|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
مراقب باشیم از اهل سقیفه نباشیم !
بمناسبت فرارسیدن ایام فاطمیه/ مراقب باشیم از اهل سقیفه نباشیم ! عده ی زیادی این نعمت بزرگ را داشتند. و فقط همین نبود. آن ها همراه و هم قدم و هم صحبت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله هم بودند؛ حتی گاهی هم سفره و همسفر هم می شدند. نورانیت وجود مقدس پیامبر که مهبط وحی الهی بود و عزیزترین مخلوق خدا و بزرگ ترین نبی و رسول و فرستاده ی خدا بر بشر، قطعاً می تواند از پسِ قرن ها زمان و فرسنگ ها بُعد مکان، وجود انسان را سرشار از نور و برکت کند. حال تصور کنید مردمی بودند که بدون هیچ فاصله ی زمانی و مکانی، با پیامبر عظیم الشأن اسلام نفس می کشیدند؛ زندگی می کردند؛ اسلام ناب را داغ داغ و تازه ی تازه از پیامبر دریافت می کردند و قرآن را با صوت دلنشین او می شنیدند. با این اوصاف، انتظار می رود که غرق در نورانیت خورشید وجود پیامبر شده باشند. چه اسلامی ناب تر از این؟ کدام مسلمان بودنی زیباتر از این! آیا با این توفیقات و این سوابق ظاهراً درخشان، ممکن است کسی دشمن و قاتل اهل بیت پیامبر از آب درآید؟ این نوشتار می خواهد درباره ی کسانی بگوید که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله یک حادثه آفریدند. حادثه ای که سبب شد این روزها را "فاطمیه" بنامیم. ماجرا به یک حادثه ختم نشد؛ بلکه در دل یک جریان اجتماعی شکل گرفت که مسیر تاریخ را عوض کرد. شرح ماجرا را باید در کتب معتبر تاریخی به روایت بزرگان و علمای اهل تسنن و تشیع خواند. اما خلاصه اش این بود که علی رغم واقعه ی بزرگ غدیر و نصب امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام به خلافت، وصایت و جانشینی پیامبر از طرف خدا و با وحی مستقیم الهی و با اعلام همه جانبه این نصب توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر و با تأکید و تکرار چندین باره آن و علی رغم بیعتی که تک به تک مسلمانان با علی بن ابیطالب علیه السلام کرده بودند، عده ای از همان کسانی که شاید 23 سال در معیّت پیامبر بودند، پس از رحلت ایشان، در سقیفه جمع شدند تا به روش خودشان برای پیامبر جانشین تعیین کنند! بعد راه افتادند تا به روش خودشان برای خلیفه ی خودشان بیعت بگیرند. بیعت گرفتند تا به سدّ اهل بیت پیامبر علیهم السلام برخوردند که این بدعت آشکار را قبول نداشتند و دلیلی برای شکستن بیعت غدیر نمی دیدند و با خلیفه ی خود خوانده ی سقیفه بیعت نکرده بودند. استواری و پایمردی اهل بیت علیهم السلام که پایگاه اجتماعی مهمی میان عموم مسلمانان داشتند، ممکن بود مردم را از بیعت نادرستی که کرده بودند به سوی حق برگرداند و مستبصر کند؛ پس برای جریان باطل لازم بود به زور هم که شده، صوری و نمایشی هم که شده، اهل بیت عصمت علیهم السلام را وادار به بیعت با خلیفه کند پس دست بکار می شود و پشت درب خانه ای که مهبط ملائکة الله است، فاجعه ای رقم می زند نگفتنی... کاری کردند که هیچ مسلمانی با دشمن قسم خورده ی خود نمی کند چه برسد با خانواده ی معصوم پیامبر خود. نکته ی قابل تأمل و قابل عبرت اینجاست که آن فاجعه و آن دشمنی وحشیانه با اهل بیت عصمت علیهم السلام از سوی کسانی سر زد که به سابقه ی مسلمانی خود می نازیدند و چندین مدال افتخار در اسلام برای خود قائل بودند. و آن افتخارها، عموماً فرضی و بی مبنا هم نبود. یک نمونه همان هم صحبتی و همراهی پیامبر در برهه های گوناگون یا نمازهای مکرر پشت سر رسول خدا. ماجراجویان سقیفه، فهرست بلندی از جهاد هم داشتند. جهاد، همان فضیلت عظیمی است که معصوم علیه السلام در وصفش فرموده است: "جهاد دری از درهای بهشت است که خدا برای اولیای خاص خود گشوده است"[2] پس با تعجبی بیشتر باید گفت که آتش زنندگان درب خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها و معرکه گردان های ماجراهای پس از رحلت پیامبر، اهل جهاد و شمشیر زدن در معیت و در رکاب پیامبر اسلام هم بودند. پس چه شد که آن گونه شد؟ نکته ی مهم پایانی: پی نوشت:
موضوعات مرتبط: ویژه میلاد ها وشهادت ها برچسبها: رسول خدا, فاطمیه, اهل سقیفه, اهلبیت عصمت علیهم السلام [ شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||