
چگونگي تعيين معيار فضيلت اخلاقي:
در تعيين فضيلت، ابتداء لازم است به اين مسئله پرداخته شود كه كمال حقيقي انسان در چيست، زيرا در صورتي امري فضيلت به حساب ميآيد كه كمالي را بر كمالات انسان بيفزايد و او در راستاي رسيدن به كمال لايق وي ياري رساند، يعني هر فعل و صفتي به هر اندازه كه انسان را در رسيدن به كمال واقعي و نهائي ياري رساند يا زمينه را براي وصول به آن فراهم كند از ارزش اخلاقي برخوردار است. بنابراين ميتوان چنين نتيجه گرفت كه چون كمال انسان امري واقعي و صفتي وجودي است لذا افعال و صفاتي كه بين آنها و كمال نهايي انساني رابطة علّي و معلولي وجود داشته باشدآن افعال و صفات داراي ارزش اخلاقي بوده و در رديف فضايل اخلاقي محسوب مي گردند. چنانچه مكاتب ديگر نيز به اين امر توجه داشتهاند امّا در تشخصيص كمال حقيقي انسان به خطا رفتهاند.
فضائل اخلاقي بر اساس نظام اخلاقي اسلام:
انسان فطرتاً گرايش به سمت كمال دارد و براي رسيدن به كمال مطلق آفريده شده است؛ زيرا هر چه در مسير كمال پيش ميرود خواهان بدست آوردن درجات بالاتري از آن است. وجود بي نهايت كمال مطلق، بر اساس تعليم دين اسلام، وجود خداوند متعال است، بنابراين كمال انسان و مطلوب نهائي او در هر چه نزديكتر شدن به سرچشمة هستي و قلب پروردگار ميباشد. آيات قرآن و روايات معصومين نيز شاهد گويائي بر اين مطلب هستند، خداوند در قرآن كريم بالاترين درجات كمال بنده را لقاء پروردگار و بازگشت به سوي حق معرفي كرده است: «يا ايتها النّفس المطمئنّه ارجعي الي ربّك راضية فادخلي في عبادي، و ادخلي جنّتي»[7] «اي نفس ممطئن به حضور پروردگارت باز آية كه تو خشنود و او راضي از توست، در صف بندگان خاص من درآي و در بهشت من داخل شو» «انّ الذين لا يرجون لقاءنا و رضوا بالحيوة الدنيا ...»[8] «آنها كه به ديدار ما اميدوار نيستند و به زندگي پست دنيا دلخوش داشتهاند، آنها از آيات و نشانههاي ما غافلند و به سبب كردارشان در دوزخ جاي ميگيرند.»
از همين دوست كه ائمة معصومين ـ عليهم السّلام ـ در مناجاتهاي خويش با پروردگار درخواست تقرّب هر چه بيشتر داشتهاند ـ امير مؤمنان ـ عليه السّلام ـ در مناجات شعبانيه كه زبان دعاي همة ائمه ـ عليهم السّلام ـ بوده، اينگونه مناجات ميكند: «الهي به لي كمال الانقطاع اليك»[9] «معبودا! به من بريدن از همه و پيوستن به خود را عطا كن». و امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در مناجات خو دبا خدا اينگونه دعا مي كند: «الهي فاجعلنا ممن اصطفيته لقربك»[10] خدايا مرا از كساني قرار ده كه براي قرب خود برگزيده اي. خدايا ما را به راههايي ببر كه به تو برسيم و ما را در نزديكترين راههاي ورود به خودت سير و حركت ده ...[11].
حال با توجه به اينكه كمال نهايي انسان وصول به مقام قرب الهي است، در نتيجه هر فعل و صفتي كه انسان را در رسيدن به اين مرتبه ياري كند و سبب ارتقاء انسان در مراتب قرب پروردگاري باشد و يا زمينه را براي سير الي الله فراهم نمايد، فضيلت محسوب مي شود.[12] از همين روست كه تمام عبادات اعم از واجب و مستحب در زمرة فضائل اخلاقي به شمار مي روند و برخي علماء اخلاق نيز در كتب خود آنها را نيز ذكر كرده اند از جملة مرحوم ملا محمد مهدي نراقي بسياري از واجبات و مستحبات را در زمرة فضائل اخلاقي گنجانده است.[13] و در تفسير فضائل اخلاقي اينگونه مرقوم مي دارد: «فضائل الاخلاق من المنجيات الموصله الي السعادة الابديه»[14] كه بنابراين هر آنچه را در وصول انسان به سعادت ابدي كه كمال نهايي آن قرب الي الله است مؤثر باشد، جزو فضائل اخلاقي مي توان به حساب آورد. در اين ميان به نكتة مهم ديگري بايد اشاره كرد وآن اينكه از نگاه قرآن كريم تنها اعمالي داراي ارزش اخلاقي و موجب تقرب انسان به سمت پروردگار هستند كه با انگيزة خداجويانه و براي رضاي خدا صورت گيرد وگرنه صرف صورت عمل كه در قالب خاصي انجام شود، فضيلت محسوب نخواهد شد و نيت تقربب به حق از اساسي ترين معيارها براي ارزشمندي عمل به حساب مي آيد. قرآن كريم نيز در برخي از آيات به اين نكته تصريح نموده است، از جمله در آية 207 سورة بقره كه در شأن حضرت علي ـ عليه السّلام ـ نازل شد: «و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد»[15] و برخي از مردم كساني هستند كه از جان خود براي تحصيل رضاي پروردگار خويش مي گذرند و خداوند نسبت به بندگان رؤوف و مهربان است. حضرت اگر چه در بستر پيامبر تا جان ايشان محفوظ بماند و اين كار مهم و ارزشمندي بود، اما خداوند ملاك ارزشمند شدن عمل ايشان را شجاعت، شهامت و يا از خود گذشتگي و ايثار به خاطر ديگران، معرفي نمي كند، بلكه كسب رضاي پروردگار به تقرب به او را معيار ارزشمند شدن عمل حضرت مي داند.[16] بنابراين در نظام اخلاقي اسلام، هر آنچه كه موجب تقرب انسان به پروردگار و وصول به كمال مطلق باشد و با انگيزة خداجويانه و كسب رضاي الهي صورت پذيرد داراي ارزش اخلاقي خواهد بود و فضيلت به حساب مي آيد، گرچه ممكن است در دسته بندي فضائل برخي اعم و در برگيرندة فضائل خاص تري باشند.
[1] . فلسفه اخلاق، محمد تقي مصباح يزدي، ص 71 ـ 86، انتشارات اطالاعات، چاپ ششم، و فلسفه اخلاق، مجتبي مصباح يزدي، ص 60، 77، 85، 91، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) ، هشتم، 1381 هـ ش.
[2] . به همان منابع قبلي مراجعه شود.
[3] . اعراف / 28.
[4] . الميزان، ج 1، ص 371، 372، علامه طباطبايي، مؤسسه الاعلمي، بيروت، 1417 چاپ اول.
[5] . الميزان، ج 1، ص 371، 372، علامه طباطبائي، مؤسسه الاعلمي، بيروت، 1417، چاپ اوّل.
[6] . فلسفة اخلاق، ص 15، استاد محمد تقي مصباح يزدي، چاپ و نشر بين الملل، چاپ اوّل، 1381.
[7] . فجر/ 27 ـ 30.
[8] . يونس/ 7 ـ 8.
[9] . مفاتيح الجنان، اعمال ماه شعبان، مناجات شعبانيه، شيخ عباس قمي (ره).
[10] . همان، مناجات خمس عشر، مناجاة المحبين.
[11] . همان، مناجاة خمس عشر، مناجاة المريدين.
[12] . فلسفه اخلاق، محمد تقي مصباح يزدي، ص 184، فلسفه اخلاق، مجتبي مصباح، ص 140.
[13] . جامع السعادات، محمد مهدي نراقي، چاپ سوم، مطبعة النجف، النجف الاشرف، 1383 هـ ق، مثلاً در جلد دوم، خمس، زكات، صدقات و امر به معروف... را در زمرة فضائل اخلاقي ذكر نموده است.
[14] . همان، ج 1، ص 9.
[15] . بقره/207.
[16] . مجلة پژوهشهاي قرآني، ش 11 و 12، ص 85 (جمعي از محققين) دفتر تبليغات اسلامي حوزة علميه قم، 1376 چاپ اول.
موضوعات مرتبط:
فضایل شناسی
برچسبها:
فضایل شناسی