|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
تنزیل و منزّل كلمه «تنزیل» در پنج مورد بر قرآن اطلاق شده است؛ مانند: وَإِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ شعراء:192؛ «و به راستی كه آن قرآن فرود آمده از سوی خداوندگار جهانیان است».(2) و در پنج مورد «تَنْزِیلُ الْكِتابِ» به كار رفته است.(3) در برخی موارد به صورت مفعول مطلق ذكر شده است: تَنْزِیلاً مِمَّنْ خَلَقَ الأَْرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلی؛ طه:4؛ «(معارفی) فرود آمده از سوی كسی كه زمین و آسمانهای بلند را آفرید».(4) در پنج مورد اول نیز كه تنزیل بر خود قرآن اطلاق شده، معنای اسم مفعولی اراده شده است. در یك آیه هم واژه منزّل به كار رفته است: وَالَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْكِتَابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ؛ شعراء:114؛ «و كسانی كه به آنان كتاب (آسمانی) دادهایم، میدانند كه به راستی آن (قرآن) از سوی خداوندگارت به حق فرود آمده است». تنزیل از مادّه «نزول» به معنای فرود آمدن است و هیئت تفعیل دلالت بر كثرت دارد. كثرت نزول قرآن یا به لحاظ تعدد آیات و یا به لحاظ كثرت مراتب نزول است. وجه اخیر روشنتر و با موارد كاربرد «تنزیل» در قرآن سازگارتر است.(5) 1. بحث از كلام خداوند، در باب صفات و افعال الهی كتاب خداشناسی از مجموعه معارف قرآن، به اختصار مطرح گردیده است. 2. چهار مورد دیگر عبارتاند از: فصلت:2 و 42؛ واقعه:80 و الحاقه:43. 3. سجده:2؛ زمر:1؛ غافر:2؛ جاثیه:2 و احقاف:2. 4. آیات دیگری كه به صورت مفعول مطلق آمده از این قرار است: یس:5؛ اسراء:106 و دهر:23. 5. توضیح بیشتر این مطلب و فرق بین نزول، انزال و تنزیل كه در مورد قرآن به كار رفته است، در فصل بعد خواهد آمد. «نزول» در برابر صعود و عروج، گاهی در مورد محسوسات به كار میرود؛ یعنی جسمی از نقطة فوقانی به نقطهای كه پایینتر از آن قرار گرفته، منتقل شود، گاهی در امور اعتباری استعمال میشود؛ مانند كسی كه از مقام اعتباری بالاتری به مقام پایینتر تنزل كند؛ چنانكه گفته میشود: «نزل الملك عن عرشه» كه منظور، خلع یا كنارهگیری از مقام سلطنت است.(1) و گاهی در امور حقیقی غیر حسی به كار میرود؛ مانند نزولی كه به حقایق ماورای مادّه نسبت داده میشود. نزول قرآن كه از طرف خداوند متعال بر قلب پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نازل شده و از مقام علم الهی به مرحله الفاظ و مفاهیم بشری تنزل یافته از این سنخ نزول است؛ زیرا روشن است كه نزول قرآن به معنای حركت یك شیء جسمانی از یك مبدأ مادی به مقصد مادی دیگر یا به معنای تنزل مقام و اعتبار حقیقت قرآن نیست. آیات كلمه آیات به صورتهای مختلف در مورد قرآن به كار رفته است.(2) در آیه 58 سوره آل عمران میفرماید: ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَیْكَ مِنَ الآیَاتِ؛ «آن (حقایق) كه بر تو تلاوت میكنیم، از آیات (الهی) است». در بیست و سه مورد دیگر هم، ظاهراً مراد از آیات، قرآن است.(3) در هفت مورد «آیات الله» بر قرآن اطلاق شده است.(4) 1. ر.ك: اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح؛ احمد سیاح، فرهنگ سیاح، ذیل ماده نزل. 2. مانند الآیات، آیات، آیاته، آیات الله، آیات ربك، آیاتی، آیاتنا، آیات بینات، آیاتنا بینات، آیات الله مبینات، آیات مبینات. 3. بقره:219 و 266؛ آل عمران:118؛ مائده:75؛ انعام:46، 55، 65، 97، 105 و 126؛ اعراف:32، 58 و 174؛ توبه:11؛ یونس:5 و 24؛ رعد:2؛ نور:18، 58 و 61؛ روم:28 و حدید:17. 4. بقره:252؛ آل عمران:101 و 108؛ قصص:87؛ احزاب:34 و جاثیه:6 و 8. 5. بقره:61؛ آل عمران:70 و 199؛ نساء:140؛ انعام:33 و 157؛ اعراف:26؛ توبه:9؛ یونس:95؛ نحل:104، 105؛ زمر:63 و مؤمن:4، 35، 56، 63 و 69. در هفده مورد دیگر نیز ظاهراً منظور قرآن است.(5) در پنج مورد دیگر، كلمه آیات به «رب» اضافه و بر قرآن اطلاق شده است.(1) در چهار مورد ظاهراً منظور از كلمه «آیاتی» قرآن است؛(2) چنانكه در هفده مورد دیگر ظاهراً مصداق «آیاته» قرآن است.(3) «آیه» به معنای نشانه و علامت(4) است و بر ساختمان و برج مرتفع نیز اطلاق میشود؛(5) چنانكه در آیه 128 سوره شعراء میفرماید: أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِیع آیَةً تَعْبَثُونَ؛ «آیا بر هر تپهای برجی میسازید كه (در آن) بیهودهكاری كنید». و نیز به چیزی كه مایه پند و اندرز باشد،(6) آیه گفته میشود؛ مانند آیه 92 سوره یونس: فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آیَةً؛ «پس امروز بدنت را نجات میدهیم تا برای آیندگان مایه عبرتی باشی». آیات الهی اموری هستند كه به وجود آفریدگار، قدرت، حكمت، عظمت و سایر صفات علیای او گواهی دهند؛ از این رو بر همه آفریدگان اطلاق میشود. قرآن شریف در موارد زیادی پس از ذكر پدیدههای جهان آفرینش میفرماید: إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیات؛ «به راستی كه در آن (پدیدههای شگفت جهان) نشانههایی (برای خدا و صفات او) است».
1. كهف:57 و 105؛ مؤمنون:58؛ فرقان:73 و جاثیه:11. 2. بقره:41؛ مائده:44؛ اعراف:146 و زمر:58. 3. مانند: بقره:187. 4. ر.ک: خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ذیل ماده «أیا» و محمد بن منظور، لسان العرب، ذیل ماده «ایی». 5. ر.ك: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل ماده ایّ (ایی). 6. ر.ك: سعید الخوری الشرتونی، اقرب الموارد. امور خارقالعاده و معجزات انبیا نیز بهخصوص «آیات» نامیده شدهاند؛ زیرا هم دلالت روشنتری بر قدرت و عظمت الهی دارند و هم نشانه صدق انبیا در دعوی نبوتاند كه در برخی آیات به آن اشاره شده است؛ مانند آیه 50 سوره مؤمنون: وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ آیَةً؛ «و (عیسی) فرزند مریم و مادرش را نشانهای قرار دادیم». و آیه 101 سوره اسراء:وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى تِسْعَ آیَاتٍ بَیِّنَات؛ «و به تحقیق ما به موسی نُه نشانه روشن دادیم». معاندان گاهی نشانهای مطالبه میكردند كه هر بینندهای را ناچار به قبول كند. قرآن با اشاره به اینان میفرماید: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ؛ شعراء:4؛ «اگر بخواهیم بر آنان از آسمان نشانهای فرو میفرستیم كه در برابر آن كاملاً تسلیم شوند». حكمت الهی، اقتضا دارد كه باب اختیار به روی مردم باز باشد. هر كس بخواهد راه درست و هر كس بخواهد گمراهی را برگزیند؛ وگرنه خدا میتوانست چنان اعجاز عظیم و مهیبی را از آسمان ظاهر كند كه چارهای جز تسلیم در برابر حق نداشته باشند. از جمله موارد كاربرد «آیه» در قرآن، اطلاق آن بر قرآن مجید است كه در موارد زیادی، چنانكه اشاره شد، بر این كتاب به لحاظ قطعات و جملاتش، «آیات الله» اطلاق شده است؛ بنابراین، آیات الهی را میتوان به «تشریعی» و «تكوینی» تقسیم كرد: آیات تشریعی، خود قرآن كریم و دیگر كتابهای آسمانی است، و آیات تكوینی به دو دسته عادی و خارقالعاده یا آیات به معنای عام و خاص منقسم میشوند. آیات به معنای عام، شامل همه پدیدههای جهان و آیات به معنای خاص در بردارنده امور خارق عادت و معجزات پیامبران است. موضوعات مرتبط: قرآن شناسی برچسبها: قرآن شناسی [ جمعه هفتم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:42 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||