|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
ساختارهای استبدادی و سلطنتیگذشته از ساختار سیاسی استعمار شدگی، ساختار سیاسی دیگری که در زمان پهلوی از اهمیت برخوردار است، وجود نظام پادشاهی و مونارشیک است. نظام پادشاهی که امروز از مهم ترین نمونه های حکومت استبدادی به شمار می آید، با فرهنگ سیاسی معطوف به خود مورد توجه پژوهشگران فرهنگ سیاسی بوده است. ویژگی های ساختار سیاسی پادشاهی و استبدادیتملق و چاپلوسیاز جمله ویژگی های مهمی که به عنوان تابعی از ساختار سیاسی پادشاهی و استبدادی فراوان به آن توجه شده، رشد فرهنگ تملق و چاپلوسی در هیأت حاکم و حتب جامعه است. در تبیین این مسأله، چاپلوسی و تملق را همزاد و همراه استبداد دانسته اند. با سر بر آوردن هر صاحب قدرتی، لاف زنان هم آب به آسیاب استبدادش ریخته اند و زمانی که شمار متملقان فزونی گرفته، خودسری و کژاندیشی آن مستبد بیشتر شده است. آنان با ستایش های گزاف، مستبدان را در حصاری از نیرنگ و فریب گرفتار کرده و از حقایق پیرامون بیگانه می سازند. اندک اندک، صراحت و صداقت خوار می شود و راستگویان و خیرخواهان جز انزوا و گوشه گیری راهی پیش روی خود نمی بینند. فرد مستبد هم دیگر جز تمجید و تحسین نمی پسندد و شنیدن حقیقت را تاب نمی آورد. او چنین گمان می کند که بیش از همه می داند و به رأی و مشورت کسی نیاز ندارد. چاپلوسان، خودکامگان را در چاه عمیقی که خود کنده اند، دفن می کنند و با آشکار شدن اولین نشانه های سستی و فتور در پایه های قدرت مستبد، به سرعت از گرد او پراکنده می شوند تا دیکتاتوری تازه از راه رسیده را به سرنوشتی مشابه دچار کنند. این موضوع را حتی می توان در برخی تفسیر هایی که هیأت حاکم پهلوی از انقلاب سال 57 داشت نیز مشاهده کرد. فریده دیبا مادر فرح پهلوی در این باره می نویسد، بوسیدن دست و پای محمدرضا و اطلاق القاب و اسامی پر طمطراق از زمان روی کار آمدن او در شهریور 1320 شروع شده بود، اما از دوران حکومت دکتر اقبال به بعد اوج گرفت و در دوران نخست وزیری هویدا به منتهی درجه خود رسید. در این سال های پایانی عمر سلطنت، به خصوص بعد از سال های 1350 و بعد از جشن های دو هزار و پانصد ساله، محمدرضا دیگر خودش را یک آدم زمینی و مانند دیگران نمی دید. در مناسبت های مختلف، حتی در مجامع و محافل و ملاقات های عمومی، خود را یک انسان ویژه و نظر کرده که مورد حمایت نیرو های ماورای زمینی است، معرفی می کرد و می گفت که مطمئن است که نیرو های ماوراءالطبیعی رسالت شاهنشاهی را بر دوش او گذاشته اند. محمدرضا همه منتقدان خود و خانواده اش را توده ای و مارکسیست می نامید. به همین دلیل، حتی من و دخترم هم که بیش از دیگران به او نزدیک بودیم، به خاطر آن که متهم به طرفداری از توده ای ها و مارکسیست ها نشویم، کم کم چشم خود را بر روی اعمال و رفتار خواهران و برادران محمدرضا بستیم و سعی کردیم همه چیز را نادیده بگیریم. برای نمونه اقبال در دوران صدارت خود در ملاءعام خود را «غلام اعلاحضرت» معرفی کرد. او یک بار در حضور دوست قدیمی اش به یک لیوان آب اشاره کرد و گفت:«من این لیوان آب را بدون اجازه اعلاحضرت نمی نوشم.» اقبال در روزی که حسین پیرنیا نماینده مجلس در مقام استیضاح دولت برآمد، خطاب به او گفت:«فقط در صورتی که شاهنشاه اجازه فرمایند، به استیضاح شما جواب خواهم داد.» جالب تر آن که وقتی ابوالحسن عمیدی نوری یکی از وکلای مجلس در پی نطق اقبال «احسنت» گفت، وی جواب داد:«من اصلا به احسنت شما وکلا احتیاجی ندارم.» اقبال که در پی این افراط ها به شهرت رسیده بود و مدعی بود:«شاه ظل الله است و همه باید از او اطاعت کنیم.» در پاسخ به سناتوری که به یکی از لوایحی که منتسب به شاه بود، ایراد گرفت، گفت:«مملکت مال اعلاحضرت است و ما به هیچ کس اجازه نمی دهیم درباره تصمیمات ایشان اظهار نظر کند.» ابوالحسن ابتهاج، رئیس بانک ملی ایران در زمان پهلوی، می نویسد:«در تاریخ 15 بهمن 1327 وقتی به شاه سوء قصد شد، کسانی که به دیدن شاه می آمدند با گریه و زاری خود را روی پای او می انداختند، از آن جمله یکی هم هژیر بود.» درباره حسین اعلاء نیز گفته می شود که وی در مراسم افتتاح باشگاه لاینز (باشگاه شیران) که ریاست عالی آن با شاه بود، خطاب به شاه گفت:«اعلاحضرتا تا ما همه شیریم و شما سر شیر.» امیرعباس هویدا در اظهاراتش از شاه به عنوان پدر تاجدار و ناجی ملت نام برد و می گوید:«در کشور های غربی زیاد بحث و گفت و گو می کنند. در ممالک خارجی برای یک تصمیم گیری ساده، مدت ها در مجلس مجادله می شود و چندین دور رأی گیری به عمل می آید، در حالی که ما این جا فقط به حضور شاهنشاه می رسیم. نظر مبارکشان را می پرسیم و سپس به آن عمل می کنیم.» موضوعات مرتبط: حکومت شناسی برچسبها: حکومت شناسی [ جمعه یازدهم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||