
نتيجهگيري
تقسيم علم به حضوري و حصولي يک حصر عقلي است و نيز مصداق آن نيز معلوم به علم حضوري خطاناپذير است و نيز تقسيم علم حصولي به تصوري و تصديقي و تقسيم تصور به کلي و جزئي نيز بديهي و وجداني است، لذا نمودار مربوط به آن غيرقابل ترديد است.
واسطههاي علميابي نيز يا حواس ظاهرياند و يا حس باطني و حس باطني نيز اعم از علم حضوري و حصولي است: و حصول باطني، شامل تفکر و تدبر و تعقل نيز ميگردد.
قرآن کريم نيز اکثر تقسيماتي را که عقل و عقول بشري به تدريج به آن رسيده است مورد تأييد قرار داده و اموري را نيز بدان افزوده و نسبت به مواردي نيز سکوت کرده است که ميتوان به طور ضمني به آنها دست يافت.
موارد تصريح شده قرآن کريم - چنانکه گذشت - عبارتند از:
1. تقسيم علم به علم از طريق حواس ظاهري و از طريق حواس باطني و قلب و فؤاد (به قلب و فؤاد دو نوع علم ميتوان نسبت داد: به صورت تفکر و تعقل (حصولي) و مستقيم و حضوري).

2. تقسيم علم به لحاظ مراتب علم به علم شکي، ظني، يقيني و يقين نيز به علماليقين و عيناليقين و حقاليقين:

3. علم غيرحسي به علم از طريق تدبر، تفکر، تعقل، تفقه و بصيرت قابل تقسيم است:

4. علم به لحاظ شيوه پيدايش و تعامل طرفيني به علم با حکمت و علم با موعظه حسنه و علم با جدال احسن قابل تقسيم است.

5. در قرآن کريم علم به علم شهودي و غيرشهودي قابل تقسيم است:
6. علم خالق به حلق و يا هستي مطلق به هستي مقيد و يا علت به معلول نيز علم ديگري است که در قرآن کريم مورد توجه است.

7. علم حضرت حق به همه چيز و علم بيحد و حصر و علم مخلوقات به خداوند و به مخلوقات خداوند در حد محدود، و تقسيم ديگر علم در قرآن کريم است.
البته روشن است که هر کدام از اين اقسام، مقاله و يا کتب جداگانه را اقتضا ميکند، ولي مطلوب اين مقاله اشاره به اقسام علم در قرآن کريم است.
پينوشتها:
1. استاد حوزه و استاديار دانشگاه باقرالعلوم (عليهالسلام).
2. تعبير حاکي با توجه به بحث اتحاد و عقل و عاقل و معقول از همه دقيقتر است، زيرا اگر علم يعني اشتداد وجود عالم به نحوي که مرأت معلوم خارجي ميگردد، آنگاه نفس انسان يا ذات عالم حاکي اشيا خارجي ميگردد و صورت و يا مفهومي زائد در کار نيست (براي مطالعه بيشتر، ر.ک به: ضد معلمي؛ حکمت متعاليه؛ بحث اتحاد عقل و عاقل).
3. براي مطالعه بيشتر ر.ک به: ض معلمي؛ پيشينه و نيرنگ معرفتشناسي؛ بخش اقسام علم حصولي و کلي و اقسام و مفاهيم کلي.
4. ابن سينا در تعليقات (صص 34، 82، 88، 68) و ملاصدرا در اسفار ج 3، ص 498-499، معتقدند: علم ما به محسوسات و يقين ما به وجود آنها به صرف احساس نيست، بلکه يک تعقل و استدلال عقلي همراه آن است؛ زيرا انسان در خواب، ديوانه، و بعضي از بيماران، چيزهايي را ميبينند که واقعيت ندارند و خطاست، و اين عقل است که ميفهمند کجا خطا است و کجا سراب والا در همه موارد احساس حضور دارد (براي مطالعه بيشتر ر.ک به: بيشه و نيرنگ معرفتشناسي، ص 114. نيز: معرفتشناسي در فلسفه اسلامي؛ صص 38 و 127).
5. البته شيخ اشراق ديدن اشيا را با چشم علم حضوري و علم به اشياي غايب را حصولي ميداند (شيخ اشراق؛ مجموعه منصفات؛ ج 2، ص 134-135 /معلمي؛ فلسفه اشراق؛ ص 67-70).
کتابنامه :
* قرآن کريم
1. ابن سينا؛ التعليقات؛ تحقيق جعفر آل ياسين؛ چ 1، بيروت: دارالمناهل، 1408 / 1987.
2. شيخ اشراق؛ مجموعه مصنفات؛ ج 2، تصحيح هانري کربن؛ پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، چ 1، تهران: 1373.
3. طباطبايي، سيد محمدحسين؛ الميزان؛ چ 2، قم: مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، 1394.
4. عبدالباقي، محمدفؤاد؛ المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکريم؛ مکتبة دارالکتب المصريّة، قاهره: [بيتا].
5. معلمي، حسن؛ فلسفه اشراق؛ تهران: سازمان مطالعه و تدوين (سمت) و قم: مرکز مديريت حوزههاي علميه خواهران، 1387.
6. ____؛ پيشينه و پيرنگ معرفتشناسي؛ پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چ 1، تهران: 1386.
7. ____؛ نگاهي به معرفتشناسي در فلسفه اسلامي؛ پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چ 2، تهران: 1387.
8. ____؛ حکمت متعاليه؛ قم: حوزه علميه خواهران، 1387.
9. مصباح، محمدتقي؛ آموزش فلسفه؛ معاونت نيروي سازمان تبليغات، تهران: 1374.
10. المظفر، محمدرضا؛ المنطق؛ مکتبة بصيرتي، چ 3، قم: 1408 ق.
11. ملاصدرا؛ الاسفار الاربعه؛ چ 3، بيروت: دار احياء التراث العربي، 1981.
منبع مقاله :
قائمينيا، عليرضا؛ (1392)، قرآن و معرفتشناسي، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چاپ اول.
موضوعات مرتبط:
معرفت شناسی
برچسبها:
معرف شناسی