|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
انسانی که وابستگی داشته باشد در بزنگاههای تاریخ گیر میکند. «به محمد بن بشیر حضرمی گفته شد: «پسرت در مرز ری، اسیر شده است». گفت: «او و خودم را به حساب خدا میگذارم. نه دوست داشتم که اسیر شود، و نه این که پس از او بمانم». امام حسین (علیه السلام)، سخن او را شنید و به او فرمود: «خدا رحمتت کند! بیعتم را از تو برداشتم. برو و برای آزاد کردن فرزندت تلاش کن». او گفت: «درندگان، مرا زنده زنده بخورند، اگر از تو جدا شوم!» امام(علیه السلام) فرمود: «پس، این جامههای گران بها را در اختیار فرزندت قرار ده تا با آنها، فِدیه جانفدای برادرش را فراهم کند». سپس، پنج جامه به ارزش هزار دینار به او بخشیدند.[۱] آن چیزی که یاران اباعبدالله را در تاریخ متمایز کرد همین حریت و آزادگی بود. آنها وابسته دنیا و دلبسته مادیات نبودند. برای همین توانستند در رکاب امامشان به شهادت برسند. امشب به یکی دیگر از زیباییهای کربلا که حریت و آزادگی یاران اباعبدالله هست میپردازیم. شهید آوینی میگوید: «مؤمن اگر وابستگی داشته باشد نمیتواند قیام کند و عصر ما عصر قیام است». آن چیزی که باعث میشود انسان نتواند در جایگاه خودش قیامی داشته باشد همین وابستگیهای دنیاست. همین علاقههای دنیا مثل زنجیر انسان را به زمین چسبانده است. مانع پرواز انسان است. اگر یک انسان به چیزی وابستگی داشت و آزادی و آزادگی نداشت نمیتواند درست تصمیم بگیرد. یک مسئول شهری یا استانی و حکومتی اگر به چیزی از دنیا وابسته بود در برنامه ریزیهایش تاثیر میگذارد مثلا اگر شخصی از شورای شهر به یک محله وابستگی داشت در تصمیماتی که برای شهر خواهد گرفت اثرگذار است. این شخص آزاد نیست. اگر یک سخنران وابستگی داشته باشد نمیتواند حرف حق را بزند. اگر سخنرانی که دعوت میشود به فکر خوش آمدن مردم یا جیبش باشد نمیتواند حرف حق بزند چون خیلی جاها حرف حق تلخ است. آدم باید آزاده باشد. علامه حلی دربارهی حکم آب چاه تحقیقی کرده بود و به این نتیجه رسیده بود که آبِ چاه تا هنگامی که تغییر نکند و رنگ و بو و طعمش عوض نشود نجس نخواهد شد و قابل استفاده خواهد بود. هنگامی که از این تحقیق خلاص شد، متوجه گردید که خودش در خانه چاهی دارد. این بود که با خودش گفت: «شاید به خاطر این چاه و راحتی خودم این چنین فتوایی دادهام و به این نتیجه رسیدهام». از این رو دستور داد که چاه را پُر کردند و آنگاه دوباره تحقیق را شروع کرد. در هنگامی که چاه نداشت و منافعی او را منحرف نمیکرد.[۲] انسانی که وابستگی داشته باشد در بزنگاههای تاریخ گیر میکند. یاران معصومین هر کدام وابستگی دنیایی داشتند نتواستند در کنار امام معصومشان باشند. در راسش کربلاست. آنهایی که وابستگی داشتند هیچ کدام برای امام نماندند. اما کسانی که در طول تاریخ شهید شدند کسانی بودند که وابستگی نداشتند. این دفعه به زمین نگاه نمیکنم! شهید حاج احمد کاظمی تعریف میکند: شهید حسین خرازی پیش من آمد و گفت: من در این عملیات شهید میشوم. گفتم: از کجا این حرف را میزنی؟ گفت: میدانم که شهید میشوم. گفتم: علم غیب داری؟ گفت: «نه، چند عملیات قبل یک خمپاره کنار من خورد. من به آسمان رفتم. فرشته ای را دیدم که اسمهای شهدا را مینویسد. یکی یکی اسمها را میخواند و میگفت: وارد شوید. به من رسید گفت: آقای خرازی آمدی؟ حاضری شهید بشوی به بهشت بروی؟ من یک لحظه به زمین نگاه کردم گفتم: اگر یک بار دیگر برگردم بچه ام و همسرم را ببینم خیلی خوب میشود. تا این در ذهنم آمد زمین خوردم. چشمهایم را باز کردم دیدم در بیمارستان هستم و دستم قطع شده است. اما حاج احمد دیگر وابستگی ندارم. دیگر اگر بالا بروم به زمین نگاه نمیکنم». شهید کاظمی هم میفرمود: من هم دیگر وابستگی ندارم. ایشان هم شهید شد. شهدا وابستگی دنیایی نداشتند که خدا آنها را قبول کرد. خالص خالص شده بودند. به خدا الآن اخلاص دارم یکی از شهدای دهه هفتادی ما، شهید عزیز مدافع حرم، شهید محمدرضا دهقان امیری است. مادر ایشان تعریف میکنند: «آخرین باری که از سوریه به من زنگ زد، گفت: مادر دعا کن شهید شوم». گفتم: پسرم شهادت اخلاص میخواهد هر وقت توانستی اخلاص داشته باشی شهید میشوی. گفت: «مادر به خدا الان اخلاص دارم. دیگر هیچ وابستگی ندارم». مادر ایشان گفتند: این آخرین جمله ای بود که پسرم به من گفت و بعد به شهادت رسید.۲۶ فروردین سالروز تولد این شهید بزرگوار بود که متولد سال ۷۴ بودند.[۳] ما هم اگر خالص خالص شویم خدا ما را قبول خواهد کرد. این خرده شیشههاست که نمیگذارد انسان قیام کند. خداوند متعال در قرآن وابستگیها را نام میبرد: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»؛ محبت و عشق به خواستنیها [که عبارت است] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت، برای مردم آراسته شده است؛ اینها کالای زندگیِ [زودگذرِ] دنیاست؛ و خداست که بازگشت نیکو نزد اوست.[۴] موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی برچسبها: حریت و آزادگی [ چهارشنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:15 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||