|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
قرآن می گوید: اسلام و دین توحید بر پایه فطرت استوار است و چنین دینی می تواند جامعه انسانی را اصلاح کرده و مقرون به سعادت سازد . قرآن می فرماید: «روی خود به سوی این کیش پاک دار، سرشت خدایی که مردم را بر آن سرشته است، آفرینش خدا را تبدیلی نیست . این است آیین استوار ولی بیشتر مردم نمی دانند» (16) . بنابراین، مهمترین و پرارزش ترین حقوق مشروعه انسانیت بر پا داشتن و نگهداری آن است و یا می فرماید: «خدا از آیین برای شما مقرر داشت همان را که به نوح سفارش کرد و آن را به تو وحی کردیم و آن را که به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کرد که دین را بپا دارید و در آن اختلاف نکنید» (17) و دفاع از این حق فطری، حق دیگری است که باز به حکم فطرت ثابت و محقق است . در جای دیگر می فرماید: «اگر نبود جلوگیری خدا از بعضی مردم به وسیله بعض دیگر، دیرها و کلیساها و کنشتها و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده می شود ویران می گشت ...» (18) و یا در ضمن آیات جهاد می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را بدانچه زنده می سازد دعوت کند» (19) در اینجا جنگ و جهاد را چه به عنوان دفاع و چه به عنوان حمله ابتدایی زنده کننده و باعث حیات اجتماعی انسانی دانسته است، در واقع هم مطلب همین است; زیرا شرک به خدا موجب هلاک انسانیت و مرگ فطرت است . بنابراین مبارزه با شرک و دفاع از حق فطری انسانیت به منزله بازگشت دادن روح به قالب اجتماع و زنده کردن آن است . هوشمند فرزانه با توجه به آیات مزبور می تواند بفهمد که اسلام یک حکم دفاعی کلی برای ریشه کن کردن اساس شرک و پاکیزه نمودن زمین از آلودگیهای کفر و الحاد و برقرار کردن سلطنت مطلقه ایمان بر کشور دلهای آدمیان داشته باشد ... بنابراین، دفاع کامل از حق فطری انسانیت مقتضی توسعه حکم جهاد است . در قرآن شریف (20) گرچه به این مطلب تصریح نشده است ولی نویدهایی که به مؤمنان درباره پیروزی دین حق و نابودی شرک و کفر و باطل داده است بر می آید که چنین مبارزه ای به وقوع خواهد پیوست . (21) سید قطب در این رابطه می نویسد: یکی از حقوق بشری این است که دعوت به این منبع الهی (اسلام) به او برسد و هیچ چیزی برای تبلیغ آن در هیچ حالی مانع نشود . و نیز از حقوق بشری این است که پس از رسیدن دعوت به این دین به او در پذیرفتن آن آزاد باشد و چیزی مانع تدین به آن نگردد و اگر گروهی به دعوت اسلام گردن ننهادند نباید در مسیر پیشرفت اسلام مانعی ایجاد نمایند . بلکه بر عهده این گروه است که در این راستا زیر بار تعهد و پیمان روند . اگر عده ای به اسلام گردن نهادند و زیر بار آن رفتند، غیر مسلمانان حق ندارند نسبت به آنها فتنه گری کنند و آنها را در زیر شکنجه و آزار قرار دهند و یا شرایطی را فراهم کنند که نتیجه آن بازدارندگی از راه خدا باشد . بر مسلمانان واجب است که در برابر هر کس که در برابر دعوت اسلامی ایجاد مزاحمت می کند و یا نسبت به مسلمانان فتنه گری در دینشان می کند ایستادگی کنند تا آزادی عقیده و ایمان را برای مسلمانان تضمین نمایند . البته هدف این نیست که دیگران را به زور به ایمان وا دارند بلکه هدف این است که دین خدا در زمین استعلا پیدا کند به گونه ای که کسی از پذیرفتن آن دغدغه و ترسی نداشته باشد . به هرحال آنچه که مهم است این است که در صحنه گیتی نباید هیچ نیروی بازدارنده ای نسبت به دین خدا وجود داشته باشد . جهاد در اسلام برای تامین چنین هدفی است چنین جهادی، جهاد عقیدتی نامیده می شود . (22) شهید مطهری در توجیه جهاد ابتدایی چنین می فرماید: آیا آن چیزی که دفاع از آن مشروع است منحصر است به این که حقوق خودی یک فرد یا حقوق خودی یک ملت از میان برود یا در میان اموری که دفاع از آنها واجب است بعضی از امور است که اینها جزء حقوق فرد و یا ملت خاص نیست بلکه جزء حقوق انسانیت است ... مثلا آزادی را از مقدسات بشری به حساب می آورند حال اگر آزادی در جایی مورد تهاجم قرار گرفت اما نه آزادی من و نه آزادی ملت من، آیا دفاع از این حق به عنوان دفاع از «حق انسانیت » مشروع است یا نه؟ ... گمان نمی کنم کسی تردید کند که مقدسترین جهاد، جنگی است که به عنوان دفاع از حقوق انسانیت صورت گرفته باشد ... اینجا فقط یک مساله باقی می ماند که آیا توحید جزء حقوق عمومی انسانهاست یا جزء حقوق فردی و یا ملی؟ باید ببینیم مقیاس حقوق عمومی انسانی و مقیاس حقوق فردی و شخصی چیست؟ انسانها در بعضی مسائل با یکدیگر مشترکند، در خیلی از مسائل هم با هم اختلاف دارند ... فرنگیها که می گویند از نظر توحید و ایمان نباید مزاحم کسی شد از این جهت است که فکر می کنند اینها جزء امور خصوصی و سلیقه ای و شخصی است ... ولی از نظر ما دین; یعنی صراط مستقیم یعنی راه راست بشری، بی تفاوت بودن در مساله دین; یعنی در راه است بشریت بی تفاوت بودن . ما می گوییم توحید با سعادت بشری بستگی دارد، مربوط به این قوم و آن قوم نیست ... قرآن جهاد را منحصرا نوعی دفاع می داند و در مورد یک تجاوزی که وقوع پیدا کرده باشد اجازه می دهد ولی نمی توان جهاد برای بسط ارزشهای انسانی را محکوم کرد . مساله تجاوز مفهوم عامی است ; یعنی لازم نیست تجاوز به جان انسان باشد یا به مال و یا ناموس و یا سرزمین و حتی استقلال و یا آزادی باشد . اگر یک قوم به ارزشهایی که آن ارزشها ارزش انسانی به شمار می روند تجاوز بکند باز تجاوز است ... پس اگر در یک قانون آمده باشد که از توحید باید به عنوان ارزش انسانی دفاع کرد، معنایش این نیست که تهاجم جایز است، معنایش این است که توحید یک ارزش معنوی است ... معنای «لا اکراه فی الدین » این نیست که شما از حوزه توحید هم دفاع نکنید و اگر دیدید «لا اله الا الله » به خطر افتاده است، این خطر را دفع نکنید . (23) موضوعات مرتبط: جهاد شناسی برچسبها: جها دشناسی [ چهارشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||