|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
كتاب و كتب كلمة «الكتاب» در چهل و هفت مورد بر قرآن اطلاق شده است؛ مانند: ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدی لِلْمُتَّقِینَ؛ بقره:2؛ «آن كتاب كه تردیدی در آن نیست رهنمودی برای پرهیزكاران است».(1) در نُه مورد دیگر در ظاهر و یا بنابر احتمال، مراد از الكتاب «قرآن» است.(2) همچنین چهار بار لفظ «كتاب الله»(3) وارد شده است كه در دو مورد(4) غیر قرآن مد نظر است. در آیه 36 توبه به صورت قطعی و در آیه 29 فاطر به صورت احتمالی مقصود از «كتاب الله» قرآن است. در یك مورد (كهف:27) نیز منظور از «كتاب ربك» قرآن است. در شانزده مورد لفظ كتاب به صورت نكره بر قرآن اطلاق شده است(5) و در یك مورد هم (فصلت:41) به «عزیز» و در دو مورد (مائده:15 و نمل:1) به مبین توصیف شده است. در آیه سوم سوره بیّنه نیز «كتب» به صورت جمع بر قرآن اطلاق شده است: فِیهَا كُتُبٌ قَیِّمَةٌ؛ «در آن صحیفهها نوشتههای استواری است». «كتاب» مصدر است و لغتشناسان معنای اصلی آن را گرد آوردن(6) و ثبت كردن دانستهاند، ولی در كاربرد رایج آن، به معنای نوشتن و نیز نوشته (معنای اسم مفعولی) به كار میرود(7) كه منظور خداوند از واژه كتاب در مورد قرآن معنای اخیر (نوشته) است. 1. سایر موارد عبارتاند از: بقره:176 و 231؛ آل عمران:7 دو بار؛ نساء:105، 113، 127 و 136 دو بار، 140؛ مائده:48؛ انعام:114؛ اعراف:196؛ یونس:1 و 37؛ یوسف:1؛ رعد:1؛ حجر:1؛ نحل:64 و 89؛ كهف:1؛ مریم:16، 41، 51، 54 و 56؛ شعراء:2؛ قصص:2 و 86؛ عنكبوت:45، 47 و 51؛ لقمان:2؛ سجده:2؛ فاطر:31، 32؛ زمر:1، 2 و 41؛ مؤمن:2؛ شوری:17 و 52؛ زخرف:2؛ دخان:2؛ جاثیه:2 و احقاف:2. 2. این نه مورد عبارتاند از: بقره:129، 151 و 177؛ آل عمران:119 و 164؛ اعراف:170؛ احزاب:6؛ مؤمن:70و جمعه:2. 3. انفال:57؛ توبه:36؛ احزاب:6 و فاطر:29. 4. انفال:57 و احزاب:6. 5. بقره:89؛ مائده:15؛ انعام:92 و 155؛ اعراف:2 و 52؛ هود:1؛ ابراهیم:1؛ نمل:1؛ ص:29؛ فصلت:3 و 43؛ احقاف:12 و 30؛ انبیاء:10 و زمر:23. 6. به همین دلیل برخی گفتهاند واژه كتاب در آنجا كه بر قرآن اطلاق شده است به معنای چیزی است كه جامع است. چون قرآن انواع داستانها، نشانهها، احكام و اخبار را به طرق ویژهای گرد آورده است (بدرالدین محمد بن عبدالله زركشی، البرهان فی علوم القرآن، ج 1، ص347). 7. ر.ك: احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة؛ محمد بن احمد ازهری، تهذیب لللغة؛ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح؛ تاج اللغة و صحاح العربیة و راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن؛ ذیل ماده کتب. راز نامگذاری قرآن به كتاب در اینجا این سؤال پیش میآید كه این وصف به چه مناسبت بر قرآن اطلاق شده است؟ آیا این واژه پس از نوشته شدن آیات، درباره قرآن به كار رفته است یا پیش از آن؟ و در صورت دوم چگونه بر الفاظ و عبارات نانوشته، واژه كتاب اطلاق شده است؟ مفسران و محققان علوم قرآنی دیدگاههای مختلفی در این باب مطرح كردهاند. برخی اطلاق كتاب بر قرآن را حقیقی دانسته و گفتهاند آیاتی كه در آنها واژه كتاب در مورد قرآن به كار رفته است زمانی نازل شده كه بخشی از آیات قرآن نوشته شده بود و به این لحاظ واژه كتاب بر قرآن اطلاق شده است. هرچند این دیدگاه با روایات منقول درباره ترتیب نزول سورهها(1) سازگار است؛ زیرا مطابق این روایات ـ با صرفنظر از آیه سوم سوره بیّنه كه در آن كتاب ناظر به لوحههای آسمانی قرآن است ـ اولین آیهای كه در آن، لفظ كتاب بر قرآن اطلاق شده آیه 29 سوره ص است كه پس از نزولِ بیش از سی و پنج سوره از قرآن نازل شده است و به طور طبیعی مسلمانان آیات پیشین را حفظ كرده و نوشته بودند؛ ولی این برداشت مبتنی بر یك حدس است و دلیلی بر اثبات آن در دست نیست. بهعلاوه، اگر چنین دلیلی هم در كار باشد معلوم نیست كه اطلاق كتاب بر قرآن به این جهت باشد كه بخشی از آن نوشته شده است. برخی دیگر معتقدند كه این كاربرد مجازی است و به لحاظ آنكه در آینده نوشته خواهد شد (به قرینة اَوْل و مشارفت)(2) و یا به لحاظ آنكه باید نوشته شود(3) این واژه بر قرآن اطلاق شده است. 1. زركشی این روایات را منقول از راویانی میداند كه مورد اعتمادند (ر.ك: بدرالدین محمد بن عبدالله زركشی، همان، ص 250). 2. اَول به معنای بازگشتن و منجر شدن، و مشارفت به معنای نزدیك بودن است. این اصطلاح ادبی بیانگر مناسبتی است كه به جهت آن مجازگویی نموده و چیزی را به نام آنچه در آینده خواهد شد نامگذاری میكنند؛ مانند نامیده شدن مرد بیگانه به همسر در آیه « حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجًا غَیْرَهُ؛ بقره:230؛ تا با همسری دیگر ازدواج كند»، در صورتی كه هنوز به عقد نكاح او درنیامده تا زوج او باشد. 3. ر.ك: شهابالدین محمود آلوسی، روح المعانی، ج 1، ص 175، ذیل آیه دوم سورة بقره. این دیدگاه برخلاف ظاهر آیات است و دلیلی بر آن نداریم، ولی میتوان گفت كه كتاب به معنای مكتوب شأنی، یعنی نوشتنی: «ما من شأنه ان یُكتب» است.(1) چنانكه قرآن به معنای خواندنی: «ما من شأنه ان یُقرأ» و اله به معنای پرستیدنی: «ما من شأنه ان یُعبد» است.(2) وجه دیگر برای اطلاق «كتاب» بر قرآن، این است كه مراد، مكتوب بودن قرآن در «لوح محفوظ» و «كتاب مكنون» است؛ در این صورت شناخت كیفیت آن به شناخت لوح محفوظ بستگی دارد تا معلوم شود كه چه سنخ كتابتی با آن مناسبت دارد. صحف «صحف» جمع صحیفه است؛ اصل این ماده دلالت بر انبساط و وسعت در شیء دارد و بر این اساس صحیفه به معنای شیء گسترده است.(3) در آیات قرآن، صحیفه به معنای «كتاب» بسیار نزدیك است، و منظور از آن لوحههای نورانی و غیر مادی است كه مفاد وحی بر آنها ثبت شده است. چگونگی لوحهها و چگونگی ثبت وحی الهی بر آنها برای ما روشن نیست. كلمه صحف در دو جای قرآن در مورد این كتاب بزرگ به كار رفته است: نخست آیه 13 و 14 سوره عبس كه میفرماید: فِی صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ؛ «در صحیفههایی ارجمند، والا و پاك». صحف در اینجا ظرف قرآن قرار گرفته است. دوم آیة شریفة رَسُولٌ مِنَ اللّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً؛ بینه:2؛ «فرستادهای از سوی خدا كه صحیفههایی پاك را تلاوت میكند». در اینجا صحف بر اجزای قرآن اطلاق شده است.(4) 1. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 19، ص 171. 2. با این تفسیر این گونه اشكالها بهخصوص اشكالی كه درباره اله وجود دارد كه منظور از آن معبود به حق است یا مطلق معبود، پاسخ روشنتری مییابد. برای توضیح بیشتر ر.ك: محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ج 1، بخش خداشناسی، ص22. 3. ر.ک: احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ماده صحف؛ نیز راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، همان ماده. 4. در تفسیر المیزان در ذیل این آیه آمده است: والصحف جمع صحیفة و هی ما یكتب فیها و المراد بها اجزاء القرآن النازلة و قد تكرر فی كلامه تعالی اطلاق الصحف علی اجزاء الكتب السماویة و منها القرآن الكریم (سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج 20، ص 478). حدیث و احسن الحدیث كلمه «حدیث» در چهار مورد بر قرآن اطلاق شده است؛ مانند فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِینَ؛ طور:34؛ «پس سخنی همانند آن را بیاورند اگر راستگویاناند».(1) همچنین احتمالاً مقصود از حدیث در آیه 185 سوره اعراف و 50 مرسلات، قرآن است؛ اما وصف «احسن الحدیث» كه فقط در آیه 23 سوره زمر آمده، حتماً در مورد قرآن است. واژه «حدیث» به دو معنا به كار میرود: یكی به معنای تازه و جدید، و دیگری به معنای سخن و كلام؛ گرچه اصل و ریشه این واژه به معنای «تازه» است(2) و شاید در كلام هم به همین عنایت كه اجزای آن، یكی پس از دیگری و تازه به تازه به وجود میآید، استعمال شده است. این واژه، در مورد خواب دیدن نیز به لحاظ آنكه نوعی گفتوگو است، به كار میرود؛ ولی در كاربرد فعلی آن، عنایتی به تازه بودن مفهوم و مضمون كلام نیست؛ بنابراین، «حدیث» هنگامی كه در مورد قرآن به كار میرود، به معنای «سخن» و «احسن الحدیث» به معنای بهترین سخن است.
موضوعات مرتبط: قرآن شناسی برچسبها: قرآن شناسی [ جمعه هفتم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:34 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||