ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

چه کار کنیم تا مرغ عشق آواز بخواند ؟

7. رهیدن از رنج‌های زندگی

«عاشق بودن» تا حدّی از تمرکز به امور ناملایم زندگی می‌کاهد. وقتی مدام مشغول عشق ورزیدن به کسی باشید و تمام وقت بکوشید که او را خوشحال کنید و نیازهایش را شناخته، برآورید، دیگر وقت چندانی برایتان باقی نمی‌ماند که به مشکلات خود فکر کنید. از این رو در روزگار عشق ورزی بیش از هر زمان دیگر از زندگی لذت می‌برید. چون درگیر مشکلات زندگی نبوده اید.

8. احساس بودن (شور آفرینی و ھیجان)

بسیاری از این رو به عشق نیاز دارند که از کمبود شور و شوق و بی هدفی در زندگی خود خسته شده اند و به جای آنکه به درون خود نگاه کنند و دلیل این احساس را از درون خود جویا شوند خود را درگیر روابط عشقی کرده، آن را هدف قرار می‌دهند. آنها می‌خواهند در چرخه آفرینش جایی داشته باشند، دوستشان بدارند و پذیرفته شوند، در کنار دیگری احساس شادمانی کنند، یا نوعی تعلق خاطر بیابند. انسان از طریق احساسِ «دوست داشتن و دوست داشته شدن» احساسی خودباوری می‌کند.

9. ترحم و همدردی

گاهی شخصی برای ترحّم و همدردی، با کسی دوست می‌شود و می‌کوشد تا با جلب رضایت او، شادمانش سازد. بیمناک است که اگر عشق او را پاسخ منفی دهد، وی را رنجیده خاطر کند و گناهکار باشد. پس به سوی عشقی دروغین دچار می‌شود. از این نمونه عشق‌ها در میان جوانان کم نیست.

10. در جستجوی حمایت‌گر

آسیبهای روانی دوران کودکی یا نوجوانی چه بسا موجبات وابستگی به پدر و مادر یا فردی دیگر را در شخص آسیب دیدہ فراهم می‌آورد.
شخص وابسته دیر بزرگ می‌شود و آنگاه هم که به نظر بزرگ می‌آید همچنان مایه‌هایی از خردسالی در او باقی است. دخترانی که در خردسالی پدر مهربان خود را از دست داده اند و یا پسرانی که زود هنگام از نعمت مادر محروم شده اند بیشتر در معرض این آسیب هستند که پس از بزرگسالی، در جستجوی فردی باشند که از آنها حمایت کند و نقش مادر یا پدر را داشته باشد. از این رو احتمالاً به کسی علاقه مند می‌شوند که سن او بسیار بیشتر و تجاربش انبوه تر از خود است.
آنها در حقیقت نه به خاطر امتیازات فرد، که به منظور پرکردن خلاهای روحی خود به چنین رابطه‌ای رو کرده اند.

انتظارات و پندارهای نادرست از عشق

باورهای نادرست درباره عشق گاه سبب می‌شود که از انتخاب هوشمندانه در زندگی باز بمانیم. کمبود آموزش درباره عشق، تماشای فیلمها و خواندن داستانهای عشقی، ناآگاهانه یا آگاهانه بر تصمیمات ما در مورد انتخاب دوست و همسر تأثیر جدّی دارد. آن آموزه‌های ناروا به ما چنین وانمود می‌کند که «با عشق می‌توان هر مشکلی را از سر راه زندگی برداشت.»، «هیچ کسی بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد.»
یا «تنها یک فرد است که سزاوار عشق ورزیدن است.»!

عشق به تنهایی کافی نیست

«همه ما در اعماق وجود خود به طرز اسرارآمیزی این افسانه را درباره‌ی عشق باور کرده ایم، اگر واقعاً عاشق باشیم خوشبخت خواهیم شد و بر تمامی مشکلات پیروز خواهیم گردید. پس مثلاً دیگر اهمیتی ندارد که معشوق در رفتارش عادت زشتی مانند وسواسی داشته یا جاذبه‌ی جنسی بین ما وجود نداشته باشد یا بسیار انتقادگر باشد یا با وی در مسایل تربیتی فرزندان اختلاف نظر داشته باشیم یا هنوز نامزد قبلی اش را فراموش نکرده باشد یا پانزده سال با ما اختلاف سن داشته باشد.
باید دانست که عشق برای موفقیت یک ازدواج کافی نیست. رابطه‌ی خوب پایدار به تفاهم و تعهد نیازمند است. حقیقت تلخ این است که تنها تعداد کمی از روابط به این خاطر که دو طرف یکدیگر را به اندازه‌ی کافی دوست ندارند، پایان می‌پذیرد رابطه به این خاطر پایان می‌پذیرد که آن دو با هم تفاهم ندارند.
گاهی ما همانند بسیاری از مردم که دوست یا همسر مناسبی ندارند، عشق ورزیدن، جبران کنیم؛ اما مشاهده می‌کنیم که در پایان باز تفاهم کافی برای زندگی و آرامش و خوشبختی نداریم. مدتی بعد با خود فکر می‌کنیم اگر در گذشته بیشتر مهر ورزیده بودیم تفاوتهایمان دیگر مهم سعی می‌کنیم نبود تفاهم را با سعی بیشتر و با شدت هرچه تمامتر نبود؛ غافل از اینکه این اشتباهی بزرگ است. شاید بتوان با محبت ورزی، از بحرانی شدن اوضاع جلوگیری کرد، ولی قطعا نمی‌توان به رابطه‌ای سالم و لذت بخش دست یافت.»(1)


موضوعات مرتبط: عشق شناسی
برچسب‌ها: عشق شناسی
[ چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب