ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

جایگاه و معنای عدل الهی

«عدل الهی» به جهت پیوند با موضوع جبر و اختیار یکی از مباحث مهم و اصولی در همه ادیان الهی است و در اسلام نیز جایگاهی ویژه دارد. اعتقاد به عدل الهی و اختیار انسان در افعال خویش، در میان ادیان الهی، اهمّیّتی بنیادین دارد. تمام ارزش و کمال انسانی به اختیار و آزادی او وابسته است و با اعتقاد به مجبور بودن آدمی در اعمالش، هیچ ارزش و کمالی برای انسان نمی توان درنظر گرفت.

نظام اجتماع انسانی و حفظ حقوق فردی و اجتماعی او در گرو پایبندی وی به پیامدهای کردار خویش است. اعتقاد به خوبی و بدی و زشتی و زیبایی و ترغیب انسان ها به کردار خوب و منع آن ها از بدی ها تنها در سایه اعتقاد به عدل الهی و آزادی انسان در کارهای خویش معنا می یابد. بهشت و جهنّم، ثواب و عقاب، نبوّت و امّامت و معاد _ که از اصول مهم ادیان الهی است _ بدون اعتقاد به عدل الهی و اختیار انسان لغو خواهد بود. علاوه بر این، اعتقاد به توحید _ که اصل اساسیِ ادیان توحیدی است _ بدون اعتقاد به عدل الهی و آزادی انسان هیچ فایده ای نخواهد داشت. اعتقاد به خدای یگانه با عدم اعتقاد به عدالت او چگونه قابل جمع است؟ چگونه می توان به خدایی باور داشت که وعده ای بدهد و از آن تخلّف کند؟! در تمام ادیان الهی، اعتقاد به توحید با اعتقاد به عدل الهی همراه است و همه موحّدان به عدل الهی و اختیار انسان نیز معتقدند و هیچ موحّد واقعی را نمی توان یافت که به عدل الهی اعتقاد نداشته باشد. یعنی خدای ادیان عادل است و هیچ ستمی به خلق خویش روا نمی دارد. بنابراین، هیچ دینی بدون اعتقاد به توحید و عدل الهی و اختیار انسان، دین الهی محسوب نمی شود و هیچ توحیدی بدون اعتقاد به آن ها توحید نخواهد بود.

با وجود این، در بین مسلمانان، شیعه و معتزله، «عدلیّه» خوانده می شوند و اشاعره و اهل حدیث در مقابل این دو گروه قرار دارند. بدین روی، برخی عدل را از اصول مذهب دانسته اند و آن را به عنوان اصل دین مطرح نمی کنند؛(1) چرا که عدل _ به معنایی که شیعه و معتزله بدان قائل اند _ مورد پذیرش گروهی از مسلمانان نیست. امّا چنان که روشن شد، بدون اعتقاد به عدل الهی اساساً دین بی معناست و پایه و اساس دینداری _ که عبارت از بندگی و فرمانبرداری است _ بدون اعتقاد به عدل الهی و اختیار انسان درهم می ریزد.


1- . بحث اصول دین بودن عدل به صورت مستقل مطرح خواهد شد.

بنابراین، عدل الهی نه تنها از اصول دین پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بلکه جزو اصول تمام ادیان الهی و اعتقاد به آن رکن اساسی دینداری است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید : إِنَّ أَسَاسَ الدِّینِ التَّوْحِیدُ وَ الْعَدْل.(1)

همانا اساس دین، توحید و عدل است.

مراد از دین در این روایت، تنها دین پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیست؛ بلکه منظور دینِ همه انبیاء الهی و دینِ مورد رضای پروردگار است و این دین عبارت است از تسلیم در مقابل خداوند متعال که در قرآن از آن به عنوان اسلام یاد شده است.(2)

پس دین استوار نمی گردد، مگر با اعتقاد به توحید و عدل. بنابر این، عدل از اصول تمام ادیان الهی است و جایگاه رفیع واهمّیّت فوق العاده ای در مباحث دینی به خصوص دین پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد.

معنای عدل

«عدل» یک اصل دینی است و برای رسیدن به معنای آن از نگاه دین، باید کاربردهای آن در متون دینی بررسی شود. از سوی دیگر، روشن است که پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان مبلّغان و مبیّنان دین الهی، اصطلاح جدیدی برای واژه ها اختیار نکرده و آن ها را در معنای لغوی خود به کار برده اند؛ پس برای فهم واژه ها در حوزه دین ناگزیر باید به معنای لغوی آن ها در عصر نزول و صدور مراجعه کرد.

ریشه «عدل» در لغت، دو استعمال دارد؛ «عدل فیه یا عدل به» و «عدل عنه». «عدل» در استعمال اوّل به معنای انصاف، برقرار کردن تساوی و قرار دادن اشیا در جایگاه شایسته آن ها و در استعمال دوم، به معنای انحراف و اعراض است. «عَدل» معمولاً در وصف اشخاص به کار می رود. در کتاب العین می خوانیم :


1- . معانی الاخبار / 11؛ توحید صدوق/ 96؛ مشکاه الانوار/ 9؛ بحارالانوار 4/ 264.

2- . خدای تعالی می فرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ الاِْسْلامُ»؛ اسلام به معنای تسلیم، دین تمام پیامبران الهیبوده است و همه پیامبران، امت های خود را به تسلیم در برابر فرمان های خدای تعالی فراخوانده اند.

العدل: المرضیّ من الناس قوله و حکمه.(1)

عدل کسی است که سخن وحکم او مورد رضایت باشد.

بر اساس این تعریف، «عدل» کسی است که سخن و حکم او مورد پسند و خشنودی قرار گیرد. در این تعریف _ به جهت عدم بیان متعلّق خشنودی _ ابهام و اجمال وجود دارد؛ یعنی بیان نشده که چه کسی باید از او خشنود باشد؟(2)

در کتاب های لغت، برای واژه «عدل» کاربردهای فراوانی برشمرده شده است که از جمله، می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1.برقراری تساوی بین دو شیء؛

2.مثل و معادل شیء از نظر ارزش؛

3.انصاف؛

4.حکم به حق؛

5.نقیض ظلم و جور؛

6.قرار دادن هر چیزی در موضع (= جایگاه = شأن = موقعیّت = منزلت = مقام) شایسته آن.

در ادامه، ضمن مراجعه به کتاب های لغت، می کوشیم معنای امور یاد شده را تبیین کنیم.

طریحی می نویسد :

العدل لغه: هو التسویه بین الشیئین.(3)


1- . کتاب العین 2 / 38.

2- . در این که معیار شناخت عدل چیست، در آینده بحث خواهد شد و خواهیم گفت که خشنودی باید ازچه کسی و چگونه باشد.

3- . مجمع البحرین 3 / 134.

عدل در لغت به معنای برقراری تساوی بین دو چیز است.

در کتاب العین آمده است :

العِدلان: الحملان علی الدابّه من جانبین... و العِدل أحد حملی الجَمل. لا یقال إلّا للحِمل و سمّی عِدل لأنّه یسوّی بالآخر بالکیل و الوزن. والعدیل الّذی یعادلک فی المحمل. و یقال لما یؤکل إذا لم یکن حارّاً و لا بارداً یضرّ: هو معتدل...(1)

عِدلان [یعنی] دو بُنهای که بر دو طرف چارپایان سوار میکنند... و عِدل یکی از دو بُنه شتر است. [این واژه] گفته نمیشود مگر درباره بار چارپایان. و عِدل نامیده شده بدان جهت که دو طرف بار از نظر وزن و اندازه مساوی میشود. و عدیل، معادل تو در کجاوه است. (2)

به خوراکیای که نه خیلی گرم باشد و نه خیلی سرد، معتدل گفته میشود.

جوهری میگوید:

والعدیل الّذی یعادلک فی الوزن والقدر... عادلت بین الشیئین و عدلت فلاناً بفلان: إذا سوّیتَ بینهما. (3)

عدیل آن است که در وزن و اندزه معادل تو باشد... بین دو چیز تعادل برقرار کردم و فلانی را معادل فلانی قرار دادم. یعنی بین آن دو تساوی برقرار کردم.

البتّه در برقراری تساوی بین دو چیز، همیشه، مقدار، وزن و اندازه لحاظ نمیشود؛ بلکه در برخی موارد ارزش دو شیء مورد نظر است. در المصباح المنیر میخوانیم :


1- . کتاب العین 2 / 38.

2- . یعنی کسی یا چیزی که در کجاوه در طرف مقابل شخص قرار می گیرد تا تعادل برقرار شود.

3- . صحاح اللّغه 5/ 1761.

التعدیل: و هی قسمه الشیء باعتبار القیمه و المنفعه لا باعتبار المقدار فیجوز أن یکون الجزء الأقلّ (یعادل) الجزء الأعظم فی قیمته و منفعته. (1)

تعدیل به معنای تقسیم دو شیء به اعتبار قیمت و منفعت آنهاست، نه به اعتبار مقدارشان. پس جایز است که بخش کمتری از یک شیء از نظر قیمت و ارزش معادل بخش بزرگتری از چیز دیگر باشد.

معیار سنجش تساویِ اشیا با توجّه به حقیقت آنها متفاوت و متناسب با خود آن شیء است. بنابراین ارزشگذاری اشیا با توجّه به زمان و مکان و نیز اعتبارات جوامع مختلف انسانی همواره در تغییر خواهد بود. لذا درباره اشخاص گفته میشود:

ما یعدلک عندنا شیء؛ أی: مایقع عندنا شیء موقعک. (2)

نزد ما چیزی معادل تو نیست؛ یعنی نزد ما چیزی جای تو را پر نمیکند.

پس شأن و مقام و موقعیّت هر شخصی با توجّه به موقعیّت او مورد ارزشگذاری قرار میگیرد.

در العین آمده است :

و تقول :اللّهم لا عدل لک: أی لا مثل لک.

وتقول فی الکفّاره:«أو عِدل ذلک» أی ما یکون مثله و لیس بالنظیر بعینه. (3)

و میگویی: خدایا عِدلی برای تو نیست، یعنی تو مثل و مانند نداری.

و درباره کفّاره میگویی: «یا عدل آن» یعنی آنچه مثل آن است و [مراد از] نظیر، عین آن نیست.


1- . المصباح المنیر/ 396_ 397.

2- . کتاب العین 2 / 39.

3- . کتاب العین 2 / 39.

جوهری میگوید :

والعِدل بالکسر: المثل. تقول عندی عِدل غلامک وعدل شاتک؛ إذا کان غلاماً یعدل غلاماً و شاهً تعدل شاه، فإذا أردت قیمته من غیر جنسه نصبت العین. (1)

عِدل با کسره، به معنای مثل است. وقتی غلامی مثل غلام دیگری و بزی مثل بُز دیگری داشته باشی، میگویی عدل غلام تو و عِدل بُز تو نزد من است. و چنانچه منظور تو قیمت آن از همان جنس باشد به نصب عین میخوانی.

پس مراد از تساوی بین دو شیء فقط در وزن و اندازه نیست؛ بلکه مراد تساوی در ارزش و اعتبار آن دو است.

حکم کردن به حق نیز از معانی عَدل است. خلیل مینویسد :

ولعُدوله والعدل: الحکم بالحقّ... وتقول: هو یعدل، أی: یحکم بالحقّ. (2)

عُدوله وعدل یعنی حکم به حقّ... و میگویی: او عدالت میورزد، یعنی : به حقّ حکم میکند.

«حق» به معنای ثبوت و «أحقّ» به معنای شایسته و سزاوار است. پس حق هر چیزی عبارت است از آنچه نسبت به آن شیء ثابت و پایدار است. ثبوت و پایداری چیزی نسبت به چیزی دیگر در صورتی تحقّق مییابد که در شأن و مقام آن باشد و اگر جهت شأنیّت بین آنها نباشد، نسبت به آن حق نخواهد بود. مراد و مقصود از شأن و مقام و منزلت هر چیزی آنگاه روشن میشود که بتوان ارزش آن را بهخوبی شناخت.


1- . صحاح اللّغه 5 / 1761.

2- . کتاب العین 2 / 38.

ص: 24


برچسب‌ها: عدل شناسی
[ چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 7:21 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب