ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

 اسلام مکمل و مصلح تمام ادیان است

دفاع در برابر متجاوز و ستیز با ظلم
حق دفاع و رویارویی با ستم که نوعی دیگر از حقوق طبیعی است، از دیگر مشترکات ادیان به شمار می آید.84 «أُذن للذین یقاتلون بأنّهم ظلموا و إنّ الله علی نصرهم لقدیر. الذین أُخرجوا من دیارهم بغیر حق إلاّ أن یقولوا ربّنا و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیراً» حج/40ـ39 به کسانی که مورد هجوم جنگاوران قرار گرفته اند ـ به دلیل مظلومیت شان ـ اجازه جهاد داده شده است، البته خداوند بر پیروزی آنها قادر است؛ همان کسانی که بدون جرمی جز اینکه می گفتند: خدا پروردگار ماست، از خانه هاشان بیرون رانده شدند. و اگر خدا بعضی از مردم را با بعض دیگر دفع نمی کرد، صومعه ها، کلیساها، کنیسه ها و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده می شود سخت ویران می شد. دین نه تنها حق دفاع و ستم ستیزی را لازم و بایسته می شناسد که همکاری با ستم دیده را در برابر ستم گر نیز جزء تکالیف الزامی متدینان می شناسد و حتی دست بردن به اسلحه را در این رابطه مجاز می شمارد. قرآن می فرماید: «و ما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربّنا أخرجنا من هذه القریة الظالم أهلها و اجعل لنا من لدنک ولیاً واجعل لنا من لدنک نصیراً» نساء/75 و چرا شما در راه خدا و مردان، زنان وکودکان به استضعاف کشیده شده نمی جنگید، همانان که می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که مردمش ستم پیشه اند بیرون بر و از پیش خود برای ما سرپرستی قرار ده و از سوی خود یاوری برای ما تعیین فرما. قرآن با اینکه برای مظلومان حق دفاع را به رسمیت شناخته است و به دیگران توصیه کرده تا از مظلومان حمایت نمایند، اما به آنان تذکر داده است که در این مسیر گرفتار افراط نشوند. «یا أیها الذین آمنوا کونوا قوّامین لله شهداء بالقسط و لایجرمنّکم شنآن قوم علی أن لاتعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوی و اتقوا الله إنّ الله خبیر بما تعملون» مائده/8 ای کسانی که ایمان آورده اید! برای خدا به داد برخیزید و به عدالت شهادت دهید. و نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت پیشه نکنید [در مقام ادای شهادت و دفاع از حقی که به تهدید گرفته شده است] عدالت کنید که آن به تقوا نزدیک تر است. و از خدا پروا دارید که خدا بدانچه انجام می دهید آگاه است. در تعالیم انجیل آمده است: «خوشا به حال زحمت کشان برای عدالت، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است.»85 در تورات آمده است: «مغصوبان را از دست ظالمان برهانید.»86 «نیکوکاری را بیاموزید، انصاف را بطلبید، مظلومان را رهایی دهید، یتیمان را دادرسی کنید و بیوه زنان را حمایت کنید.»87 در تعالیم زردشت هم آمده است: «اگر در همین جهان خاکی یاری و پناه ایزدی تو از من دریغ نشود و به دستیاری اردیبهشت از شهریاری و توانایی مینوی برخوردار گردم، به پا خیزم و با همه پیروانم که گوش به فرمان آسمانی تو دارند در برابر بدخواهان و خواردارندگان آیین تو بایستم و در بر انداختن آنان بکوشم.»88 در میان ادیان توحیدی تنها دینی که متهم به ظلم پذیری شده، دین مسیحیان است که در کتاب آسمانی آنان آمده است: «شنیده اید که گفته شده است: چشمی به چشمی و دندانی به دندانی89، لیکن من به شما می گویم با شریر مقاومت مکنید، بلکه هر که به رخساره راست تو طپانچه زند دیگری را نیز به سوی او بگردان و اگر کسی خواهد با تو دعوی کند و قبای تو را بگیرد، عبای خود را نیز بدو واگذار.»90 ولی آیه یادشده نمی تواند ناسخ آیه قصاص در تورات و منشأ تشریع ناسازگار با شریعت موسی به حساب آید، زیرا خود عیسی در همین باب آیه 17 می گوید: «گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف ابراهیم را باطل سازم… تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد.» اگر قصه عیسی نسخ می بود خودش بر خلاف توصیه یادشده عمل نمی کرد و به شاگردانش پیش از دست گیری نمی گفت که آماده باشند و سلاح بردارند؛ در صورتی که موقع دست گیری وقتی «یکی از خادمان که در آنجا ایستاده بود طپانچه بر عیسی زده گفت: به رئیس کهنه چنین جواب می دهی؟ عیسی گفت: اگر بد گفتم به بدی شهادت ده و اگر خوب، برای چه می زنی.»91 پیش از دستگیری و عزیمت به کوه زیتون عیسی به یارانش گفت: «هنگامی که شما بی کیسه و توشه دان و کفش فرستادم به هیچ چیز محتاج شدید؟ گفتند: هیچ! پس به ایشان گفت: لیکن الآن هر که کیسه دارد آن را بردارد؛ و همچنین توشه دان را. و کسی که شمشیر ندارد جامه خود را فروخته آن را بخرد… گفتند: ای خداوند اینک دو شمشیر، به ایشان گفت: کافی است.»92 موقع هجوم رؤسای کهنه و سرداران سپاه هیکل، وقتی «یهودا» از جمع یاران عیسی تصمیم گرفت که عیسی را تسلیم نماید، یارانش گفتند: «خداوندا به شمشیر بزنیم؟ و پطرس غلام رئیس کهنه را زده گوش راست او را از تن جدا کرد»93 عیسی(ع) خشونت پطرس را محکوم ننمود؛ بلکه گفت: شمشیر خود را غلاف کن، آیا جامی را که پدرت به من داده است ننوشم.»94 معنای سخن عیسی این است که جنگ تأثیری ندارد و شهادت او قطعی می باشد. بنابراین مشروعیت دفاع در لابه لای تعالیم عیسی قابل مطالعه است و اگر سخنان مبهم و تأویل پذیری از ایشان نقل شده است جنبه تقیه ای یا توصیه ای مقطعی بوده؛ زیرا دعوت آن حضرت سه سال بیشتر طول نکشید و اگر روشی جز روش تقیه را در نخستین سالهای دعوت و شرایط پرخفقان آن روز بر می گزید به یقین بذرهای دعوت او جوانه نمی زد و محصول نمی داد و در نخستین فرصت، کاهنان و کاتبان خصومت پیشه و فرصت طلب، زمینه اعدام او و نابودی طرفدارانش را فراهم می نمودند. دراین مقطع عیسی(ع) اصرار داشت که بگوید دعوت او دعوت به تساهل نیست، در اثر دعوت وی خواه ناخواه دو جبهه رقیب به وجود می آید و یاران وی بایستی از کمال خودسازی برخوردار گردند و ضمن کاهش علاقه مندی به دنیا و مادیات و افزایش دلبستگی به حق تا مرز استقبال از شهادت پیش روند و وسایل جنگی نیز برای خود تهیه ببینند. در این رابطه توجه خواننده گرامی را به دو متن زیر فرا می خوانیم: «اگر کسی نزد من آید و پدر ومادر و زن و اولاد و برادران و خواهران، حتی جان خود را نیز دشمن ندارد، شاگرد من نمی تواند بود، وهر که صلیب خود را برندارد و از عقب من نیاید، نمی تواند شاگرد من گردد؛ زیرا کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و اول ننشیند تا برآورد خرج آن را بکند که آیا قوت تمام کردن آن دارد یا نه، که مبادا چون بنیادش نهاد و قادر بر تمام کردنش نشد هر که بیند تمسخرکنان گوید این شخص عمارتی شروع کرده، نتوانسته به انجامش رساند. یا کدام پادشاه است که برای مقابله با پادشاه دیگر برود جز اینکه اول نشسته تأمل نماید که آیا با ده هزار سپاه قدرت مقاومت کسی را دارد که با بیست هزار لشکر بر وی می آید، و الاّ چون او هنوز دور است، ایلچی فرستاده شروط صلح را از او درخواست کند، پس همچنین هر یکی از شما که تمام مایملک خود را ترک نکند نمی تواند شاگرد من باشد. نمک نیکو است، ولی هر گاه نمک فاسد شد به چه چیز اصلاح پذیرد…»95 «گمان مبرید که آمده ام تا سلامتی بر زمین بگذارم، نیامده ام تا سلامت بگذارم، بلکه شمشیر را؛ زیرا آمده ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خویش… جداسازم دشمنان شخص، اهل خانه او خواهند بود و هر که پدر و مادر را بیش از من دوست دارد لایق من نباشد… و هر صلیب خود را برنداشته از عقب من نیاید لایق من نباشد.»96 قرآن نیز از قاطعیت و روحیه انقلابی حضرت عیسی و پیروانش سخن می گوید و پیدایش دوجبهه حق و باطل و رویارویی بین آن دو را در پی نهضت عیسوی مورد تأکید قرار می دهد، آن گاه مسلمانان را به الگوگیری از یاران فداکار عیسی فرا می خواند: «یا أیها الذین آمنوا کونوا أنصار الله کما قال عیسی بن مریم للحواریین من أنصاری إلی الله قال الحواریون نحن أنصارالله فآمنت طائفة من بنی اسرائیل و کفرت طائفة فأیدنا الذین آمنوا علی عدوّهم فأصبحوا ظاهرین» صف/14 کسانی که ایمان آورده اید! یاران خدا باشید؛ همان گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: کیست که در راه خدا به من یاری رساند، حواریون گفتند: ما یاران خداییم، پس طایفه ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و طایفه ای کفر ورزیدند. کسانی را که ایمان آورده بودند، بر دشمنان شان یاری کردیم تا چیره شدند. عیسی هنگامی یارانش را به یاری دین خدا فراخواند که جبهه کفر شکل گرفته بود و خطر رویارویی حتمی به نظر می رسید: «فلمّا أحسّ عیسی منهم الکفر قال من أنصاری الی الله قال الحواریون نحن أنصارالله» آل عمران/52 چون عیسی کفرورزی آنان را مشاهده نمود گفت: یاران من در راه خدا چه کسانند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم. بدین ترتیب مسیحیت حق دفاع را مسلم می داند. البته در آثار برجای مانده از تورات و انجیل، بین دعوت موسی و دعوت عیسی تفاوتی وجود دارد، در دعوت عیسی در مقام انتخاب یکی از دو گزینه گرفتن حق و گذشت، اولویت با عفو و گذشت شناخته شده است؛ برعکس دعوت موسی که می گوید: «هیچ فدیه به عوض جان قاتل که مستوجب قتل است مگیرید»97 و اصرار دارد بر اجرای قانون و کیفر بدکاران، شاید بدین دلیل که در گذشته تاریخ کیفردهی بیشترین نقش را در تربیت و اصلاح جامعه داشته و پس از رشد قدرت تعقل بشر، زمینه اصلاح با گذشت هم فراهم آمده است.


موضوعات مرتبط: ادیان شناسی
برچسب‌ها: ادیان شناسی
[ جمعه سی و یکم تیر ۱۴۰۱ ] [ 9:3 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب