ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

دین های نخستين

برخي معتقدند كه دين اقوام ابتدايي به چند دليل شكل گرفته اند :

نخست :‌ تماشا و انديشه در يك عظمت و بزرگي نامعلوم . مانند آتشي كه از دل كوه فوران مي كند و آبي كه در دريا ها برهم مي غلتند و رودي كه معلوم نيست از كجا مي آيد و به كجا مي رود .

دوم :‌ ترس از آن عظمت . عظمتي كه هم جان مي دهد و هم جان مي گيرد . دريا با دادن ماهي جان آفرين است و با غرق كردن انسان ،‌جان ستان . رود با سيراب كردن كشتزار ها نان مي دهد و با طغيان خود ،‌ خانمان مي گيرد .

سوم : خواب هايي كه انسان مي بيند . پدري كه مرده است ، زنده است . كسي را كه كشته در خوابش زنده و توانمند مي آيد . به شبي هزار جا مي رود و هزار چيز را مي بيند و با هزار كس مي گويد و مي شنود ؛ و صبح در همانجا كه بوده ، هست ، و هيچ كس و هيچ چيز نيست .

چهارم : مرحله ياري جستن و باج دادن به آن عظمت و نشناختني ها ست تا بر انسان خشم نگيرند و با او مهربان باشند .

انسان ، براي رهايي از گزند اين نشناخته ها دست به آفرينش چيزهايي زده ، كه بعد گرفتارش شده ؛ و از آن جمله توتم هايي كه براي خود خلق كرده ؛ و تابوهايي كه ساخته ؛ و روحي كه در كالبد هرموجودي دميده است . و اما ، اين ساخته هاي بشر چه بودند و تا كجا با او آمدند ؟

توتم و تابو

توتم واژه ايست كه از سرخپوستان امريكاي شمالي گرفته شده و معني و مفهومِ مقدس ، خجسته و محترم را دارد .

توتم اشكال ِ گوناگون دارد . مثل درخت ، گل ، حيوانات ِ متفاوت و گاه انسان . يك قبيله و در آغاز فردي ، به دليل اتفاقي ، يا ترسي ، يامنفعتي ، ياخوشايند بودن گياه يا حيواني ، يا انساني ، آن را انتخاب كرده و در پي تعريف هايي كه براي آن مي سازد ، آن گياه يا حيوان يا انسان را توتم قبيله مي كند .

به تدريج ، افراد قبيله خود را از نسل آن توتم مي شمارند و احترامي بيش از اندازه به توتم خود گذاشته ، تقدس به توتم مي دهند و به پرستش توتم دست مي يازند .

توجه داشته باشيم كه وا‍ژه ي پرستش به معناي خم و راست شدن و ورد و دعا خواندن ِ بي هدف نيست . هرگاه چيزي بتواند مشكل گشا شود و آن چيز از انسان قوي تر انگاشته شده و توان كارهايي را داشته باشد كه يك فرد معمولي توان آن را ندارد ، به آن چيز يا آن فرد، مقدس مي گويند و تعظيم و تكريم افراد را براي رضايت او، پرستش مي نامند .

توتم ها متفاوت اند و هرگروهي اعتقاد به توتم خاصي دارد . در برخي جوامع ، توتم ها در شكل شير و فيل و عقاب و مار وامثالهم ظاهر مي شوند و دربرخي ديگر در قالب مقدسين ِ مرده يا زنده ، و در هردو حال ، به دليل تقدس و عظمتي كه در خيال توتم پرستان دارند ، تبديل به اجداد قبيله يا محترمين آنها مي گردند و سبب دلگرمي وافتخار افرادي كه معتقدند از نسل آنها هستند مي شوند.

كشتن ، آسيب زدن ، يا بي احترامي به توتم را تابو مي گويند . به اين معني كه اگر كسي توتم قبيله اي را بكشد ، يا به آن آسيب بزند ، يا نسبت به آن بي احترامي كند ، بايد به مكافاتي سخت برسد . في المثل ، اهانت يا بي ادبي نسبت به گاو مقدس مجازاتي سنگين دارد . يا بي حرمتي نسبت به فلان كس كه توتم فلان گروه است جرمي بزرگ محسوب مي شود حتي اگر آن توتم مرده باشد .

يكي از علل ماندگاري توتم ها در اشكال گوناگون ، باور به خجستگي و خوش يمني آن هاست . آفريدگان توتم ، سخناني را در بين مردم مي پراكنند كه حكايت از بركت و گره گشايي توتم آنها مي كند و چون از اين كار خير و سود فراوان مي برند به اين سخنان پَر و بال مي دهند و با يك كلاغ چهل كلاغ كردن آنها و تلقين پشت تلقين كردنشان ، ساده لوحان را به جايي مي رسانند كه شب خواب خوش توتم را ببينند و توتم شان كارهاي عجيب و شگفت انگيزكند. نگاه كنيد به نقش گاو مقدس در مصر و هند و قوچ در ايران باستان و بعضي اساطير در ايران امروز ؛ و عقاب و چه و چه درجوامع غربي .

گاه برخي مي پندارند كه توتم پرستي فصل اش گذشته و زمانش به سرآمده و توجه به اين نمي كنند كه هنوز توتم و تابو بين مردم هست ؛ اما شكل و شمايلش را عوض كرده است . هنوز در ايران طوايفي به نام سگوند وشغال وند زندگي مي كنند و هنوز ديدن گربه سياه و عدد سيزده بدشگون است وهنوز غذاي فلان كس تبرك و بردن مال فلان زيارتگاه بديُمن و انتقاد از فلاني حتي اگر به درست باشد گناه است .

تابوها اگرچه مربوط به گذشته اند اما هنوز در اشكال مختلف و با نام هاي گوناگون ، در بين بسياري از ملل و ازجمله ايرانيان رواج دارد . براي روشن شدن اين ادعا كافي است به مخالفت بعضي از مردم با مقدسين مرده و زنده جامعه ؛ و عكس العمل معتقدين به آن فرد يا افراد توجه شود ؛ كه چگونه به نام اهانت به مقدسات تنبيه مي شوند . بياد داشته باشيم كه تقدس اين توتم ها درقالب انسان ِ تنها نيست . به تيري كه پارچه مي آويزند ، به درختي كه نخ مي بندند ، به ضريحي كه خود را به آن آويزان مي كنند ؛ و كساني كه در مخالفت با اين كارها گوشمالي مي شوند يا تهديد به اين كه صاحب آن تير ، آن درخت ، آن ضريح تو را مسخ مي كند و تنيبه مي نمايد توجه كنيم . يا به شان و منزلتي كه براي برخي به سبب فرزند فلان كس بودن قائلند و آنها را حتي اگر هيچ علم و هنري نداشته باشند در بالاي مجلس مي نشانند تا مبادا مورد غضب جدشان قرارگيرند . اگر به اين موارد ريز بنگريم و تيز نگاه كنيم توتم و تابو را بهترخواهيم شناخت .

بت پرستی و فتیشیم

بت ،‌ تنديس يا مجسمه ايست كه به باور برخي ، رابطه آنها را با خدا يا قواي ماورا الطبيعه بر قرار مي كند . بت به زباني عربي صنم گفته مي شود و در گذشته وحال به اشكال گوناگون مورد پرستش قرار مي گرفت و مي گيرد . در گذشته سنگ هايي كه تشخصي داشتند و زيبا تر از ديگر سنگ ها بودند براي ساختن بت برگزيده مي شدند و امروز ، نيز از بهترين سنگ هاي ممكن براي ساختن بت يا به قول مدافعين آن ، براي نمادي كه ياد آور خداست ، از آن استفاده مي كنند و آن را به دست هنرمندان با فلزهاي گرانبها يا گوهرهاي كمياب زينت مي دهند .

شايد بتوان گفت كه هربت پرستي مي دانست كه تكه سنگي كه او ساخته ، يا ديگران ساخته اند ، تواني ندارد تا كاري بكند اما ، با منسوب كردن آن به فرد يا خدايي ، آن را داراي حرمت و اعتبار مي كرد و در برابرش سرتعظيم فرود مي آورد ؛ و با بوسيدن و محترم شمردن آن ، آرزوهايش را مي گفت و از او حمايت لازم را مي خواست .

و باز ، اين داستان نه تنها در گذشته ، يا در سرزمين هاي دور مثل هند اتفاق مي افتد ؛ كه در همه ي مكان ها و درهمه ي زمان بوده و هست و خواهد بود . تنها شكل بت عوض شده وگر نه ، بت پرست هميشه بوده و هست .

تلسم

درگذشته هاي دور ، مردمي كه هنوز با تمدن و دانش آشنا نشده بودند و به نام اقوام ابتدايي مشهوربودند از دعا و آيات براي رفع بلا و چشم زخم استفاده مي كردند و گاه نيز ، براي رسيدن به مقصودي ، ادعيه يا اوراد خاصي را مي خواندند . برخي مواقع نيز نقشي يا جمله اي را برسنگي ، فلزي ، پوستي ، پاپيروسي يا اگر گير مي آمد ، بركاغذي مي نوشتند و آن را بر بازو يا گردن مي بستند تا از شر بلايا در امان بمانند . اين نوشته را تلسم مي گفتند كه غليظ گويان پارسي زبان ، براي نشان دادن سواد بالايشان ! ت تلسم را مانند ت تهران يا ت بليت ، ط كردند و اين به مرور ماندگار گرديد تا امروز تلسم را طلسم بنويسم . در حالي كه تلسم واژه اي يوناني است و خود آنها تلسما (Telesma) تلفظ مي كنند .

تلسم سازان در برخي مواقع كساني بودند كه ادعاي منجمي مي نمودند و مدعي بودند كه با رمل و اسطرلاب از حركت ستارگان ، و محاسبه حركات فلكي ، پي به سرنوشت افراد مي برند و مي توانند بگويند كه چه آينده اي در انتظار چه افرادي است ؛ يا مي توانند ، خلق و خوي افراد را با توجه به تاريخ تولد او بگويند . تلسم سازان ،‌ مي گفتند كه هرعددي خاصيت و تاثيري دارد و نوشتن آن ها به صورتي خاص سبب محبت ،‌ كينه ، موفقيت يا شكست مردم مي شود . بنا به باور اقوام ابتدايي ، خواندن فلان تعداد ورد يا دعا در فلان روز و فلان وقت ، فلان مشكل را برطرف مي كرد.

امروز ، همان گونه كه شاهديم ، اگر چه در برخي جوامع بشري ، برخي نام ها را عوض كرده اند ، ‌اما هنوز مردم بسياري هستند كه به باورهاي اقوام ابتدايي پايبندند و باور دارند كه اوراد و اذكار مي توانند جاي تلاش و كوشش را گرفته و سرنوشت آنها يا ديگران را چنان كه مي خواهند رقم بزنند ؛ و اين تاييدي است براين كه : اگرچه همه چيز بشر تغيير كرده ؛ اما تفكر و تعقل بسياري از افراد ، هنوز تحت تاثيرِ افكار گذشتگان است و تغييري بنيادي نكرده است.

آنیمیسم :

« آنيما »‌ (Anima) در فرهنگ لاتيني معني جان و روان را مي دهد . آنيميسيم عبارت است از اعتقاد كساني كه مي گويند : هرچيز داراي روح و جان است . »‌

جوامع ابتدايي براين باور بودند كه هر تكه اي از هستي داراي روح و جان مي باشد و همه ي مظاهر طبيعت مثل رودخانه ها ،‌ درياها ،‌ درختان ، ‌كوه ها و امثالهم داراي جان و روان هستند و براي همين هم ، براي آنها قرباني مي كردند يا با نذر و نياز از آنها ياري مي خواستند و برخي از آنها را مقدس مي شمردند ؛ مثل رود گنگ ،‌ درهند كه هرساله ده ها ميليون زائر و نيايش گر دارد تا با شستن بدن در آب هاي آن ، خود را براي زندگي بهتر و دنياي بعدي ، پاك و مطهر كنند ، يا كوه فيجي در ژاپن و امثالهم .

تناسخ

يكي از ويژگي هاي معتقدين به آنيميسم يا طبيعت جاندار ، اعتقاد آنها به تناسخ است و اين كه انسان در گذشته در كالبد ديگري مي زيسته است . شايد در قالب يك حيوان ،‌يا گياه ، ياجماد، يا انساني پست تر يا بالاتر از آنچه هست . به گفته ي معتقدين به آنيميسم ، نتيجه عملكرد زندگي گذشته ي هركس سبب شده تا او، امروز در اين جايگاه قرار گيرد .

معتقدين به اين آيين مي گويند : اگرانسان در زندگي كنوني ، پارسايي پيشه كند ، در زندگي بعدي به درجه اي بالاتر ارتقا خواهد يافت و اگر ، افسار نفس را رها كرده ،‌ دل به خوشي هاي زودگذر دنيا ببندد و چنان زندگي كند كه به جاي خير ، شرش به خود و ديگران برسد ،‌ در زندگي بعدي ، به درجه اي پايين تر از آنچه هست تنزل مي كند .

جادوگری

بشرآغازین به دلیل نداشتن دانش لازم از رویدادهایی که برایش پیش می آمد بسوی جادو کشیده شده بود . جادو عبارت است از تکرار کلمات و جملاتی خاص و انجام مراسمی ویژه برای رسیدن به هدفی معین . چون آنها معتقد بودند که درتمام اشیاء یک خاصیت نهانی ونیروی غیبی نهفته ، که آن را « مانا» می نامیدند ، مراسمی انجام می دادند تا ازآن نیرو برای انجام کارهای دلخواهشان بهره بگیرند . در مراسم جادوگری تکرار کلمات و جملات ، آهنگین و کوتاه که آن ها را به فارسی « ورد » و « منتر» می خوانند و در طول زمان نام آنها تغییر کرده ، از ضروریات است . این اوراد ، سبب می شدند تا کسی که جادو می شود بنا براصل کلیِ تلقین (Suggestion) تحت تاثیر قرارگرفته و بعضی از امراض سهل العلاج اش بهبود یابد .

مذهب شمنی

شمن را بت پرست نيز معني كرده اند و جادوگرنيز گفته اند ؛ و بهتر است كه بگوييم شمن جادوگري است بت پرست . اين مذهب درگذشته در بين قبايل مختلف بوده است و اگر چه كسي به قبايل پيش از اسلام در عربستان شمن نمي گويد ولي وجه تشابه آنها در باورها و عقايدشان با شمن هاي مغول ، سيبري و سرخ پوستان امريكا بسيار زياد است .

شمن باوران مي گويند كه همه ي هستي را نيروهاي نامريي گرفته است و اين نيروها در سرنوشت موجودات دخيل هستند . شمن ، يا روحاني دين شمني براي ريزش باران و برف يا رفع و دفع مشكلات ، ‌يا رسيدن به خواسته ها و آرزوهايشان از ابزار گوناگون بهره مي گرفتند . مثلا سنگ پادزهري را بربيد مجنوني مي گذاشتند و برآن ورد مي خواندند تا باران ببارد . يا در بعضي جا ها ، كله ي خري را برطبقي مي گذاشتند و به بيرون از شهر مي رفتند تا با خواندن دعاهاي مخصوص از شر خشكسالي رها شوند .

اوردالی

اوردالی نوعی جادوگری است که با آزمایش های خطرناک و کارهای دردناک همراه بود و از این راه ، متهم به گناه را آزمایش می کردند . مثلا شخص متهم به قتلی را سوگند ( گوگرد) می خوراندند تا معلوم شود گناه کرده یا نه . و یا او را از میان آتش یا رودی خروشان می گذراندند تا معلوم شود گناهکاراست یا بی گناه .

اديان و آيين هاي بي كتاب مانند توتم ، تابو ، بت ، طبيعي پرستي و مانند اين ها، پديده اي كهن است كه مي توان گفت در پرونده تمام ملل بعنوان اديان اوليه وجود داشته و امروز نيز، كم و بيش ، به شكلي جديد وجود دارند و تقريبا همه شبيه به هم عمل كرده اند .

اگر كسي ادعا كند كه اديان جديد تحت تاثير اديان كهن قرار دارند و بسياري از باورهاي مردم دوران گذشته با تغيير نام و بي تغيير مفهوم و درونمايه ، در عملكرد پيروان اديان جديد قابل مشاهده است ، سخني بيجا نگفته است .

كافي است چشمي تيز نگر و ذهني پويا داشت تا ساختمان هاي جديد را بر روي پايه هاي قديمي مشاهده كرد[1].

[1] - با استفاد از : خلاصه ي اديان در تاريخ دين هاي بزرگ . محمد جواد مشكور . انتشارات شرق . چاپ پنجم . 1372


موضوعات مرتبط: ادیان شناسی
برچسب‌ها: ادیان شناسی
[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب