|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
موانع کسب بصیرت:اما کسب بصیرت موانعی دارد که از جمله میتوان این موارد را نام برد:
«وَمَن یَتَّقِ اللَّه یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا»[۱]؛ و كسى كه از خدا بترسد خدا برايش راه نجاتى از گرفتاريها قرار مى دهد و از مـسـيـرى كـه خـود او هـم احـتـمـالش را نـدهـد رزقـش مـى دهـد. حضرت امام (رحمت الله علیه) علاوه بر تقوای بالا، بصیرت عجیبی هم داشتند. وارد کاخ شدیم. انتظارش را نداشتیم ولی بلافاصله خودش به ملاقات آمد. ما به او توضیح دادیم که امام از چهرههای برجسته جهان اسلام هستند و علیه شاه مبارزه میکنند و چون احتمال دارد، دولت فرانسه بعد از سه ماه اقامت برای ترک آنجا به ایشان فشار بیاورد با اجازه شما ایشان برای اقامت به لیبی بیایند. قذافی نسبت به امام ابراز علاقه زیادی کرد. برای انجام هر گونه کمکی هم تمایل نشان داد. حتی گفت هر سلاحی هر جای دنیا که بخواهیم، به ما تحویل میدهد، حتی روی خلیج فارس. ما گفتیم: «ملت ما ملت غنی است و احتیاج به کمک مالی دیگران ندارد» برای ما همیشه مذموم بود که از بیگانه کمک بگیریم حتی از قذافی که شعار اسلام گرایی میداد. امام مرتبا میفرمود: «با طناب قذافی داخل چاه نروید.»[۲] رئیس جمهور آمریکا گفته بود اخیراً این مسئله توجه مرا به خود جلب کرده که پیشینه و سابقه ی واژه ی جمهوری به سه هزار سال پیش برمی گردد. لذا باید از فردا به بعد، تقویم خودمان را از ۱۹۸۹ به ۳۰۰۰ تغییر دهیم. در عصر علم و دانش، تولد مسیح در یک اصطبل چه ربطی به مبدأ تاریخ دارد؟ چند وقت بعد شاه گفت: «هجرت محمد (صلی الله علیه و آله) از یک صحرا به صحرای دیگر چه ربطی به تقویم ما دارد؟» و دستور تغییر تقویم را از هجری شمسی به شاهنشاهی داد. امام واکنش جدی نشان داد و گفت: «این تغییر هتک اسلام و مقدمه ی محو اسم آن است. خدای نخواسته استعمال آن برای عموم حرام و پشتیبانی از ستمکار و ظالم خواهد بود.»[۳] در واقع بحث تغییر تقویم مطرح نبود بلکه استحاله اسلام در پیش بود که امام با بصیرت و اگاهی شان جلوی آن را گرفت. در تنفیظ ریاست جمهوری بنی صدر هم بصیرت امام کاملا مشخص بود که فرمودند؛ «من یک کلمه به آقای بنی صدر تذکر میدهم. این کلمه تذکر برای همه است. حب الدنیا رأس کل خطیئه» که هنوز زمان زیادی از دوران ریاست بنی صدر نگذشته بود که چهره واقعی اش را به مردم نشان داد. علماء و مراجع نیز همیشه در نهایت بصیرت بودند. شاه که به خارج از کشور رفته بود و میخواست با یک دختر مسیحی، ازدواج کند. برای این موضوع، احتیاج به موافقت آیت الله بروجردی بود. خیلی تلاش شد که ایشان، فتوا به جواز ازدواج دائم با غیر مسلمان بدهد. آیت الله بروجردی، حتی ازدواج موقت را نیز فتوا ندادند، با اینکه حداقل ازدواج موقت با اهل کتاب، بلااشکال است. گرچه آیت الله بروجردی، چه دائم و چه موقت را، بلااشکال میدانستند. شاید این عدم فتوا به جواز ازدواج با غیر مسلمان، به این خاطر بود که در آن شرائط، این ازدواج را، بخصوص برای شاه، به صلاح مسلمین نمیدانستند. در عین حال، فتوای خود را، که جایز میدانستند، ننوشتند، بلکه نوشتند: «بین فقهای شیعه حرمت ازدواج مسلمان با زن غیرمسلمان معروف است» این بصیرتی است که یک مرجع تقلید دارد. شهدای اسلام و ۸ سال دفاع مقدس و خصوصا شهدای مدافع حرم اوج بصیرت شان را نشان میدهد که در یک کشور دیگر میجنگند. بنی صدر خودش را جا زده! بنی صدر که آمد، نشست کنار امام (رحمت الله علیه). او خیلی عصبانی شد. بلند شد رفت به طرف تلویزیون و با اشاره به بنی صدر گفت: «این آدم درستی نیست، خودش را جا زده، برای فریب مردم آمده.» امام (رحمت الله علیه) در این شرایط صلاح نمیداند این مسائله را أعلام کند، مردم باید خودشان بفهمند. آن موقع نوجوانی ۱۴ ۱۵ ساله بود.[۴] پیش بینی شهید خوش سیرت در رابطه با تهاجم فرهنگی بعد از ناکامی جنگ نیز از جمله بصیرتهای شهدا است. پیش بینی تهاجم فرهنگی بعد از ناکامی در جنگ! قبل از عملیات کربلای ۵ در سال ۹۵، لشکر قدس در شوشتر منتظر بود. کم کم داشتیم برای عملیات آماده میشدیم. آن روز بحث پذیرش قطعنامه داغ شده بود. شب از نیمه میگذشت که از آقا مهدی در مورد پایان جنگ و آمریکا پرسیدم و این که سرانجام کار چه خواهد شد؟ نگاهی معنادار به من کرد. در تاریکی شب حس کردم دارد گریه میکند. بغض مانع حرف زدنش میشد. با همان حال خاصش گفت: فلانی! خدا نکند بعد از جنگ امام عزیز در بین ما نباشد و آمریکا که به قول حضرت امام – هیچ غلطی نمیتواند بکند- و از طریق سیاسی و نظامی و اقتصادی نتوانست کاری انجام دهد، خدا نکند آن روز خواهد دست به تهاجم فرهنگی بزند. آن وقت انقلاب آندلسی تکرار خواهد شد، با عکسها و نوارهای مبتذل و … جوانهای ما را از خدا دور کند. آن روز خدا به فریاد ما برسد. حتی این عزیزان که میبینی نماز شب میخوانند، خدای نکرده گرفتار میشوند؛ خدا به فریاد برسد. همچنان حالت گریه داشت و اصلا حواسش نبود. بدون این که خداحافظی کند، از جمع ما در تاریکی دور شد.[۵] بصیرت و تیزبینی شهید مطهری نیز مثال زدنی بود. داشتم رانندگی میکردم که استاد مطهری را دیدم. سوارش کردم. در راه سخن از روحانی ای شد که من او را انقلابی میدانستم. ناراحت شدم وقتی دیدم استاد این گونه پشت وی بدگویی میکند. با اعتراض ایشان را از ماشینم پیاده کردم. بعد از انقلاب آن روحانی مبارز شد جزء حامیان بنی صدر، بعدش هم از مخالفان انقلاب شد. بصیرت و تیزبینی شهید مطهری مثال زدنی بود.[۶] انحراف مجاهدین خلق را نیز شهید مطهری کشف کرد. قرار بود اولین گروهی که بعد از ورود امام به ایران به استقبالش بروند مجاهدین خلق باشند، که همان شب شهید مطهری با نوفل لوشاتو تماس میگیرند و میگوید: به امام بگویید که اگر مجاهدین خلق بیایند دور مرا خط بکشید. امام نیز حرفهای استاد مطهری را تأیید میکنند. اینها بصیرت شهید مطهری را نشان میدهد که در نهایت نیز در همین راه بصیرت شان به شهادت رسیدند. بنابراین اولین مانع کسب بصیرت «بی تقوایی» است.
خداوند در آیه ۱۷۹ سوره اعراف میفرماید: «… لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ» دلهایی دارند که با آن درک نمیکنند و چشمهایی دارند که با آن نمیبینند و گوشهایی دارند که با آن نمیشنوند، ایشان چون چهار پایانند، بلکه از آنها گمراهتر هستند وایشان همان غفلت زدگانند. دشمن از طریق غفلت ضربه اش را به پیکرهی اسلام خواهد زد و به وسیلهی مسائل کوچک ما را از مسائل بزرگ و اصلی غافل میکند. یکی از این موارد، این است: تأسف میخوریم برای کسانی که اعتصاب و اعتراض میکنند که بازی فوتبال شب تاسوعا و عاشورا برگزار نشود، در حالی که سند ۲۰۳۰ تصویب میشود. کار دشمن این است که برای جوانان دغدغه درست میکند که شب عاشورا فوتبال برگزار شد یا نه؟ در حالی که پخش شدن یا نشدن فوتبال در شب عاشورا ضربه ای به تشیع نمیزند ولی اگر سند ۲۰۳۰ تصویب شود اسلام را استحاله میکند. بهتر این است که برای این جریان سند ۲۰۳۰ کفن بپوشیم و اعتصاب کنیم. غفلت این است امور پیش پا افتاده در اولویت قرار بگیرند و مسائل مهم را فراموش کنیم. از دشمن غفلت کردیم ۸ سال دفاع مقدس شروع شد، چگونگي شروع جنگ تحميلي ۸ ساله به دلیل غفلت مسئولین مملکتی و در رأس شان به رئیس جمهور خائن بود. این غفلت است. امير ذاكري يكي از فرماندهان ارتش در دوران جنگ میگوید: هرکشوری که قصد حمله به کشور دیگری را دارد نمیتواند یک دفعه از پادگانها به سمت کشوری دیگری حمله کند و ادعای جنگ کند از این رو بدون شک اقداماتی برای شروع جنگ لازم است که یکی از آنها حرکات یگانها به سمت نوار مرزهاست. عراق تصمیم قبلی برای جنگ با ایران داشت که نمیتوان آن را انکار کرد اما اینکه کدام مسئولان این موضوع را میدانستند مشخص بود. آقای غرضی استاندار خوزستان در مجلس گزارشی را درباره قصد عراق برای حمله به ایران ارائه کرد و در این گزارش تاکید کرد که مسئولان نظام منطقه این موضوع را بیان میکنند. غرضی بعد از ارائه گزارش در مجلس به بنده گفت که من را در مجلس هو کردند و گفتند که ما شاخ آمریکا را در منطقه شکستیم چه برسد به عراق. جامهای جهانی و المپیکها را اگر بررسی کنیم، هر گاه سرگرم جام جهانی شدیم اتفاقی در دنیا میافتد. المپیک ۱۹۴۸: اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی، جام جهانی ۱۹۷۸: حمله اسرائیل به لبنان. جام جهانی ۱۹۸۲: محاصره بیروت. جام ملتهای اروپا ۱۹۹۲: قتل عام مردم بوسنی و هرزگوین توسط اروپا. جام جهانی ۲۰۰۶ : جنگ ۳۳ رژیم صهیونیستی علیه لبنان. المپیک ۲۰۰۸ : حمله روسیه به گرجستان-رژیم صهیونیستی و جنگ ۲۲ روزه غزه. جام جهانی۲۰۱۰ : محاصره مجدد غزه و حمله به کاروان آزادی. المپیک ۲۰۱۲: حمله به سوریه. جام جهانی ۲۰۱۴ :حمله به عراق. افکار عمومی به سمتی که معطوف میشود دشمن از طرف دیگر ضربه خود را به اسلام وارد خواهد کرد.
در جریان کربلا و تنها گذاشتن اباعبدالله بسیاری از افراد اولویت را تشخیص ندادند. یکی از این افراد شاعری به نام فرزدق بود که دوستدار امیرالمؤمنین بود و یک روز که همراه پدرش نزد امام علی (علیه السلام) رفتند و پدرش به امام علی (علیه السلام) گفت که پسرم شاعر است. امام علی (علیه السلام) فرمودند: بجای این شعرها، قرآن را حفظ کند. فرزدق این کار را انجام داد. فرزدق دوستدار امام حسن مجتبی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) بود. شعر بسیار خوبی در مذمّت ابن ملجم دارد. در رثای امام حسین (علیه السلام) شعر سوزناکی دارد. انسان شجاعی بود. زمانی که هشام ابن عبدالک آمد، خواست که حجرالاسود را ببوسد، جمعیت بسیار زیاد بود و نتوانست برود و کناری نشست دید یکی وارد شد و همه کنار رفتند. رو به اطرافیان کرد و پرسید: این کیست؟ گفتند: علی ابن الحسین است. فرزدق یک شعر بسیار زیبایی برای امام سجاد (علیه السلام) خواند. هشام برآشفت و دستور داد تا نام او را از دفتر جوایز حذف کنند و او را در سرزمین “عسفان” میان مکه و مدینه به بند و زندان کشند . چون این خبر به حضرت سجاد (علیه السلام) رسید دستور فرمود دوازده هزار درهم به رسم صله و جایزه نزد فرزدق بفرستند. فرزدق صله را نپذیرفت و پیغام داد: من این قصیده را برای رضای خدا و رسول خدا و دفاع از حق سرودهام و صلهای نمیخواهم. امام (علیه السلام) صله را بازپس فرستاد و فرمود هدیه ای را که دادیم پس نمیگیریم و اطمینان داد که چیزی از ارزش واقعی آن، در نزد خدا کم نخواهد. اما در حوادث سال ۶۰ قمری آمده است که همین فرزدق برای حج به سوی مکه رفت و در منزلگاه صفاح با امام حسین (علیه السلام) برخورد کرد. امام از او احوال مردم کوفه را جویا شد و او در پاسخ گفت: «آنان را پشت سر گذاشتم در حالی که دلهایشان با تو و شمشیرهایشان بر ضد تو (و در نقلی با بنی امیه) بود. در حالی که امام حسین (علیه السلام) به سمت کوفه و کربلا بود فرزدق اولویت را نشناخت که باید به همراه امام حسین به جنگ با دشمن میرفت و به حج رفت. این که در آداب زیارت هست که باید پشت به قبله بود و رو به امام شاید همین شناخت اولویت است. در صورتی که آن زمان اولویت با کربلا بود. ولی عده ای اولویت را درست تشخیص ندادند. بار اولی که امام را دستگیر کردند تمام بازار به مخالفت با رژیم بسته شد. ولی وقتی ایشان را برای دومین بار گرفتند و برای تبعید بردند، این اتفاق نیفتاد. قضیه از این قرار بود که بعضی از بزرگان اصناف پیش معاون ساواک در بازار دعوت شده و قول داده بودند، بازار بسته نشود. در مقابل هم ساواک به هشتاد نفر از آنها تذکرہی کربلا داد.[۷] موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی برچسبها: بصیرت [ جمعه چهاردهم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:34 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||