|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
قول خداوند در آیه 68 سوره مؤمنون میفرماید: أَفَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ یَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِینَ؛ «آیا در آن گفتار (قرآن) نیندیشیدهاند یا برای آنان چیزی آمده كه برای پدران پیشینشان نیامده است؟» منظور از «القول» در این آیه، قرآن است؛ چنانكه ظاهراً مراد از آن در آیه 51 سوره قصص نیز خصوص قرآن است: وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَكَّرُونَ؛ «به راستی كه گفتار وحیانی را پیاپی برایشان نازل كردیم؛ بدان امید كه پند پذیرند». احتمالاً مراد از «القول» در آیه 18 سوره زمر نیز قرآن است: الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ 1. سه مورد دیگر عبارتاند از: كهف:6، واقعه:81 و قلم:44. 2. ر.ک: خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین؛ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح؛ احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة و محمد بن منظور، لسان العرب، ذیل ماده حدث. الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ؛ «آنان كه گفتار را میشنوند، پس بهترینش را پیروی میكنند». از این نكته نباید نگران بود و آن را بعید دانست كه با وجود لزوم پیروی از همه قرآن، چگونه در این آیه، كسانی را كه از بهترین آن پیروی میكنند، ستوده است؛ زیرا در آیه 55 از همین سوره: فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ؛ «و از بهترین چیزی كه از سوی خداوندگارتان به سوی شما فرود آمده، پیروی كنید»، به پیروی از بهترین آنچه از طرف خدا بر شما نازل شده، فرمان میدهد؛ چنانكه در آیه 145 سوره اعراف، خطاب به حضرت موسی(علیه السلام) میفرماید: وَأْمُرْ قَوْمَكَ یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها؛ «و به قومت دستور ده كه نیكوترین آنها (لوحههای وحیانی) را بگیرند (برگزینند و عمل كنند)»؛ در صورتی كه اخذ به همه تورات بر بنیاسرائیل لازم بوده است. شاید منظور از (احسنه) محكمات قرآن باشد كه در مقابل متشابهات قرار دارد و بیماردلان از آنها پیروی میكنند: فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ؛ آل عمران:7؛ «اما آنان كه در دلهاشان انحرافی است (بیماردلاند) آیات متشابه قرآن را پی میگیرند». شاید ذكر (احسن) به لحاظ فضیلت بعضی از احكام باشد؛ چنانكه مثلاً حكم قصاص و عفو، هر دو در قرآن آمده و عمل به هر یك از آن دو جایز است، ولی عفو، احسن و افضل است.(1) كلمه «قول» در چند مورد دیگر نیز بر قرآن اطلاق شده است. در آیه 5 از سوره مزّمّل میفرماید: إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْكَ قَولاً ثَقِیلاً؛ «ما به راستی، بر تو گفتار سنگینی را میافكنیم»؛ كه ظاهراً در اینجا منظور بخشی از قرآن است. در آیه 13 از سوره طارق میفرماید: إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ؛ «به راستی كه قرآن گفتاری فیصله دهنده است». در آیه 40 سوره حاقّه میفرماید:إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُول كَرِیم؛ «به راستی كه قرآن گفتار فرستاده ارجمندی است»؛ و منظور از «رسول» پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) یا جبرئیل است و همین جمله در آیه 19 سوره تكویر نیز آمده كه منظور از «رسول» در آنجا نیز به قرینه آیات بعد، جبرئیل است. 1. علاوه بر آنچه گفتیم، مفسران وجوه دیگری نیز ذكر كردهاند. قرآن كلمة «القرآن» پنجاه بار در قرآن آمده كه در همه موارد، منظور همین كتاب شریف است؛ مانند: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ؛ بقره:185؛ «ماه رمضان كه قرآن در آن نازل شده است».(1) كلمه «قرآن» بدون الف و لام نیز سیزده بار در مورد این كتاب به كار رفته است.(2) در هفت مورد دیگر كلمه قرآن به كار رفته كه در سه مورد مراد، مطلق خواندنی و در چهار مورد دیگر به معنای مصدری (خواندن) آمده است.(3) «قرآن» در لغت به معنای خواندنی است. این رأی كه قرآن از مادّه «قرن» گرفته شده و همزة آن زاید است وجه قابل اعتنایی نیست(4) و شاید نظیری برای آن نتوان یافت. بهعلاوه این لفظ در خود قرآن در چند مورد به معنای خواندنی به كار رفته است. واژه قرآن در آغاز به صورت وصف در مورد این كتاب آسمانی به كار رفته؛ ولی به تدریج جنبه عَلَمیّت پیدا كرده است. ظاهراً در اطلاق كلمه «قرآن» بر این كتاب، عنایتی جز اینكه الفاظی خواندنی است، منظور نیست؛ چنانكه در اطلاق كلمه «كتاب» معنایی جز آیات نوشتنی یا نوشته شده در لوح محفوظ، مد نظر نیست. برای این وصف وجوه دیگری را میتوان ذكر كرد: 1. اصل مادّه «قرأ» به معنای جمع است، و قُرء به ایامی گفته میشود كه خون حیض 1. سایر موارد عبارتاند از: نساء:82؛ مائده:101؛ انعام:19؛ اعراف:204؛ توبه:111؛ یونس:37؛ یوسف:3؛ حجر:87 و 91؛ نحل:98؛ اسراء:9، 41، 45، 46، 60، 82، 88، 89؛ كهف:54؛ طه:2 و 114؛ فرقان:30 و 32؛ نمل:1، 6، 76 و 92؛ قصص:85؛ روم:58؛ سبأ:31؛ یس:2؛ ص:1؛ زمر:27؛ فصلت:26؛ زخرف:31؛ احقاف:29؛ محمد:24؛ ق:1 و 45؛ قمر:17، 22، 32 و 40؛ رحمن:2؛ حشر:21؛ مزمل:4 و 20؛ دهر:23 و انشقاق:21. 2. یوسف:2؛ حجر:1؛ اسراء:106؛ طه:113؛ یس:69؛ زمر:28؛ فصلت:3 و 44؛ شوری:7؛ زخرف:3؛ واقعه:77؛ جن:1 و بروج:21. 3. یونس:15، 16؛ رعد:31؛ اسراء:78 دو بار و قیامه:17، 18. 4. نظیر این وجه است دیدگاهی كه میگوید: واژه قرآن اسمی جامد و عَلَم برای قرآن است؛ مانند تورات و انجیل؛ یا آنكه مأخوذ از قرائن است و یا اینکه از قَرَء به معنای «اَلْقی» گرفته شده است. برای آگاهی از دیدگاهها در این زمینه ر.ك: بدرالدین محمد بن عبدالله زركشی، البرهان فی علوم القرآن، ج1، ص 348، 349 و جلالالدین عبدالرحمن سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، النوع السابع عشر، ج 1، ص 181، 182. در رحم زن جمع میشود. و قرآن، صفت مشبهه بر وزن فعلان به معنای «جامع» یا مصدر و به معنای «جامع» یا «مجموع فیه» است و نامیده شدن قرآن به این نام، به لحاظ جامعیت آن نسبت به همه مطالبی است كه بشر به آنها نیاز دارد.(1) ولی ظاهر برخی آیات،(2) نیز ذكر كلمه قرآن بعد از «جمع» در آیه 17 سوره قیامه این وجه را تأیید نمیكند: إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ؛ «به راستی گردآوری و خواندن آن (قرآن) بر عهده ماست».(3) 2. انتخاب نام قرآن برای این كتاب شاید بدان لحاظ بوده است كه چیزی شایسته و بایسته خواندن است و مردم باید پیوسته متوجه خواندن آن باشند و نباید آن را متروك بگذارند. این امر، زمینه متواتر شدن قرائت قرآن را فراهم و مصونیت آن را از تحریف تضمین میكند.(4) 3. این كتاب مرتبهای از كلام، بلكه علم الهی است و مقام حقیقی آن بسی بالاتر از آن است كه به صورت الفاظ درآید؛ ولی خدای متعال بر مردم منت نهاد و آن را چندان تنزل داد تا به صورت الفاظ خواندنی درآمد، و اطلاق نام قرآن بر آن برای آگاهی دادن به این مطلب است؛ چنانكه در آیه 3 زخرف میفرماید: إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ «به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم تا شما آن را (بفهمید) درك كنید».(5) 4. این وصف، بدان جهت است كه این كتاب را خداوند متعال برای پیامبر(صلى الله علیه وآله) خوانده است؛ چنانكه در سوره قیامه آیه 18: فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ؛ «پس آنگاه كه آن 1. ر.ك: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل ماده قرأ؛ محمد عبدالله درّاز، النبأ العظیم: نظرات جدیدة فی القرآن، ص12، پانوشت شماره 4، 5. 2. نظیر این آیات: إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(زخرف:3)؛ وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ (رعد:31)؛ قَالَ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هَـذَا (یونس:15)؛ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِیًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ (فصلت:44). 3. زیرا مطابق ظاهر آیه «وقرآنه» عطف تفسیری بر « جمعه» نیست و اصل در کلام فصیح هم عدم عطف تفسیری است و هیچ شاهد متقنی هم بر این مطلب وجود ندارد. 4. ر.ك: محمد عبدالله درّاز، النبأ العظیم: نظرات جدیدة فی القرآن، ص13. 5. ر.ك: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج 18، ص 83. را خواندیم، خواندش را پی گیر» و در سوره اعلی آیه 6 میفرماید:سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسی؛ «به زودی (با الهام قرائت به تو) تو را به خواندن (آیات خود) وامیداریم، پس فراموش نخواهی كرد». در موارد دیگری همین معنا با تعبیر تلاوت بیان شده است؛ مانند آیه 252 بقره: تِلْكَ آیَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْكَ بِالْحَقِّ؛ «آن آیات الهی است. ما آنها را به حق بر تو تلاوت میكنیم». و از آن استفاده میشود كه این كتاب شریف، با همین الفاظ خاص بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده است؛ نه اینكه فقط معنای آنها به قلب مباركش القا شده و الفاظش از خود آن حضرت باشد.(1) در میان این وجوه، دو وجه اخیر نزدیكتر به واقع به نظر میرسند. 2. عناوین بیانگر از سوی خدا بودن قرآناین دسته از عناوین بر این حقیقت تأكید دارند كه بیشك این كتاب انتساب به خدا دارد و از طرف او نازل شده است: كلام الله و كلمات الله تعبیر كلام الله در سه مورد در قرآن آمده است: الف) آیه 75 سوره بقره: وَقَدْ كانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ كَلامَ اللّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ؛ «با آنكه گروهی از ایشان سخن خدا را میشنیدند؛ سپس آن را بعد از فهمیدنش تحریف میكردند» و مصداق آن، تورات است؛ ب) آیه 6 سوره توبه: وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتّی یَسْمَعَ كَلامَ اللّهِ؛ «و اگر یكی از مشركان از تو پناه خواست، پناهش ده تا سخن خدا را بشنود» و مصداق آن قرآن است؛ ج) آیه 15 سوره فتح: یُرِیدُونَ أَنْ یُبَدِّلُوا كَلامَ اللّهِ؛ «میخواهند سخن خدا را دگرگون سازند» و منظور، كلام خاصی است كه خدای متعال درباره منافقان فرموده است. در آیه 27 سوره كهف واژه كلمات بر قرآن اطلاق شده است: وَاتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ؛«و آنچه را كه از كتاب خداوندگارت به تو وحی شده، بخوان. برای كلمات او تبدیل كننده (و دگرگون سازندهای) نیست». 1. ر.ك: همان، ج 1، ص 17. در آیات قرآن، كلمات و كلام در مورد غیر قرآن نیز به كار رفته و در تفسیر آن، بحثها و آرای مختلفی وجود دارد؛ ولی از آنجا كه مقصود از كلام و كلمات در مورد قرآن روشن است به توضیح و تفسیر آن نمیپردازیم.(1) موضوعات مرتبط: قرآن شناسی برچسبها: قرآن شناسی [ جمعه هفتم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:37 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||