
پیمودن بیراههها!
با اینکه الهامات فطری، انسان را در کشف معمای زندگی پس از مرگ کمک میکنند، اگر درست رهبری نشوند سر از خرافات عجیب و غریب در میآوردند. چگونه در افریقا و مکزیک دلقکها و کاهنها، دختران زیبا را همراه پادشاهان به خاک میسپردند!
تقریباً شش هزار سال پیش دنیا چهره دیگری داشت که با امروز بسیار متفاوت بود.
از این همه ابزارهای گوناگون فلزی اثری نبود، و انسان تنها با سنگ و چوب و استخوان و پوست حیوانات سرو کار داشت و چه مشکل است تنها با این وسایل زندگی کردن.
1- روح الدین الاسلامی، صفحه 116.
ولی با این حال دنیا از امروز بسیار آرامتر بود، نه صدای ماشینهای غول پیکر و نه غوغای انفجار بمبها و نه غرش هواپیماهای مافوق صوت از هیچ یک خبری نبود، زندگی- همچون مرگ- بی نهایت ساده و بدون تشریفات بود!
به درستی نمیدانیم انسان آن روز چه احساسی از زندگی و مرگ داشته، اگر نوشتن را میدانست شاید گوشهای از احساسات خود را برای فرزندان کنجکاو امروز خویش به یادگار گذارده بود، اما متأسفانه هنوز خط اختراع نشده بود و این کار صورت نگرفت.
اما غارها و اعماق زمین گنجینههای گرانبهایی از آثار زندگی انسانهای آن روز را برای امروز در خود حفظ کردند و همان طور که در بحث گذشته اشاره کردیم این آثار- و مخصوصاً چگونگی قبرهایی که از آنها به یادگار مانده- نشان میدهد آنها عقیده به زندگی پس از مرگ داشتند و به همین دلیل ابزار کار مردگان را با آنها به خاک میسپردند به خیال اینکه پس از بازگشت به زندگی مورد استفاده آنها قرار خواهد گرفت.
اعتقاد انسان به رستاخیز، پس از ورود او به «عصر تاریخ (پیدایش خط و کشف فلزات) جای هیچ گونه ابهامی نیست، و در پیشانی تاریخ اقوام و ملل ثبت شده است.
و همه اینها- چنانکه گفتیم- از آمیخته بودن این عقیده با فطرت و سرشت آدمی خبر میدهد.
***
موضوعات مرتبط:
جهنم شناسی
برچسبها:
جهنم شناسی