
عدل و قسط
قرآن واژه «عدل» را بارها با تمام ریشهها (اسم، فعل، جمع، مفرد، صفت و ...) و مترادفات آن به کار برده است. در کاربرد (مفرد) آن (اسم) و (صفت) به یک معنا نمىآیند؛ یعنى (اسم) آن (عدل) همیشه برابرى و پایدارى بر حق و عدالت را مىرساند، ولى اگر این واژه (صفت) باشد به معناى راست و مستقیم و متوازن بودن است؛ پس این واژه هم به شىء و هم به وضعیت آن اطلاق شده است. سنگ بنیاد مفهوم قرآنى عدل را در آیاتى مىتوانیم بیابیم که در آن به عدل و عدالت به عنوان امرى مقدس و الهى امر شده است.
مثال قابل تحلیل و تجزیه در این مورد، آیه 90 سوره نحل است که در آن عدل با احسان که نهایت نیکویى به خود و دیگران مىباشد پیوند زده شده است. آنچه در این آیه و در راستاى بحث، قابل تأمل و ذکر است مخاطب صریح نداشتن این آیه است؛ یعنى در آن، بر خلاف آیات دیگر قرآنى فردى از مؤمنان یا انسانها مورد خطاب قرار نگرفته و این از نظر نحوى و دستورى نشان دهنده جامعیت و فراگیرى و وسعت افق خطاب این آیه است. و همچنین در این آیه، امر به عدل و احسان با امر به ترک فحشا (کارهاى شرم آور و بد)، منکر (همه کارهاى نکوهیده) و بغى (تجاوز از حدود معقول در تعامل با دیگران) پیگیرى شده است. مثالهاى مفصل دیگرى براى تبیین فحشا و منکر و بغى در سوره اسراء (آیات 26 - 30) داده شده که در آن مفهوم قرآنى عدل، بىعدالتى، ظلم با خویشتن (شرک) و عدل با خویشتن (صرفهجویى در مصارف شخصى و عدم اسراف در آن) خلاصه شده است. ارتباط عمیق میان عدل و احسان در آیه 90 سوره نحل، اهمیت و معناى خویش را از تعریفى اخذ مىکند که پیامبر به احسان مىدهد. تعریف پیامبر از احسان این است که «خدا را چنان عبادت کن که گویا او را مىبینى، چون اگر تو او را نمىبینى او تو را مىبیند». این تعریف، احسان را در مقام والایى از عبادات قرار مىدهد، و چون عدل و احسان در قرآن ارتباط و پیوستگى عمیقى دارند، از این رو عدل را نیز مىتوانیم تا مقام احسان - چنان که در تعریف پیامبر از احسان آمده است - بالا ببریم.
در جاهاى دیگر قرآن، عدل و عدالت با ترک و اجتناب از همه بدکارىها پیوند داده شده32 و در آن جاها واژه (قسط) که مترادف و هم معناى عدل است به کار برده شده است. قرآن پرهیز از توجیه بدکارىها را هم با عدل مساوى مىداند.
همه اینها بر این نکته دلالت دارند که عدل مفهومى الهى و مقدس بوده و در رأس قوانین هستى قرار دارد، زیرا پروردگار آن قائم بالقسط (استوار دارنده عدل) است33 و مسیر انسان هم بر اساس عدل و مطابق عملکرد وى در رعایت مقتضاى فطرت عدلگرایش تعیین مىگردد.
قرآن تنها به امر به عدل و ذکر نمونهها و مترادفات بسنده نکرده، بلکه نمادهاى رساننده اهمیت و ضرورت عدل را نیز بیان داشته است. ترازو (میزان) در قرآن یکى از نمادهاى عدل به شمار مىرود34 که معیار مقدس عدالت الهى را به نمایش مىگذارد. قرآن همچنین بیان مىدارد که عدل تنها در زندگى بشر مطلوب نبوده، بلکه خلقت زمین و آسمان و مخلوقات دیگر نیز بر اساس عدل و برابرى و توازن بوده است و ارسال رزق و روزى از خزانههاى بىپایان خداوندى نیز به صورت معین و عادلانه است؛35 حتى قرآن از کتابهاى آسمانى نیز به عنوان میزان یاد مىکند.36 پس عدل معیار و ملاک و ترازو است که هر چیزى از مخلوقات را برابر و متوازن نگه مىدارد و فقط انسان یگانه مخلوقى است که اختیار دارد و مىتواند راه ظلم و بىعدالتى را در پیش گیرد و از عدل سرپیچى کند که عقوبت آن هم همان عقوبت ظلم بر خویشتن تعیین شده است.
در داستان آدم و حوا، نابرابرى و خدشه در نظام عدل را که آن دو ایجاد کرده بودند با کلمات خداوندى جبران شد، و قرآن با آوردن این داستان به ما مىفهماند که باید از بىعدالتى دست کشیده و به خداوند رو آوریم و عدل را پیشه کنیم. در مجموع این ماییم که مسیرمان را در آینده دنیوى و اخروىمان تعیین مىکنیم و این است مفهوم عدل الهى.
پىنوشتها
* نصر حامد ابوزید در سال 1943 م. در شهر طنطره مصر به دنیا آمد. تحصیلاتش را در مقطع کارشناسى (رشته زبان و ادبیات عربى) در سال 1972، کارشناسى ارشد (در مطالعات اسلامى) در 1977 و دکترى (نیز در مطالعات اسلامى) در سال 1981 در دانشگاه قاهره به پایان رساند. از 1982 تا 1995 در دانشگاه قاهره، بخش زبان و ادبیات عربى مدتى با رتبه استادیار/دانشیار و سپس استادى مشغول تدریس شد. بعد از اعتراضهاى علماى مصرى بر بعضى از دیدگاههاى وى درباره اسلام، قضیه به دادگاه کشیده شد و دادگاه او را به ارتداد محکوم کرد. در این زمان او به ندرلند رفت و اکنون در دانشگاه لیدن به تدریس مشغول است. وى آثار متعددى دارد که عبارتند از:
قرآن (ارتباطى میان خدا و انسان)؛ الکتاب و التأویل؛ دوائر الخوف: قراءة فى خطاب المرأة؛ النص، السلطة، الحقیقة: الفکر الدینى بین إرادة المعرفة و إرادة الهیمنة؛ نقد الخطاب الدینى؛ مفهوم النص: دراسة فى علوم القرآن؛ فلسفة التأویل؛ الاتجاه العقلى فى التفسیر.
1. نساء (4) آیه 4 - 163.
2. انعام (6) آیه 163؛ اعراف (7) آیه 143؛ یونس (10) آیه 72.
3. نساء (4) آیه 125؛ آل عمران (3) آیه 22.
4. اعراف (7) آیه 172.
5. همان.
6. بقره (2) آیه 115.
7. همان، آیه 37؛ اعراف (7) آیه 23.
8. غاشیه (88) آیه 21؛ بقره (2) آیه 9 - 38.
9. بقره (2) آیه 57؛ آل عمران (3) آیه 17؛ توبه (9) آیه 36 - 70؛ یونس (10) آیه 44.
10. المائده (5) آیه 69.
11. نساء (4) آیه 129.
12. همان، آیه 21، 22 و 30؛ نحل (16) آیه 72.
13. نساء (4) آیه 1.
14. حجرات (49) آیه 13.
15. اسراء (17) آیه 70.
16. بقره (2) آیه 191.
17. توبه (9) آیه 6.
18. ضحى (93) آیه 6 - 10.
19. قلم (68) آیه 24.
20. محمد (47) آیه 42 - 64.
21. ماعون (107) آیه 1 - 3.
22. فجر (89) آیه 15 - 16.
23. همان، آیه 17 - 20.
24. کهف (18) آیه 34.
25. همان، آیه 35 - 36.
26. همان، آیه 37 - 40.
27. همان، آیه 42 - 43.
28. توبه (9) آیه 34 - 35.
29. حشر (59) آیه 7.
30. بقره (2) آیه 273 - 280.
31. Abdullah Saeed Islamicbanking &)6991( Ixlerest: study of the Probibition Riba and its contemporary interpretation. Leiden. 04. ofa
32. اعراف (7) آیه 28 - 29.
33. آل عمران (3) آیه 18؛ بقره (2) آیه 255؛ حجر (15) آیه 16 - 25.
34. انبیاء (21) آیه 47؛ قارعه (101) 6 - 8؛ اعراف (7) آیه 89؛ مؤمنون (23) آیه 102 - 103.
35. حجر (15) آیه 19 - 22.
36. حدید (57) آیه 25.
موضوعات مرتبط:
عدل شناسی
برچسبها:
عدل شناسی