ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

نهج البلاغه

ادامه بقای هستی نیازمند خداست

پرسش دهم: آیا جهان در ادامه بقای خود باز هم نیازمند به خداست؟ اگر خداوند در اول خلقت وجود داشته است و با اراده و شعور و قدرت نظام آفرینش را پدید آورده،ادامه و بقای این نظام به خدا نیازی ندارد و این مجموعه منظم و دقیق با نظام خاص علت و معلول به کار خود ادامه می دهد مانند سازنده ساعت دقیق که ممکن است سال ها از دنیا رفته باشد ولی ساعت او به خوبی کار کند؟

پاسخ:در ابتدا این سؤال را مطرح می کنیم که آیا بقای هر موجود نیاز به علت دارد یا خیر؟

باید بگوییم که با نظر دقیق فلسفی، بقای یک موجود، چیزی غیر از آغاز وجود آن نیست، یعنی وجود هر موجودی در هر زمان، غیر از وجودش در زمان و لحظه دیگر است. درست مانند یک رودخانه که قطرات آب آن مرتبا در حال عوض شدن هستند. ولی صورت ظاهری آن هم چنان باقی است. به عبارت دیگر همان طور که یک موجود اجزایی دارد و هر جزء آن بدون علت موجود نمی شود، از نظر زمان نیز امتداد و عمری دارد که در هر لحظه آن نیازمند علت است، پس اگر موجودی در ابتدای حیات خود نیازمند به علت باشد، باید در ادامه وجود خود نیز نیازمند به علت باشد، زیرا هیچ فرقی میان لحظه اول و لحظه های بعدی نیست.

پس هر موجود هم در ابتدا و هم در ادامه نیازمند به علت است و اگر کسی منکر علت در ادامه حیات شود به کلی منکر قانون علیت شده؛ چرا که از نظر فلسفی هر لحظه مانند لحظه اول است و هر لحظه، موجود نیازمند علتی است که بتواند آن را به وجود آورد.

حال این سؤال مطرح است که آیا علت بقای حیات آفرینش همان علت به وجود آوردنده آن است یا خیر؟ یعنی چه مانعی دارد که مبدأ اصلی عالم هستی، از روی علم و اراده این جهان را آفریده باشد و پس از آن اجزای علت و معلول طبیعی این جهان چنان تنظیم شده باشد که خود به خود بتواند به حیات خود ادامه دهد؟

پاسخ این است که همان طور که گفته شد، در هر لحظه یک موجود طبیعی و آثار آن مرحله ای تازه از وجود را طی می کند، یعنی در هر زمان موجود تازه ای است غیر از موجود اول پس در هر لحظه نیاز موجود به علت روشن می شود؛ آن هم علتی که هستی او ازلی است و از ذاتش می جوشد نه علتی که خود نیازمند به علت دیگر است. نیاز موجودات به علت به طور مداوم مثل نیاز لامپ به اتصال به منبع برق است و با قطع حتی یک لحظه برق، لامپ روشن تمام خواص خود را که نورانیت و حرارت است، از دست می دهد.

پس موجودات در هر لحظه نیازمند اتصال به یک مبدأ ازلی هستند تا بتوانند به هستی خویش ادامه دهند. عالم هستی یک عالم ازلی و ابدی نیست بلکه یک عالم حادث است که وابسته به یک موجود ازلی و ابدی است و این وابستگی جزو ذات این جهان است.

سازنده ساعت هرگز مولد اصلی آن نبوده، بلکه تنها به مواد آن شکل داده و چرخ های آن را روی هم سوار کرده است. اگر او سازنده مواد اصلی ساعت بوده و آنها را از عدم و نیستی به هستی و وجود رسانیده بود، با از بین رفتن او، مواد هم از بین می رفت. به تعبیر فلسفی جهان ممکن الوجود است نه واجب الوجود و ممکن الوجود در آغاز و ادامه حیات خود نیازمند به واجب الوجود است و اگر جهان در ادامه حیات بی نیاز از واجب الوجود شود باید خود واجب الوجود شود، در حالی که محال است ممکن الوجود تبدیل به واجب الوجود گردد.


موضوعات مرتبط: پرسش وپاسخ شناسی
برچسب‌ها: پرسش وپاسخ شناسی
[ پنجشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب