
آسیب شناسی جایگاه رفیع نمازجمعه
مقدمه:
نماز جمعه یکی از عبادات است که دارای جهات مختلف عبادی، سیاسی و اجتماعی است آثاری چون: تقویت روح همبستگی اسلامی و رشد ابعاد اجتماعی اسلام؛ ایجاد وحدت و الفت بیشتر .؛ اصلاح و تزکیه فرد و جامعه و آموزش احکام اسلامی می باشد.
در این مقاله با عنوان آسیب شناسی جایگاه رفیع نمازجمعه به مطالبی نظیر:سیر تاریخی نمازجمعه،ضرورت آسیب شناسی، آشنایی به اطلاعات روز، دنیاگرایی و تجمل خواهی وتضاد رفتار و گفتار و دخالت سلیقه در امور اجتماعی و سیاسی و بکارگیری روش های تبلیغی استکباری اشاره می کنیم .
و در ادامه به، حاکمیت جلب منافع بر اصل مصالح فتنه های اجتماعی و اقناع مردم در پاسخگویی، تقویم خوانی و تکرار حرف های رهبری، تجدید نظر در ائمه جمعه، تقویت سامانه اعتلای فرهنگی، تذکر منصفانه و پوپولیست نبودن امام جمعه می پردازیم.
آسیب شناسی جایگاه رفیع نمازجمعه
سیر تاریخی نمازجمعه
در عرصه تاریخ، نهادهای سیاسی- اجتماعی، بیشترین تأثیر را در ساخت و ساز تمدن داشته اند- تمدن اسلامی نیز از این قاعده جدا نبوده است و از روزهای نخست شکل گیری جامعه اسلامی در مدینته النبی، فریضه نمازجمعه نقش بسزایی در شکل گیری فرهنگ و تمدن اسلامی ایفاء کرده است.
به خاطر همین نقش است که نمازجمعه یکی از شئون حکومت ولائی بشمار آمده و در سده های نخست تاریخ اسلام، پیامبر اکرم(ص) و پس از آن حضرت، حاکمان جامعه، خود مستقیماً به اقامه نمازجمعه می پرداختند و بهترین تصمیمات و برنامه های حکومتی را به آگاهی مردم می رساندند.
مجموعه های فرهنگی ارزشمندی که به یادگار مانده، از جمله قسمت هایی از نهج البلاغه، حاصل خطبه های نمازجمعه است که ایراد می شده، البته نمازجمعه در جامعه تشیع فراز و نشیب های سنگینی را تجربه کرده است.
در عصر ائمه(ع)، شیعه همواره در برابر حاکمان، موضع انتقادی داشته اند، زیرا ائمه جمعه را مشروع و عادل نمی دانستند. در عصر غیبت همین وضعیت ادامه یافت، ضمن آن که برخی از فقیهان، نمازجمعه را از مناصب خاص امام معصوم حاضر می دانستند که با غیبت، موضوع آن منتفی شده است.
نخستین باری که نمازجمعه به صورت گسترده رواج یافت و پس از آن بار دیگر به رکود کشیده شد، دوران حکومت صفویه است، در این دوران (صفویه) محقق کرکی خود نمازجمعه را اقامه می کرد و برای سایر شهرها امام جمعه منصوب می کرد و رساله های زیادی درباره نمازجمعه نگاشته شد.
در میان اهل سنت نمازجمعه همواره رونق بسزایی داشته و همه متدینین به اقامه آن می پردازند. باتوجه به این که در مذاهب فقهی اهل سنت، مسافت خاص را شرط نمی دانند، در همه مساجد، نمازجمعه اقامه می شود.
در جامعه اهل سنت، نمازجمعه از فراز و نشیب های جامعه تشیع به دور بوده و گسست تاریخی نداشته است، از این رو تبدیل به نهاد فرهنگی عمیقی شده که همه خود را ملزم به شرکت در آن می دانند.انقلاب شکوهمند اسلامی، تحولات عظیمی در ایران اسلامی ایجاد کرد.
از جمله خلق صحنه های پرشکوه نمازجمعه. در دهه نخستین انقلاب اسلامی، حضور گسترده اقشار مختلف جامعه به خصوص جوانان، اقتدار انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را به نمایش می گذاشت.
بی شک نمازجمعه در این دوره اگر نگوئیم مهم ترین، اما یکی از اساسی ترین سنگرهای پاسداری از نظام و حفظ ارزش های دینی در میان جوانان بوده است، به خاطر همین نقش است که دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران، بیشترین تلاش و هجمه را در ناکارآمد ساختن آن بکار برده اند.
از آن جا که این مقاله در پی آسیب شناسی نمازجمعه است، ضمن اعتراف به تأثیر نقشه های دشمن، از زاویه دیگر به موضوع نگریسته و تلاش دارد با نگاهی انتقادی، رفتارهای خودی را مورد کنکاش و بررسی قرار دهد.
از این رو به بررسی آسیب هایی می پردازد که منشاء آن می تواند روحانیت بگونه عام و ائمه جمعه به صورت خاص باشد.
ضرورت آسیب شناسی
نمازجمعه کهن ترین نهاد تبلیغی در جامعه اسلامی است و مهم ترین وسیله ارتباطی امام جمعه با مردم، خطبه های نمازجمعه است و پیام های امام جمعه به وسیله خطبه ها به مردم ابلاغ می گردد.
در سده های گذشته در عرصه تبلیغ، خطابه های جمعه و جماعات، یکه تاز میدان هدایت افکار عمومی بود، در حالی که اکنون از دو سو رقیبان قدری در برابر این نهاد سنتی ظهور یافته اند، هم در عرصه تولید، هم در عرصه تبلیغ.
در گذشته تولید علوم دینی در انحصار حوزه های علمیه بود. کتاب ها و مقاله های دینی توسط کسانی نگاشته می شد که پرورش یافته حوزه ها بودند.
ولی اکنون صدها دانشگاه و دانشکده با پسوندهای علوم اسلامی به صورت روشن، خود به عرضه کالاهای فرهنگی- دینی می پردازند که بعضاً بسیار مفید می باشند.
در عرصه تبلیغ نیز در عصری بسر می بریم که به آن، نام عصر انفجار اطلاعات داده اند. رسانه های گروهی سمعی، بصری، هنری و... مخاطبان بسیاری دارد.
کمتر کسی است که از شعاع تبلیغی این رسانه ها به دور باشد. در چنین وضعیتی اگر ما بخود نیائیم و درک درستی از موقعیت خود نداشته باشیم و در روش های خود تجدیدنظر نکنیم، باید منتظر بمانیم که دیر یا زود تز اسلام منهای روحانیت، که آن روی سکه سکولاریزم است، تحقق پیدا کند.
همه ما شاهد بودیم که چگونه یک فیلم به حق یا ناحق که نقدی طنزگونه نسبت به روحانیت داشت موج ایجاد کرد و کمتر روحانی بود که دامنش از گزند نام آن فیلم مصون مانده باشد.
شناخت آفت ها و تلاش در علاج آن، می تواند بهترین راه بیرون رفت از وضعیت موجود باشد. امام خمینی(ره) با الهام از حدیث شریف «العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس» همواره ضرورت زمان شناسی را به روحانیت گوشزد کرده است.
او که همواره آینده را پیش بینی می کرد و خطرها را می دید، از ما چنین خواسته است:«حوزه ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند.
چه بسا شیوه های رایج اداره امور در سال های آینده، تغییر کند و جوامع بشری برای حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کند.»(1)
آسیب ها
آشنایی به اطلاعات روز
اگر روحانیت، به ویژه ائمه جمعه، آشنا به امور روز نباشند و مطالعات خود را روزآمد نکنند، باعث می شود تا نسل تحصیل کرده، این تلقی را پیدا کند که مفاهیم دینی، تعلق به گذشته دارد و برنامه ای برای ترقی و پیشرفت ندارد و برای حل مشکلات باید از دیگر مکتب ها استفاده نمود.
کشور ما که از لحاظ داشتن گروه سنی جوان (30-18 ساله) رتبه اول را در جهان داراست، باید در پی استفاده از این سرمایه عظیم ملی باشد.
این گروه سنی که عموماً باسواد و تحصیل کرده و دانشگاهی است، انبوهی از پرسش های پاسخ داده نشده را در سینه خود دارند. چه کسی و چه نهادی متصدی پاسخگویی است؟
واقعیت این است که ائمه جمعه، نخستین شخصیت های درگیر با این پدیده هستند و می توانند به آن پاسخگو هم باشند. امام جمعه هنگامی می تواند پاسخگو باشد که اهل مطالعه و آگاه به مسائل زمانش باشد.
در این زمینه، جای آن است که معلم شهید، استاد مطهری را الگوی خویش قرار دهیم که در اوج گرفتاری های پس از انقلاب و علی رغم داشتن مسئولیت های سنگین، همچنان برنامه مطالعه 8 ساعت در شبانه روز را ادامه می داد.
این رفتار از آن جا ناشی می شود که شهید مطهری، خود را در برابر نسل پرسشگر، مسئول احساس می کند و می داند اگر پاسخی نداشته باشد، جوان به سوی دیگران خواهد رفت.
آنچه که امروز برعهده عالمان دینی و متصدیان هدایت جامعه به عنوان وارثان انبیاء می باشد، عرضه دین و نشر آگاهی و جلب دل هاست.
عالم آشنا به زمان و مکان، درمی یابد که سؤالات نسل امروز در امور دین با سؤالات نسل دیروز متفاوت است، لاجرم پاسخ دیگری می طلبد. حضرت امام خمینی(ره) در این رابطه می فرماید:
«با آغوش باز، اندیشه های نسل جوان را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بشنوید و اگر بیراهه می روند با بیانی آکنده از محبت و دوستی، راه راست اسلامی را نشان دهید.
وقتی ما می توانیم به آینده کشور و آینده سازان، امیدوار باشیم که به آنان در مسائل گوناگون، بها دهیم و از اشتباهات و خطاهای کوچک آنان بگذریم و به همه شیوه ها و اصولی که منتهی به تعلیم و تربیت صحیح آنان می شود، احاطه داشته باشیم.»
دنیاگرایی و تجمل خواهی
مهم ترین آسیبی که دامن روحانیت و به خصوص کارگزاران روحانی را می گیرد، دنیاگرایی و تجمل طلبی است. پس از انقلاب شمار زیادی از روحانیون، وارد مناصب و پست های اجرایی شدند.
اگر قبلا شعار زهدورزی و طلبگی داده می شد، برای بسیاری زمینه آن وجود نداشت تا در عمل امتحان خود را پس دهند، اما پس از انقلاب و تصدی بسیاری از مشاغل، توسط روحانیت، آنان در معرض آزمایش بزرگ گفتارهای خود قرار گرفتند.
نمی دانم چه اندازه توانسته ایم از این امتحان، سربلند بیرون بیاییم. ما در فرهنگی زندگی می کنیم که جایی برای دنیاگرایی افراطی در آن نیست. امروز مکتب های سکولار به تقدم دنیا بر آخرت و عدم دخالت مبانی دینی در اصلاح جامعه، تأکید می ورزند.
دنیامحوری و عرفی نگری، محور اساسی این مکتب هاست. پیروان این مکتب ها تا آن جا که می توانند از لذت های دنیوی بهره می برند.
حال اگر الگوهای زندگی ما به همین شکل رقم بخورد، تفاوت ماهوی ما با آنان در چیست؟ و از سوی دیگر معنویت گرایی افراطی نیز در فرهنگ اسلامی ما جایی ندارد.
ترک یک سره دنیا و لذت های آن، گوشه گیری و رهبانیت، به تباهی و فساد می انجامد، از این رو اسلام آن را روا نمی داند و شدیدا آن را رد کرده است. راهی که اسلام پیشنهاد می کند، راهی است متعادل و میانه.
در این مسیر در حالی که انسان از مواهب طبیعی و دنیوی بهره می برد، خود را به آن وابسته نمی کند و دنیا را مزرعه ای می داند که از خلال آن، دنیا و آخرت خویش را با هم آباد می کند.
امام خمینی(ره) همواره به زی طلبگی سفارش می کردند و در این رابطه چنین فرموده اند:
«روحانیون نباید کاری کنند که مردم آنها را فرصت طلب تلقی کنند و ساده زیستی گذشته آنان را بدین علت بدانند که دست آنها کوتاه بوده و خرما بر نخیل و اکنون که زخارف و حطام دنیا در دست آنان است، خود را در آن مستغرق ساخته و از مردم فاصله گرفته اند.
اگر روزی از زندگی مردم بالاتر رفتید، بدانید دیر یا زود، مطرود می شوید. باید طوری زندگی کنید که نگویند طاغوتی هستیم.»
در جایی دیگر امام به مصادیق تشریفات اشاره کرده اند:
«وقتی ساختمان ها و ماشین ها و دم و دستگاه ها زیاد شود، موجب می شود بنیه فقهی اسلام، صدمه ببیند، یعنی با این بساط ها نمی شود شیخ مرتضی و صاحب جواهر تحویل جامعه داد.
این موجب نگرانی است و واقعا نمی دانم با این وضع، چه کنم. این تشریفات، اسباب آن می شود که روحانیت شکست بخورد. زندگی صاحب جواهر را با زندگی روحانیان امروز که بسنجیم، خوب می فهمیم که چه ضربه ای به دست خودمان به خودمان می زنیم.»
تضاد رفتار و گفتار
آسیبی که از این ناحیه به ما می رسد از آن روست که خود را در مقام هادیان جامعه می دانیم. کسی که خود مهتدی نباشد، چگونه می تواند هادی باشد؟
بسیاری از مشکلات به این جا برمی گردد که به گفته ها عمل نمی شود. اصولا مردم در مقام هدایت، الگوگرا می باشند و این آسان ترین راهی است که مردم انتخاب می کنند، زیرا امری است فطری.
امام خمینی(ره) در این رابطه می فرمایند:
«هر کس در خودش تجربه کند، می داند که قیمت حرف در نظر انسان به قدر قیمت صاحب حرف است و این فطرت در نوع بشر است که حرف، هرچه درست باشد، انسان وقتی از کسی که در نظر او اوج ندارد، شنید در روح او تأثیر ندارد.
چه بسا که شما یک مطلب را بی کم و کاست از دو نفر بشنوید، تأثیر سخن یکی از آنها که در نظر شما محترم و بزرگ است ده مقابل سخن دیگری است.
هیچ بقالی حاضر نیست موعظه بقال دیگری را که مثل خودش است قبول کند ولی همین بقال، وقتی از یک نفر پیش نماز شهر که ده صف جماعت دارد و مردم به او احترام می گذارند همان موعظه را شنید به زودی می پذیرد.»
این که قرآن کریم پیامبر اکرم(ص) را به عنوان الگوی نمونه معرفی کرده، اهمیت نقش الگو را در هدایت جامعه مشخص می کند.
منظور از الگوی نمونه مجسم و عینی این است که انسان بدون استفاده از لغات و کلمات و نصایح و دستورهای اخلاقی رسمی، از او می آموزد و آگاهانه یا ناخودآگاهانه از او تقلید می کند.
با این توضیحات معلوم می شود که هویت دینی جامعه ما در تأسی از الگو شکل می گیرد و قهرا مردم همیشه در جستجوی الگوهای زنده و محسوس می باشند.
در رأس الگوهای مطرح، ائمه جمعه و جماعات هستند. در صورتی که مردم مشاهده کنند عمل، خلاف گفتار است، به فروپاشی اعتقادی می رسند و حتی نسبت به الگوهای گذشته که توسط آنان معرفی شده به شک و تردید می افتند.
امام خمینی(ره) در جایی فرمودند:
«شخصی نزد کسی رفته بود و گفته بود: اگر قیامتی نیست، شما به ما هم بگوئید که نیست، اگر هست پس چرا شما این طور هستید. پس خطاب به حاضرین فرمودند: مبادا روزگاری بیاید که مردم این حرف را به ما بزنند.»
و در جایی دیگر فرموده اند:
«کسی که خود را معرفی کند به این که چراغ هدایت و شمع محفل انس و راهنمای سعادت و معرف طرق آخرت است.
اگر خدای نخواسته عامل به قول خود نباشد و باطنش با ظاهرش مخالف باشد در زمره اهل ریا و نفاق به حساب می آید و از علماء سوء و عالم بلاعمل است که جزای آن بزرگ تر و عذاب آن الیم تر است.»
نگاه مردم به روحانی نگاه به یک امین است، زیرا مراسم مهم ترین حوادث زندگی بشر از قبیل ولادت و مرگ، ازدواج و طلاق به آنان واگذار شده است.
مهم ترین سرمایه روحانیت همین اعتماد است و بزرگ ترین خسارت و آسیب نیز از دست دادن همین اعتماد است. امروز الگوهای زیادی به جوانان معرفی می شوند، هنرمندان، ورزشکاران، دانشگاهیان و روحانیان.
جایگاه ما در بین این الگوها کجاست؟ چند درصد از جوانان، روحانیان را به عنوان الگو می پذیرند. درحالی که دو گروه نخست (هنرمندان و ورزشکاران) بیشترین درصد را به خود اختصاص داده اند. براساس آمار سازمان ملی جوانان، روحانیت فقط 7درصد را به خود اختصاص داده است.
با نگاهی به سیره پیامبر(ص) درمی یابیم که وجود مقدس آن حضرت، امت عصر خود را با عمل خود، تربیت نمود. امامت نیز درواقع تداوم همان روش تربیت عملی است.
وقتی مردم نمونه های عالی هدایت و کمال را مشاهده کنند، بی درنگ براساس ندای فطرت، پاسخ می دهند، فشرده کلام این که فقر الگوهای دینی در زمان حاضر، آسیب جدی هویت دینی ما است و علاج آن هم در گرو بازگشت به خویشتن و تهذیب اخلاقی و بسط دانش است.
از من بگوی عالم تفسیر گوی را
گر در عمل نکوشی تو نادان مفسری
موضوعات مرتبط:
آسیب شناسی
برچسبها:
آسیب شناسی