.

نکته دقیق تری که در این حدیث یادآوری شده، این است که حتّی امری که نشانه عدل الهی است، نباید چنان باشد که موجب برداشت سوء بندگان گردد و این برداشت منشأ فکر نادرست نسبت به بندگان دیگر شود.

پس با این بیان، می فهمیم که اندیشه بد نسبت به دیگران روا نیست؛ امّا این موضوع نباید بهانه ای برای توجیه کارهای بد انسان گردد؛ بلکه هر انسانی به نفس خویش بصیرت دارد و اگر بهانه جویی ها را کنار بگذارد، با مراجعه به نفس خویش، می یابد که رسیدن به نعمت و محرومیّت از آن، چه تأثیری در نفس او ایجاد می کند. اگر نعمت و محرومیّت از آن، هر دو موجب توجه او به خدا گردد و عبودیت و شکر و رضایت به همراه آورد، مسلماً به خیر و صلاح او بوده است و اگر موجب شکایت و اعتراض به خداوند یا غفلت از او و نافرمانی گردد، معلوم می شود که آن لطف و محبّت خدا را به همراه ندارد و در حقیقت، وی از لطف و نظر خدا دور شده است و چنان که در ذیل حدیث بیان شده، این امر عین عدل و حکمت است.


برچسب‌ها: عدل شناسی
[ چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 7:30 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب