|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
براهین اثبات وجود خدای تعالی در قرآندر قرآن کریم آیات فراوانی پیرامون اسماء و صفات خدای تعالی آمده است. برخی از آیات مذکور دلالت بر وجود خداوند و وحدانیت و یگانگی او دارند، که می توان آنها را به عنوان برهان های فلسفی و عقلی در نظر گرفت. در این گفتار به ذکر این براهین و آیات مربوط به آنها می پردازیم. 1. برهان امكان و وجوب (فقر و غنا)برهان امكان، برهانى است كه به واسطه صفت امكان موجودات، وجود واجب الوجود را اثبات می كند. اين برهان در لسان فلاسفه، تقريرات مختلفى دارد كه اشتراك همه آنها پى بردن از امكان موجودات به موجود واجب است. منظور از امكان، همسانى نسبت ماهيّت، با وجود و عدم است و چون دور و تسلسلِ علل باطل است، سلسله علل ممكنات به موجودى ختم می شود كه وجودش ضرورى است و وابسته به علتى نيست.( شرح تجريد، ص 81 و 290) وابستگى هميشگى خلايق، در وجود و بقا به خالق خويش (دليل وجود صانع): مفاد این آيه، حصر غنا در ذات بارى و حصر نيازمندى در مخلوقات است. براى خدا چيزى جز غناى ذاتى و براى مخلوقات، چيزى جز فقر ذاتى تصور نمی شود. ذكر لفظ جلاله «اللّه» و اشاره به خلق و تدبير در آيه بعدى( إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد) و نيز وصف خدا به«حميد» اشاره به همين نكته است. گفتنى است كه عموميتِ علتِ حكم، اقتضا می كند مفاد آيه، عام باشد؛ يعنى هر شيئى كه مخلوق و تحت ربوبيت الهى است محتاج است. گويا خداوند فرموده: اى خلايق! همه شما در وجود و تدبير امورتان به خالق و مدبّر خود محتاجيد( الميزان، ج 17، ص 33- 34) اين تفسير از آيه، بر برهان امكان و وجوب قابل انطباق است كه اساس آن نيازمندى ممكن به علّتى واجب است. «... واللّه الغنىّ وأنتم الفقراء ...» (محمد - 38) «يسئله من فى السّماوات و الأرض ...» (رحمان - 29)
2. برهان تمانعاز برهان تمانع، تقريرات مختلفى شده است. طبق يك تقرير، اگر مبدأ عالم و واجب الوجود متعدد باشد، بين خود آنها يا اراده آنها تمانع و تزاحم برقرار می شود. در اين صورت يا اراده و قدرتِ يكى بر ديگرى غلبه دارد يا ندارد. شق اول، محال است، زيرا مغلوبيّت قدرت يا اراده با وجوب وجود منافات دارد و اگر هيچ يك بر ديگرى غلبه نداشته باشد، جهان تباه و فاسد می شود، زيرا اراده هيچ يك در عالم مؤثر نيست و در اين صورت، عالَم، مستند و منتهى به واجب نخواهد بود، در حالى كه ربط عالم به واجب، امرى ضرورى و عدم آن باعث می شود كه هيچ موجودى به وجود نيايد.( اصول و فلسفه و روش رئاليسم، ج 5، ص 114) نظم و هماهنگى در جهان آفرينش، دليل بر وحدانيّت خداوند: مفاد آيه اين است كه اگر خداى ديگرى وجود می داشت بايد در مقام نزاع با خدا برمی آمد تا بخشى از ملك خدا را به چنگ آورد، چرا كه علاقه به ملك، غريزى هر مالكى است. در اين صورت بايد تلاش كند تا ملك خدا را از دستش خارج كرده، او را از عرش به زير بكشد، در حالى كه چنين نيست، پس خدا يكى است.( الميزان، ج 13، ص 106) «لو كان فيهمآ ءالهة إلّااللَّه لفسدتا ...» ( انبياء - 22) «ضرب اللّه مثلا رّجلا فيه شركاء متشاكسون و رجلا سلما لّرجل هل يستويان مثلا الحمد للّه بل أكثرهم لايعلمون». (زمر - 29)
3. برهان حركتدگرگونيها و حركتهايى كه بر ظاهر و باطن جهان حاكم است، نشان می دهد كه نقطه ثابتى در اين جهان وجود دارد كه همه اين حركات از آن سرچشمه می گيرد. اساساً حركت موجودات، گواه بر حدوث آنها و حدوث آنها دليل بر وجود خالقى است كه آنها را ايجاد كرده است.( پيام قرآن، ج 3، ص 20) استدلال ابراهيم (علیه السلام) براى اثبات وجود خداى يگانه، به حركت و تغييرپذيرى موجودات: برهان ابراهيم (علیه السلام) براى اثبات ربوبيّت خداوند و ابطال ربوبيّت ستاره، به افول و تغييرپذيرى آن: افول و تغيير ماه، دليل بر بطلان ربوبيّت آن و اثبات ربوبيّت خداى يگانه هستی بخش: استدلال ابراهيم (علیه السلام) براى اثبات وجود خداى يگانه و عدم ربوبيّت خورشيد به تغيير و حركت آن:
4. برهان صدّيقينبرهان صديقين، برهانى در اثبات وجود بارى تعالی است كه در آن با بحث از حقيقت هستى، به وجود ضرورت ازلى آن پى ببرند. در اين برهان، از شیء به خود شیء استدلال می كنند. در براهين ديگر، از غير حق به حق پى می برند؛ مثلًا از ممكن به واجب يا از حركت به محرك، اما در اين برهان چيزى جز حق، حد وسط برهان نيست.( الحكمة المتعالية فى الأسفار العقلية الأربعه، ج 6، ص 13) ابن سينا نخستين كسى است كه صديقين را بر اين برهان اطلاق كرده و گفته است: آيه كريمه« أولم يكف بربّك انّه على كلّ شیء شهيد» به همين برهان اشاره دارد.( اشارات، ج 3، ص 66) حضور خداوند در سراسر هستى، روشن ترين دليل بر وجود و حقّانيّت او: «اللّه نور السّموت والأرض ...» (نور - 35) «... إنّ اللّه كان علی كلّ شی ء شهيدا». (احزاب - 55) «... وهو علی كلّ شی ء شهيد». (سبأ - 47) «... واللّه علی كلّ شی ء شهيد». (مجادله - 6) «... أولم يكف بربّك أنّه علی كلّ شیء شهيد». (فصلت - 53) «هو الأوّل والأخر والظَّهر والباطن ...» (حديد - 3) تنها خداوند، حق و واقعيّت بی قيد و شرط، بی نياز از ثابت شدن به سبب ديگر: «ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ ...» (لقمان - 30)
5. برهان محبّتهر كس و هر چيز كه سبب كمال و دفع ضرر از انسان شود، مورد علاقه و محبّت او خواهد بود و اين از فطريّات آدمى است و انسان هم از اين جهت، پروردگارش را دوست داشته و می پرستد كه او هميشگى و فناناپذير است و باعث كمال و بقاى انسان می شود و ضررها را از او دفع می كند(الميزان، ج 7، ص 185) ابطال ربوبيّت موجودات متغيّر و زوالپذير و اثبات ربوبيّت خداوند، از راه برهان محبّت:
6. برهان نظماز براهينى كه براى اثبات وجود خدا اقامه شده، برهان نظم است. مطالعه احوال موجودات نشان می دهد كه ساختمان جهان و ساختمان واحدهايى كه اجزاى جهان را تشكيل می دهد حساب شده است. هر چيزى «جايى» دارد و براى آن، «جا» قرار داده شده است و منظورى از اين قرار دادنها در كار بوده است. اين برهان همين قدر به ما می فهماند كه طبيعت، مسخّر نيرويى ماوراى طبيعى است و می فهماند كه جهان، نيازمند وجودى شاعر و حكيم است اين نظم، علاوه بر حكايت از علّت فاعلىِ جهان، از وجود علّت غايى نيز حكايت می كند. در اين برهان، در يك صورت رو به عقب داريم و علت حوادث را در گذشته جهان جستجو می كنيم و در صورت ديگر، نظر به جلو داريم و نتيجه حوادث را می نگريم.( اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج 5، ص 39- 41) برخوردارى تمام موجودات جهان، از نظامى واحد، دليل بر يگانگى خداوند: «... ربّنا الّذى أعطی كلّ شیء خلقه ثمّ هدی» . (طه - 50) «لو كان فيهمآ ءالهة إلّااللَّه لفسدتا فسبحن اللَّه ربّ العرش عمَّا يصفون». (انبياء - 22) «أمّن خلق السّموت و الأرض و أنزل لكم مّن السّماء ماء فأنبتنا به حدائِق ذات بهجة مّا كان لكم أن تنبتوا شجرها أإله مّع اللّه بل هم قوم يعدلون * أمّن جعل الأرض قرارا وجعل خللها أنهرا وجعل لها روسى وجعل بين البحرين حاجزا أإله مّع اللّه بل أكثرهم لايعلمون». (نمل - 60 و 61) «الّذى أحسن كلّ شیء خلقه ...» (سجده - 7) نظام مند بودن حركت خورشيد و ماه و حركت آن در مدارهاى خود، دليلى بر توحيد ربوبى: «هو الّذى جعل الشّمس ضيآء والقمر نورا وقدّره منازل لتعلموا عدد السّنين والحساب ما خلق اللّه ذلك إلّا بالحقّ ...» (يونس - 5) «اللّه الّذى رفع السّموت بغير عمد ترونها ثمّ استوی على العرش وسخّر الشّمس والقمر كلٌّ يجرى لأجل مّسمًّى يدبّر الأمر ...» (رعد - 2) «وهو الّذى خلق الّيل والنّهار والشّمس والقمر كلٌّ فى فلك يسبحون». (انبياء - 33) «يولج الّيل فى النّهار ويولج النّهار فى الّيل وسخّر الشّمس والقمر كلٌّ يجرى لأجل مّسمّى ذلكم اللّه ربّكم له الملك ...» (فاطر - 13) «والشّمس تجرى لمستقرّ لّها ذلك تقدير العزيز العليم * و القمر قدّرنه منازل حتّی عاد كالعرجون القديم * لاالشّمس ينبغى لها أن تدرك القمر ولاالّيل سابق النّهار وكلٌّ فى فلك يسبحون». (يس - 38- 40) «الرّحمن * الشّمس و القمر بحسبان * والسّماء رفعها و وضع الميزان * فبأىّ ءالاء ربّكما تكذّبان». (رحمان - 1 و 5 و 7 و 13) چگونگى جهان آفرينش و ارتباط و هماهنگى اجزاى آن با يكديگر، دليلى بر حاكميت آفريدگارى توانا بر آن: «إنّ فى خلق السّماوات والأرض واختلاف الّيل والنّهار لأيات لّاولى الألباب». (آل عمران - 190) «إنّ اللّه فالق الحبّ والنّوی يخرج الحىّ من الميّت ومخرج الميّت من الحىّ ذلكم اللّه فأنّی تؤفكون * فالق الإصباح وجعل الّيل سكناً والشّمس والقمر حسباناً ذلك تقدير العزيز العليم * وهو الّذى جعل لكم النّجوم لتهتدوا بها ...» (انعام - 95- 97) «إنّ ربّكم اللّه الّذى خلق السّموت والأرض فى ستّة أيّام ثمّ استوی على العرش يدبّر الأمر ما من شفيع إلّا من بعد إذنه ذلكم اللَّه ربّكم ... * هو الّذى جعل الشّمس ضيآء والقمر نورا و قدّره منازل ... * إنَّ فى اختلاف الَّيل والنَّهار وما خلق اللَّه فى السّموت والأرض ...» (يونس - 3 و 5 و 6) «تبرك الّذى بيده الملك وهو علی كلّ شیء قدير * الّذى خلق الموت والحيوة ... * الّذى خلق سبع سماوات طباقاً مّا تری فى خلق الرّحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور». (ملك - 1- 3)
منابع: برگرفته از «فرهنگ قرآن»، ج6، ص: 231-236 موضوعات مرتبط: خدا شناسی برچسبها: خدا شناسی [ پنجشنبه ششم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 9:12 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||