ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

 عکس کربلا برای پروفایل

بنى اميه دشمنان مسلمانان و اهل بيت عليها‌السلام

۲/۳ - «وَ حَمَشْتُمْ عَلَيْنَا نَاراً أَضْرَمنَاهَا عَلَى عَدُوِّكُمْ وَ عَدُوِّنَا فَأَصْبَحْتُمْ إِلْباً عَلَى أَوْلِيَائِكُ مْ وَ يَداً عَلَى أَعْدَائِكُمْ ؛ و شما (مردم كوفه) آتش فتنه اى را كه (بنى اميه) دشمن شما و دشمن ما برافروخته بود، بر عليه ما شعله ور ساختيد و به حمايت از دشمانتان بر عليه پيشوايانتان فتنه بر پا نموديد.»(۲)
اين جمله، از فرازهاى دومين سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام در روز عاشورا است.
۳/۳ - «يا ابا هرم! ان اميه شتموا عرضى فصبرت، و اخذوا مالى فصبرت، و طلبوا دمى فهربت، و ايم الله ليقتوا نى فيلبسهم الله ذلا شاملا و سيفا قاطعا ؛ اى ابا هرم! بنى اميه با فحاشى و ناسزاگويى، احترام مرا در هم شكستند، صبر و سكوت اختيار نمودم، ثروتم را از دست گرفتند، باز شكيبايى كردم و چون خواستند خونم را بريزند، شهر و ديار خويش را ترك نمودم. و به خدا سوگند! همان بنى اميه مرا خواهند كشت و خداوند آنها را به ذلتى فراگير و شمشيرى بران مبتلا خواهد نمود».(۳)
______________________
۱- طبرى ۶/۲۲۹ و كامل ابن اثير ۳/۲۸۰. انساب الاشراف ۳/۱۷۱.
۲- مقتل خوارزمى ۲/۶ و تحف العقول/۱۷۳.
۳- مقتل خوارزمى ۲/۶ و تحف العقول/۱۷۳.


اين جمله را امامعليه‌السلام در (منزل رهيمه) در پاسخ به نام (ابوهرم) فرمود، آنگاه كه سؤال كرد يابن رسول الله! چه عاملى شما را واداشت كه از حرم جدتان خارج شويد؟
۴/۳ - «يا ابن العم!... و الله لا يدعونى حتى يستخرجوا هذه العلقة من جوفى ؛ پسر عم! به خدا سوگند! بنى اميه دست از من بر نمى دارد مگر اينكه خون مرا بريزند».(۱)
امام اين جمله را در ضمن پاسخ به (عبدالله بن عباس) كه مخالف سفر آن حضرت به عراق بود، ايراد فرمود.
۵/۳ - «كانى باوصالى تقطعها عسلان الفوات بين النواويس و كربلا فيملان منى اكراشا جوفا و اجريه سغبا ؛ گويا مى بينم كه درندگان بيابان ها (پيروان بنى اميه) در سرزمينى در ميان نواويس و كربلا، اعضاى بدن مرا قطعه قطعه و شكمهاى گرسنه خود را سيرو انبانهاى خود را پر مى كنند».(۲)
امامعليه‌السلام اين جمله را در ضمن خطبه اى در شب هشتم ذيحجه سال شصت در مكه ايراد فرمود و صبح همان روز به سوى عراق حركت نمود.
۶/۳ - «و ايم الله! لو كنت فى ثقب جحر هامة من هذه الهوام لا ستخر جونى حتى يقضوا فى حاجتهم ...؛ بخدا سوگند! اگر در آشيانه پرنده اى هم باشم، (بنى اميه) مرا بيرون خواهند كشيد تا با كشتن من به خواسته خود نايل گردند»(۳)
______________________
۱- مقتل مقرم/۱۶۸. طبرى ۶/۲۱۷ و كامل ابن اثير ۳/۲۷۶.
۲- لعوف/۲۶ و مثير الا حزان/۴۱.
۳- مقتل مقرم/۱۶۶. انساب الاشراف ۳/۱۶۴. طبرى ۶/۲۱۷ و كامل الزيارات/۷۲.


حسين بن علىعليه‌السلام اين جمله را در پاسخ (عبدالله بن زبير) در مكه فرمود كه او باطن به خارج شدن آن حضرت از مكه راضى و خوشحال بود، ولى در ظاهر امر، پيشنهاد اقامت در مكه و گاهى وعده كمك و مساعدت هم مى داد!!
۷/۳ - «ان هوأ اخافونى و هذه كتب اهل الكوفة و هم قاتلى ؛ از طرفى اينان (بنى اميه) مرا تهديد و تخويف نمودند و از طرف ديگر، اهل كوفه اين همه دعوتنامه براى من فرستادند و همين مردم كوفه هستند كه (به دستور بنى اميه) مرا به قتل خواهند رسانيد».(۱)
اين جمله، بخشى از پاسخ حسين بن علىعليه‌السلام است به سؤال شخصى كه در مسير عراق با آن حضرت ملاقات كرده و سؤال نمود يابن رسول الله! پدر و مادر فداى تو باد! چه انگيزه اى شما را از شهر و ديار خود به اين بيابان بى آب و علف كشانده است؟
۸/۳ - «يا عبدالله!... و الله لايد عونى حتى يستخرجوا هذه العلقة من جوفى .»(۲)
(اى بنده خدا! بنى اميه دست از من بر نمى دارند تا اينكه خون مرا بريزند).
اين جمله را نيز آن حضرت در منزل (بطن عقبه) در نزديكى كربلا در پاسخ شخصى به نام (عمرو بن لوذان) فرمود؛ زيرا وى كه در اين منزل به قافله آن حضرت ملحق شده بود سؤال كرد ابن رسول الله مقصد شما كجاست در پاسخ وى جمله بالا را ايراد فرمود.
۹/۳ - «...و تقرقوا فى سوادكم و مدائنكم، فان القوم انما يطلبوننى، و لو اصابونى لذهلوا عن طلب غيرى .»(۳)
______________________
۱- مقتل مقرم/۱۷۵. ابن عساكر/۲۱۱ و البداية و النهاية ۸/۱۶۹.
۲- ارشاد مفيد ۲/۷۶ و ابن عساكر/۲۱۱.
۳- مقتل مقرم/۲۱۳. تاريخ طبرى ۶/۲۳۹. كامل ابن اثير ۳/۲۸۵.


«... و هر يك از شما به شهر و ديار خويش متفرق شويد، زيرا اينان تنها در تعقيب من هستند و اگر بر من دست يابند، كارى با ديگران ندارند».
امامعليه‌السلام اين جمله را در شب عاشورا و در ضمن سخنرانى خود، خطاب به ياران خويش ايراد فرمود.


۴ - معرفى معاويه
۱/۴ - «اَمَّا بَعْدُ، فَاِنَّ هذِهِ الطَّاغِيَةَ قَدْ فَعَلَ بِنا وَ بِشيعَتِنا ما قَدْ رَأَيْتُمْ وَ عَلِمْتُمْ وَ شَهِدْتُمْ ؛ (شما حاضرين از شخصيت هاى اسلامى) از جناياتى كه معاويه اين جبار طاغيه نسبت به ما شيعيان ما روا داشته، آگاهيد و شاهد ستمگري هاى او هستيد».
توضيح: اين فراز و سه فراز آينده از فرمايشات حسين بن علىعليه‌السلام در معرفى معاويه و حكومت جابرانه و ظالمانه او و ترسيم اجمالى از وضع شيعيان اهل بيت و مظلوميت آنان در دوران حكومت معاويه، بخشهاى مختلف از خطبه حسين بن علىعليه‌السلام در سرزمين منى است.
۲/۴ - «فيا عجبا! وَ مٰالی لا أَعْجَبُ، وَ الأرْضُ مِنْ غاشٍ‏ ‎ ‎ ‏غَشُومٍ وَ مُتَصَدِّقٍ ظَلُوْمٍ وَ عٰامِلٍ عَلَی الْمُؤمنینَ بِهِمْ غَیْر رَحیمٍ ؛ شگفتا! و چرا شگفت زده نباشيم در حالى كه جامعه در تصرف مرد دغلباز و ستمكارى (چون معاويه) است كه مامورين مالياتيش ستم مى ورزند و استانداران و فرماندارانش بر مومنان بى رحم و خشن هستند».
۳/۴ - «فَمِنْ بَیْنِ مُسْتَعْبَدٍ مَقْھُوْرٍ وَ بَیْنِ مُسْتَضْعَفٍ عَلیٰ مَعِیْشَتِہِ مَغْلُوْبٍ یَتَقَلَّبُوْنَ فی الْمُلْک بِآرٰائِھِمْ وَ یَسْتَشْعِرُوْنَ الْخِزْیَ بِاَھْوٰائِھِمْ اِقْتِدٰاءً بِاْلاَشْرٰارِ وَ جُرْأَةً عَلیٰ الْجَبّٰ ارِ ؛ گروهى از مومنان ( در حكومت او) مانند بردگانى هستند سركوفته و گروه ديگر، بيچارگانى كه سرگرم تأمين آب و نانشان در حالى كه حاكمان دست نشانده او، در منجلاب فساد حكومت و سلطه گرى خويش غوطه ورند و با هوسبازي هاى خويش، رسوايى به بار مى آورند، زيرا از چنان اشرارى پيروى نموده و در برابر خدا گستاخى مى كنند».
۴/۴ - «فَالاَرْضُ لَهُمْ شاغِرَةٌ وَ أَیْدیهِمْ فیها مَبْسُوطَةٌ، وَالنّاسُ لَهُمْ خَوَلٌ لا یَدْفَعُونَ یَدَ لامِس، فَمِنْ بَیْنِ جَبّار عَنید، وَ ذی سَطْوَة عَلَى الضَّعَفَةِ شَدیدٌ، مُطاع لا یَعْرِفُ الْمُبْدِىءَ وَ الْمُعیدَ ؛ زمين در زير پايشان است و دستشان به هر جنايتى باز است. مردم برده آنان هستند و قدرت دفاع از خود را ندارند. در يك بخش از كشور اسلامى، حاكمى است ديكتاتور و كينه ورز و خود خواه و حاكمى است كه بيچارگان را مى كوبد و بر آنان قلدرى و سخت گيرى مى كند و در نقطه ديگر، فرمانروايى است كه نه خدا را مى شناسد و نه روز جزا را).(۱)
______________________
۱- كتاب خطبه حسين بن علىعليها‌السلام در منى/۵۵، ۷۰، ۷۶ و ۷۷


۵ - معرفى يزيد
۱/۵ - «و علَی الإسلام اَلسّلام اذا بُلِیَت براعٍ مِثلِ یزید. و لقَد سمعتُ جدّی رسولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یقول: الخلافةُ مُحرَّمةٌ علی آل ابی سفیانَ. فإذا رأیتُم مُعاویةَ علی مِنبَری فابْقَروا بَطنَه، و قد رآهُ أهلُ المَدینَةِ علَی المِنبر فَلَم یَبقَروا فابتَلاهُم اللّه ُ بیَزیدَ الفاسق ؛ امام حسينعليها‌السلام فرمود: ما از خدا هستيم و به سوى او بر مى گرديم، اينك بايد فاتحه اسلام را خواند؛ زيرا امت به يك فرمانروايى فاسد مانند يزيد مبتلا شده اند، آرى، من از جدم رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله شنيدم كه مى فرمود: خلافت بر آل ابى سفيان است و اگر روزى معاويه را بر منبر من ديديد پس او را بكشيد و چون مردم او را در عرشه منبر رسول خدا ديدند و به قتلش نرسانيدند، خداوند آنان را به بدتر از وى، يعنى يزيد فاسق مبتلا گردانيد».(۱)
اين جمله، پاسخ امامعليه‌السلام است به (مروان بن حكم) كه در مدينه و قبل حركت آن حضرت به سوى مكه، پيشنهاد سازش با حكومت اموى و بيعت با يزيد را مى نمود.
۲/۵ - «وَ يَزِيدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِي لاَ يُبَايِعُ بِمِثْلِهِ ؛ و يزيد شخصى است فاسق شرابخوار و آدمكش، متظاهر به فسق و فردى مانند من، با چنين كسى بيعت نخواهد كرد».(۲)
اين جمله را هم، امام در پاسخ (وليد بن عتيقه) فرماندار مدينه فرمود آنگاه كه پيشنهاد بيعت با يزيد را به آن حضرت ارائه نمود.
______________________
۱- مقتل مقرم/۱۳۳. مقتل خوارزمى ۱/۱۸۴. لهوف/۲۰. مثيرالاحزان/۲۵. مقتل عوالم ۱۷ /۱۷۵. لهوف/۱۱ و بحارالنوار ۴۴/۳۲۶.
۲- لهوف/۱۰. مقتل/۱۳۱. مقتل خوارزمى ۱/۱۸۴. بحارالانوار ۴۴/۳۲۵ و عوالم ۱۷/۱۷۴.


۶ - نكوهش مردم كوفه در پيام امام حسينعليها‌السلام
حسين بن علىعليه‌السلام در چند فراز از سخنانش، مردم كوفه را مورد ملامت و نكوهش قرار داده، حالت تزلزل و نوسان روحى، پيمان شكنى و عدم ثبات فكرى - عقيدتى آنان را كه يكى از عوامل مهم آن، تغذيه از حرام و استفاده از هداياى غير مشروع حكام و فرمانداران معاويه بود، مطرح نموده است، آنگاه به ثمره تلخ و نتيجه خطر ناك اين وضع نابسامان عقيدتى آنان اشاره كرده است و آن حمايت بى دريغشان آنان از بنى اميه دشمنان سرسخت اسلام و قرآن و عداوت و دشمنى با امام و رهبرشان و با فرزند پيامبرشان مى باشد كه با علم و آگاهى و شناختى كه از او دارند، به جنگ با وى آماده شده و جناياتى كه در تاريخ بشريت بى سابقه است، مرتكب گردانيده اند.
اين درسى است براى همه مسلمانان در طول تاريخ كه ممكن است افرادى به همان علل و عواملى كه موجب انحراف مردم كوفه گرديد، منحرف گردند و در عين ادعاى اسلام و پيروى از قرآن، عملا در اختيار دشمنان اسلام و حركتشان در مسير تحقق اهداف و آرمان آنان باشد و حتى گاهى سكوتشان موجب تقويت جبهه دشمن و تاييد و تثبيت حكومت نااهلان و بنى اميه هاى دوران گردد.
۱/۶ - «وَ قَدْ اَتَتْني کُتُبُکُمْ وَ قَدَّمَتْ عَلَيَّ رُسُلُکُمْ بِبَيْعَتِکُمْ، اِنَّکُمْ لاتُسَلِّموُني وَ لاتَخْذُلوُني. فَاِنْ اَتْمَمْتُمْ عَلَيَّ بَيْعَتَکُمْ تُصيبوُا رُشْدَکُمْ، فَاَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ ابْنُ فاطِمَةَ بِنْتِ رَسوُلِ اللَّهِ، نَفْسي مَعَ اَنْفُسِکُمْ، وَ اَهْلي مَعَ اَهْلِکُمْ، وَ لَکُمْ فِيَّ اُسْوَةٌ. وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلوُا، وَ نَقَضْتُمْ عَهْدَکُمْ وَ خَلَّفْتُمْ بَيْعَتي مِنْ اَعْناقِکُمْ، ما هِيَ لَکُمْ بِنُکْرٍ، لَقَدْ فَعَلْتُموُها بِاَبي وَ اَخي وَ ابْنِ عَمّي مُسْلِمٍ، فَالْمَغْروُرُ مَنْ اِغْتَرَّ بِکُمْ، فَحَظَّکُمْ اَخْطَأْتُمْ وَ نَصيبَکُمْ ضَيَّعْتُمْ، وَ مَنْ نَکَثَ فَاِنَّما يَنْکُثُ عَلي نَ فْسِهِ ....؛ و به سيله نامه ها و پيام پيك هايى كه به من فرستاديد، با من بيعت نموديد و پيمان بستيد كه در مقابل دشمن، مرا تنها نخواهيد گذاشت و دست از ياريم نخواهيد كشيد، اينك اگر بر اين پيمان وفادار و باقى بوديد، به سعادت و ارزش انسانى خود دست يافته ايد... و اگر با من پيمان شكنى كنيد و بر بيعت خود باقى نمانيد، به خدا سوگند! اين عمل شما بى سابقه نيست كه با پدرم و برادرم و پسر عمويم مسلم هم اين چنين رفتار نموديد، پس كسى گول خورده است كه به حرف شما اعتماد كند شما مردمانى هستيد كه در به دست آوردن نصيب اسلامى خود، راه خطا پيموده و سهم خود را به رايگان از دست داده ايد و هر كس پيمان شكنى كند، خود متضرر خواهد گرديد...».
اين جملات، بخشى از سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام است كه در (منزل بيضه) به سپاهيان (حر بن يزيد رياحى) ايراد فرمود.
۲/۶ - «اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْمَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ ؛ اين مردم (مردم كوفه) برده و اسير دنيا هستند و دين لقلقه زبانشان، پيروى نمودن آنان از دين تا آنجاست كه زندگيشان در رفاه باشد و آنگاه كه در بوته امتحان قرار بگيرند، دينداران، كم خواهند بود».(۱)
اين فراز، آخرين جمله در خطبه حسين بن على بن علىعليه‌السلام است كه پس از ورود به كربلا در ميان اهل بيت و ياران خويش ايراد فرمود.
توضيح اينكه: منظور از (الناس) با قرينه صدر و ذيل خطبه و شرايط موجود، مردم كوفه مى باشد و (الف و لام) نه براى (جنس) بلكه براى (عهد خارجى) است.
______________________
۱- مقتل مقرم/۱۹۳. طبرى ۶/۲۲۹. تحف العقول/۱۷۴ و خوارزمى ۱/۲۳۷.


۳/۶ - «و اراكم قد اجتمعتم على امر قد اسخطتم الله فيه وَ أَراكُم قَد اجتَمَعتُم عَلى أَمرٍ قَد أسخَطتُمُ اللهَ فِيهِ عَلَيكُم؛ وَ أعرَضَ بِوَجهِهِ الكَريمِ عَنكُم وَ أحلَّ بِكُم نِقمَتَهُ؛ وَ جَنَّبَكُم رَحمَتَهُ. فَنِعمَ الرَّبُّ رَبُّنَا، وَ بِئسَ العَبيدُ أنتُم! أقرَرتُم بِالطَاعَةِ وَ أمنُتُم باِلرَّسُولِ مُحَمَّدٍ صلى‌الله‌عليه‌وآله ؛ثُمَّ إنَّكُم زَحَفتُم إلى ذُريَّتِهِ وَ عِترَتِهِ؛ تُريِدوُنَ قَتلَهُم. لَقَدِ استَحوَذَ عَلَيكُمُ الشَّيطَانُ فَأنساَكُم ذِكرَ اللهِ العَظيمِ! فَتَباًّ لَكُم وَ لِمَا تُريِدُونَ ...؛ مى بينم كه شما (مردم كوفه) براى امرى اجتماع كرده ايد كه خشم خدا را بر عليه خود بر انگيخته ايد و موجب اعراض خدا از شما گرديده و غضبش را بر شما فرو فرستاده است. چه نيكوست خداى ما و چه بندگانى هستيد شماها كه به فرمان خدا گردن نهاديد و به پيامبرش ايمان آورديد و سپس گرديده و خداى بزرگ را از ياد شما برده است، ننگ بر شما بر آنچه اراده كرده ايد».(۱) اين فراز، بخشى از اولين سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام در روز عاشوراست كه خطاب به سپاهيان عمر سعد، ايراد فرموده است.
۴/۶ - «وَ إِنَّما أَدْعُوكُمْ إِلى سَبيلِ الرَّشادِ، فَمَنْ أَطاعَني كانَ مِنَ الْمُرْشَدينَ، وَ مَنْ عَصاني كانَ مِنَ الْمُهْلَكينَ، وَ كُلُّكُمْ عاص لاَِمْري غَيْرُ مُسْتَمِع لِقَوْلي، قَدِ انْخَزَلَتْ عَطِيّاتُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ، فَطَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِكُمْ، وَيْلُكُمْ أَلا تَنْصِتُونَ، أَلا تَسْمَعُونَ ؟! »(۲)
«... من شما (مردم كوفه) را به رشد و سعادت فرا مى خوانم، هر كس را من پيروى كند، از رشد يافتگان است و هر كس ‍ مخالفت ورزد، از هلاك شدگان است. اينك همه شما سركشى و عصيان و با دستور من مخالفت مى كنيد كه گفتار مرا نمى شنويد، آرى در اثر هداياى حرام كه به دست شما رسيده و در اثر غذاهاى حرام كه شكمهاى شما از آنها انباشته شده، خداوند اين چنين بر دلهاى شما مهر زده است واى بر شما! چرا ساكت نمى شويد؟! چرا به سخنانم گوش فرا نمى دهيد؟!».
______________________
۱- مقتل مقرم/۲۲۷ - ۲۲۸ و مقتل خوارزمى ۱/۲۵۳. ۲- مقتل خوارزمى ۲/۶.

و اين فراز و دو فراز آينده، از دومين سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام در روز عاشوراست ما مشروح اين دو سخنرانى را با ذكر منابع، در (سخنان حسين بن علىعليه‌السلام ) نقل نموده ايم.
۵/۶ - «فَقُبْحاً لَكُمْ، فَإِنَّما أَنْتُمْ مِنْ طَواغيتِ الاُْمَّةِ، وَ شِذاذِ الاَْحْزابِ، وَ نَبَذَةِ الْكِتابِ، وَنَفَثَةِ الشَّيْطانِ، وَ عَصَبَةِ الاْثامِ، وَ مُحَرِّفِي الْكِتابِ، وَ مُطْفِيءِ السُّنَنِ، وَ قَتَلَةِ أَوْلادِ الاَْنْبِياءِ، وَمُبيري عِتْرَةِ الاَْوْصِياءِ، وُ مُلْحِقِي الْعِهارِ بِالنَّسَبِ، وَ مُؤْذي الْمُؤْمِنينَ، وَ صُراخِ أَئِمَّةِ الْمُسْتَهْزِئينَ، اَلَّذينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضينَ .»(۱)
«رويتان سياه باد! شما از سركشان امت و از بازماندگان احزاب مشرك هستيد كه قرآن را به دور انداخته ايد و از دماغ شيطان افتاده ايد. شما از گروه جنايتكاران و تحريف كنندگان كتاب و خاموش كنندگان سنن هستيد كه فرزندان پيامبر را مى كشيد و نسل اوصيا را ريشه كن مى كنيد. شما پيروان كسانى هستيد كه زنازادگان را به نسب ملحق كردند و اذيت كنند گان مومنان و فرياد رس پيشوايان استهزا كنندگان مى باشيد كه قرآن را بخشهايى نامفهوم و بى محتوا تصور مى كنند».
۶/۶ - «اجل و الله! الخذل فيكم معروف، و شجت عليه عروقكم، و توراثته اصولكم و فروعكم، و نبتت عليه قلوبكم، و غشيت به صدوركم فكنتم اخبث ثمرة شجى للناس و اكلة للغاصب ...»(۲)
«آرى، به خدا سوگند! مكر و فريب، از صفات بارز شماست كه رگ و ريشه شما بر آن استوار و تنه و شاخه شما آن را به ارث برده و دلهايتان با اين عادت نكوهيده، رشد نموده و سينه هايتان با آن مملو گرديد، است به آن ميوه نامبارك شبيه هستيد كه در گلوى باغبان رنج ديده اش، گير كند، و در كام سارق ستمگر شيرين و گوارا باشد».
______________________
۱- همان مدرك ۲/۷.
۲- تحف العقول/۲۴۱.
۷ - پيام مقاومت
يكى از مبانى اعتقادى شيعه - در اصل همانند نبوت - برترى امام در همه اوصاف حسنه و فضايل اخلاقى انسانى است. و امام افضل افراد امت و ارجح از همه آحاد مردم باشد؛ زيرا مقدم داشتن (مفضول) و كسانى كه از لحاظ فضايل در سطح پايين قرار دارند بر (فاضل) و افراد برجسته و لايق، عقلا نادرست و بر خلاف نظام اتم آفرينش و قانون تشريع الهى است. و اين حقيقت را مى توان از اين آيه شريفه به وضوح دريافت كه:
( أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَىٰ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ) .(۱)
«آيا كسى كه هدايت به سوى حق مى كند براى پيروى شايسته تر است يا آن كس كه خود هدايت نمى شود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مى شود، چگونه داورى مى كنيد؟!».
اصلا واژه (امام) كه از قرآن كريم گرفته شده است، به معناى (رهبر، پيشوا، الگو و سرمشق) است. الگو و سرمشق در چه؟ در همه فضايل معنوى و اخلاقى، در علم و دانش، در تواضع و فروتنى، در كرامت و عزت نفس، در عبادت و شجاعت، در كرم و سخاوت... و بالاخره در صبر و شكيبايى به هنگام مقابله با دشمن و در استقامت و پايدارى در دفاع از اسلام و قرآن و اين است مفهوم (امام).
______________________
۱- يونس/۳۵.
حسين بن علىعليه‌السلام يكى از امامان و پيشوايان معصوم و يكى از اين الگوهاست كه چون در صحنه مبارزه با دشمن قرار مى گيرد، پيام استقامت و پايدارى او در همه انسانها موج و تحرك ايجاد مى كند و آنجا كه اسلام به فداكارى او نيازمند است، شعار صبر و شكيباييش براى همه جهانيان الگو و سرمشق مى گردد.
اين معنا و پيام استقامت و پايدارى در كلمات حسين بن علىعليه‌السلام بيش از پيام هاى ديگرش منعكس گرديده و تعداد اين شعارها در گفتار آن حضرت كه به صورت نظم و نثر به دست ما رسيده، بيش از ساير پيام ها و شعارهايش ظهور و تجلى دارد كه در اينجا بيست مورد از آنها را ذكر مى كنيم:
۱/۷ - «یَزِیدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ .»(۱)
«و يزيد شخصى است فاسق، شرابخوار، آدمكش و آشكارا مرتكب فسق و فجور مى شود و شخصى مانند من با فردى مثل او بيعت نخواهد كرد».
به طورى كه در صفحات گذشته اشاره نموديم، امامعليه‌السلام اين جمله را در پاسخ (وليد بن عتبه) فرماندار مدينه ايراد فرمود كه پس از مرگ معاويه به آن حضرت پيشنهاد بيعت با يزيد را مطرح نمود و اين جمله در عين اينكه فساد يزيد را بيان مى كند، پايدارى و استقامت حسين بن علىعليه‌السلام را نيز مى رساند كه در مقابل فساد، به مبارزه ادامه خواهد داد.
______________________
۲- لهوف/۱۰. بحار الانوار ۴۴/۳۲۵ و عوالم ۱۷/۱۷۴.


۲/۷ - «وَ أَنَّهُ لاَ أُعْطِي الدَّنِيَّةَ مِنْ نَفْسِي أَبَداً »
(همانا من هيچ گاه زير بار ذلت نخواهم رفت).
امامعليه‌السلام اين جمله را در پاسخ برادرش (عمر) معروف به (اطرف) بيان نمود، آنگاه كه او قبل از حركت از مدينه، حادثه كربلا و جريان شهادت امام را از زبان امام حسن نقل و در خواست نمود كه امام از اين سفر منصرف شود و با يزيد سازش ‍ كند، آن حضرت در پاسخ وى ضمن اينكه آگاهى خود را بيش از آنچه (عمر اطرف) در جريان اين حوادث بود، به اطلاع وى رسانيده و جريان شهادت خود و امام مجتبى را به طورى كه از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله شنيده بود براى وى نقل كرد، اين جمله را هم اضافه نمود كه: (به خدا سوگند! به اين همه فشارها ابدا به زير بار ذلت نخواهم رفت).
دعوت به صبر و پايدارى
۳/۷ - «یا أَخِی! وَاللهِ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی الدُّنْیا مَلْجَأٌ وَ لا مَأْوَى، لَما بایَعْتُ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ .» (۱)
«برادر (محمد!) اگر در تمام دنيا (با اين همه وسعت) هيچ پناهگاه و ملجأاى نباشد، باز هم من دست بيعت به يزيد بن معاويه نخواهم داد».
امامعليه‌السلام اين جمله را در پاسخ برادرش (محمد حنيفه) فرمود، آنگاه كه وى به آن حضرت اين چنين پيشنهاد نمود كه به عقيده من شما در يك شهر معين اقامت نكنيد و به همراه فرزندانت در يك منطقه دور دست قرار بگيريد و از آنجا نمايندگانى را به سوى شهرها گسيل داريد، اگر مردم با شما بيعت نمودند، شكر خداى را به جاى آوريد و اگر با ديگران بيعت كردند، باز هم لطمه اى بر شما وارد نخواهد گرديد.
______________________
۱- مقتل عوالم ۱۷/۱۷۸ و خوارزمى ۱/۱۸۸.


۴/۷ - «فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرما .»(۱)
(من (در چنين محيط ذلت بار) مرگ را جز سعادت و خوشبختى و زندگى با اين ستمگران را چيزى جز ننگ و نكبت نمى دانم).
اين جمله از فرازهاى سخنرانى آن حضرت است كه در روز دوم محرم، پس از ورود به كربلا ايراد فرموده است.
۵/۷ - «لاَ وَاللَهِ لاَ أُعْطِيكُمْ بِيَدِي‌ إعْطَاءَ الذَّلِيلِ؛ وَلاَ أُق ِرُّ لَكُمْ إقْرَارَ الْعَبِيدِ ».(۲)
(به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان مى گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و از برابرشان فرار مى كنم).
امام اين جمله را در ضمن سخنرانى اول خود در روز عاشورا ايراد فرمود.
۶/۷ - «أَلا إِنَّ الدَّعِی بْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ ، یأْبَی‏الله‏ُ لَنا ذلِک وَ رَسُولُه وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِیةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِیةٌ ، مِنْ أنْ نؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ على مصارِعِ الكِرَامِ ....»(۳)
«آگاه باشيد كه اين فرومايه (ابن زياد) و فرزند فرومايه، مرا در بين و دو راهى شمشير (شهادت) و ذلت (زندگى) قرار داده است و هيهات! كه ما به زير بار ذلت برويم؛ زيرا خدا و رسولش و مومنان از اينكه ما پذيراى ذلت باشيم، ابا ندارد و دامنهاى پاك مادران ما و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران ما روا نمى دارد كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه مردان با فضيلت، مقدم بداريم».
اين جملات از فرازهاى دومين حسين بن علىعليه‌السلام در روز عاشورا است.
______________________
۱- بحار الانوار ۴۴/۱۹۲.
۲- مقتل خوارزمى ۱/۲۵۳.
۳- مقتل مقرم/۲۳۴. مقتل خوارزمى ۲/۷ - ۸ اين فراز را ابن ابى الحديد ۳/۲۴۹ از امام سجادعليه‌السلام نقل نموده است.


۷/۷ - «أَمَا وَ اَللَّهِ لاَ أُجِيبُهُمْ إِلَى شَيْءٍ مَمَّا يُرِيدُونَ حَتَّى أَلْقَى اَللَّهَ تَعَالَى وَ أَنَا مُخَضَّبٌ بِدَمِي .»(۱)
(آگاه باشيد! به خدا سوگند! من به هيچ يك از خواسته هاى دشمنان جواب مثبت نخواهم داد تا محاسنم به خونم خضاب گشته، و به دلقاى خدا نايل گردم).
اين جمله، از فرازهايى از سخنان حسين بن علىعليه‌السلام است كه در روز عاشورا پس از آنكه در ميان دو لشكر، جنگ مغلوبه اى واقع گرديد و گروهى از ياران آن حضرت به شهادت رسيدند، براى تشجيع و تسلى بقيه يارانش، ايراد فرموده است.
۸/۷ - «عِنْدَ ذلك اَحْتَسِبُ نَفْسي وَحُمٰاةَ اَصْحٰابي .»(۲)
«بذل جانم و كشته شدن اصحاب و يارانم كه به فرمان خداست، به حساب اوست و از پيشگاه او در خواست اجر و پاداش مى نمايم».
امامعليه‌السلام اين جمله را در كنار پيكر قطعه - قطعه شده (حبيب بن مظاهر) سرباز كهنسالش ايراد فرمود.
۹/۷ - «إِنّي في غَدٍ أُقْتَلُ وَتُقْتَلوُنَ كُلُّكُمْ مَعي وَلا يَبْقى مِنْكُمْ واحِدٌ ».(۳)
«من فردا كشته مى شوم و همه شما حاضرين نيز كشته خواهيد شد و كسى شما زنده نخواهد ماند... و حتى قاسم و عبدالله شير خوار نيز كشته خواهند شد.»
طبق نقل نفس المهوم، امامعليه‌السلام اين جمله را در شب عاشورا پس از سخنرانى كه خطاب به اهل بيت و اصحاب خود ايراد فرمود، تذكر داد آنگاه كه به آنان اجازه داد مرخص شوند و صحنه كربلا را ترك نمايند، ولى هر يك از آنان به نحوى و با بيانى استقامت و پايدارى و حمايت خود را از امامعليه‌السلام اعلام نمودند.
______________________
۱- مقتل مقرم/۲۴۰.
۲- مقتل مقرم/۲۴۴.
۳- نفس المهوم/۲۳۰.


۱۰/۷ - «هَوَّنَ عَلَيَّ مَا نَ زَلَ بِي أَنَّهُ بِعَيْنِ اللهِ ».(۱)


موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: پیام های عاشورا
[ دوشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:11 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب