ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

مجری:

الگو شدن خیلی اهمیت دارد که یک کسی بتواند الگو باشد و قرآن کریم جهت انسان های خوب می آید از زنان الگو معرفی می کند، مثل آسیه و این اهمیتی است؟

کارشناس:

بله این نکته مهمی است که خداوند آسیه و مریم را که دو تا از زنان بسیار با تقوا و ارزشمند تاریخ بشر هستند اینها را نه فقط الگو برای زنان عالم و زنان مسلمان معرفی می کند بلکه برای کل انسان ها، سوره مبارکه تحریم می فرماید:«وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»[7]

نمی گوید «ضرب الله مثلا للمومنات، للواتی» خدا مثل می زند برای زنانی که ایمان آوردند، نه، «للذین آمنوا» برای همه افرادی که ایمان آوردند، برای زن و مرد نمونه معرفی می کند، انسان با ایمان یکی کییست؟ آسیه زن فرعون، در بدترین محیط بهترین انسان، یعنی می شود در بدترین محیط در کاخ ظلم و استبداد فرعون بودن در عین حال با ایمان و با تقوا ماندن، این را به همه یاد می دهد که زن و مرد می توانید، این مهم است که اگر در بدترین شرایط هم بودید، البته معنایش این نیست که انسان عمدا خود را در محیط بد قرار بدهد، اما اگر ناخواسته قرار گرفت، معنایش این نیست که خانمی می خواست ازدواج کند با هرکس رسید بگوید من ازدواج می کنم، اما اگر ازدواج کرد اتفاقا با اینکه تحقیق و بررسی کرد ولی بدترین همسر را دارد، فردی در بدترین محیط قرار گرفت می تواند بهترین انسان باشد، یکی آسیه زن فرعون را مثال می زند، یکی مریم، یکی شوهر دارد بدترین شوهر، یکی اصلا شوهر ندارد، اینها را به عنوان نمونه هم برای زنها و هم مردها معرفی می کنند که خیال نکنند که محیط حتی محیطی که کاملا بر انسان احاطه دارد، محیط خانوادگی، حتی او هم از انسان سلب اختیار نمی کند.

مجری:

نقش حضرت خدیجه سلام الله علیها را در این دین پروری تبیین کنید؟

کارشناس:

ببینید همانطور که فرمودید پیامبران الهی، بزرگان دین، خب یک بعد بشری و احساساتی که عموم انسان ها دارند دارند و یک بعد ارتباط با خداوند و بشری هستند:«قُلْ‌ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ‌ يُوحَى‌ إِلَيَ‌ أَنَّمَا إِلهُکُمْ‌ إِلهٌ‌ وَاحِدٌ فَمَنْ‌ کَانَ‌ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ‌ فَلْيَعْمَلْ‌ عَمَلاً صَالِحاً وَ لاَ يُشْرِکْ‌ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ‌ أَحَداً»[8]از یک جهت بشری هستند مانند بقیه که علاقه به زن و فرزند و این جور چیزها به صورت طبیعی به بستگانشان دارند اما یک ویژگی هم دارند که یک بنده ای هستند که وحی الهی به آنها می شود، از سوی خداوند الگوی برای انسان ها هستند، سخنانشان دقیقا حساب شده است، اینجور نیست که مثلا پیامبران الهی به همه فرزندانشان، به همه همسرانشان یکسان ابراز علاقه کنند، یا به خاطر آن روابط عاطفی که بین انسان و فرزندش یا همسرش هست یک حرفی را خلاف حق و خلاف واقع بگویند، اگر مثلا پیامبر خدا می فرماید: «قال الجزري في الحديث: فاطمة بضعة مني»[9]«وَ قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ مِنَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ»[10]

این صرفا به خاطر این نیست که چون دختر من است من می گویم بهترین زن عالم است، خب پیامبر خدا دختران دیگری هم داشتند، درباره بقیه نفرمودند، آنها هم خوب بودند، اما حضرت فاطمه ویژگی خاصی داشته می گوید:«فاطمه سیده نساء العالمین»

نسبت به همسرانشان اگر می بینیم ویژگی برای حضرت خدیجه قائل هستند و حتی نوشته اند که گاهی از اوقات حضرت یک قربانی می کردند، حیوانی گوسفندی چیزی می کشتند، می فرستادند هدیه برای دوستان حضرت خدیجه، که ایشان در زمان حیاتش به اینها کمک می کرده حالا هم به یاد او و به نیابت از او و از طرف او پیامبر خدا بعد از وفاتش هم قربانی می کرد برای دوستان حضرت خدیجه می فرستاد، موقعی که همسر پیامبر گفت یک خانم مسنی بوده، فرمود کجا مانند خدیجه پیدا می شود؟

خود این حرف پیامبر، این رفتار پیامبر بیانگر جایگاه والای ایشان است، آن زمانی خدیجه سراغ پیامبر آمد و همه چیزش را در اختیار پیامبر قرار داد که آن موقع پیامبر از نظر ظاهر جایگاهی نداشتند، این فرق دارد تا دوره بعد هجرت که پیامبر آمدند و در مدینه و حکومت تشکیل دادند و جایگاه اجتماعی حضرت بالا رفت و اینها، نه آن زمانی که این چیزها نبود، حضرت خدیجه با اینکه آن همه افراد و خواستگاران و اینها داشت، همه آنها را دست رد به سینه شان زد، ایشان که به ظاهر ثروتی نداشت، فقط به خاطر حقیقت، ایمان، ارزشی که برای الهی بودن پیامبر خدا قائل بود آمد و بعد تمام ثروتش را گذاشت، خب آن فداکاری که ایشان داشت، آن فداکاری را اصلا زمینه اش هم نبوده که افراد بعدی بتوانند چنین فداکاری داشته باشند، لذا از ایشان خداوند نسل پیامبر را باقی گذاشت، پیامبر همسران دیگری داشتند اما نسل پیامبر از طریق آنها باقی نماند، حتی ماریه هم یک فرزند خداوند از طریق پیامبر به او داد او هم در کودکی از دنیا رفت، تمام نسل پیامبر، فقط از طریق حضرت خدیجه، بعد هم باز خدیجه فرزندانی داشت فقط از طریق حضرت فاطمه زهرا علیها سلام، این خودش جایگاه والای این دو بانوی بزرگ اسلام را هم نشان میدهد.

مجری:

مقصود از اینکه خداوند همسران پیامبر را امهات المومنین نامیده است اصلا چیست؟ و اگر یک نگاه کلی به زنان پیامبر بتوانیم داشته باشیم در حوزه مذاهب، شیعه اینها می تواند خیلی به بحث ما کمک کند.

کارشناس:

خداوند در سوره مبارکه احزاب در همان اوائل سوره احزاب می فرماید:«وَ رُوِيَ عَنْ أُبَيٍّ وَ اِبْنِ مَسْعُودٍ وَ اِبْنِ عَبَّاسٍ: أَنَّهُمْ كَانُوا يَقْرَءُونَ: «اَلنَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَ هُوَ أَبٌ لَهُمْ» وَ كَذَلِكَ هُوَ فِي مُصْحَفِ أُبَيٍّ وَ رُوِيَ ذَلِكَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ».[11]

پیامبر نسبت به مومنین اختیاردارتر است از خودشان و همسرانش مادران مومنین هستند. فرمودید که معنای اینکه امهات المومنین هستند چیست، طبعا روشن است که مقصود از مادر، مادر حقیقی و جسمی نیست، چون مادر حقیقی همانطور که قرآن هم در جای دیگر فرموده، فرموده:«الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ»[12]

نیستند مادران مگر آنهایی که فرزندان را زائیدندمادر حقیقی آن کسی است که فرزند را به دنیا آورد، اینجا معنای حقیقی مادر مراد نیست، پس یعنی چه؟ یک نوع مجاز است، به منزله مادر هستند، همسران پیامبر به منزله مادر هستند، همانند مادر برای مومنین حساب می شوند، خب از چه جهت همانند مادرند؟ از نظر تمام احکام؟ خیر، این هم مفسران شیعه و سنی هیچکس نگفته از تمام جهات به منزله مادر هستند، و هیچکس نگفته مادر حقیقی، چون از تمام جهات باشد، مادر محرم به فرزند است و فرزند به مادر محرم است ولی هیچکس نگفته همسران پیامبر به مردم محرم هستند و مردم با آنها محرم هستند، چنین چیزی نیست، بلکه حتی قرآن سخت تر گرفته، نسبت به همسران پیامبر فرموده:«... وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا»[13]

حتی از آنها چیزی می خواهید بگیرید از پشت پرده، رودر رو نشوید، حتی تا این حد.پس هیچکس نگفته از تمام جهات، مادر از فرزند ارث می برد، فرزند از مادر ارث می برد، هیچ بزرگ یا عالمی از تشیع یا تسنن نفرموده که همسران پیامبر از مردم ارث می برند، مردم از انها ارث می برند، خب باید ببینیم اینکه می فرماید همسران پیامبر مادران مومنین هستند، از چه جهت مانند آنها هستند؟

مفسران شیعه و اهل سنت دیدگاه های مختلفی دارند، یکی آمدند گفتند از نظر احترام، بعضی این را گفتند که همانگونه که مادر احترام دارد همسران پیامبر هم به خاطر اینکه همسر پیامبر هستند باید احترامشان رعایت شود، این یک دیدگاه.

یک دیدگاه دیگری آمدند فرمودند که از نظر حرمت ازدواج، دیدگاه هایی که می گویم نه اینکه فقط دیدگاه شیعه باشد، دیدگاه شیعه و سنی، عده ای امدند گفتند از نظر حرمت ازدواج، چطور؟ همانگونه که هیچکس حق ندارد بعد از فوت پدرش با مادرش ازدواج کند، هیچکس حق نداشت از مسلمانان بعد از رحلت پیامبر با همسران پیامبر ازدواج کند، از این نظر باز مانند مادر هستند، که البته دو آیه قبل هم اشاره به این نکته دارد، دو آیه قبل در همین سوره احزاب دارد که بعضی از افراد می آمدند و همسران خودشان را می گفتند اینها برای ما مثل مادرند، به تعبیری به جای طلاق دادن بعضی از عرب ها ظهار می کردند و به همسرشان جمله ای را می گفتند که مفهومش این بود که بعد از این بدن تو برای من مثل بدن مادر من است، تو برای من مثل مادری«ظهرک کظهر امی» یعنی من دیگر بعد از این با تو زندگی زن و شوهری نخواهم داشت، البته آیه می فرماید زنانی که شما ظهار می کنید، می گویید تو بعد از این برای من مثل مادری، خدا او را برای شما مثل مادر قرار نداده، یعنی غیر مادر اگر بخواهد حکم مادر را پیدا کند یعنی خداباید قرار دهد، شما کاره ای نیستید، همینطور که غیر فرزند آن کسی که فرزند حقیقی انسان نیست اگر بخواهد حکم فرزند را پیدا کند باید خدا این را قرار دهد، این را مثل فرزند قرار دهد، نه اینکه شما بگویید این فرزند من است بعد این وارث شما شود و از شما ارث ببرد، این جوری نیست، فرموده که، دو آیه قبل می فرماید، زنانی را که ظهار می کنید، می گویید تو مثل مادری، خدا اینها را مثل مادر قرار نداد، افرادی را که می گویید تو بعد از این مثل پسر من هستی این با گفته شما پسر شما نمی شود، حکم پسر پیدا نمی کند، این را خداوند رد می کند بعد می فرماید زنان پیامبر مثل مادرند، یعنی خداوند برای اینها حکم مادری قرار داده است، در همان سوره احزاب یک آیه ای هم داریم که نوشتند شان نزولش این بود که یکی از مسلمانان و صحابه متاسفانه یک موقعی از دهانش در رفت و گفت اگر پیامبر از دنیا برود ما هم می رویم با همسران پیامبر ازدواج می کنیم، چطور پیامبر با برخی زنانی که همسرشان را از دست دادند بعد از شوهرانشان با آنها ازدواج کرده حالا ما هم با همسر پیامبر ازدواج خواهیم کرد، حالا هدفش گویا اذیت کردن پیامبر بود، آیه نازل شد«ما کان لکم ان توذوا رسول الله ولا انت تنکحوا ازواجه من بعده ابدا»[14] حق ندارید شما رسول الله را اذیت کنید ونه حق دارید که با همسران پیامبر بعد از پیامبر الی الابد حق ازدواج ندارید، این را از سرتان بیرون کنید، آنجا فرموده، اینجا هم گفتند به عبارتی دیگر فرموده همسران پیامبر مثل مادران مومنین هستند، ازدواج با آنها حرام است، بعضی از مفسران هر دو را ذکر کرده اند گفته اند همسران پیامبر هم از نظر احترام مانند مادرند و هم از نظر حرمت ازدواج، البته یک نکته ای که از زبان همسر پیامبر عایشه بنت ابی بکر برادران اهل سنت، مفسران اهل سنت نقل فرموده اند بیانگر این است که نظر ایشان این بوده که این آیه فقط از نظر حرمت ازدواج است، نظر همسر پیامبر این بوده، چطور؟ حدیثی مفسران اهل سنت نقل کرده اند نوشته اند که یک روز یک خانمی به ایشان، به همسر پیامبر ام المومنین عایشه بنت ابی بکر گفت: « خْبَرَنَا الْفَضْلُ بْنُ دُكَيْنٍ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنْ فِرَاسٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ، عَنْ مَسْرُوقٍ، قَالَ: قَالَتِ امْرَأَةٌ لِعَائِشَةَ: يَا أُمَّهْ، قَالَتْ: ” إِنِّي لَسْتُ بِأُمِّكِ ! إِنَّمَا أَنَا أُمُّ رِجَالِكُمْ»[15]ای مادرایشان فورا به او گفتند:من برای مردها حکم مادری دارم، نه برای زن ها

از این جمله پیامبر فهمیده می شود که برداشت ایشان از این آیه این بوده که این آیه صرفا از نظر ازدواج است، مرد می تواند با زن ازدواج کند، نه زن با زن، می گوید من فقط برای مردها حکم مادری دارم نه برای زنها، معلوم می شود در ذهن ایشان این نبوده که بحث احترام مطرح است، چون اگر از نظر احترام باشد خب چه اشکالی دارد، اینجور نیست که فقط مردها باید همسران پیامبر را احترام کنند خب زنها هم احترام کنند، این نگاه ایشان بر اساس این چیزی که مفسران اهل سنت نقل کردند این است که این آیه فقط بعد حرمت ازدواج را می رساند، البته ممکن است از راه های دیگر ما بگوییم این آیه هم که بحث فقط حرمت ازدواج باشد بله همسران پیامبر به این جهت که همسر پیامبر بودند از این جهت باید بی احترامی نشوند، این یک بحث دیگری است که در بعضی جاها هم اشاره شده که حتی اگر اشتباهات وخطاها و چیزهایی هم افراد مرتکب شدند به لحاظ همسری پیامبر یک جهتی رعایت شود.«وَ لَوْ دُعِيَتْ لِتَنَالَ مِنْ غَيْرِي مَا أَتَتْ إِلَيَّ لَمْ تَفْعَلْ وَ لَهَا بَعْدُ حُرْمَتُهَا الْأُولَى وَ الْحِسَابُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى»[16]

در نهج البلاغه چنین جمله ای وجود دارد، خب یکی از همسران پیامبر در یکی از جنگ ها حضور و تحریکاتی داشت، حضرت بعدا فرمودند در عین حال ما آن رعایت حرمتی که قبلا به خاطر همسری پیامبر می کردیم آن جهت را رعایت می کنیم.

اما یک نکته ای هم فرمودید، دو جمله در رابطه با سوال آخرتان عرض کنم که نگاه واقعی راجع به همسران پیامبر، نگاه اسلام چیست؟ نگاه مکتب اهل بیت چیست؟ کلا توضیح می دهیم که اسلام همانطور که عرض شد ملاک اصلی را ایمان و تقوا می داند، نه قبیله و نژاد و نسب و حتی فرزند پیامبر بودن، همسر پیامبر بودن، اینها را ملاک قرار نمی دهد، در نگاه الهی ملاک عبادت و بندگی و ایمان و تقواست، همسری پیامبر یک افتخار است، همینطور که دیدن پیامبر یک افتخار است، فرزند پیامبر بودن یک افتخار است اما اینها به تنهایی کافی نیست، که بگوییم حتما اگر کسی همسر پیامبری، فرزند پیامبری، عموی پیامبری بود این دیگر حتما بهشتی است، در نگاه عدل الهی ملاک ضوابط است نه روابط، لذا با اینکه فرزند پیامبر بودن یک افتخار است، اما اگر فرزند پیامبری در خط پیامبر نباشد ارزش ندارد، همینطور که ما شیعه می گوییم فرزند امام باشد اما در خط امام نباشد ارزش نباشد، حضرت نوح فرزندش در خط او نبود، پیامبر زاده بود اما خداوند فرمود این را جزو خانواده خودت حساب نکن:«قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ»[17] فرزند امام دهم، فرزندی داشتند به نام جعفر معروف به جعفر کذاب، ادعای بی جایی نمود، خب از نظر ما مطرود است، فرزند امام هم باشد مطرود است، همسر پیامبر خدا باشد، اگر در خط پیامبر نباشد، حضرت نوح همسرش در خط او نبود خداوند در سوره مبارکه تحریم بیان کرد که اگر کسی خودش کافر باشد و در مسیر انحرافی باشد، همسر هر کسی باشد، همسر پیامبر خدا هم باشد ارزش ندارد: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ»[18]خدا نمونه معرفی می کند، کسی خودش کافر باشد، هرکس باشد، آخرش جهنم است، هرکه باشد ولو همسر پیامبر باشد، یعنی می خواهد بگوید ضوابط مطرح است نه روابط. خدا مثال و نمونه معرفی می کند برای افرادی که کفر ورزیدند، چه کسی؟ یک مثالش زن حضرت نوح، مثال دیگر زن حضرت لوط. اینها بودند در تحت زوجیت دو بنده از بندگان صالح ما، اما. به راه و دین آنها خیانت کردند، چون این کار را کردند. همسرانشان هیچ چیزی را، هیچ عذابی را از سوی خدا از اینها دور نکردند. خطاب شد وارد جهنم شوید.با سایر افرادی که داخل می شوند.یعنی ملاک اصلی مساله ایمان و تقواست، اگر ایمان و تقوا باشد همسرش فرعون باشد، می رود در اعلی علیین بهشت، همسر نداشته باشد مثل مریم به اعلی علیین بهشت می رود، اگر خودش خوب نباشد اگر همسر نوح و لوط هم باشد باید جهنم برود، همسر امام باشد باید جهنم برود، فرزند امام و پیامبر، عموی پیامبر ابولهب عموی پیامبر است، اما جهنم می رود، یکی از آن سر دنیا می آید می شود سلمان«و قال: سلمان منا أهل البيت»[19]


موضوعات مرتبط: پرسمان شناسی
برچسب‌ها: پرسمان شناسی
[ یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب