
نویسنده : مهدي رحيمي- مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مقدمه:
يكي از مسائل اساسي در فلسفه اخلاق اين است كه ملاك و معيار فضيلت اخلاقي چيست و چگونه ميتوان فعل اخلاقي را از فعل طبيعي بازشناخت. به تعبير ديگر، با توجه به چه ملاكي است كه ميتوان فعلي را فضيلتي اخلاقي به شمار آورد؟
در مكاتب مختلف بحثهاي فراواني پيرامون شناخت ملاك فضيلت و تمييز فعل اخلاقي از غير آن صورت گرفته و هر مكتب به فراخور مباني فكري خويش معيار خاصي را ارائه داده و جدول مشخصي را براي فضائل اخلاقي ترسيم نموده است در اين گفتار كوتاه ابتدا به برخي از اين نظريات اشاره نموده و سپس ديدگاه اسلام مطرح شد.
آراء مختلف پيرامون معيار فضيلت اخلاقي
از جمله مكاتي كه در باب معيار تشخيص فضيلت اخلاقي اظهارنظر كردهاند، از مكاتبي همچون عاطفهگرايان، لذتگرايان، وجدان گرايان، طرفداران اصالت جامعه، وظيفه گرايان و در دنياي اسلام از مكتب اشاعره و اماميه ميتوان نام برد.[1]
عاطفه گرايان كه كمال انسان را در خدمت به خلق ميدانند، تنها افعالي را كه با انگيزة ديگر دوستي و عاطفة غير خواهي صورت پذيرد فضيلت اخلاقي بر ميشمرند و افعالي را كه فقط در جهت تأمين منافع فردي صورت ميگيرد را فاقد ارزش اخلاقي ميدانند. در نقطة مقابل اين گروه لذت گرايان وظيفة انسان را تحصيل لذت و گريز از رنج دانسته و افعالي را كه در اين راستا صورت ميگيرد داراي ارزش اخلاقي ميدانند. افرادي نيز همچون كانت تنها افعالي را خوب و فضيلت به حساب ميآورند كه از روي احساس وظيفة و تكليف صورت گرفته باشد نه اينكه صرفاً رفتاري ناشي از تمايلات طبيعي انسان باشد برخي مكاتب نيز از زوايةديگري به موضوع نگريسته و براي تمييز فضيلت از رذيلت رجوع به نظر يك قاضي را لازم دانستهاند. وجدان گرايان معتقدند وجدان به راحتيو از راه الهام قادر به تشخيص خوب و بد افعال است و جامعه گرايان قضاوت جامعه را ملاك تفكيك فضيلت از رذيلت دانستهاند. در كنار اينها از دانشمندان مسلمان اشاعره امر و نهي پروردگار را ملاك خوبي و بدي افعال ميدانند در حالي كه اماميه و معتزله به مخالفت با آنان پرداخته و معتقدند عقل انسان داراي ظرفيتي است كه توان درك خوبي و بدي افعال را دارد و اين طور نيست كه تا به فعلي امر نشود آن فعل فاقد مصلحت باشد و امر پروردگار موجب ايجاد مصلحت در آن شود.
در نقد معيارهاي ارائه شده از طرف صاحبان اين مكاتب به طور اجمال بايد گفت كه، اولاً اكثر آنها در تشخيص كمال حقيقي انسان در نقش مؤثر در تعيين ملاك فضيلت دارد به خطا رفتهاند. لذا اين طور نيست كه صرف خدمت به خلق و يا تحصيل لذت و گريز از رنج و يا انجام عمل بر اساس احساس وظيفه كمال براي انسان باشد، چه بسا عملي داراي سود فردي است اما فضيلت و عبادت است و يا انجام عملي مستلزم رنج فراوان است اما نهايتاً به لذت فراواني منجر ميگردد و يا فاقد لذت ظاهري محسوس است و يا انسان در تشخيص وظيفه اشتباه كند علاوه بر اينكه نميتوان بدون يك گرايش توحيدي گفت كه شخص ميتواند عملي را صرفاً از روي احساس وظيفه و بدون در نظر گرفتن هيچ گونه نفع يا ضرري انجام دهد. ثانياً اينطور نيست كه قضاوت وجدان بشر و يا جامعه بتواند ملاك تفكيك فضيلت از رذيلت باشد، زيرا در خيلي از موارد مصاديق خوب و بد بديهي نيستند تا وجدان به راحتي آنها را تشخيص دهد علاوه بر اينكه ممكن است وجدان در اثر تربيت ناصحيح در تمييز غلط عمل كند. از طرف ديگر نظر جامعه نيز مورد قبول نيست زيرا پذيرش اين مطلب مستلزم نسبي شدن اخلاق و تبيعت آن از نظر اكثر افراد جامعه است كه با تغيير نظر اكثر فضائل اخلاقي نيز دگرگون شده و رذيلتها تبديل به فضيلت ميشوند.[2] ثالثاً: دربارة نظر اظاعره نيز بايد گفت كه اين طور نيست كه ملاك خوبي و بدي قبل از امر و نهي خداوند در فعل نباشد و عقل قادر به درك آن نگردد لذا قرآن ميفرمايد: «ان الله لا يأمر بالفحشاء»[3] كه بيانگر وجود ملاك حسن و قبح در افعال قبل از امر پروردگار است.
در كنار اين مكاتب برخي ريشةهمة فضايل را در دو فضيلت نيك خواهي و عدالت دانسته و تصريح مي كنند اگر ملكهاي نفساني را نتوان از اين دو اخذ كرد در واقع آن ملكه يا فضيلت اخلاقي نيست، (مثلاً ايمان،اميد و حكمت كه فضايل ديني و عقلانياند نه اخلاقي) و يا اصلاً فضيلت نيست.[4]
در كنار اين مكاتب برخي ريشة همة فضايل را در دو فضيلت نيك خواهي و عدالت دانسته و تصريح ميكنند اگر ملكهاي نفساني را نتوان از اين دو اخذ كرد در واقع آن ملكه يا فضيلت اخلاقي نيست، (مثلاً ايمان، اميد و حكمت كه فضايل ديني و عقلانياند نه اخلاقي) و يا اصلاً فضيلت نيست.[5] در سنّت مسيحي نيز گفته ميشود كه مسيحيان هفت فضيلت اصلي دارند، سه فضيلت الهياتي، (ايمان، اميد و محبت) و چهار فضيلت انساني (مصلحت انديشي، بردباري، اعتدال و عدالت، افلاطون و ساير فيلسوفان يونان و بسياري از حكيمان مسلمان نيز از چهار فضيلت حكمت، شجاعت و اعتدال به عنوان فضايل مادر و بنيادين نام ميبرند.[6]
موضوعات مرتبط:
فضایل شناسی
برچسبها:
فضایل شناسی