ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

انسان سالم از دیدگاه قرآن

انسان سالم، تشنه دانستن و فهمیدن
انسانهایى که داراى فطرت بیدار هستند، از وقتى که چشم بدین جهان باز مى کنند کنج کاوى بى صبرانه اى آنها را براى دانستن به حرکت در مى آورد، مانند کنج کاوى آغاز کودکى. حس نیاز به دانستن در آنها قوى است، اما فقط دانستن آنها را ارضا نمى کند، عطش شدیدترى آنها را به سوى فهمیدن مى راند، فهمیدن و نفوذ در ژرفاى حقایق. ممکن است در دانستن، بسیارى از انسانهاى عادى یا حتى ناسالم، با انسانهاى سالم مساوى باشند، اما تفاوت اساسى در فهم و درایت است; انسانهاى سالم آنچه را مى دانند تلاش مى کنند بفهمند و تا به فهم آن دست نیافته اند از پاى نمى نشینند. آنان ممکن است (احتمال) هاى فراوانى را در نظر بگیرند، با مشاهده شنیدن و در نهایت فهمیدن ـ با تعقل و مراجعه به فطرت خود ـ به ارزیابى مى پردازند و حق را از ناحق، خوب را از بد، روا را از ناروا تشخیص مى دهند، و در سایه چنین درکى حرکت به سوى مقصود را ادامه مى دهند. براى اینان روییدن یک گیاه به همان اندازه شگفت آور است که گردش منظم خورشید و ماه و پرتوافشانى آنها، به نظر آنان جهان درون خودشان به بزرگى تمام کهکشانهاست و در هر دو جهان، گستره و ژرفاى بسیارى مى بینند که مى توان براى فهم آنها تلاش کرد. آنان در آفرینش آسمانها و زمین تفکر مى کنند تا بفهمند معناى آفرینش و کلید رمز این همه حرکت، نظم، نیرو، زیبایى و عظمت چیست; انسانهاى سالم سرانجام به درک حقیقت هستى، یعنى (معنى دارى) آفرینش و حیات پى مى برند… آنان زمزمه سرود هستى را مى شنوند و ناگهان احساس مى کنند که با آنان هم نوا شده اند. آنان سرود و تسبیح خوانى آفرینش را مى شنوند و ناگهان از ژرفاى دل فریاد مى زنند پروردگارا! این همه را بیهوده نیافریده اى! (الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و على جنوبهم و یتفکّرون فى خلق السموات و الأرض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار… ) آل عمران / 191 آنان که خدا را در حال ایستاده و نشسته و آن گاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد مى کنند; و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین مى اندیشند; (و مى گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده اى! منزّهى تو! ما را از عذاب آتش نگهدار! در این آیه (بلکه دراین فراز آیات 189 تا 195) حالت تفکر، کنج کاوى و نتیجه نهایى تفکر انسانهاى سالم مشخص شده است، که در همه هستى آیات الهى را مى بینند و سرانجام به شناخت کلید رمز جهان هستى پى مى برند… . نمونه اى از عالى ترین تصویر جست و جو براى دانستن و فهمیدن در داستان حضرت ابراهیم(ع) آن گاه که ماه و ستارگان و خورشید را مى بیند، و یا آنجا که چگونگى زنده شدن مردگان را جست وجو مى کند و فرمان در هم آمیختن چهار پرنده را دریافت مى کند آمده است، و قرآن که ابراهیم(ع) را الگوى انسانهاى شایسته، سالم و داراى قلب سلیم معرفى مى کند، این جست و جوها را به عنوان امتیازات آن حضرت بر مى شمارد. مهم ترین مسأله او فهم نظام و سازمان هستى است. مهم ترین (مسأله اى که انسانهاى سالم مى خواهند به حل آن نائل شوند، فهم سازمان هستى، شناخت هستى آفرین، و جایگاهى است که از آن آمده اند و آنجایى که به سوى آن خواهند رفت. آیات قرآن دراین باره بسیار سخن گفته است. از نمونه هاى عالى آن داستان حضرت ابراهیم(ع) است. درفرازى دیگر از آیات قرآن (آل عمران آیات 190 تا 195) نیز که پیش از این نقل شد، تفکر در نظام هستى و معنى دارى آن و رسیدن به معناى هستى و ایمان به هستى آفرین، ویژگى مهم انسانهایى قلمداد شده که مى خواهند بدانند ازکجا آمده اند، چرا، و به کجا مى روند، و چرا؟ و این همه با تدبیر کیست؟ ـ تاآنجا که با این اندیشه، ناگهان پرده ها از جلو چشمان آنها کنار مى رود و فریاد مى زنند: (ربّنا ما خلقت هذا باطلاً) ! بلافاصله، با حل اولین مسأله، یعنى ایمان به هستى آفرین، آغاز و پایان راه خود را نیز درمى یابند: (انک من تدخل النار فقد أخزیته…) و بدین سان مسأله مبدأ و معادشان با تفکر در قدم اول، ایمان در گام دوم، استمداد از خداوند در گام سوم و امداد الهى در گام چهارم حل مى شود. آنان زیرتأثیر محیط و افکار کلیشه اى و تقلیدى قرار نمى گیرند، و خودشان را شایسته اندیشه و مسؤول عمل و انتخاب خویش مى دانند. قرآن کریم انسان را موجود با کرامتى مى داند که مسؤولیت انتخاب خویش را خود بر عهده دارد، هیچ کس مسؤول انتخاب و عمل دیگران نیست، قرآن خاطر نشان مى سازد که رهبران ضلال نیز در قیامت خود را در پذیرش گمراهى و انحراف پیروان خود شریک نمى دانند و حتى شیطان نیز از انسانهاى سیاه کار برائت مى جوید، و گناه هیچ کس را کسى دیگر به عهده نمى گیرد (و لاتزر وازرة وزر اخرى) و نه تنها دشمنان و گمراه کنندگان، که حتى پدر ومادر و برادر و فرزندان نیز ـ که از نظر نسبت و علاقه نزدیک ترین کسان به انسان هستند، در هنگام حسابرسى و کیفر او را تنها مى گذارند و از او مى گریزند… (یوم یفرّ المرء من اخیه. و امّه و ابیه. و صاحبته و بنیه. لکلّ امرئ منهم یومئذ شأن یغنیه… ) عبس / 34 تا 37 روزى که آدمى از برادرش، و از مادر و پدرش، و از همسر و پسرانش مى گریزد. در آن روز، هر کسى از آنان را کارى است که او را به خود مشغول مى دارد. اینها همه براى آن است که به انسان هشدار دهد: براى انسان بودن و سلامت فکر و روان خویش خودت باید تصمیم بگیرى و مسؤول کیفر و پاداش کارهایت در حین حسابرسى نیز خود تو هستى. در الگوهایى هم که معرفى مى کند، ایستادن در مقابل جهالت را حتى اگر در برابر پدر و نزدیکان باشد مهم ترین ویژگى انسان سالم بر مى شمارد. در مورد (ابراهیم و همراهان او) که به عنوان اسوه معرفى شده اند، همین گونه رفتار را نشان مى دهد. (لن تنفعکم أرحامکم و لا أولادکم یوم القیامة یفصل بینکم و الله بما تعملون بصیر. قدکانت لکم أسوة حسنة فى ابراهیم و الذین معه إذ قالوا لقومهم إنّا برءاؤ منکم و ممّا تعبدون من دون الله کفرنا بکم و بدا بیننا و بینکم العداوة و البغضاء أبداً حتى تؤمنوا بالله وحده) ممتحنه / 4 ـ 3 روز قیامت نه خویشان شما و نه فرزندان تان هرگز به شما سود نمى رسانند. [خدا] میان تان جدایى مى افکند، و خدا به آنچه انجام مى دهید بیناست. براى شما در (عمل) ابراهیم و کسانى که با او هستند سرمشقى نیکوست، آن گاه که به قوم خود گفتند: (ما از شما و آنچه به جاى خدا مى پرستید بیزاریم. به شما کفر مى ورزیم و میان ما و شما دشمنى و کینه همیشگى پدیدار شده، تا وقتى که فقط به خدا ایمان آورید) … قرآن، تفکر تقلیدى، یا به تعبیر بهتر تقلید به جاى تفکر را مانع بزرگى در راه سلامت اندیشه و گردنه اى غیرقابل عبور در راه رسیدن به حق مى داند، یکى از ویژگیهاى زشت گروه هاى معارض با انبیا را نیز همین تقلید از پدران و مسؤولانه نیاندیشیدن آنان مى داند: (قالوا یا صالح قد کنت فینا مرجوّاً قبل هذا أتنهینا أن نعبد ما یعبد آباءنا و إنّا لفى شکّ ممّا تدعونا الیه مریب… ) هود / 62 گفتند: اى صالح! به راستى تو پیش از این، در میان ما مایه امید بودى. آیا ما را از پرستش آنچه پدران مان مى پرستیدند باز مى دارى؟ و بى گمان، ما از آنچه تو ما را بدان مى خوانى سخت دچار تردید هستیم… مسؤولیت انتخاب خویش را به گردن دیگران انداختن، چه به گردن رهبران گمراه، یا پدران و نزدیکان و یا محیط، در منطق قرآن زشت ترین کارى است که شخص ممکن است انجام بدهد. خداوند حالت اسف انگیز کسانى را که خود نیاندیشده اند و به جاى انتخاب آگاهانه راه و روش زندگى خویش، کورکورانه از دیگران تقلید کرده اند، به تصویر کشیده است: (روزى که چهره ها شان را در آتش زیر و رو مى کنند، مى گویند: اى کاش ما خدا را فرمان مى بردیم و پیامبر را اطاعت مى کردیم) (احزاب / 66) در چنین هنگامه دشوارى که کار ازکار گذشته است، آنان گناه انتخاب نکردن راه و روش صحیح در زندگى و برنگزیدن جهان بینى درست را به گردن رهبران خود مى اندازند: (و قالوا ربنا انا أطعنا سادتنا و کبرائنا فأضلونا السبیلا. ربنا آتهم ضعفین من العذاب و العنهم لعناً کبیراً) احزاب / 67 ـ 68 و مى گویند: پرودگارا، ما رؤسا و بزرگ تران خود را اطاعت کردیم و ما را ازراه به در کردند، پروردگارا! آنان را دوچندان عذاب ده و لعنتشان کن، لعنتى بزرگ… و جالب اینجاست که آیه معروف (عرضه امانت) الهى، که به اختیار و مسؤولیت انسان تفسیر شده، درست سه آیه بعد از این آیات آمده است… اما قرآن این منطق پوسیده را نمى پذیرد، وحتى به کسانى که در ضعف نگه داشته شده اند نیز هشدار مى دهد که مبادا از اندیشه و انتخاب مسؤولانه سرباز بزنند و به انتخاب یا انحراف دیگران سربگذارند. (و قال الذین کفروا لن نؤمن بهذا القرآن و لا بالذى بین یدیه و لو ترى إذ الظالمون موقوفون عند ربهم یرجع بعضهم الى بعض القول یقول الذین استضعفوا للذین استکبروا لولا أنتم لکنّا مؤمنین. قال الذین استکبروا للذین استضعفوا أنحن صددناکم عن الهدى بعد إذ جائکم بل کنتم مجرمین. قال الذین استضعفوا للذین استکبروا بل مکر اللیل و النهار إذ تأمروننا أن نکفر بالله و نجعل له انداداً و أسرّوا الندامة لما رأوا العذاب و جعلنا الأغلال فى اعناق الذین کفروا هل یجزون إلاّ ما کانوا یعملون) سبأ / 31 ـ 33 وکسانى که کافر شدند گفتند: نه به این قرآن و نه به آن (توراتى) که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد. و اى کاش بیدادگران را هنگامى که در پیشگاه پروردگارشان بازداشت شده اند مى دیدى [که چگونه] برخى از آنان با برخى گفت وگو مى کنند; کسانى که زیر دست بودند به کسانى که [ریاست و] برترى داشتند، مى گویند: اگر شما نبودید قطعاً ما مؤمن بودیم. کسانى که [ریاست و] برترى داشتند، مى گویند: اگر شما نبودید قطعاً ما مؤمن بودیم. کسانى که [ریاست] و برترى داشتند به کسانى که زیردست بودند، مى گویند: مگر ما بودیم که شما را ازهدایت ـ پس از آن که به سوى شما آمد ـ باز داشتیم؟ بلکه خودتان مجرم بودید. و کسانى که زیردست بودند به کسانى که [ریاست و] برترى داشتند مى گویند: بلکه نیرنگ شب و روز بود، آن گاه که ما را وادار مى کردید که به خدا کافر شویم و براى او همتایانى قرار دهیم. و هنگامى که عذاب را ببینند پشیمانى خود را آشکار کنند. و در گردنهاى کسانى که کافر شده اند غلها مى افکنیم; آیا جز به سزاى آنچه انجام مى دادند مى رسند؟ در این آیات، کیفر، مربوط به عمل خود اشخاص است، فقط انسانهاى جاهل و نادان، روش فکرى و زندگى خود را انتخاب نکرده و گناه آن را به گردن چرخش روزگار یا افسون رهبران گمراه مى پندارند که مسؤولیتى ندارند، اما قرآن با لحن معنى دارى مى پرسد: (آیا جز کیفر آنچه را که انجام مى دادند، مى بینند؟)


موضوعات مرتبط: شخصیت شناسی
برچسب‌ها: شخصیت شناسی
[ سه شنبه پنجم دی ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب