|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
رفتارهای بهنجار و نابهنجارمنظور از رفتارهای بهنجار چیست؟ اکثر روان شناسان پذیرفتهاند که خصوصیات زیر حاکی از سلامت روحی است. با این خصوصیات نمیتوان بین افراد به لحاظ روانی سالم یا بیمار تمایز روشنی قائل شد، فقط صفاتی را نشان میدهد که شخص بهنجار بیش از فردی که نابهنجار تشخیص داده شده آن را دارا است. ادراک کارآمد از واقعیت: افراد بهنجار در ارزیابی واکنشها و قابلیتهایشان و در تفسیر آنچه در اطرافشان میگذرد، نسبتاً واقع بین هستند. آنها دائماً گفتهها و اعمال دیگران را اشتباه درک نمیکنند، در ارزیابی تواناییهایشان مبالغه نمیکنند، بیش از توانشان دست به کاری نمیزنند، تواناییهای خود را دست کم نمیگیرند و از کارهای مشکل دوری نمیکنند. توانایی اعمال نظارت ارادی بر رفتار: افراد عادی از توانایی خود برای نظارت بر رفتارشان نسبتاً مطمئن هستند. گاهی ممکن است تکانشی رفتار کنند، اما در صورت لزوم میتوانند امیال جنسی و پرخاشگرانه شدید خود را محدود کنند. ممکن است با هنجارهای اجتماعی همرنگی نکنند، اما این رفتارشان بر اساس تصمیمی ارادی است نه ناشی از تکانههای غیر قابل مهار. اعتماد به نفس و مقبولیت: افراد سازگار از ارزشمندی خود نزد دیگران احساس رضایت میکنند. در عین حال خود را مجبور به پذیرفتن نظریات گروه به بهای انقیاد نظریات خود نمیبینند. بر عکس احساس بی ارزشی، بیگانگی و عدم مقبولیت در افرادی که نابهنجار تشخیص داده میشوند، بسیار شایع است. توانایی برقراری روابط پر عطوفت: افراد بهنجار قادرند روابط نزدیک و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. آنها به احساسات دیگران حساس هستند و دیگران را برای برآوردن نیازهای خود تحت فشار نمیگذارند. در اغلب موارد افراد دچار اختلالات روانی آنقدر نگران حفاظت از امنیت خود هستند که کاملاً خود محور میشوند. به دلیل اشتغال ذهنی مفرط به احساسات و تقلاهای خود به دنبال محبت هستند، ولی نمیتوانند متقابلاًٌ محبت کنند. در بعضی موارد از صمیمیت وحشت دارند، چون روابط قبلشان مخرب بوده است. مولد بودن: افراد سازگار قادرند تواناییهای خود را در فعالیتهای سودمند بکار اندازند. آنها شوق زندگی دارند و لازم نیست در زندگی روزمره خود را به زور بکشانند. در اغلب موارد کمبود دائمی انرژی و احساس خستگی زیاد نشانههای تنش روانی ناشی از مسائل حل نشده است.برای تعریف نابهنجاری توافق کلی برای معیارهای آن وجود ندارد، هر چند در توصیف نابهنجاری اغلب بر یک یا چند تعریف زیر تکیه شده است: انحراف از هنجارهای آماری: کلمه نابهنجار به معنای «دور از هنجار» است. بسیاری از خصوصیات از قبیل قد، وزن و هوش یک جمعیت دارای مقادیر مختلفی است. اکثر افراد قد متوسطی دارند. در حالی که تعدادی نیز به میزان نابهنجاری بلند یا کوتاه قد هستند. یکی از تعاریف نابهنجاری بر فراوانی آماری مبتنی است. رفتار نابهنجار فراوانی آماری ندارند یا از هنجار انحراف دارد اما طبق این تعریف کسی هم که بسیار با هوش یا شاد باشد باید در طبقه نابهجار قرار بگیرد. پس در تعریف رفتار نابهنجار باید چیزی بیش از عدم فراوانی آماری را لحاظ کنیم. انحراف از هنجارهای اجتماعی: هر جامعهای برای رفتارهای قابل قبول معیارها و هنجارهای معینی دارد، رفتاری که از این هنجارها انحراف قابل توجهی داشته باشد نابهنجار محسوب میشود. معمولاً و نه همیشه آمار این گونه رفتارها نیز در آن جامعه فراوان نیست. ولی اگر انحراف از هنجارهای اجتماعی را معیار تعریف نابهنجاری بدانیم چندین مسئله پیش میآید. رفتاری که در یک جامعه خاص بهنجار محسوب میشود ممکن است در جامعه دیگری نابهنجار باشد. مسئله دیگر آن است که مفهوم نابهنجاری حتی در یک جامعه نیز در طول زمان تغییر میکند. چهل سال پیش اکثر امریکاییها کشیدن ماریجوانا یا نیمهبرهنهبودن را از جمله رفتارهای نابهنجار میدانستند. امروزه این رفتارها بیشتر تفاوتهایی در سبک زندگی تلقی میشود نه، علائم نابهنجاری. غیر انطباقی بودن رفتار: بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی به جای تعریف رفتار نابهنجار بر حسب انحراف از هنجارهای آماری یا اجتماعی مهمترین معیار را تأثیر این رفتار بر سلامت فرد یا گروه اجتماعی میدانند. طبق این معیار، رفتار اگر غیر انطباقی باشد یا به عبارت دیگر آثار منفی بر فرد یا جامعه داشته باشد نابهنجار است. بعضی رفتارهای منحرف مخل سعادت فرد است. برای مثال زنی که دست به خودکشی زده است یا شخصی که آنقدر مشروب میخورد که نمیتواند سر کار رود. برخی دیگر از رفتارهای منحرف به جامعه آسیب میرساند، مثلاً شخص بدگمانی که نقشه ترور مسئولان مملکتی را میکشد. تمامی این رفتارها بر حسب معیار غیر انطباق بودن نابهنجار است. ناراحتی شخصی: چهارمین معیار نابهنجاری احساس ناراحتی ذهنی فرد است نه رفتاری. اغلب کسانی که بیمار روانی تشخیص داده میشوند، احساس بیچارگی و بدبختی میکنند. آنها مضطرب، افسرده و ناراحت هستند و اکثرشان از بی خوابی، بی اشتهایی و دردهای متعدد رنج میبرند. گاهی ناراحتی شخص میتواند تنها نشانه نابهنجاری باشد در صورتی که برای یک مشاهده کننده اتفاقی ممکن است رفتار وی بهنجار به نظر آید.هیچکدام از این تعاریف توصیف کامل و رضایتبخشی در مورد رفتار نابهنجار بدست نمیدهند. در بسیاری موارد برای تشخیص نابهنجاری هر چهار معیار در نظر گرفته میشود. موضوعات مرتبط: رفتار شناسی برچسبها: رفتار شناسی [ یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||