ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

نهج البلاغه چراغ روشن هدایت و اعجاز قرآن ناطق

3. زهد و پارسایی

آدمیان بخشی از تلاش را در لذت پست و مقام و بهره وری از آن سپری می کنند.

شاید گزافه نباشد اگر بگوییم بسیاری از انسانها از نام، بیش از نان و از آن دو، بیش از هر چیز دیگری دل خوش می دارند.

دنیا در نگاه بسیاری همه چیز است؛ از این روی، در پی دست یافتن به آن به هر وسیله ای چنگ می زنند.

اما علی(ع) دنیا را چون استخوان خوکی در دست بیماری جذامی بلکه بدتر از آن می داند. (36) و در خطاب به دنیا می گوید:

«ای دنیا از من دور شو و غیر مرا بفریب که مرا به تو هیچ نیازی نیست.» (37)

و آن هنگام که خلیفه مسلمانان است همچون برده ای می نشیند، برمی خیزد و غذا می خورد و وقتی برای استانها و سرزمینهای دور دست امیر و کارگزار بر می گزیند، نخستین سفارش وی به آنان، نگهداشت حال توده مردم و احترام به آنان (38) و نیز استیفای حقوق آنان است.

به کارگزاران خود یادآور می شود:

«امارت امانتی در دست شماست نه طعمه ای در چنگ شما.» (39)

امام در سفارش به یاران، انسان الگویی را نمونه می آورد و از یاران خویش می خواهد تا چون او باشند.

«در آن گذشته غرورآفرین، مرا در راستای حق، برادری بود که کوچکی دنیا در چشمش، او را در چشم من عظمت ویژه ای می بخشید.

او از چیرگی شکم خویش آزاد بود، پس نه به آنچه نداشت گرایش و خواهشی داشت و نه در مصرف آنچه می یافت زیاده روی می کرد.

در بیش تر عمر خویش ساکت بود؛ اما گاهی که به سخن لب می گشود، دیگر سخنوران را میدان سخن نبود و بر شراره پرسش پرسش گران آب می افشاند و سوز تشنگی شان را فرو می نشاند.

او به ظاهر تکیده و استخوانی می نمود، ولی اگر برخوردی اصولی و جدی به میان می آمد، بسان شیر بیشه می خروشید و چونان مارانی بیابانی بر دشمن می پیچید.

برهان خویش را جز در دادگاه صلح طرح نمی کرد. چنین خو گرفته بود که هیچ کس را بر آن چه در موردش ارائه توجیه درستی امکان بود، پیش از شنیدن آن پوزش، سرزنش نمی کرد.

از هیچ دردی جز به هنگام برطرف شدنش نمی نالید، آن چه می گفت می کرد و آن چه نمی شد، نمی گفت.

اگر در سخن امکان شکستن بود، هرگز در سکوت شکست نمی خورد. بر شنیدن آزمندتر از گفتن بود و در نهایت بر سر دو راه آن را بر می گزید که با هوسهای فردی اش بیش تر مخالف بود.

پس بر شما باد کسب چنین فضیلتها و مسابقه در این میدان و اگر احساس می کنید که توان به دست آوردن مجموعه آن را ندارید، گرفتن اندک ، بهتر از رهاکردن بسیار است.» (40)

امام در این سخن بلند و باارزش، ویژگیهای انسانی را بر می شمرد که یافتن آن آسان نیست. انسانی که چنین به هستی، زندگی و بشریت می نگرد، بیش از آن که دوست داشتنی باشد، از سوی دنیا خواهان، طرد شدنی است.

علی(ع) به دنبال انسانی است که سرزنش هیچ سرزنش گری در آنان اثر نمی کند:

«چهره های آنان چهره راستان است و گفتارشان همسنگ نیکان، از نیایشهای آنان شب آباد است و با مشعل وجودشان، روز روشن.همواره چنگ در ریسمان قرآن دارند و سنتهای خدا و سنتهای رسولش را زنده می دارند. نه اهل استکبار هستند و نه برتری جویند.نه دغلکارند و نه تباهی انگیز. دلهاشان همواره در بهشت و تن هاشان در زمین همیشه در کار است.» (41)

تنها چنین انسانهایی از دید علی(ع) پذیرفته اند و روشن است که نه آن حضرت را با غیر این دسته میانه ای است و نه آنان را با علی(ع) پیوندی. تنها پیوندشان دشمنی خواهد بود که چنین بود.


موضوعات مرتبط: جریان شناسی
برچسب‌ها: جریان شناسی
[ دوشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب