
4. «ومنهم من ابعده عن طلب الملک ضؤولة نفسه، و انقطاع سببه، فقصرته الحال علی حاله فتحلی باسم القناعة و تزین بلباس اهل الزهاده. و لیس من ذلک فی مراح و لامغدی.»
و دسته چهارم، آنان اند که به دلیل نداشتن موقعیت و امکان، بازمانده از جاه و مقام منزوی شده اند، اما درماندگی شان را قناعت نام داده اند و خود به لباس زهد آراسته اند، در حالی که از قناعت و زهد بوی نبرده اند. (29)
امام، چه زیبا دنیا مداران سیاست باز را شناسانده است. حتی آنان که ظاهری پارسا پیشه دارند نیز، در نگاه علی(ع) از سر ناچاری به چنین شیوه ای روی کرده اند و اگر زمانه به آنان اجازه دهد، تنها مقام را می شناسند و دنیا را.
د. عنصر اخلاقی و ارزشهای متعالی
آدمیان برابر سرشت خویش به خوبیها و منشهای برین و ارزشهای والا گرایش دارند و تا آن جا که می توانند در پی کسب آن بر می آیند؛ اما چون ناتوان شوند، در توجیه عمل و خوی خویش، به رویارویی، با شرافت و ارزشها بر می خیزند.
علی(ع) انسان والا و نماد واقعی ارزشها بود. همین امر، بسیاری را از او رنجانده بود. این سخن در نگاه نخست، اندکی شگفت آور می نماید؛ اما درنگ در آن، انسان را به واقعیت تلخ آن می رساند.
اخلاق برین و کمال انسانی، در جو و فضایی که آدمیان از سطح شعور و فرهنگ بالایی برخوردارند، کم و بیش، خواهان دارد، اما در جامعه های واپس گرا و کوته اندیش، تنها آنچه که با حواس و تجربه به دست آوردنی است، ارزش مند است و معنویات در مرحله پایین ترند.
علی(ع) در چنین جامعه ای می زید و ناگزیر، خوشایند زمانه نیست. وی ویژگیهایی دارد که دشمن زاست، شاید گذری بر این ویژگیها مناسب باشد:
1. بندگی خدا و پیروی از سنت رسول او: هر کسی درباره علی(ع) قلم زده به این نکته اشاره کرده است که علی(ع) بنده خالص و بی آمیغ خدا و پیرو کامل او بوده و هرگز حاضر نبود ذره ای او را نافرمانی کند:
«به خدا سوگند اگر اقلیمهای هفتگانه را با هر چه در زیر آسمانهای آنهاست به من بدهند، تا خدا را حتی در گرفتن پوست جویی از دهان موری نافرنانی کنم، نخواهم کرد.» (30)
خود همیشه در عبادت خدا و پیروی از او، پیشرو همگان بود:
«ایها الناس انی والله ما احثکم علی طاعة الا و اسبقکم الیها ولا انها کم عن معصیة الا واتناهی قبلکم عنها.» (31)
ای مردم! به خدا من شما را به طاعتی بر نمی انگیزم، جز که خود، پیش از شما به گزاردن آن برمی خیزم و شما را از معصیتی باز نمی دارم، جز آن که خود، پیش از شما آن را فرو می گذارم.
به فرمان خدا و سنت رسول او زیست، تا آن جا که خلافت را در مرحله سوم و در شورای شش نفره، به بهای پافشاری بر سنت رسول خدا از دست داد. (32)
چنین انسان والایی در ظرف وجودی انسانهای کوچک جای نمی گیرد؛ پس ستیزه گری با او امری طبیعی است.
موضوعات مرتبط:
جریان شناسی
برچسبها:
جریان شناسی