


در حالي كه هنوز در ميان فرماندهان نظامي شاه كساني بودندكه تصور ميكردند كودتا عليه آيتالله خميني امكان دارد و ميكوشيدند شاپور بختيار را با آن موافق سازند، بختيار بيميل بود؛ زيرا اعتقاد داشت خودش شاه را بيرون كرده و پشتوانه او اكنون به قدري قوي است كه به تنهايي ميتواند آيتالله خميني را نيز بر زمين بزند. 3
تحصن در دانشگاه تهران كه با حضور جمعي از روحانيون متعهد و مبارز نظير شهيد بهشتي، شهيد مطهري، شهيد مفتح، آيتالله خامنهاي و جمعي ديگر از روحانيون مبارز سازماندهي شده بود، به صورت گسترده مورد حمايت مردم، علما و مراجع تقليد قرار گرفت و تا زمان بازگشايي فرودگاه نيز ادامه يافت. 4
حمايت مردمي از حركت روحانيون به همراه فرار سربازان، درجهداران و افسران جوان از پادگانها، اوضاع را به گونهاي درآورده بود كه بختيار نميتوانست به طور نامحدود فرودگاهها را بسته نگه دارد. براي بختيار روشن شده بود نه تنها نميتواند آيتالله را زمين بزند، بلكه ميبايد به خواستههاي مردم كه مهمترين آنها، بازگشائي فرودگاهها بود نيز تن دردهد.
اين اوضاع و احوال بحراني رژيم پهلوي را ارتشبد عباس قرهباغي رئيس ستاد ارتش وقت چنين شرح ميدهد: «موقعي كه فرودگاه مهرآباد براي جلوگيري از آمدن (امام) خميني به ايران بسته شد و روحانيون در مسجد دانشگاه تهران متحصن شدند، اخبار روزنامهها حاكي از آن بود كه همه افسران نيروهاي سهگانه در پايگاههاي خود در تهران، اصفهان، كرمانشاه، دزفول، شاهرخي (همدان)،بندر بوشهر و بندر پهلوي (انزلي) اقدام به تظاهرات و اعتصاب غذا كرده بودند و از اين رويداد، بهرهبرداري تبليغاتي شديدي به نفع مخالفين ميشد.
اگر چه روابط عمومي ستاد بزرگ بنا به تقاضاي فرماندهان نيرو و اعتماد به اظهارات آنان، خبر اعتصاب پرسنل نيروها رادر مطبوعات تكذيب نمود، ولي گزارشهاي اداره دوم، اعتصاب غذا و شركت در تظاهرات يگانها را تأييد ميكرد و حتي در تهران، بوشهر، شيراز و اصفهان برخي از افسران، همافران، درجهداران و سربازان با خانوادههايشان به راهپيمايي پرداختند. چون گزارشهاي اداره دوم و نيروها ضد نقيض بود دستور دادم از ستاد بزرگ دو هيئتي يكي به رياست سپهبد فيروزمند معاون ستاد براي رسيدگي به وضع پايگاههاي يكم ترابري وشكاري در تهران و ديگري به سرپرستي سپهبد رحيمي لاريجاني رئيس اداره يكم ستاد براي رسيدگي به وضع پايگاههاي نيروي هوايي در اصفهان، شيراز و بندر بوشهر اعزام كردند.
هيئتهاي اعزامي پس از رسيدگي دستور بازداشت محركين و مسببين را در پايگاهه صادر كردند، بلافاصله مخالفين شايعه تيرباران 165 نفر از همافران را عنوان و شروع به تظاهرات و تبليغات شديد عليه دولت و ارتش نمودند.» 5
بختيار كه همچنان به تلاش خود براي تكيه بر اريكه قدرت ادامه ميداد، ناگهان روز 9 بهمن،اعلام كرد كه فرودگاه براي ورود آيتالله خميني باز است. اگر چه بختيار دليل اين تصميم را ناتواني خود ازمنع بازگشت يك تبعه ايراني به كشورش اعلام داشت، اما ويليام سوليوان آخرين سفير امريكا در رژيم پهلوي در اين باره مينويسد:
«بختيار پس از اينكه با وساطت من موفق به جلوگيري از استعفاي ارتشبد قرهباغي از رياست ستاد شد، گفت: با تدابيري كه پيشبيني كرده، پس از مراجعت آيتالله خميني اوضاع به نفع حكومت او تغيير خواهد كرد.»6

فارغ از آنكه بختيار با اين تصميم خود چه هدفي را دنبال ميكرد، عقبنشيني او وباز شدن فرودگاهها حكايت از پيروزي امام و مردم ايران در مبارزه تبليغاتي بر عليه رژيم شاهنشاهي داشت.
خبر بازگشت امام در روزنامههاي عصر 11 بهمن از يك سو نشان از استيصال ارتش و دولت داشت و از سوي ديگر تداركات وسيع كميته استقبال براي ورود امام به ايران را به نمايش ميگذاشت. مهمترين وظيفه اين كميته، تهيه برنامه استقبال و برنامهريزي براي اجراي آن بود. حساسترين بخش اين برنامه نيز حفظ امنيت جاني امام در فرودگاه و در طول مسير حركت ايشان ـ از فرودگاه تا بهشت زهرا ـ بود. 7
در اين بين تمام تكاپو و تلاش عوامل رژيم پهلوي و غرب و بخصوص امريكا و حتي هراس توأم با دلسوزي برخي از ياران امام نيز نقشي در انصراف ايشان از تصميم نداشت.
سرانجام روز 12 بهمن 1357(فوريه 1979) امام خميني پس از بيش از 14 سال تبعيد با هواپيماي 747 شركت هواپيمايي فرانسه (ايرفرانس) عازم ايران گرديد. امام پيش از ترك نوفللوشاتو در پيامي كوتاه از مهماننوازي و تفاهم فرانسويان و اجازه آزادي بيان كه به او داده شده بود، تشكر كرد: «كشور شما را ترك ميكنم تا براي خدمت به كشور خود بروم. مهماننوازي دولت فرانسه و حس آزادي خواهي آن را فراموش نخواهم كرد.»
ضمن اينكه امام از اهالي نوفللوشاتو نيز به خاطر دردسرهايي كه اقامت وي برايشان فراهم كرده بود، عذرخواهي كرد. 8
امام در مصاحبهاي در فرودگاه پاريس به سئوالات خبرنگاران نيز پاسخ داد. در مورد دولت بختيار، مواضع قبلي خود را تكرار كرد و گفت: «ملاقات را نميپذيرم، مگر آنكه استعفا بدهد و كنار برود.» همچنين امام در مورد ارتش، ضمن تأييد تماسهايي كه در تهران با ارتش بوده است، فرمود: «اگر مقتضي بدانيم، باز هم تماس حاصل خواهيم كرد. ما از ارتش ميخواهيم كه هر چه زودتر به ما متصل شود. ما ميخواهيم ارتش مستقل باشد، و از قيد اجانب خارج شود، آزاد شود. آنها فرزندان ما هستند. ما به آنها محبت داريم بايد به دامن ملت بيايند و ارتش و ملت از همديگر هستند. ارتش بايد از دولت غاصب كنار برود، تا مردم تكليفشان را با او معين كنند...»
بدين ترتيب «پرواز انقلاب» در 12 بهمن از فرودگاه شارل دوگل به پرواز درآمد و رهبر انقلاب را در فرودگاه مهرآباد تهران پياده كرد. 150 تن خبرنگار خارجي كه عمدهترين شبكه خبري دنيا را تشكيل ميدادند، همراه امام در «پرواز انقلاب» حضور داشتند.
يكي از مهمترين نكات پرواز انقلاب، خالي بودن نيمي از صندليهاي بوئينگ 747 ايرفرانس بود. در حالي كه هواپيماي چارتر ايرفرانس گنجايش بيش از 400 نفر را داشت اما از پذيرش حدود 250 مسافر خودداري نمود تا بتواند به اندازه كافي سوختگيري كند و در صورت عدم فرود در تهران به پاريس بازگردد. 9 اين مطلب بيش از هر چيز نشان دهنده نگراني از احتمال عدم موفقيت و شكست پرواز بود. با اين حال امام مصرانه و در كمال آرامش اعلام كرد كه به كشور باز ميگردد.

موضوعات مرتبط:
ویژه میلاد ها وشهادت ها