ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

شاه

افسانه وطن‌پرستی پهلوی

مشهور است که پهلوی‌ها بسیار وطن‌پرست بودند، اما ملاک وطن‌پرستی چیست؟ عیار وطن‌ دوستی با میزان اهتمام به ارکان هویت فرهنگی سنجیده می‌شود. باید دید پهلوی چقدر به هویت ایرانی پایبند بود؟

هویت برای یک ملت، مثل روح برای بدن اهمیت دارد. اگر ارکان هویت جامعه‌ای تضعیف شود، حیات فرهنگی همه مجموعه به خطر می‌افتد و اگر هویت فرهنگی از جامعه‌ای گرفته شود، آن ملت در فرهنگ‌های دیگر هضم می‌شود.

با مطالعه تاریخ ایران، به دست می‌آید که دین، زبان، قومیت‌ها و نژادها و استقلال‌طلبی از مهم‌ترین ارکان هویت فرهنگی ما محسوب می‌شوند.

ارکان هویت ایرانی در دوره‌هایی از تاریخ معاصر در نوسان بین حفظ و تغییر قرار داشته، مثلا جریان روشنفکری عصر قاجار، ترقی و توسعه را در غربی شدن می‌دید. جمله معروف سید حسن تقی زاده هم که گفته بود "باید از فرق سر تا نوک پا غربی شویم" نمونه‌ای از همین دیدگاه است . نزاع بین مشروطه‌خواهان و مشروعه‌خواهان هم ریشه در همین ماجرا دارد. درحقیقت علما معتقد بودند، راهی که مشروطه پیش گرفته به استحاله فرهنگی و هضم در فرهنگ غربی ختم خواهد شد.

اما از زمان سرکار آمدن رضا شاه تا پایان حکومت محمدرضا، خیلی از معادلات تغییر کرد و ارکان هویت ملی ایران، گاهی به صورت علنی و خشونت‌آمیز و گاهی نرم و غیر علنی مورد تغییر و تحول قرار گرفت؛ تغییراتی که حکومت آن را برای توسعه کشور لازم می‌دانست.

مشهور است که پهلوی‌ها بسیار وطن پرست بودند، اما ملا‌ک وطن‌پرستی به چیست؟ عیار وطن‌ دوستی با میزان اهتمام به ارکان هویت فرهنگی سنجیده می‌شود. باید دید پهلوی چقدر به هویت ایرانی پایبند بود؟

دین مانع ترقی است!

محمدرضاشاه در یکی از سخنرانی‌هایش در سال 41 گفته بود: « در زمان پدر من، زن‌های ایران از پرده به اصطلاح حجاب، ولی به عقیده من از پرده غفلت و نیستی خارج شدند.»

در دوران سپه‌سالاری رضاشاه یا اوایل حکومتش خبری از مخالفت با دین و مناسک دینی یا منازعه با علما نبود. برخی تاریخ‌دان‌ها معتقدند این نوعی مماشات بود، برای اینکه راحت‌تر به قدرت برسد، اما آنچه مسلم است، سفر او به ترکیه در سال 1313 و مشاهده ترقی و پیشرفتی که کمال اتاترک در کشورش ایجاد کرده بود، تاثیر زیادی در تغییر رویه رضاشاه داشت. یکی از مولفه‌های فکری آتاترک این بود که دین مانع پیشرفت است و باید دست دین از مسائل اساسی کشور بریده شود. رضاشاه هم که شیفته ترقی و مدرن‌سازی کشور بود، مو به مو ایده‌های آتاترک را در ایران پیاده کرد. برای همین از اولین اقدامات او بعد از بازگشت به کشور، کشیدن چادر از سر زنان بود. محمود جم «رئیس‌الوزرا» از رضاشاه نقل کرده که بعد از برگشت از ترکیه می‌گفت: «دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده‌، اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است.»

رضاشاه برای حذف چادر، به عنوان نماد دین‌داری خیلی مصرّ بود. برای همین وقتی مردم مشهد، در صحن گوهرشاد به این موضوع اعتراض کردند، چند صدنفر از آن‌ها را به تیر بست تا درس عبرتی برای سایر مخالفان باشد.

در اسفند 1316یعنی دو سال بعد از فرمان کشف حجاب، رضاشاه یک قدم دیگر برای محدود کردن دین برداشت. این بار عزدارای کردن به بهانه اینکه خرافات است و با روح مدرن‌گرایی ما سازگار نیست، ممنوع اعلام شد. در متن بخشنامه‌ای که به تمام استانداری‌ها و فرمانداری‌ها ارسال شد، آمده است: « ... جلوگیری از روضه خوانی و خارج کردن خرافات از سر مردم و آشنا نمودن به اصول تمدن، امروزه رسالت اساسی داخلی دولت است...»


موضوعات مرتبط: ویژه میلاد ها وشهادت ها
[ جمعه سیزدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب