ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

ماهيّت فيدئيزم و رابطه‌ي آن با ايمان ديني كدام است؟

10. فيدئيزم چيست؟ ارتباط آن با ايمان كدام است؟
پاسخ : فيدئيزم يا ايمان گروي، جنبشي است[1] در فلسفه‌ي دين و معرفت‎شناسي ديني كه به خصوص در نيمه‌ي دوم قرن بيستم تحت تأثير مستقيم تعاليم ويتگنشتاين توسعه يافت، و برخي ديگر از فلاسفه‌ي متأخر، هر يك به نحوي بر گستره‌ي آن افزودند. براساس رأي محوري ويتگنشتاين، دين همانند علم و هر فعاليت ديگر انساني، شكلي از حيات است. وظيفه‌ي فيلسوف هرگز تلاش براي يافتن «دليل و شاهد» يا توجيه عقلاني به نفع باور به خدا نيست؛ بلكه وي بايد فعاليت‏هاي متنوعي را كه به حيات انساني شكل ديني داده است، توضيح دهد. در اين طريقه، شناخت ديني، مبتني بر آگاهي عقلي يا طبيعي نيست؛ بلكه فقط بر ايمان استوار است. اين ديدگاه، ـ لا اقل در قلمرو ديني ـ تركيب و تأليفي است از شكاكيت كامل همراه با توسل به معرفت، كه از راه ايمان، و نه دليل عقلي، حاصل مي‎شود. در واقع اهل ايمان كوشش‎هايي را كه آدميان براي فهم خدا از طريق عقل خود كرده‎اند، نمونه‎اي از غرور و خودبيني انساني توصيف نموده‎اند.
به نظر آنان چنين تلاشي براي سنجيدن عالم الهي است با موازين ضعيف فهم انساني، براي پرهيز از اين گستاخي و بي‎پروايي ناروا آدمي بايد دريابد كه يك شكاك فلسفي بودن نخستين و اساسي‎ترين گام به سوي اين است كه يك ديندار، درست اعتقاد باشد. ايمان‎گرايي ديدگاهي است كه نظام‎هاي باورهاي ديني را موضوع ارزيابي و سنجش عقلاني نمي‎داند؛ مثلاً اگر گفتيم «ما به وجود خدا ايمان داريم» در واقع گفته‎ايم كه ما اين باور را مستقل از هرگونه دليل و استدلالي پذيرفته‎ايم.
كيركگارد، كساني را كه دين را به مدد قراين و براهين مي‎كاوند، تمسخر مي‎كند. شخصي كه حقيقتاً نگران وضع خويش است، هرگز هستي خود را در معرض مخاطره قرار نمي‎دهد؛ تا با مطالعه‌ي بيش‎تر و با يافتن قراين افزون‎تر تصميم بگيرد كه آيا خدا را قبول كند يا خير؛ بلكه او مي‎داند كه هر لحظه‎اي را كه بدون خدا سر كند ضايع شده است.[2] از نظر كيركگارد تناقض ايمان و عقل به اين معناست كه اعتقاد با استدلال نسبت عكس دارد: «هرچه دلايل كم‎تر باشد ايمان بهتر است. ايمان و استدلال نقيض يكديگرند. موضوع مهم، دانش واقعي نيست، بلكه فهمي عميق از خود و از وجود انسان است. مهم نيست كه چه مي‎دانيم؛ مهم آن است كه چگونه از خود عكس‎العمل نشان مي‎دهيم. او مي‎گويد: بدون خطر كردن، ايماني در كار نيست. ايمان دقيقاً تناقض ميان شور بي‎كران روح فرد، و عدم يقين عيني است. اگر من قادر باشم خداوند را به نحو عيني دريابم، ديگر ايمان ندارم؛ اما دقيقاً از آن رو كه قادر نيستم، بايد ايمان آورم.»[3]
به عقيده‌ي او ايمان، نوعي تعهد است؛ نوعي جهش است؛ مستلزم سرسپردگي به امر مطلق است. وي هم‎چنين ايمان را از مقوله‌ي ورزش مي‎دانست؛ زيرا هر چه تناقض ايمان و عقل بيش‎تر باشد، شخص در ايمان آوردن نيازمند زورآزمايي بيش‎تري است.
ايمان‎گروي دو قرائت دارد.[4] ويتگنشتاين با برداشتي معتدل از ايمان گروي، به «ايمان بدون تعقل» قايل شد. كيركگارد با نگرشي افراطي «ايمان علي‎رغم تعقل» را پيش نهاد. براي ايمان، نخست بايد از عقلانيت دست شست و سپس يك‎سره خطر كرد و ايمان آورد. از ديدگاه او ايمان و شكاكيت به خوبي با يكديگر جمع مي‎شوند.[5]
ايمان‎گروي ابعاد مختلفي دارد. از يك طرف قرائتي تجربي از ايمان ارائه مي‎دهد، و از سوي ديگر معتقد به تقدم ايمان بر معرفت است. از طرف سوم ايمان و شكاكيت را قابل جمع تلقي مي‎كند، و بالاخره با ديد انتقادي به مقوله‌ي ايمان مي‎نگرد. به اين ترتيب، ديدگاه ايمان گروانه و فيدئيستيك از زواياي گوناگون قابل نقد و ايراد است.
از همه‌ي اين‎ها گذشته، ايمان گروي امروز، منتقداني جدي پيدا كرده است. مخالفان، از جمله كي نيلسن، ايمان گرايي را با مشكلاتي مواجه ديده‎اند.[6] آنان با اعتقاد به اين‎كه دين صرفاً نوعي بازي زباني نيست، بر اين نكته پاي اصرار فشردند كه اگر فرض كنيم ايمان نوعي جهش است، پس چگونه انسان تصميم بگيرد كه به درون كدام ايمان فرو غلتد؟ كسي كه در جستجوي ايمان است و در اين مسير با چندين ديدگاه و طرز تلقي مواجه است، معقول آن است كه راه‎هاي پيش روي خود را دقيق وارسي كرده در نهايت يكي را برگزيند. پس لازم است قدري نيز خردورزي كند و از روش‎هاي عقلاني سود برد و ملاك‎هايي معقول براي ردّ يا قبول نظريات مختلف، نزد خود گرد آورد. از اين روي ايمان بدون تعقل و معرفت ميسور نيست.[1]. براون، كالين، فلسفه و ايمان مسيحي، ترجمه‌ي طاطه‎وس ميكائيليان، ص 134 ـ 131.
[2]. پترسون، مايكل، وديگران، عقل و اعتقاد ديني، ترجمه‌ي احمد نراقي و ابراهيم سلطاني، ص 80.
[3]. همان.
[4]. ر.ك: ايمان ديني در اسلام و مسيحيت، ص 130 ـ 19، درآمدي بر معرفت شناسي ديني و معاصر صص 367ـ361.
[5]. براون كالين، فلسفه و ايمان مسيحي، ترجمه طاطه‎وس ميكائيليان، ص 124.
[6]. Contemporary Perspectives on Religious Epistemology . ed : R. D. Geivett and B . Sweetman . PP . 116 - 128.


موضوعات مرتبط: ایمان شناسی
برچسب‌ها: ایمان شناسی
[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 8:17 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب