ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

اقسام معرفت در قرآن کريم

اقسام معرفت در قرآن کريم

نويسنده: حسن معلمي (1)

چکيده

در قرآن کريم علم از منظرهاي مختلف تقسيم شده است؛ گاهي به لحاظ ابزار مثل علم از طريق حواس و يا غيرحواس و تقسيم حواس نيز به حواس ظاهري و باطني و در مواردي به لحاظ نحوه ادراک مثل شهودي يا حصولي و گاهي به لحاظ متعلق ادراک مثل علم به خالق هستي يا مخلوقات و گاهي به لحاظ نوع ادراک که محدود است يا نامحدود و بر هر کدام از اين اقسام نيز آثار و نتايجي مترتب مي‌گردد.

مقدمه

معرفت به معناي دانستن و دانش و آگاهي معنايي عام و بديهي است و همان‌گونه که فلاسفه گفته‌اند، غيرقابل تعريف است، زيرا مفهومي روشن‌تر از آنکه بتواند آن را تعريف و تبيين کند وجود ندارد. و اين معناي عام و بديهي اقسامي دارد که نمودار اقسام آن بدين شکل است:
اقسام معرفت در قرآن کريم

1. اقسام معرفت

پيش از پرداختن به اقسام علم و توضيح آنها توجه به يک نکته بسيار راهگشا و مفيد و حتي ضروري است. نکته مورد نظر اين است که معمولاً فلاسفه حقيقت علم را به حضور شيءِ نزد عالم مي‌دانند و يا حضور معلوم ترد عالم مي‌دانند ولي هنگامي که مي‌خواهند علم را وصف قرار دادند آن را وصف عالم قلمداد مي‌کنند، درحالي‌که حضور معلوم وصف معلوم است نه وصف عالم، از اين‌رو اگر علم را به احاطه و اشراف و کشف عالم معنا کنيم و حقيقت علم را اين معنا بدانيم، اين مشکل برطرف مي‌گردد و اتصاف عالم به علم وصف خود عالم خواهد بود؛ يعني اين عالم است که اشراف و احاطه و کشف نسبت به معلوم دارد نه معلوم نسبت به عالم.
پس حقيقت علم عبارت است از احاطه و اشراف و کشف عالم نسبت به معلوم که البته لازمه آن حضور معلوم نزد عالم است، ولي اين حضور لازمه حقيقت علم است؛ آن علمي که قصد داريم آن را وصف عالم قرار دهيم.
البته مي‌توان گفت علم حقيقتي دو طرفي است؛ يک طرف عالم و يک طرف معلوم و در طرف عالم احاطه و کشف است و در طرف معلوم حضور؛ و احاطه و اشراف و کشف صفت عالم است و حضور صفت معلوم (معلمي، 1386، ص 216-217).
با توجه به اين نکته، بايد گفت حضور چيزي نزد عالم و يا احاطه عالم به چيزي از دو حال خارج نيست يا احاطه به خود آن چيز و حضور همان نزد عالم است و يا حضور صورت و يا مفهوم و يا حاکي (2) آن نزد عالم و احاطه عالم بدان است. اگر احاطه عالم به خود شيءِ باشد علم حضوري و حصور خود معلوم است نزد عالم و اگر احاطه عالم به مفهوم حاکي آن شيءِ باشد علم حصولي است.
علم انسان به خودش، به حالات نفساني خود (غم، شادي، درد و...) به افعال (اراده و صورت‌هاي خيالي که در ذهن مي‌سازد) علم حضوري است؛ زيرا در اين موارد، عالم (نفس انسان) به واقعيت معلوم (نفس، حالات نفس و افعال نفس) احاطه و اشراف و علم دارد نه به صورت و يا مفهوم و حاکي آنها است.
انسان مي‌تواند به خداوند متعال در حد و مرتبه و سعه وجودي خودش علم حضور پيدا کند و حتي مي‌توان گفت که انسان يک علم ناخودآگاه و ضعيف حضوري از ابتدا به حضرت حق دارد و با تهذيب نفس آن را برجسته و آگاهانه مي‌کند و همين امر در آيات، روايات و ادعيه مورد قبول واقع شده است که در ادامه مقاله به آنها اشاره مي‌شود.
خداوند متعال به خود و همه معلولات خود علم حضوري دارد و همه عالم در محضر خداي رحمان است.
علم حصول نيز گاهي علم به تصورات بسيط و بدون حکم است، همچون تصور آسمان، زمين، کوه، حسن، حسين، پدر، مادر و... که علم تصوري نام دارد و يا علم به مجموعه تصوراتي است که يک قضيه ساخته‌اند و همراه با حکم هستند و فهم و درک صدق اين قضيه علم تصديقي ناميده شده است مثل علم به اينکه آسمان آبي است، زمين گرد است، کوه مرتفع است، حسن آمد، حسين دانشمند است.
علم تصوري نيز گاهي جزئي است مثل تصور حسن، حسين، کوه دماوند که فقط بر يک مصداق تطبيق مي‌کند و گاهي کلي است که بر مصاديق فراواني قابل صدق است، مثل مفهوم کوه، انسان، واجب‌الوجود. مفهوم واجب‌الوجود هر چند يک مصداق بيشتر ندارد، ولي قابل صدق بر مصاديق متکثر است و مفاهيم کلي نيز گاهي ماهوي مستد مثل مفهوم سياه، سفيد و جسم و چوب و آهن و گاهي معقول ثاني فلسفي‌اند، همچون وجود، عدم، وجوب، امکام علت و معلول و غير آن و گاهي معقول ثاني منطقي هستند همچون کلي و جزئي و جنس، فصل و غير آن. (3)
علوم تصديقي نيز گاهي بديهي هستند، يعني نياز به تفکر و تأمل و تلاش ذهني براي تصديق ندارند و گاهي نيازمند تلاش و تأمل ذهني و تفکر هستند و نظري تام دارند و بديهيات نيز گاهي تصور موضوع و محمول جهت تصديق کافي است، مثل هر کلي از جزء خود بزرگ‌تر است و گاهي علاوه بر تصور موضوع و محمول يک استدلال نيز به همراه خود دارند؛ هر چند استدلال آنها ارتکازي است و نياز به تفکر و تأمل ذهني ندارد همچون قضاياي فطري (قضايا قياساتها معها) يعني قضايايي که قياس و استدلال آنها هميشه همراه آنهاست، مثل علم ما به وجود عالم جسماني و اشيا و اطراف خود. (4) و استدلال ارتکازي آن را بعضي از انديشمندان در کتب خود آورده‌اند (آموزش فلسفه، 1374، ج 1، درس 22).


موضوعات مرتبط: معرفت شناسی
برچسب‌ها: معرفت شناسی
[ سه شنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب