ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

خدا در چين باستان

چين يكي از كشورهايي است كه در باره خدا ، به آنگونه كه در بين ما مرسوم است ، زياد سخنوري نكرده است .

شايد ، بتوان گفت : خدا در تفكر چيني ، مانند اكثر جهان ، دوگونه است . خداي خواص و خداي عوام . خداي خواص همان «‌تائو» يي است كه در نوشته هاي پيشينانشان آمده است . بنا به گفته ي چيني ها ، تائو ، تفسير بردار نيست و نمي توان آن را فهميد . تائو چيزي است شبيه به نيرواناي هندي وآنچه فردوسي گفته : « زنام و نشان و گمان برتر است »‌.

تائو و معني آن

تائو اگر چه محسوس نيست اما ، درهمه جا هست و اگر چه نمي توان تعريفش نمود اما ، جايي خالي از آن نيست . تائو چيزي است مثل قانون عليت . مثل قوانين حاكم برهستي . مثل جاذبه كه اگر چه با احساس پنجگانه قابل فهم نيست اما هست .

معناي ظاهري تائو راه ، مسير ، و رودخانه است . اما ،‌ نه آن آبي كه درجريان است . به چيزي مثل ِعوامل به حركت درآورنده و سازمان دهنده ي آب ، تائومي گويند . به ديگر سخن ، وقتي مي گوييم رودخانه ،‌ مقدارآبي كه برهم مي غلتد و مسيري را مي پيمايد به نظرمان مي آيد ؛ بي اين كه بينديشيم اين آب اگر در آن بستر نبود ، اين غرش و هدف و مقصد را نداشت . اين آب اگر تحت تاثير جاذبه زمين ، از فرايي به فرودي نمي رفت اين حركت و سرعت و فعل و انفعالات را نداشت . تائو آن بستر است و آن جاذبه . و دريك جمله ، تائو يعني عوامل حركت دهنده و هدايت كننده ي هستي .

براي جلوگيري از خستگي خواننده ، بطور مختصر بايد گفت : تائو قانون حاكم برهستي است و هركه بخواهد ، به آرامش دست يابد ، بايد از تائو تبعيت كند . يا به قولي ، برخلاف جريان آب شنا نكند كه جز خستگي و ملال و از هدف بازماندن نيتجه اي ندارد .

تائو و مديريت يين و يانگ

مردم چين باستان به « يين » و «‌يانگ » باور داشتند و مي پنداشتند كه هستي مانند زمين و آسمان ، شب و روز ، مرد و زن درتضاد است و تفاهم . درجنگ است و عشق ورزيدن . و حاصل اين جدال ، اين كشمكش و اين تضاد ها رشد است و تكامل . از يك سو ، نيروي گريز ازمركز و نياز به نور و هوا ، درخت را به سوي آسمان مي كشاند و از سوي ديگر ، نيروي جاذبه و نياز به خاك و آب ،آن را به سوي عمق زمين مي برد . اين هردو لازم و ملزوم هم اند و از كشاكش متعادل اين دو نيرو، هستي جان مي گيرد و جاندار و بي جان خلق مي شوند . ايجاد كننده و تعادل دهنده به آن يين و يانگ ، تائو است .

خدا پرستي چيني

به باور چين باستان ،انسان دانا ، قوانين تائو را كشف مي كند و همراه با جرياني كه برهستي حاكم است ،‌حركت مي نمايد تا آرامش بيابد . پس ، خداپرستي از ديدگاه چيني ، يعني هماهنگي با هستي و فهم و اجراي قوانين آن .

خداي عوام

در چين افزون برنگاه خواص ؛ خداياني نيز در بين عوام بوده اند كه اگر چه در برخي موارد مشابهت هايي به خداي خواص داشته اند اما در پاره اي خصوصيات هيچ وجه تشابهي به آن نيروي نشناخته ي ين و يانگ ، يا تائو ندارند .

نگاهي هست كه در آن ، خداي خدايان كه نامش « تي ين » و بارگاهش در آسمان است يين و يانگ را رهبري مي كند . تي يين مهرش شامل حال كساني مي شود كه هماهنگ با نظم حاكم برهستي اند و خشمش شامل كساني كه برعليه نظام هستي قد علم مي نمايند .

با توجه به درون مايه طبيعت پرستي دين چيني ( اگر بشود آن را دين خواند ) خدايان ديگري نيز مورد پرستش قرار مي گرفتند؛ مانند « وان تسيانگ » كه به گفته ي باورمندانش ،هر چند گاهي به شكل نابغه اي در مي آيد و در بين مردم زندگي مي كند. گاه نيزشاهد پرستش كنفوسيوس بي خدا هستيم كه صراحتا اعلام كرده ، نه از دنياي مردگان با خبراست و نه از آسمان ها چيزي مي داند .


موضوعات مرتبط: ادیان شناسی
برچسب‌ها: ادیان شناسی
[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب