ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

70 گناهی که پای زبان می‌نویسند، چیست؟

در حدیث دیگر دارد. اول صبح که می شود زبان می آید سراغ اعضا و جوارح، می گوید: دست، حالت چطور است؟ گوش، چطوری؟ پا، در چه حالی؟ اعضا و جوارح بر می گردند به او می گویند: ای جناب زبان! تو اگر خود را نگه داری ما محفوظیم، تو اگر آزاد باشی ما هم به خاطر تو می سوزیم.

یکی از مؤمنین تهران دو تا از دفترچه خاطراتش را برای حقیر فرستاده بود، حدود چهارصد موضوع، مطلب، قصص و حکایات مختلفی در آن نوشته بود که من این ها را یا از خوبانی شنیده ام یا خودم با چشمم دیده ام. یکی از موضوعاتش این بود: در خیابان ری شخصی بود به نام آقای محمد حسن؛ که انسان آلوده دامنی بود؛ از آن آدم هایی که در قدیم باج می گرفتند و … روزی به مرد محترمی مراجعه کرده بود، به او گفته بود مثلا باید صد تومان به من بدهی،آن مرد محترم فرموده بود: من پول مفت ندارم به کسی بدهم برو کار کن جوان! گفته بود: نمی دهی؟ گفته بود: نه، گفت: بلایی سرت می آورم، گفت: هر کار می خواهی بکنی بکن، این داستان در زمانی اتفاق افتاده بود که از نظر سیاسی بعضی گروه ها را می گرفتند و زندان می کردند و خیلی هایشان را هم می کشتند. این جوان آلوده می آید پیش یک پاسبان و به او می گوید: مگر تو مأمور نیستی فلان حزب سیاسی را بگیری؟ جواب می دهد: بله، می گوید: این فلانی هم جزء فلان حزب سیاسی است. به محض اینکه این یک کلمه را در مورد آن شخص گفت: او را گرفتند و بردند، می نویسند این بنده خدا را بی گناه اعدام کردند و عکسش را در روزنامه انداختند.حالا این شخص پیر شده است (همان جوان آلوده) بود پیش این دوست ما آمده، گریه می کرد که فلانی! می دانم که خدا مرا نمی آمرزد، بارم خیلی سنگین است من یک کلمه حرف زدم، فقط یک کلمه، امّا این کلمه حرف من، سر یک مسلمان مؤمن آبرومندی را به دار برد، یک کلمه. یک قدری در حرف زدن مان دقت کنیم.

به استاد بزرگواری گفتند «عِظْنِی»؛ ما را موعظه کنید، فرمودند: هر وقت می خواهی حرف بزنی خودت را در محضر خدا در قیامت ببین، چون این کلامی که از دهانت بیرون می آید، باید جوابش را قیامت بدهی، طاقت داری می توانی جواب بدهی؟ اگر طاقت داری و می توانی جواب حرفت را بدهی بزن و الّا دقت کن و حرف نزن.

در مواعظ الادبیه نوشته شده بعضی از بزرگان همواره کاغذ و قلم همراهشان بود، وقتی می خواستند حرف بزنند، حرفشان را می نوشتند که مبادا این حرفشان به کسی برخورد بکند، تازه شب هم که می آمدند، این حرف را بررسی می کردند ما امروز چند کلمه حرف زده ایم؛ در صفات مؤمن دارد «المؤمن قلیل الکلام»؛(1) مؤمن کم گو است، مؤمن حرّاف نیست، مؤمن زیاد حرف نمی زند و مؤمن سنجیده می گوید. در حدیث دارد، مؤمن تأمّل می کند،بعد تکلم می نماید. عقل انسان عاقل و مؤمن جلوی زبانش است. اوّل فکر می کند، بعد سنجیده سخن می گوید لذا از صحبتش هیچ وقت پشیمان نمی شود. امّا می فرماید: انسان احمق زبانش جلوی عقلش است، هر چه دلش می خواهد می گوید، بعد می رود می نشیند و فکر می کند که ما چه گفتیم، بعد هم مجبور می شود برود عذر خواهی کند به خاطر این که زبانش جلوی عقلش است، عقل را بیاورید جلو و زبان را ببرید پشت سر، تعقل کنیم، تفکر کنیم و بعد حرف بزنیم تا کلمات ما معصیتی به بار نیاورد.
قدیمی ها می گفتند زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است، ضرب المثل جالبی است درست هم می گویند، گاهی وقت ها یک کلمه حرف چنان دل را می سوزاند که زخم شمشیر جایش خوب می شود امّا جای زخم آن حرف و کلام خوب نمی شود.

---------------------------------------

1- 23. بحارالانوار، ج 1، ص 154.
آورده اند که شخصی در کربلا دل امام حسین علیه السلام را سوزاند، خیلی ها امام حسین علیه السلام رادر کربلا اذیت کردند امّا این یک کلمه حرف دل امام حسین علیه السلام را به درد آورد، گفت: حسین! می بینی این نهر فرات مثل شکم ماهی موج می زند از آن نخواهی خورد مگر آن که از آب های جهنم بنوشی، این کلام حضرت را رنجانید. حضرت دستشان را بلند کردند نفرینش نمودند و فرمودند: «اللّهمّ امِتْه عَطشاناً»؛(1) خدایا او را تشنه بمیران و مبتلا به بیماری عطش کن، وقتی که به کوفه آمد، فریاد می زد: «العطش الماء الماء»؛ مشک های آب را می آوردند و می ریختند توی حلقش، باز صدا می زد «الماء الماء» چون خداست که به آب خاصیت رفع عطش می دهد؛ خدا هم اثر می دهد و هم اثر را می گیرد.


موضوعات مرتبط: رذایل شناسی
برچسب‌ها: رذایل شناسی
[ دوشنبه نهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب